ترامپ در دام ترامپ!
دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ با شعار "اقتصاد اول" آغاز شد، اما نتایج اولیه نشان میدهد که مکانیسمهای داخلی این استراتژی، پیچیدهتر از آن چیزی بود که در کمپینهای انتخاباتی تصور میشد.
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- استراتژی اصلی دونالد ترامپ در عرصه بینالمللی، بهویژه در حوزه تجارت، همواره مبتنی بر ایجاد "دوراهیهای حساس و فوری" برای بازیگران مقابل بوده است. او مدعی است که با تهدید به تعرفههای سنگین یا اقدامات یکجانبه، طرف مقابل را وادار به پذیرش شرایط خود میکند. او با استفاده از مفهوم ساختگی "معاملات عادلانه" توانست امتیازاتی را از بازیگرانی مانند مکزیک، کانادا و اتحادیه اروپا بگیرد.
این تاکتیک، که بر پایه ایجاد عدم اطمینان حداکثری بنا شده بود، اغلب منجر به عقبنشینی طرف مقابل در آخرین لحظات میشد، زیرا هزینه تحمل جنگ تجاری برای آنها بیشتر از پذیرش خواستههای ترامپ به نظر میرسید. اما این تله استراتژیک اکنون به شکلی معکوس، خود او را در مرکز یک بنبست داخلی قرار داده است. این تله، یک پدیده دو وجهی است: از یکسو، پایبندی به ایدئولوژی حمایتگرایی که برای کسب رأیدهندگان کلیدی در ایالتهای صنعتی حیاتی است؛ و از سوی دیگر، تأثیرات مستقیم و ملموس همین سیاستها بر قدرت خرید طبقه متوسط و کارگری آمریکایی.
فشار اقتصادی بر دوش رأیدهندگان آمریکایی، به نقطهای رسیده که حمایت از ستون اصلی سیاستهای ترامپ یعنی حمایتگرایی شدید تعرفهای به یک چالش انتخاباتی تبدیل شده است. این وضعیت، ساختار روایتی او را در معرض تخریب جدی قرار داده است.
دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ با شعار "اقتصاد اول" آغاز شد، اما نتایج اولیه نشان میدهد که مکانیسمهای داخلی این استراتژی، پیچیدهتر از آن چیزی بود که در کمپینهای انتخاباتی تصور میشد. اعمال تعرفههای گسترده بر واردات کالاهای اساسی و محصولات نهایی، که هدف آن محافظت از تولیدکنندگان داخلی بود، بهطور ناخواسته منجر به افزایش چشمگیر هزینههای ورودی برای شرکتهای آمریکایی شد.
این شرکتها، بهجای جذب شوک تعرفهای، آن را به مصرفکننده نهایی منتقل کردند. نظرسنجی مشترک YouGov/CBS News در تاریخ 19 تا 21 نوامبر 2025، نشاندهنده شکاف عمیق میان روایت رسمی کاخ سفید و واقعیت زندگی روزمره شهروندان است. این نظرسنجی که با نمونهای آماری شامل 2500 بزرگسال آمریکایی انجام شده، نشان داد تنها 32 درصد از آمریکاییها وضعیت کلی اقتصاد را "خوب" میدانند، در حالی که 58 درصد آن را "متوسط" و 10 درصد "ضعیف" توصیف کردند.
این ارقام بهطور معناداری نسبت به دور اول ریاست جمهوری او، در زمان مشابه، پایینتر است. همچنین 64 درصد از پاسخدهندگان سیاستهای اقتصادی و تعرفه ای ترامپ را تأیید نمیکنند. این عدم تأیید، بهطور مستقیم با تاکتیکهای تعرفهای او مرتبط است.
این وضعیت، ترامپ را در مقابل دو مسیر متضاد قرار داده است که هر کدام مصداق شکست در معادله پیچیده سیاسی اوست. این بنبست، ماهیت تلهای بودن وضعیت فعلی را نشان میدهد: اگر ترامپ بر تعرفهها اصرار ورزد، او به اصول ایدئولوژیک خود که مورد حمایت پایگاه رأی اوست، وفادار میماند. اما این پافشاری پیامدهای سنگینی دارد که حداقلیترین آنها شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای کنگره (سال 2026) و ریاست جمهوری (سال 2028) خواهد بود.
از سوی دیگر، اگر تحت فشار افکار عمومی و نگرانیهای اقتصادی فزاینده، ترامپ مجبور به کاهش تعرفههایی شود که مستقیماً بر قیمتهای مصرفکننده اثر میگذارند (مانند تعرفههای اعمال شده بر کالاهای تولیدی چین در دوره اول)، این اقدام به عنوان عقبنشینی آشکار از ایدئولوژی "اول آمریکا" و حمایتگرایی تلقی خواهد شد. این تعدیل میتواند باعث نارضایتی شدید در میان هسته اصلی رأیدهندگان صنعتی و کارگری او شود.
این گروه، که در ایالتهایی مانند پنسیلوانیا، میشیگان و ویسکانسین کلیدی هستند، حمایت خود را بر اساس قول ترامپ برای مهار واردات ارزان قیمت قرار دادهاند. عقبنشینی در این زمینه، به معنای خیانت به وعدههای انتخاباتی در نظر گرفته میشود. ترامپ که همواره استراتژی خود را بر مجبور کردن دیگران به انتخابهای سخت بنا نهاده بود، اکنون به دلیل تأثیرات ناخواسته سیاستهای داخلی، خود در محاصره قرار گرفته است. او اکنون با انتخابی روبروست که در هر دو صورت، بخشی حیاتی از پایگاه حمایتی یا ایدئولوژیک خود را از دست خواهد داد.