«کوئیک» یا «آرتیست»؛ از پشت اتاق شیشهای به ریشمان نخندید
آقای مدیر! تشویق برای ناشر تازهکاری است که کرونا و برگزار نشدن نمایشگاه کتاب کمرش را شکسته است. بهتر بود به جای خرید 220 میلیونی از یک ناشر، به حمایت از 20 - 30 ناشر جوان میپرداختید.
آقای مدیر! تشویق برای ناشر تازهکاری است که کرونا و برگزار نشدن نمایشگاه کتاب کمرش را شکسته است. بهتر بود به جای خرید 220 میلیونی از یک ناشر، به حمایت از 20 - 30 ناشر جوان میپرداختید.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ
پنج روز پیش خبر «خرید بیش از 32 میلیارد ریال کتاب در جلسات 620 و 621 هیات خرید کتاب» از سوی وزارت ارشاد منتشر شد و نکته جالب توجه خرید 220 میلیون تومانی از یک ناشر بود. آن هم در روزگاری که بنگاههای کوچک نشر چشم به وعدههای چند میلیونی وزارت فرهنگ و ارشاد دارند. از این رو چند خطی درباره این موضوع در صفحه شخصیام در اینستاگرام نوشتم که دوستان اتاق شیشه همین نقد چند خطی و ساده را نیز تاب نیاورند. مهرزاد دانش، مدیرکل دفتر چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پاسخ به یک استوری ساده درباره خرید 220 میلیون تومانی ارشاد از یک ناشر گفتوگویی 1200 کلمهای را با خبرگزاری ایبنا انجام داده است تا از اتفاق رخ داده دفاع کند. در راستای مصاحبه انجام شده و با توجه به جمله پایانی که گفته شده: «دانش یادآور شد: اینکه یک منطق ریاضی کاملا مشخصی را به عنوان فساد در نظر میگیرند خیلی جالب نیست و ای کاش منتقدان به جای سطحی انگاریها یک مقداری وارد مسایل عمیقتر میشدند و ما را راهنمایی عمیقتر میکردند.» لازم دیدم چند نکته را بیان کنم تا انتقاد به بریزوبپاشهای هیات خرید، سطحیانگاری تلقی نشود.
1- در مصاحبه گفته شده است که از فلان نشر به میزان زیادی (220 میلیون تومان!) کتاب خریدیم؛ چراکه برای پاسداشت زبان فارسی تلاش میکند و برای خرید از ناشرانی که برای پاسداشت زبان فارسی تلاش میکنند، محدودیتی نداریم. آقای دانش حتی اسم کتابهای خریداری شده مثل «آرتیست»، «جادوی اپ سیزده» (اپ به معنی نرمافزار)، «پسرک غربتی»، «شناسنامهای برای الاغ» هم نشان میدهد که شما چقدر برای پاسداشت زبان فارسی اهمیت قائل هستید! و بهتر است، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به جای اعتراض به گروه خودروسازی سایپا برای نامگذاری «کوئیک»، جلو چاپ کتاب با نامهای بیگانه (آرتیست و جادوی اپ سیزده) را بگیرد و اگر نمیتواند جلوی چاپ این کتابها را بگیرد حداقل از خرید آنها جلوگیری کند تا با در اختیار قرار دادن چنین عناوینی آن برای قشر کودک و نوجوان بیش از پیش به بدنه نحیف زبان فارسی آسیب نزنید. در چنین شرایطی از قول شیخ اجل به شما میگویم: «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان»
2- در مصاحبه از کلمه «تشویق» برای ناشران استفاده کردید. آقای مدیر! تشویق برای ناشر تازهکاری است که کرونا و برگزار نشدن نمایشگاه کتاب کمرش را شکسته است و بهتر بود به جای خرید 220 میلیونی از یک ناشر، به حمایت از 20 - 30 ناشر جوان میپرداختید. آقای مدیر هیچ جای قانون نیامده که در این شرایط بحرانی کشور و برای بدست آوردن دل یک ناشر از بیتالمال هزینه کنید و مردم تاوان برگزار نشدن نمایشگاه را به دوستان شما بدهند.
3- در قسمتی از مصاحبه گفتهاید: «کتابی که بر اساس مولفههای ما خوب بوده و 150 نسخه از آن خریداری میشد، اگر موضوع آن پاسداشت زبان فارسی باشد و همه اولویتهای فنی و کیفی را در بر بگیرد حتی تا 200 یا 250 نسخه هم از آن خریداری میشود.» و من در جواب به شما میگویم که ای کاش 200 یا 250 نسخه می خریدید. شما تنها در یک خرید از یک ناشر 500 نسخه از 10 عنوان کتاب او خریداری کردهاید و عنوانهای 300 نسخهای هم به جای خود.
4- بخش جذاب دیگر مصاحبه آنجاست که گفتهاید: «اگر کتاب نامناسبی خریداری شده کارشناسان و فرهیختگان فرهنگی بگویند که مثلا فلان اثر نامناسب است، کتابسازی است یا اثر ضعیفی است و ما بررسی میکنیم و اگر این اشتباه سهوا رخ داده باشد به آن مجددا میپردازیم. اما بهصرف اینکه از یک ناشر بیشتر کتاب خریداری کردیم و از ناشر دیگر کمتر بگویند فساد در مجموعه است گوینده شانیت خود را مخدوش میکند.» اجازه دهید شانیت خودم را مخدوش کنم و با حفظ احترام به استاد عزیزی که در همان خرید 220 میلیونی 11 عنوان کتاب او را خریداری کردهاید بگویم که آمار نشان میدهد که دوست عزیز در یک سال گذشته 45 عنوان کتاب با ناشران مختلف چاپ کرده است و در اینجا میگویم: «من از مفصل این نکته مجملی گفتم / تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل».
5- در قسمت دیگری از مصاحبه آمده است: «دانش با بیان اینکه اگر قرار بر فساد و تبعیض باشد ما اصولا شفافیتی در پیش نمیگرفتیم، گفت: فساد در حیاط خلوت رشد پیدا میکند نه در اتاق شیشهای و خوب است افرادی که تهمت فساد زدند، بهجای استفاده از لحنهای پرخاشگرانه که شانیت فرهنگی خودشان را هم مخدوش میکند، نقدها و نکتههای اساسیتر را به ما میگفتند.» آقای دانش شان خبرنگار به پاکدستی اوست و انتقاد از بریزوبپاش برای یک ناشر هیچ وقت شان یک خبرنگار را خدشهدار نمیکند و اجازه دهید بگویم که شان فرهنگی ما زمانی خدشهدار شد که برای حفظ اعتبار دولت و شرایط فعلی مملکت سکوت کردیم و سرمان را پایین انداختیم و شما و دوستانتان از پشت اتاق شیشهای به ریشمان خندیدید.
با تشکر از تلاشهای شما برای حفظ زبان فارسی، شهاب دارابیان