تاثیر فراخوان ترامپ چیست؟
دونالد ترامپ در واکنش به اعتراضات ایران تهدید کرده است که اگر حکومت به معترضان شلیک کند و آنها را بکشد، آمریکا نیز «به نجات آنها خواهد آمد». ترامپ سپس میگوید «ما آمادهایم».
به گزارش مشرق، این که ادعای ترامپ درباره «نجات» معترضان و حمایتش از آنها چقدر با اندیشه و رفتار و کارنامه او سازگاری دارد یا نه بماند، اما این اظهاراتش پس از گذشت حدود یک هفته از اعتراضات داخلی در ایران در واقع «فراخوانی» برای گسترش آن است.
به نظر میرسد که هم آمریکا هم اسرائیل معتقد هستند که بخش بزرگی از ناراضیان از بیم برخوردهای امنیتی به خیابان نمیآیند، از این رو، ترامپ با تهدید به دخالت تلاش کرده است هم بر محاسبات حکومت ایران تاثیر بگذارد و هم قشر ناراضی خاموش را به خیابانها بکشاند.
این سخنان ترامپ ممکن است تاثیری ناهمگون بر جای بگذارد؛ این که مشوق برخی شود و احساس حمایت کنند و یا در کنار مواضع اسرائیل برخی دیگر را متردد و منصرف کند، اما جدا از تلاش او برای کشاندن جمعیت بیشتری به خیابانها روی مهمتر این اظهارات مقدمهسازی برای مداخله نظامی دیگر در ایران این بار نه از رهگذر بمباران تاسیسات هستهای و نظامی بلکه از کانال حمایت از معترضان است.
اما این مداخله هم مستلزم به خشونت کشیده شدن اعتراضات و وقوع درگیریهای خشن است و از این منظر در اصل میتوان فراخوان ترامپ را دعوتی به «کشتار و درگیری» توصیف کرد که پس از آن در قامت «نجاتگر» معترضان دستور دخالت نظامی را صادر کند.
در وهله اول به نظر میرسد که اظهارات ترامپ منعکس کننده همراهی او با طرح نتانیاهو برای تغییر رژیم در ایران است که در نتیجه انفجار داخلی رخ دهد، اما این بدان معناست نیست که گزینه جنگ کنار گذاشته شده است، بلکه در عین حال هم آمریکا با این نوع مداخلهها به دنبال زمینهسازی برای جنگی دیگر البته به شکلی متفاوت از ژوئن گذشته است. در جنگ 12 روزه، بهانه جنگ رفع تهدید هستهای از طریق حمله به تاسیسات هستهای برای نابودی برنامه هستهای ایران بود؛ اما بعید نیست که هم آمریکای ترامپ هم اسرائیل به این باور رسیده باشند که نه برنامه هستهای و نه برنامه موشکی ایران با جنگ از بین نمیرود و تنها راه را در «چنج رژیم» ببینند.
اما در عین حال هم گویا به این جمعبندی رسیدهاند که این مهم نیز صرفا با اعتراضاتی در این سطح هم حاصل نمیشود، بلکه نیازمند راهکاری تلفیقی است؛ یعنی گسترش اعتراضات در داخل و بسترسازی برای مداخله نظامی خارجی که البته به جنگ گسترده پرهزینه در منطقه ختم نشود.
این بسترسازی نیز احتمالا برای توجیه مداخلهای است که این بار شخصیتها و دستگاههای سیاسی، امنیتی و حکومتی و نه صرفا نظامی و هستهای را هدف قرار دهد.
حالا ممکن است که برخی گمان کنند مساله «چنج رژیم» با این نوع حمایت آمریکا و اسرائیل به سادگی رخ میدهد و سریعا وضعیت مطلوبی شکل خواهد گرفت؛ اما قرائتی عمیق و آیندهنگرانه و تجربه تاریخی نتایج دخالت بازیگران خارجی در اعتراضات داخلی کشورها دستکم در دو دهه اخیر نشان میدهد که این دست مداخلات آشکار و بیپروا نه به نفع اعتراضات و مطالبات بحق مردم معترض به وضعیت کنونی است و نه به بهبودی اوضاع کمکی میکند، بلکه صرفا بر پیچیدگی آن میافزاید و اگر هم روایت حاکم را در جهت کنترل و پایان دادن سریع به اعتراضات فربهتر نکند، چرخهای از خشونت افسارگسیخته را خلق میکند که کسی از آن منتفع نخواهد بود.