ایران در راه حسین (ع)؛ ایرانِ دوران طاغوت کجا، ایران جمهوری اسلامی کجا؟
همزمان با سالروز میلاد امام حسین (ع)، به بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اقشار مختلف مردم در بیست و دوم خردادماه 1392 (سوم شعبان 1434) میپردازیم.
به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب، در تاریخ 22 خرداد 1392 (سوم شعبان 1434) در دیدار اقشار مختلف مردم، بیاناتی درباره روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و درسهای زندگی آن حضرت داشتند که در ادامه، به بازنشر بیانات ایشان در آن روز پرداختهایم:
«روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیهالصلاهوالسلام روز باعظمتی است. به فرمایش مرحوم آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی ملکی - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوم شعبان را باید بهعنوان پرتوی از عظمت حسینبنعلی بهحساب آورد و بهشمار آورد؛ روز بزرگی است. در این روز کسی متولد شد که سرنوشت اسلام، به او، به حرکت او، به قیام او، به فداکاری او، به اخلاص او بسته بود. این بزرگوار در تاریخ بشریت، یک حرکتی را - که نظیر و شبیهی ندارد - ارائهی به تاریخ کرد و در مقابل چشم بشریت گذاشت که هرگز فراموش نخواهد شد؛ الگو است. فداکاریِ برای هدف الهی، در آن حجم، در آن مقیاس عظیم؛ فداکاریِ به معنای دادن جان خود، جان عزیزان؛ اسارت حرم اهلبیت، با آن وضع، با آن فجاعت؛ تحمل این حادثهی سخت، برای اینکه اسلام بماند، برای اینکه ظلمستیزی بهعنوان یک اصل در تاریخ اسلام و در تاریخ بشریت به یادگار بماند؛ این چیزی است که دیگر نظیری برای آن نمیشود پیدا کرد. خیلیها در راه خدا شهید شدند، در رکاب پیغمبر، در رکاب امیرالمؤمنین، در رکاب انبیاء الهی، هیچکدام با حادثهی کربلا قابل مقایسه نیست. فرق است بین آن کسی که در میان هلهله و تحسین یاران و همراهان و به امید فتح و پیروزی وارد میدان میشود میجنگد و بعد شهید میشود و به خاک هلاک میافتد - که البته اجر بسیار بالایی دارد - و بین آن جماعتی که در یک دنیای تاریک و ظلمانی، در هنگامی که همهی سرجنبانان بزرگ دنیای اسلام از همراهی با آنها سر باز میزنند بلکه آنها را بر این اقدام ملامت هم میکنند، امید یاری از هیچکس نیست، کسی مثل عبداللهبنعباس آنها را منع میکند، کسی مثل عبداللهبنجعفر آنها را منع میکند، یاران و مخلصان و علاقهمندان در کوفه از همراهی با او سر باز میزنند، تنهای تنها، فقط با تعداد معدودی از یاران مخلص، و با خانواده - با همسر، با خواهر، با خواهرزادهها، با برادرزادهها، با جوانان، با فرزند شش ماهه - وارد میدان میشود. این یک حادثهی عجیبی است؛ یک منظرهی پرشکوهی است در تاریخ که در مقابل چشم بشریت گذاشته شده است. امام حسین علیهالسلام خود را برای یک چنین روزی آماده میکرد.»
باید از زندگی امام حسین (ع) یاد بگیریم
«البته زندگی حسینبنعلی علیهالسلام در طول تاریخِ زندگی پنجاه و چند سالهی آن بزرگوار، همه درس است: دوران کودکی او درس است، دوران جوانی او درس است، در دوران امامت امام حسن علیهالسلام رفتار او درس است، بعد از شهادت امام حسن علیهالسلام رفتار او همه درس است. اینجور نبود که کار امام حسین فقط در آن روز آخر باشد، لکن حادثهی کربلا اینقدر عظمت دارد، اینقدر درخشنده است که مثل خورشیدی همهی نورهای دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد؛ والا خطابهی امام حسین علیهالسلام خطاب به علما و بزرگان و صحابه و تابعین در منی - که در کتب حدیث ذکر شده است - یک سند تاریخی است؛ نامهی آن بزرگوار خطاب به علما و بزرگان و پایهها و ارکان دینی در زمان خودش - «ثُمَ انتُم ایَتُها العِصابَه، عِصابَه بِالعِلمِ مَشهورَه»(1) که در کتب معتبر حدیث نقل شده است - یک سند تاریخی مهم است؛ رفتارهای آن بزرگوار؛ برخوردش با معاویه، نامهاش به معاویه؛ حضورش در کنار پدر در دوران کوتاه خلافت امیرالمؤمنین علیهالصلاهوالسلام؛ همهی اینها قدمبهقدم درس است؛ منتها حادثهی عاشورا چیز دیگری است. امروز روز ولادت این بزرگوار است؛ در این روز باید از حسینبنعلی درس آموخت؛ درس حسینبنعلی علیهالصلاهوالسلام به امت اسلامی این است که برای حق، برای عدل، برای اقامهی عدل، برای مقابلهی با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودی خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما نیست؛ اما در سطوحی که با وضعیت ما، با خُلقیات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم.»
حرکت قاطبهی ملت ایران در جهت و حرکت حسینبنعلی است
«امروز خوشبختانه ملت ایران این درس را از حسینبنعلی آموخته است. سی و چند سال است (به تاریخ خرداد 1392) که قاطبهی ملت ایران در این راه حرکت میکند؛ حالا بالاخره یک نوادر و یک شواذی هم گوشه کنار هستند اما حرکت قاطبهی ملت ایران در جهت و حرکت حسینبنعلی است. سرنوشت آن بزرگوار شهادت بود اما درس او فقط درس راه شهادت نیست. این حرکت حرکت بابرکتی است، گاهی ممکن است مثل ماجرای حسینبنعلی علیهالسلام منتهی به شهادت بشود، اما این حالت، این روحیه، برای اقامهی دین خدا و همهی برکاتی که بر اقامهی دین خدا مترتب است مفید است. ملت ایران با این روحیه وارد میدان شد، یک بنای ظلمِ ملی و بینالمللی را در ایران ویران کرد، به جای آن بنای اسلامی پایهگذاری کرد. اینجور نیست که حالا هر کس راه حسینبنعلی را رفت، حتماً آخر کار بایستی به صورت ظاهر، به شکل دنیایی، ناکامی باشد؛ نخیر، این راه را، این درس را در مقابل چشم بشریت گذاشتهاند، میگویند اگر دنیا هم میخواهی، اگر عزت هم میخواهی، در این راه است؛ باید حرکت کنی. ملت ایران این را تجربه کرده است؛ این را باید قدر دانست. ملت ایران حسینی و عاشورائی وارد میدان شد، در یک انقلاب عظیم و شاید بشود گفت بینظیر در این سدههای طولانی که جلوی چشم ما است - لااقل کمنظیر - پیروز شد. ملت ایران این روش را اتخاذ کرد، تا امروز روزبهروز پیش رفت. البته دشمنها با وسائل تبلیغاتیشان، با بلندگوهایشان حاضر نیستند صریحاً اعتراف بکنند به پیشرفت ملت ایران اما مردم دنیا کور که نیستند، میبینند دیگر؛ ایرانِ دوران طاغوت کجا، ایرانِ جمهوری اسلامی کجا؟ ایرانِ سال 57 کجا، ایرانِ سال 92 کجا؟ در علم، در سیاست، در امنیت، در تسلطِ بر حوادث منطقه، در تأثیرِ در حوادث جهان، در امید و اعتمادبهنفس در پیمودن راه عزت و سعادت، امروز کجا، دیروز کجا؟ امروز ملت ایران دارد میتازد به طرف جلو. و انشاءالله روزبهروز این ادامه خواهد داشت؛ این را به شما عرض بکنم؛ همهی قرائن این را نشان میدهد. خب این یک فصل است.»
شعبان؛ ماه عبادت، ماه توسل، ماه مناجات
«در کنار این فصل، این را هم عرض بکنیم که با قطعِ نظر از سوم شعبان، ما وارد ماه شعبان شدیم. ماه عبادت، ماه توسل، ماه مناجات؛ وَ اسمَع دُعائی اِذا دَعَوتُک، وَ اسمَع نِدائی اِذا نادَیتُک؛(2) فصل مناجات با خدای متعال، فصل مرتبط کردن این دلهای پاک با معدن عظمت، با معدن نور؛ این را قدر باید دانست. این مناجات شعبانیه یک تحفهای است که در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلی داریم، همهی این دعاها هم پر از مضامین عالی است، اما بعضی یک برجستگی خاصی دارند. من از امام بزرگوار (رضوان الله علیه) سؤال کردم، گفتم در میان این دعاهایی که از ائمه علیهمالسلام رسیده است، شما به کدام دعا بیشتر علاقهمندید و دلبستهاید؟ فرمودند به دعای کمیل و مناجات شعبانیه؛ به این دو دعا. امام یک دلِ متوجه به خدا بود، اهل توسل بود، اهل تضرع بود، اهل خشوع بود، اهل اتصال با مبدأ بود؛ وسیلهی بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعای کمیل، مناجات شعبانیه. وقتی انسان مراجعه میکند به این دو دعا، دقت میکند، میبیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهای زیادی به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوکل به خدا؛ کَاَنی بِنَفسی واقِفَه بَینَ یَدَیک، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَکُلی عَلَیک، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَدتَنی بِعَفوِک؛(3) امید، امید به مغفرت الهی، به رحمت الهی، به توجه الهی، بلندهمتیِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهی هَب لی کَمالَ الانقِطاعِ اِلَیک، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیک.(4) ماه شعبان یک چنین ماهی است؛ دلهای پاک، دلهای نورانی، دلهای جوان، از این موقعیت بهره بگیرند، استفاده کنند، رابطهتان را با خدا قوی کنید.»
محاسبات مادی توسط غافلان و مستکبرین عالم
«در این راه عظمت و عزتی که ملت ایران در پیش دارد، توجه به خدا و توکل به خدا و ارتباط با خدا، یک نقش بزرگ و اساسی دارد. عدهای غافلند، همهاش روی محاسبات مادیِ محض محاسبه میکنند؛ در محاسباتشان معنویت و کمک الهی و توکل به خدا و حسن ظن به وعدهی الهی کأنهُ هیچ راهی ندارد. خب این محاسبات مادی را مستکبرین عالم هم دارند میکنند، بهتر از شما هم میکنند، چرا روزبهروز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشکلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم کنند؟ چرا مجبور میشوند لشگرکشی کنند - به افغانستان، به عراق، به پاکستان - انسانهای بیگناه را بکُشند؟ وَ اِنَما یَحتاجُ اِلی الظُلمِ ضَعیف؛(5) آن کسی که ضعیف است احتیاج دارد به اینکه ظلم بکند؛ ضعیفند که ظلم میکنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بیمحابا به کار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقبرفت است، هم عقبرفت در معیارهای معنوی، هم عقبرفت در محاسبات مادی. روزبهروز تمدن غرب دارد مشکلات بیشتری در اطراف خود میتند، و این مشکلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این بهخاطر قطع ارتباط با مبدأ هستی است؛ این بهخاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلی مَعدِنِ العَظَمَه، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَهً بِعِزِ قُدسِک؛(6) اینها لازم است. امروز برای ملت ایران این زمینه آماده است.»