چهارشنبه 8 بهمن 1404

امید کاذب، راهبرد لشکر رسانه‌ای غرب در ایران

خبرگزاری مهر مشاهده در مرجع
امید کاذب، راهبرد لشکر رسانه‌ای غرب در ایران

رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه گفت: دشمنان پس از جنگ 12 روزه با به‌کارگیری «لشکر رسانه‌ای» خود و با راهبردی مبتنی بر ایجاد امید کاذب سعی در تغییر نظام داشتند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: یکی از اصلی ترین رسالت رسانه‌ها در زمان بحران، اطلاع رسانی دقیق، درست و سریع است. اگر رسانه‌ها بتوانند این اصل را در روند عملکرد خود داشته باشند و در ردیف رسانه‌های روایت اول قرار بگیرند، توانسته‌اند به وظایف خود عمل کنند. به همین بهانه با اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه به گفت‌وگو نشستیم.

تحلیل شما از وضعیت رسانه‌ها در بحران اخیر چه مواردی است؟

فکر می‌کنم اعتراضات و اغتشاشات اخیر، یک ویژگی بسیار مهم داشت. مهم‌ترین ویژگی‌اش، مجازی بودن و رسانه‌ای بودن آن بود. نه اینکه قبلاً از ابزار رسانه استفاده نمی‌شد؛ ما در بحران‌ها و اعتراضات و اغتشاشات سال‌های 88، 96، 98 و 1401 هم نقش رسانه پررنگ بود، اما در هیچیک از این دوره‌ها یک رسانه خاص نقش پررنگ‌تری نداشت؛ مثلاً یک دوره‌ای توییتر و در دوره‌ای تلگرام خیلی پررنگ بود، اما در هیچ دوره‌ای به این اندازه از ابزارهای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی استفاده نشده بود. بنابراین مهم‌ترین ویژگی اعتراضات و اغتشاشات اخیر، مجازی بودن و رسانه‌ای بودن آن بوده است.

دولت‌های متخاصم و معارض، بعد از ماه‌ها جنگ رسانه‌ای (یعنی بعد از آن جنگ 12 روزه)، با گسترش فعالیت‌های رسانه‌ای و به‌کارگیری رسانه‌ها، یا به عبارت بهتر «لشکر رسانه‌ای» خود، به آموزش، تحریک و ترغیب مردم به اغتشاش، جعل واقعیت‌ها و روایت دروغ پرداختند و از همه تاکتیک‌ها و راهبردهای مخرب استفاده کردند. این کار را به موازات سازماندهی و تجهیز عوامل خود انجام دادند تا توانستند مردم، یا جمعی از مردم، را به خیابان بیاورند.

این اعتراض تا جایی که اعتراض بوده، به حق بود و حتماً باید بخش‌های مختلف، مطالبات به حق مردم را بازبینی کنند و در حل آن‌ها بکوشند و مطالبات مردم برطرف شود. اما از روزهای پنج‌شنبه و جمعه هفته قبل (آن سه روزی که اعتراض به اغتشاش منجر شد)، این هم در برنامه همان «اتاق جنگ روانی و رسانه‌ای غرب» بود. آن‌ها پیش‌بینی می‌کردند و می‌دانستند که مردم به دلایل مختلف، از جمله تحریم‌های ظالمانه، تحت فشار معیشتی هستند و مشکل دارند.

بحث نابسامانی‌های بازار و مشکلات معیشت مردم، نتیجه سال‌ها تحریم آمریکایی‌هاست. آن‌ها اصلاً با همین هدف این کار را شروع کردند. بنابراین پیش‌بینی هم می‌کردند که به هر صورت تعدادی به حق اعتراض خواهند کرد و آنجا دیگر عوامل آموزش‌دیده‌شان وارد میدان می‌شوند و آن صحنه‌های تلخ و دردآوری را که همه شاهد آن بودند یا از صفحه تلویزیون دیدند، ایجاد می‌کنند. بنابراین مهم‌ترین ویژگی اعتراضات جاری، رسانه‌ای و مجازی بودن آن است.

در آن بازه زمانی کوتاه که دسترسی به شبکه‌های اجتماعی محدود نشده بود، شاهد بودیم که برخی افراد به‌طور همزمان اقدام به اعتراض، ایجاد اغتشاش و اعمال خشونت می‌کردند و از این صحنه‌ها فیلمبرداری می‌کردند. هدف اصلی آن‌ها ارسال این محتوا برای رسانه‌هایی نظیر «ایران‌اینترنشنال»، «بی‌بی‌سی» و سایر شبکه‌های هم‌سو، یا انتشار مستقیم آن در فضای مجازی بود. در یک دوره زمانی فشرده، انواع کنش‌ها از اعتراض گرفته تا اغتشاش و خشونت حداکثری در جریان بود و همه اینها در راستای پیشبرد همان پروژه رسانه‌ای طراحی‌شده از پیش قرار داشت.

با این تفاسیر هدف دشمن از این اقدامات چه بود؟

هدف غرب و دولت‌های معارض و متخاصم، تغییر رژیم ایران (به تعبیر خودشان) و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بود. این هدف کلان آن‌ها بود و همچنان است. حتی در جنگ 12 روزه (23 خرداد) که هدف اعلامی رژیم صهیونیستی و متحدان آمریکایی‌اش بارها تغییر نظام جمهوری اسلامی و «بازدارندگی ایران عنوان شد، آن‌ها به مقصود خود نرسیدند. در ادامه، همان مسیر را با تمرکز بر ایجاد آشوب و اغتشاش دنبال کردند.

راهبرد آنان برای دستیابی به این هدف کلان طی سه مرحله پیش رفته است؛ اول تحریم‌های همه‌جانبه بود. سپس جنگ همراه با انتظار قیام و همراهی مردم علیه نظام. اما نه‌تنها این همراهی محقق نشد، بلکه حتی منتقدان و معترضان داخلی نیز در آن برهه مواضعی مخالف با رژیم صهیونیستی و آمریکا اتخاذ کردند. بنابراین، راهبرد تحریم و سپس جنگ نیز در تغییر نظام و مهار ایران ناکام ماند. راهبرد دوم آن‌ها، جنگ به همراه انتظار همراهی مردم ایران و آشوب بود. در جنگ 12 روزه، آن بخش دوم، یعنی همراهی مردم، اتفاق نیفتاد، بلکه مردم همراهی با نظام و انقلاب و کشورشان کردند. پس از ناکامی در دو مرحله پیشین، دشمن راهبرد سوم خود، یعنی «آشوب و اغتشاش» را به‌عنوان ادامه مستقیم همان جنگ 12 روزه و به‌منزله فصلی جدایی‌ناپذیر از آن، در دستور کار قرار داد.

آن‌ها با این تصور که این بار می‌توانند کار را به پایان برسانند، برنامه‌ریزی کردند و حتی احتمال می‌دادند در صورت موفقیت این مرحله یا احساس ضرورت، بار دیگر اقدام به جنگ مستقیم کنند. به عبارت دیگر، راهبرد دوم آن‌ها «جنگ به‌همراه انتظار قیام مردمی» بود، راهبرد سوم «آشوب و اغتشاش» است و راهبرد محتمل بعدی، «ترکیب آشوب با جنگ» در صورت لزوم خواهد بود، راهبردی که تاکنون نیز با شکست مواجه شده است. در جریان این اعتراضات و اغتشاشات، رسانه‌های هدایت‌شده توسط دشمن، مجموعه‌ای از راهبردهای کلان رسانه‌ای را برای دستیابی به هدف نهایی خود یعنی تغییر نظام جمهوری اسلامی و مهار ایران به اجرا گذاشتند.

مهم‌ترین تاکتیک دشمن در حوادث اخیر چه مواردی بود؟

مهم‌ترین این تاکتیک‌ها شامل ایجاد «امید کاذب» و القای نزدیکی پیروزی، دامن‌زدن به تردید و بی‌اعتمادی در جامعه، تضعیف اقتدار و اعتماد عمومی به نهادهای امنیتی و حاکمیتی، تلاش برای تسخیر نمادین فضای خیابان، ایجاد اختلال در خدمات عمومی و تشویق به اعتصاب، حمله به زیرساخت‌های حیاتی از جمله شبکه بانکی، دامن‌زدن به قطبی‌سازی و شکاف اجتماعی، معطوف کردن نقدها از افراد به سمت کل نظام، و در نهایت، ترس‌افکنی و ایجاد فضای روانی ناامن است.

در میان تمام راهبردهای رسانه‌ای دشمن، شاید بتوان ایجاد «امید کاذب» را محوری‌ترین آن‌ها دانست. اتاق فرمان جنگ روانی غرب و رژیم صهیونیستی، با یک برنامه‌ریزی منسجم رسانه‌ای، این تصور را در ذهن بخشی از مردم و معترضان القا کردند که فروپاشی نظام جمهوری اسلامی حتمی و نزدیک است؛ گویی تنها چیزی که باقی مانده، تعیین تکلیف مقامات آینده است. این روایت چنان قدرتمند و منسجم ارائه شد که برای ماه‌ها، گروهی باور کردند «کار تمام است». همین باور غلط، به آنان انرژی و جسارت می‌داد تا با این فرض که نظام در آستانه سقوط قرار دارد، دست به اعتراض‌های افراطی، تخریب و اغتشاش بزنند تا به ادعای خود «کار میدان را تکمیل کنند.

این راهبرد حتی پس از شکست‌های آشکار نیز ادامه یافت. به‌طور نمونه، اظهارات اخیر فردی مانند ترامپ که با وجود پذیرش ناکامی، به هوادارانش می‌گوید «میدان را خالی نکنید، کمک در راه است»، یا ادعاهای کسی مانند محمدرضا پهلوی مبنی بر «تدارک بازگشت به ایران»، همگی در چارچوب همان پروژه امید کاذب و القای نزدیکی پیروزی تعریف می‌شود. بخش عمده‌ای از خسارات جانی و مالی اخیر، از جمله شهادت مأموران و کشته‌شدن شهروندان بی‌گناه، ریشه در همین تحریک حساب‌شده و القای تحلیل غلط به معترضان دارد. شبکه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال و دنباله‌های داخلی آن، با تغذیه این توهم، کشور را در آستانه یک درگیری خشونت‌بار بی‌سابقه قرار دادند.

در این شرایط رسانه‌های داخلی باید چه روندی را در پیش بگیرند؟

در راستای خنثی‌سازی راهبرد دشمن و جلوگیری از تداوم آن در آینده، رسانه‌های متعهد داخلی باید با تمرکز بر گفتن حقایق، از تاب‌آوری کشور و همراهی مردم گرفته تا بازگویی شکست‌های مکرر دشمنان، توهم «امید کاذب» را از بین ببرند. آن‌ها بارها با وعده‌هایی مانند «دو هفته دیگر می‌آییم» یا «کار تمام است»، افراد را فریفته و حتی برخی را به سوی خشونت و درگیری سوق داده‌اند. بنابراین، محور اصلی راهبرد رسانه‌ای ایران باید بر پایه «تبیین» استوار باشد.

این تبیین باید شامل مواردی همچون تاب‌آوری کشور و ظرفیت‌های داخلی، نقشه‌ها و اقدامات دشمن در دوره‌های مختلف، خسارت‌های جانی و مالی ناشی از اغتشاشات، اعم از آسیب به زیرساخت‌ها، اماکن عمومی و تلفات انسانی، انحراف اعتراضات مشروع و سوءاستفاده دشمن از آن‌ها برای مداخله، تصویر واقعی ایران پس از اغتشاش باشد. درواقع به جای ثبات، منجر به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و تجزیه خواهد شد، نتیجه‌ای که دشمنان به‌صراحت به آن اشاره کرده‌اند.

در عین حال، تبیین باید مشکلات مردم به ویژه معیشت را نیز بدون پرده‌پوشی بررسی کند و راه‌حل‌های عملی ارائه دهد. باید شفاف بیان کرد که ریشه بسیاری از این مشکلات، تحریم‌های همه‌جانبه و طولانی‌مدت دشمن است و راه حل، نه در تخریب و خشونت، بلکه در اتکا به ظرفیت داخلی و مقاومت در برابر فشارهاست. در این مسیر، اعتبارزدایی از رسانه‌های معارض، هم‌افزایی رسانه‌های متعهد داخلی و آرام‌سازی فضای جامعه از دیگر وظایف حیاتی رسانه‌هاست.

در این شرایط رسانه‌ها را به چند درسته می‌توان تقسیم کرد؟

رسانه‌ها را در این شرایط می‌توان به سه دسته تقسیم کرد؛ رسانه‌های معارض خارجی و دنباله‌های داخلی آن‌ها که ذاتاً به دنبال پیشبرد اهداف دشمن هستند و باید نسبت به نقش آن‌ها روشنگری کرد. رسانه‌های مستقل و مسئول داخلی که با کنشگری فعال، آگاهی‌بخشی، ایجاد امید واقعی و تبیین حقایق، پشت مردم و منافع ملی می‌ایستند. رسانه‌های منفعل یا مدعی بی‌طرفی که در شرایط جنگ ترکیبی و بحران ملی، بی‌طرفی معنایی ندارد و به معنای کناره‌گیری از صحنه پاسداری از حق و حقیقت است. هیچ رسانه متعهدی در جهان، آموزش خشونت یا مقابله با نیروهای امنیتی را کار خود نمی‌داند.

در این شرایط رسانه های داخلی در انجام این مأموریت با چه چالش هایی روبرو هستند؟

رسانه‌های داخلی در انجام این مأموریت با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند؛ گسترش شایعات به دلیل نگرانی مردم و ضعف سواد رسانه‌ای، نداشتن پاسخ‌های قانع‌کننده و غیرکلیشه‌ای به مطالبات به‌حق مردم، نداشتن روایت جذاب، مستمر و مستند که بتواند با روایت‌سازی حرفه‌ای دشمن رقابت کند. دیده نشدن و وارونگی افکار عمومی به ویژه در نسل جوان که نتیجه فاصله و بی‌اعتمادی به نهادهاست. نبود هم‌افزایی و کار جزیره‌ای میان رسانه‌های متعهد. نقش غیرمسئولانه برخی سلبریتی‌ها که ناخواسته یا از روی ناآگاهی، در زمین دشمن بازی می‌کنند. سکوت بخشی از نخبگان در تبیین حقایق و هشدار درباره عواقب ناامنی.

علاوه بر چالش‌های رسانه‌ای، بحران‌های انباشته شده معیشتی و سیاسی، مداخلات خارجی و تلاش سیستماتیک برای القای امید کاذب، از دیگر عوامل تهدیدکننده امنیت ملی هستند که نیازمند عزم جدی مسئولان و پیگیری رسانه‌هاست.

جنگ امروز، جنگی رسانه‌ای و مجازی است که در آن «امید کاذب» سلاح اصلی دشمن برای نیل به اهداف خود از تغییر نظام تا تجزیه کشور است.

رسانه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال، بخشی از این عملیات گسترده هستند. ضمن اینکه حق برخورداری از اطلاعات و امنیت روانی - ملی هر دو مهم هستند، در لحظات حساس، اولویت با امنیت ملی است، همان‌گونه که در بحران‌های مشابه در سایر کشورها نیز مشاهده شده است. امید است با برقراری امنیت پایدار، فضایی فراهم شود که مردم هم از جریان آزاد اطلاعات برخوردار شوند و هم از گزند جنگ روانی دشمنان در امان بمانند.