جمعه 3 بهمن 1404

نقش راهبردی پروژه‌های جمع‌آوری گازهای همراه در مدیریت ناترازی گاز

خبرگزاری مهر مشاهده در مرجع
نقش راهبردی پروژه‌های جمع‌آوری گازهای همراه در مدیریت ناترازی گاز

بازگردانی گازهای همراه نفت از فلرها، یک فرصت استراتژیک برای کاهش ناترازی و تقویت امنیت انرژی ایران است.

به گزارش خبرنگار مهر، مدیریت بهینه منابع انرژی، به ویژه گاز طبیعی، یکی از چالش‌های اساسی در اقتصاد و توسعه پایدار جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. با توجه به حجم بالای تولید نفت خام در کشور، تولید همزمان گازهای همراه در میادین نفتی اجتناب‌ناپذیر است. در دهه‌های گذشته، بخش قابل توجهی از این گازها به دلیل فقدان زیرساخت‌های لازم یا ملاحظات اقتصادی، سوزانده (فلر) شده که این امر علاوه بر اتلاف منابع ارزشمند، موجب آلودگی‌های زیست‌محیطی جدی نیز شده است.

اجرای پروژه‌های جمع‌آوری گازهای همراه نه تنها یک الزام زیست‌محیطی، بلکه یک استراتژی حیاتی در تأمین امنیت انرژی کشور، کاهش ناترازی در بخش‌های مصرف، به‌ویژه صنعت، و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی است. این گزارش به بررسی ابعاد فنی، اقتصادی و راهبردی این پروژه‌ها و تأثیر مستقیم آن‌ها بر تعادل عرضه و تقاضای گاز در کشور می‌پردازد.

گازهای همراه شامل متان، اتان، پروپان، بوتان و سایر هیدروکربن‌های سبک هستند که همراه با نفت خام از مخازن استخراج می‌شوند. این گازها منبعی غنی از انرژی هستند و در صورت جمع‌آوری و فرآوری، می‌توانند به عنوان خوراک صنایع پتروشیمی، سوخت نیروگاه‌ها و مصارف خانگی یا صنعتی به شبکه سراسری تزریق شوند.

اهمیت راهبردی این گازها در این است که آن‌ها یک محصول جانبی ناگزیر از تولید نفت هستند. عدم استفاده از این منابع، سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در بخش بالادستی نفت را تضعیف کرده و پتانسیل درآمدزایی کشور را کاهش می‌دهد.

پیامدهای اقتصادی فلر سوزی

بر اساس آمار منتشرشده در سال‌های گذشته، ایران جزو بزرگ‌ترین مشعل‌داران (فلرکننده‌ها) گاز در جهان بوده است. فلرینگ به معنای سوزاندن گاز اضافی در سر چاه یا واحدهای فرآیندی است. پیامدهای این رویکرد عبارتند از:

اتلاف اقتصادی: هدر رفتن حجم عظیمی از انرژی که می‌توانست به چرخه تولید ارزش بازگردد. ارزش اقتصادی گاز همراه سوزانده شده، میلیاردها دلار در سال تخمین زده می‌شود.

آلودگی محیط زیست: انتشار گازهای گلخانه‌ای (به‌ویژه دی‌اکسید کربن) و آلاینده‌های محلی که بر سلامت عمومی و محیط زیست منطقه تأثیر منفی می‌گذارد. فلرینگ، بازده احتراق را کاهش داده و منجر به تولید آلاینده‌های خطرناک می‌شود.

افزایش ناترازی: عدم تزریق گاز جمع‌آوری شده به شبکه، فشار مضاعفی بر ظرفیت تولید گاز طبیعی خالص (Sweet Gas) وارد کرده و ناترازی فصلی (به‌ویژه در زمستان) را تشدید می‌کند. گاز فلر شده، ظرفیتی است که می‌توانست به‌راحتی بخشی از نیاز فصول سرد را پوشش دهد.

اجرای موفقیت‌آمیز پروژه‌های جمع اوری گاز های همراه مستقیماً بر حل ناترازی گاز، به‌ویژه در بخش صنعتی که مصرف‌کننده عمده است، تأثیر می‌گذارد.

هدف اصلی این پروژه‌ها، جمع‌آوری، شیرین‌سازی (حذف ترکیبات اسیدی و سپس تزریق گاز به خطوط لوله انتقال است. با تزریق این حجم از گاز به شبکه، نیاز به برداشت بیشتر از میادین گازی ترش یا شیرین (مانند پارس جنوبی) کاهش می‌یابد. این امر اجازه می‌دهد گاز شیرین‌تر و آماده مصرف، به بخش‌هایی با حساسیت بالاتر مانند مصارف خانگی و نیروگاه‌ها در اوج مصرف اختصاص یابد.

در برخی عملیات، تزریق گاز همراه به مخزن (به‌جای سوزاندن) می‌تواند به عنوان گاز احیایی عمل کرده و فشار مخزن را حفظ کند، که این خود به ثبات تولید نفت کمک می‌کند. در این حالت، از گاز به عنوان یک منبع ترمودینامیکی برای افزایش ضریب بازیافت نفت نیز استفاده می‌شود.

بخش صنعت، به‌ویژه صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی، نیازمند تأمین پایدار گاز با فشار مناسب هستند. ناترازی گاز غالباً منجر به اعمال محدودیت‌های شدید (قطعی یا کاهش خوراک) بر این صنایع می‌شود که مستقیماً توان رقابتی و تولید ناخالص داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاز جمع‌آوری‌شده می‌تواند به عنوان یک منبع پایدار و قابل اتکا در داخل منطقه تولید، بخشی از نیاز صنایع محلی را تأمین کند. این امر به‌ویژه در مناطقی که فاصله زیادی از شبکه انتقال گاز دارند، اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. همچنین نزدیکی محل تولید گاز جمع‌آوری شده به صنایع منطقه، هزینه‌های انتقال بلندمدت را کاهش می‌دهد. این امر همچنین نیاز به سرمایه‌گذاری‌های جدید در خطوط لوله انتقال سراسری را کاهش می‌دهد.

دستاوردهای جلوگیری از فلرسوزی در سالهای اخیر

در سال‌های اخیر، پروژه‌هایی در مناطق نفت‌خیز جنوب (مانند غرب کارون، اهواز و آغاجاری) با هدف جمع‌آوری گازهای همراه با موفقیت به بهره‌برداری رسیده‌اند. این پروژه‌ها توانسته‌اند روزانه میلیون‌ها متر مکعب گاز را از فلر شدن نجات دهند. به عنوان مثال، پروژه‌هایی که بر محوریت ایجاد واحدهای فرآیندی و تزریق مجدد یا صادرات گاز متمرکز شده‌اند، نشان داده‌اند که بازیابی این منابع نه تنها از نظر محیط زیستی توجیه‌پذیر است، بلکه از نظر اقتصادی نیز بازگشت سرمایه سریعی دارند. سودآوری این پروژه‌ها اغلب از طریق فروش گاز فرآوری‌شده یا محصولات جانبی (مانند پروپان و بوتان مایع - LPG) تأمین می‌شود.

با وجود اهمیت راهبردی، اجرای این پروژه‌ها با چالش‌هایی روبرو است: که از جمله آن می توان به پراکندگی چاه‌های نفت و میادین، وجود ترکیبات خورنده در گاز همراه، و نیاز به فناوری‌های پیچیده برای شیرین‌سازی و فرآوری. طراحی واحدهای فرآیندی باید با در نظر گرفتن تغییرات آتی در ترکیب گاز همراه (به دلیل افت فشار مخزن) صورت گیرد. ماهیت سرمایه‌بر بودن پروژه‌های زیرساختی گاز و پیچیدگی‌های تأمین مالی داخلی و بین‌المللی، به‌ویژه در شرایط تحریم، به عنوان یک مانع جدی مطرح است. نیاز به ضمانت‌های دولتی برای نرخ خرید تضمینی گاز جمع‌آوری‌شده ضروری است. گاهی اوقات تفکیک مالکیت بین شرکت ملی نفت (به عنوان تولیدکننده) و شرکت ملی گاز (به عنوان بهره‌بردار شبکه) بر سر تأسیسات و تخصیص خوراک می‌تواند منجر به تأخیر در تصمیم‌گیری‌ها می شود. زمان لازم برای طراحی، ساخت و راه‌اندازی یک واحد جمع‌آوری گاز، اغلب طولانی‌تر از زمان مورد نیاز برای رفع اضطراری ناترازی است، که نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت است.

از منظر کارشناسی، جمع‌آوری گازهای همراه یک اهرم قدرتمند برای مدیریت انرژی کشور است که اثرات چندوجهی دارد:1. اثر کاهنده بر فشار زمستانی؛ هر متر مکعب گازی که از فلر به شبکه بازگردد، به‌ویژه در بازه زمانی اوج مصرف زمستانی (که ناترازی به حداکثر می‌رسد)، به معنای کاهش فشار بر تولید گاز از پارس جنوبی و در نتیجه، پایداری بیشتری در تأمین گاز صنایع و جلوگیری از اعمال محدودیت‌های انرژی است. این امر تأثیر مستقیمی بر تولید صنعتی و حفظ رفاه عمومی دارد.

2. ارزش افزوده صنایع پایین‌دستی؛ گاز همراه صرفاً به عنوان سوخت مصرف نمی‌شود؛ بلکه می‌توان از جزء اتان و پروپان آن به عنوان خوراک واحدهای پتروشیمی استفاده کرد. ارزش خالص این محصولات بسیار بالاتر از ارزش گاز طبیعی خام است. این امر توسعه صنایع تکمیلی، صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر و کاهش واردات مواد شیمیایی را تسهیل می‌کند.

3. لبه تکنولوژیک و محیط زیستی؛ توقف فلرینگ، ایران را در مسیر تعهدات بین‌المللی زیست‌محیطی قرار می‌دهد و نشان‌دهنده بلوغ فنی در مدیریت منابع هیدروکربنی است.

پروژه‌های جمع‌آوری گازهای همراه همراه با نفت، فراتر از یک اقدام صرفاً زیست‌محیطی، ستون فقراتی برای پایدارسازی عرضه گاز به بخش صنعت و مقابله با ناترازی مزمن انرژی در ایران هستند. هرگونه تأخیر در اجرای این پروژه‌ها، به معنای تداوم اتلاف منابع و تحمیل محدودیت‌های اقتصادی بر بخش‌های مولد کشور است. موفقیت در مهار این منابع نهفته در عزم مدیریتی برای سرمایه‌گذاری زیرساختی و اطمینان از بازگشت اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها از طریق تزریق مطمئن گاز به شبکه ملی می‌باشد. سرمایه‌گذاری فعال در این حوزه، کلیدی‌ترین راهکار بلندمدت برای عبور از بحران ناترازی انرژی و تضمین توسعه صنعتی پایدار کشور خواهد بود.