پشتپرده یک جهش مشکوک / ترانزیت لاکپشتی در مقابل رقبای خرگوشی
پشت ویترین درخشان جهش 108 درصدی صادرات، واقعیت تلخی به نام «اقتصاد اضطراری» نهفته است؛ این درحالی است که با آمارهای یکهفتهای در شرایطی به استقبال جشن توسعه میرویم که کالبدشکافی دادهها نشان میدهد که رگهای تجارت از تکنولوژی تهی شده و تنها با «خامفروشی پتروشیمی» و «واردات فلهای نهادههای دامی» ضربان دارد.
آمارهای جدید گمرک، بیش از آنکه نشاندهنده فتح بازارهای جهانی باشد، حکایت از یک ناهنجاری نگرانکننده دارد؛ جایی که وزن واردات 36 درصد رشد میکند اما ارزش آن تنها 1 درصد تکان میخورد و این شکاف عمیق، سیگنال مرگ بازسازی صنعتی ایران است؛ یعنی ورود گندم و جو به جای ماشینآلات؛ بنابراین در دنیایی که رقبای منطقهای با سرعت نور، کریدورهای جایگزین را میسازند، دلخوش کردن به رشد ناچیز ترانزیتی که روی جادههای فرسوده بنا شده، چیزی جز یک «خوشی فصلی» نیست.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک، براساس گزارش اخیر گمرک، جهش خیرهکننده 108درصدی در ارزش صادرات در طول یک هفته امری غیرعادی و عجیب است که با تحلیل دقیق دادهها و مقایسه آنها با واقعیتهای اقتصادی، پرده از این واقعیت برمی دارد که این اعداد بیش از آنکه حاصل یک تحول ساختاری در تجارت باشند، تحت تأثیر نوسانات مقطعی و چالشهای پنهان است.
بنابراین رشد 108 درصدی ارزش صادرات در عرض یک هفته، احتمالا میتوند ناشی از «تخلیه بار صادراتی» یا ثبت آمارهای عقبمانده باشد برای مثال وقتی وزن صادرات 60 درصد، اما ارزش آن 108 درصد رشد میکند، یعنی قیمت پایه کالاهای صادراتی افزایش یافته یا کالاهای گرانتری صادر شده است.
وقتی پتروشیمی، جور کل اقتصاد را میکشد
با توجه به سبد صادراتی ایران، این جهش عمدتاً ناشی از محصولات پتروشیمی و پایه نفتی است که به شدت به قیمتهای جهانی وابسته است. همچنین تمرکز صادرات بر محصولات خام و نیمهخام ازجمله محصولات پتروشیمی و معدنی این پیام را دارد که تجارت خارجی ایران همچنان «تکمحصولی» بوده و با کوچکترین نوسان قیمت جهانی یا فشار تحریمی، این آمارها فرو میریزند.
براساس دادههای گمرک، آمار واردات نشان دهنده این است که وزن آن 36 درصد رشد کرده، اما ارزش تنها 1 درصد افزایش یافته است این مساله به این معنی است که ایران کالاهای بسیار ارزانتر و با ارزش افزوده پایینتری وارد کرده است بنابراین بخش عمده واردات (928 هزار تن از 1.1 میلیون تن) صرفاً کالاهای اساسی و فلهای مانند گندم، جو و ذرت بوده است.
هشدار امنیت غذایی در انبارهای لبریز
اختصاص بخش زیادی از ظرفیت وارداتی به کالاهای اساسی علاوه برآنکه نشاندهنده هشدار در وضعیت «امنیت غذایی» است، اما همزمان به معنای کاهش واردات ماشینآلات و کالاهای سرمایهای برای خطوط تولید نیز است. همچنین زمانی که چرخ صنعت یا واردات تکنولوژی به درستی نچرخد، رشد صادرات احتمالا در ماههای آینده متوقف خواهد شد.
ازسویی دیگر، رشد 37 درصدی ترانزیت و رسیدن به 438 هزار تن در یک هفته در مقایسه با ظرفیتهای کریدوری ایران، بسیار ناچیز است؛ به طوری که 438 هزار تن در هفته معادل حدود 22 میلیون تن در سال است و این عدد برای کشوری که ادعای چهارراه ترانزیتی جهان را دارد بسیار پایین است. بنابراین مشکل اصلی در زیرساختهای فرسوده ریلی و جادهای و بوروکراسی گمرکی در مرزهاست.
کلنگزنی رقبا در مسیرهای جایگزین و خواب زمستانی مسئولان!
البته رقبای منطقهای در مسیرهای کریدور میانی، مسیرهای ترکیه و عراق با سرعت در حال جذب بارهای بینالمللی هستند و اگر ایران زیرساختهای خود را نوسازی نکند، این رشد 37 درصدی صرفاً یک نوسان فصلی باقی میماند و مسیرهای جایگزین جای ایران را خواهند گرفت.
بنابراین، گرچه رشد صادرات روی کاغذ امری مطلوب است، اما تا زمانی که چالش «رفع تعهد ارزی» وجود دارد این صادرات منجر به ورود نقدینگی واقعی به چرخه اقتصاد نشده و به «خروج سرمایه» در قالب کالا دامن میزند. البته افزایش 36 درصدی وزن واردات در مقابل رشد تنها 1 درصدی ارزش، نشان میدهد که انبارها در حال پر شدن از کالاهای اساسی هستند، اما فرآیند ترخیص و توزیع به دلیل مشکلات ارزی همچنان کند عمل کرده که این مساله میتواند منجر به فساد کالاها یا کمبود مقطعی در بازار شود.