نکند شوخی گرفتهایم
تهران - ایرنا - روزنامه اطلاعات در مطلبی آورد: آمار فوتیهای ناشی از پاندمی کرونا در روزهای اخیر رکورد زده است. این آمار در روز سهشنبه (دیروز) به 227 نفر رسید که حتی از آمار اواخر اسفند و اوجگیری بیماری هم بالاتر است و تا به حال آمار بالای 220 در حد انگشتهای یک دست هم نداشتهایم.
روزنامه اطلاعات یادداشتی را در صفحه نخست خود به قلم فتح الله آملی آورده است که در گزیده ای از آن می خوانیم: مقامات بهداشتی و بیمارستانی هم تعارف را کنار گذاشته و با صدای رسا در رسانهها اعلام کردهاند دیگر تخت خالی نداریم.وزیر بهداشت از کمبود ارز و عدم تخصیص آن و مصائب سخت وزارتخانهاش که متولی اصلی مقابله با بیماری است حکایتها داشته و دارد و عضو ستاد ملی مقابله با کرونا که خود یک متخصص برجسته همین حوزه است دیگر تعبیر وضعیت قرمز را کافی ندانسته و میگوید تهران به عنوان پایتخت و پرجمعیتترین شهر کشور در وضعیت سیاه کرونایی است. اینکه چه علل و عواملی موجبات این وضعیت دشوار را فراهم آوردهاند و کدام تصمیمات باعث آن بوده و چه اشتباهاتی باعث آن شده و چه فرد یا افراد یا مراکزی مقصر آن بودهاند، فعلا موضوع این بحث نیست و دردی را هم دوا نمیکند.
مسأله این است که همگی باید به هشدار مهمی که متولیان امر میدهند به خوبی و بدون وقفه و اتلاف وقت توجه کنیم. از قبل هم معلوم بود که فقط نصیحت و توصیه و نمایش فیلمهای مختلف و کلیپهای گوناگون و خواهش و تمنا و پخش کلیپهای احساسی برای آنکه همه مردم پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند، کافی نیست و از مرحله نصیحت درمانی باید عبور کرد و قانونهای سفت و سختی، وضع و تنبیهات شدیدی برای معدودی که هیچ چیز برایشان مهم نیست در نظر گرفت و پای پلیس و دادگاه و داغ و درفش را برای قاتلان بیتوجه سلامت مردم به میان کشید.
دوستان مگر نمیدانند که حفظ امنیت ملی در این موارد هم ضرورت دارد؟ و کسانیکه به هر دلیلی این امنیت را به مخاطره میاندازند نیازمند تذکر و تنبیه و مجازات هستند؟ اینکه تازه دولت به صرافت اجباریکردن ماسک افتاده و تازه هنوز هم برای آنها که رعایت نمیکنند مجازاتی در نظر نگرفته، کمی دیر نیست؟ یادمان نرفته که در هفتهها و ماههای آغازین چه عملکرد و کارنامهای در این مسیر داشتهایم و حالا که بسیاری از کشورها آمار ابتلا و به ویژه مرگ و میر را به میزان قابل توجهی کاهش دادهاند، ما به چه آمار نگران کنندهای به ویژه در افزایش فوتیها رسیدهایم؟
آیا این توجیه که مردم خسته شدهاند و دیگر طاقت ندارند و به همین دلیل، برخی ماسک نمیزنند یا رعایت نمیکنند قابل قبول است؟ هنوز باور نکردهایم که این ویروس با کسی شوخی ندارد و ناگهانیتر و بیخبرتر و چراغ خاموشتر از آنچه که فکر بکنیم به سراغ آدم میآید و تا سر برگردانیم گرفتارمان میکند؟ این میزان ابتلا، بستری، هشدارهای مراکز درمانی درباره نداشتن جای خالی و این میزان مرگ و میر آیا به قدر کافی هشدار دهنده نیست؟ آیا این همه فشاری که به کادر درمان میآید و خستگی و تلاش شبانهروزی آنها و نیز شهادت مظلومانه دهها پزشک و پرستار خجالتمان نمیدهد تا ماسک به صورتمان بزنیم و از رفت و آمد غیر ضروری و سفر تفریحی اجتناب کنیم؟
در پایان یک مطلب یادم آمد. در روزهای نخست ارتش و سپاه و بسیج و بسیاری از مراکز دولتی و حتی بخش خصوصی که فضایی داشتند یا پارکینگ وسیعی و سوله قابل تبدیلی، آن را تجهیز کرده و برای بستری بیماران آماده کرده بودند. حتی در گزارشها میدیدیم که ده درصد ظرفیت ایجاد شده هم مورد استفاده نبود. اما چرا حال شاهد استمرار چنین حرکتهای خوبی نیستیم؟ احتمالا به علت عدم اشغال تخت یا هزینههای تجهیز و نگهداری، بسیاری از آنها جمع آوری شدهاند، آیا نمیشود دوباره این ظرفیتها را ایجاد کرد؟ گرچه بهترین نوشدارو قبل از مرگ سهراب رعایت همگان به پروتکلهای بهداشتی و مراعات خود مردم و سختگیری نسبت به ناقضین این دستورالعملهاست اما در هر حال اینکه دستها را بالا ببریم و بگوییم دیگر نه تخت خالی داریم و نه داروی کافی و نه دستگاه اکسیژن به قدر نیاز و... هم چندان قشنگ نیست. ختم کلام اینکه اگر خسته شویم و رعایت نکنیم و متحد نباشیم در مقابله با این بلای زمینی منحوس، نمیتوانیم شکستش بدهیم.
منبع: روزنامه اطلاعات *س_برچسبها_س*