چهارشنبه 14 مرداد 1405

اربعین در قاب دوربین‌های خودنما / از «طی طریق» تا «ویترین بلاگری»

خبرگزاری میزان مشاهده در مرجع
اربعین در قاب دوربین‌های خودنما / از «طی طریق» تا «ویترین بلاگری»

اربعین، مسیر اخلاص و گمنامی است، اما این روزها برای برخی، بیش از آنکه سفری معنوی باشد، به صحنه‌ای برای تولید محتوا، نمایش سبک زندگی و رقابت برای دیده‌شدن در فضای مجازی تبدیل شده است.

خبرگزاری میزان -

اربعین، بزرگ‌ترین اجتماع انسانی جهان، هر سال میلیون‌ها زائر را از سراسر کره زمین به سمت کربلا می‌کشاند. مسیری که روزگاری تنها با گام‌های آهسته، دل‌های مشتاق و اشک‌های بی‌ریا طی می‌شد، این‌روزها صحنه حضور بازیگران تازه‌ای شده است؛ بازیگرانی که دوربین‌های همراهشان را بر هر آنچه می‌بینند، می‌گشایند و کربلا را به استودیوی تولید محتوا تبدیل کرده‌اند.

نکته تأمل‌برانگیز این است که این پدیده، نه یک حاشیه کوچک، که به جریانی پررنگ و تأثیرگذار در فضای مجازی بدل شده است. صفحاتی که روزگاری تنها درباره پوشش اسلامی فعالیت می‌کردند، امروز مناسبت‌های مذهبی را نیز به فضایی برای معرفی محصولات، تبلیغات و تولید محتوا تبدیل کرده‌اند. محرم و اربعین، به‌جای آنکه فرصتی برای ترویج فرهنگ عاشورا باشند، در برخی صفحات به ویترینی برای نمایش عباهای چند میلیونی، کیف و کفش‌های لوکس و اکسسوری‌های خاص تبدیل شده‌اند که بیش از آنکه نشانی از سادگی داشته باشند، یادآور صنعت مد هستند.

از «طی طریق» تا «ویترین بلاگری»

تصور کنید در میان ازدحام زائرانی که با گام‌های آرام و دل‌هایی مشتاق به مهم‌ترین مقصد جهان می‌روند، ناگهان کسی می‌ایستد، دوربین موبایلش را مقابل صورتش می‌گیرد و با لبخندی تصنعی برای هزاران فالوور ژست می‌گیرد. چند قدم آن‌طرف‌تر، زوج بلاگری هر عمود و موکبی را که از آن رد شده‌اند، بهانه‌ای می‌کنند برای عکس‌های عاشقانه‌شان؛ نه برای یادگاری که سال‌ها بعد به فرزندانشان نشان دهند، بلکه برای مخاطبان مجازی و صفحه‌ای که نشان دهد استوری‌های خوش‌آب‌ورنگشان از هیجان نیفتاده است.

شاید هیچ‌گاه تصور نمی‌کردیم که روزی سفر اربعین به صحنه و ویترینی برای نمایش پوشش‌های عجیب و غریب و تبلیغ سبک زندگی لوکس تبدیل شود، اما این، واقعیت تلخی است که این‌روزها در شبکه‌های اجتماعی به وفور دیده می‌شود. ده‌ها صفحه با عنوان «استایل اربعین»، «لوک اربعین»، «عبای ترند» و «چادر مناسب پیاده‌روی» در حال تبلیغ کالاهایی هستند که قیمت برخی از آن‌ها با فلسفه ساده‌زیستی این سفر هیچ تناسبی ندارد. گویی برای حضور در بزرگ‌ترین اجتماع عزاداران امام حسین (ع)، دیگر آمادگی روحی و معرفتی کافی نیست و باید از قبل، ظاهر و قاب این سفر را نیز طراحی کرد.

اشکی که منتظر تنظیم دوربین می‌ماند 

شاید ثبت چند تصویر از یک مراسم مذهبی ایرادی نداشته باشد، همان‌گونه که سال‌ها پیش نیز مردم با دوربین‌های عکاسی خاطرات خود را ثبت می‌کردند، اما آنچه امروز دیده می‌شود، صرفاً ثبت خاطره نیست؛ در بسیاری از موارد، خود مراسم به حاشیه می‌رود و تولید محتوا به متن تبدیل می‌شود.

در سال‌های اخیر، پدیده دیگری نیز به این جریان اضافه شده است: ساخت دابسمش و کلیپ‌های نمایشی با نوحه‌ها و مداحی‌ها. برخی از این ویدئوها، به‌جای انتقال پیام عاشورا، بیشتر بر ژست‌های تصویری، حرکت‌های نمایشی و جذب مخاطب تمرکز دارند. نمونه مشهور آن، استفاده گسترده از مداحی «بریم نجف» در ویدئوهای اربعین است؛ اثری که فضای آن متعلق به مولودی و جشن است، نه عزاداری سیدالشهدا (ع). شاید برای تولیدکنندگان محتوا، این انتخاب صرفاً به دلیل محبوبیت آهنگ باشد، اما برای بسیاری از زائران و مخاطبان مذهبی، این تلفیق با حال و هوای سوگواری اربعین همخوانی ندارد و نوعی کم‌رنگ‌شدن مرز میان مناسبت‌های مذهبی تلقی می‌شود.

حجاب استایل؛ ویترینی برای مد یا مسیری برای بندگی؟ 

یکی از موضوعاتی که بارها از سوی زائران و حتی کاربران فضای مجازی مورد انتقاد قرار گرفته، حضور با آرایش‌های غلیظ و پوشش‌هایی است که تناسب چندانی با فضای حرم‌های مطهر و مراسم عزاداری ندارند. بحث بر سر سلیقه شخصی یا قضاوت درباره افراد نیست؛ مسئله، رعایت حرمت مکانی است که میلیون‌ها انسان آن را مقدس می‌دانند.

همان‌طور که در همه جای دنیا برای حضور در برخی مکان‌ها، قواعد نانوشته‌ای از نظر پوشش و رفتار وجود دارد، اماکن مقدس نیز اقتضائات خاص خود را دارند. کمتر کسی با لباس نامناسب وارد یک مراسم رسمی، یک عبادتگاه یا حتی یک یادمان تاریخی می‌شود، زیرا احترام به فضای آن مکان، بخشی از فرهنگ عمومی است. حرم‌های اهل‌بیت (ع) نیز از این قاعده مستثنا نیستند.

درس اربعین؛ گمنامی، نه وایرال شدن 

شاید مهم‌ترین ویژگی اربعین، گمنامی آن باشد. هر سال میلیون‌ها انسان در این مسیر قدم می‌زنند، اما کسی نام بیشتر آن‌ها را نمی‌داند. هزاران نفر کفش زائران را جفت می‌کنند، خیابان‌ها را جارو می‌زنند، غذا می‌پزند، ماساژ می‌دهند، آب توزیع می‌کنند و شب‌ها روی زمین می‌خوابند تا زائران آسایش بیشتری داشته باشند، بی‌آنکه حتی تصویری از خود منتشر کنند. آنان برای دیده شدن نیامده‌اند، آمده‌اند تا خدمت کنند.

اربعین از ابتدا بر پایه گمنامی بنا شده است. میلیون‌ها نفر کیلومترها پیاده می‌روند، بی‌آنکه کسی نامشان را بداند. هزاران موکب‌دار، دارایی خود را خرج زائران می‌کنند، بی‌آنکه انتظار تشویق یا دیده شدن داشته باشند. بسیاری از خادمان، حتی اجازه نمی‌دهند از آنان عکسی گرفته شود، زیرا خدمت را معامله‌ای میان خود و خدا می‌دانند. این روحیه، سرمایه اصلی اربعین است؛ سرمایه‌ای که اگر زیر سایه رقابت برای تولید محتوا قرار بگیرد، بخشی از هویت این حرکت عظیم آسیب خواهد دید.

شاید اگر قرار باشد اربعین چیزی به انسان بیاموزد، پیش از هر چیز همین عبور از «من» باشد؛ سفری که قرار است انسان را از خودنمایی دور کند، نه اینکه ابزارهای تازه‌ای برای دیده شدن در اختیارش بگذارد. اگر مقصد این سفر، رسیدن به مکتب امام حسین (ع) است، نمی‌توان از فلسفه‌ای که بر اخلاص، تواضع و ایثار بنا شده، تنها قاب‌های زیبا و پربازدید آن را برداشت.

تفاوت «روایت» با «نمایش» 

نقد این پدیده، به معنای مخالفت با فناوری یا شبکه‌های اجتماعی نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند نقش این ابزارها را در معرفی عظمت اربعین، انتقال پیام عاشورا و نمایش جلوه‌های همبستگی مسلمانان انکار کند. فضای مجازی ظرفیت بزرگی برای معرفی حقیقت اربعین دارد. بسیاری از مردم جهان، نخستین بار از طریق همین تصاویر با عظمت پیاده‌روی اربعین، مهمان‌نوازی مردم عراق و فرهنگ خدمت در موکب‌ها آشنا شده‌اند، اما تفاوت مهمی میان روایت حقیقت و ساختن تصویر از خود وجود دارد. در اولی، دوربین در خدمت اربعین است؛ در دومی، اربعین در خدمت دوربین قرار می‌گیرد. مسئله آنجاست که گاهی مرز میان روایت و نمایش از بین می‌رود؛ مرزی که اگر شکسته شود، دوربین دیگر راوی اربعین نخواهد بود، بلکه خود به بازیگر اصلی این مراسم تبدیل می‌شود.

اربعین، فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ یک میراث فرهنگی و هویتی است که قرن‌ها با اشک، صبر و ارادت شیعیان زنده مانده است. مسیری که امروز میلیون‌ها نفر از ده‌ها کشور دنیا در آن قدم می‌زنند، همان راهی است که بنا بر نقل‌های تاریخی، کاروان اسرای کربلا پس از عاشورا در آن رنج کشید؛ مسیری که نام حضرت زینب (س)، امام سجاد (ع) و اهل‌بیت امام حسین (ع) با آن گره خورده است. همین پیشینه تاریخی، اربعین را از هر سفر دیگری متمایز می‌کند و طبیعی است که انتظار می‌رود رفتار زائران نیز متناسب با قداست این مسیر باشد.

اربعین بیش از هر چیز، آزمونی برای دل‌هاست، نه رقابتی برای تعداد بازدید، نه مسابقه‌ای برای جذاب‌ترین استوری و نه فرصتی برای ساختن یک برند شخصی. شاید بد نباشد پیش از آنکه دوربین تلفن همراه را روشن کنیم، از خود بپرسیم: اگر هیچ مخاطبی در کار نبود، باز هم همین کار را انجام می‌دادیم؟ اگر پاسخ مثبت است، دوربین تنها یک ابزار است، اما اگر پاسخ منفی باشد، شاید وقت آن رسیده است که مسیر را دوباره پیدا کنیم؛ مسیری که انتهای آن، کربلاست، نه صفحه اکسپلور.

اربعین در قاب دوربین‌های خودنما / از «طی طریق» تا «ویترین بلاگری» 2
اربعین در قاب دوربین‌های خودنما / از «طی طریق» تا «ویترین بلاگری» 3