پنج‌شنبه 11 دی 1404

تل‌آویو و خلق گره‌های راهبردی در جهان

خبرگزاری تسنیم مشاهده در مرجع
تل‌آویو و خلق گره‌های راهبردی در جهان

رژیم صهیونی می‌کوشد خود را از یک بازیگر منطقه‌ای سرکش به یک «عامل بحران‌ساز جهانی» تبدیل کند.

سیاسی

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- تحرکات اخیر رژیم صهیونیستی در عرصه بین‌الملل، از به‌رسمیت شناختن جنجالی سومالی‌لند تا تمرکز بر مناطق مناقشه‌آمیز مانند تایوان، نشان‌دهنده بسط تدریجی یک استراتژی تهاجمی و بلندمدت برای بازتعریف جایگاه خود در نظام جهانی است.

این سیاست‌ها، که در تضاد آشکار با موازین حقوق بین‌الملل و در پاسخ به انزوای فزاینده ناشی از جنایات مکرر در غزه قرار دارند، بیش از آنکه تلاشی برای خروج از انزوا باشد، نشان از یک الگوی رفتاری نوین در ایجاد و بهره‌برداری از تنش‌های ژئوپلیتیکی دارد.

تحلیلگران معتقدند که این اقدامات دو کارکرد محوری را دنبال می‌کند: نخست، تلاش برای کاهش فشار بین‌المللی از طریق حواس‌پرتی و دوم، خلق مداوم «گره‌های کور راهبردی» در نقاط مختلف جهان. این استراتژی دوم، جایی است که نقش تل‌آویو و واشنگتن به شکلی محوری و در هم‌افزایی کامل قابل مشاهده است.

رژیم صهیونیستی، که ماهیت آن همواره با اشغالگری و نقض حقوق بین‌الملل گره خورده است، اکنون در پی آن است که خود را از یک بازیگر منطقه‌ای سرکش به یک «عامل بحران‌ساز جهانی» تبدیل کند. همان‌طور که اشاره شد، این رویکرد در راستای سیاست‌های تهاجمی ایالات متحده آمریکا تعریف می‌شود که برای حفظ هژمونی خود، نیاز مبرم به محیطی مملو از تنش و درگیری دارد. تل‌آویو در این معادله، به‌عنوان یک ابزار کارآمد عمل می‌کند که می‌تواند در مناطق استراتژیک، با ایجاد منازعات سرزمینی و سیاسی، زمینه‌ساز دخالت‌ها و مداخلاتی باشد که در نهایت به نفع توازن قوا به نفع محور غرب (به رهبری واشنگتن) تمام شود. هدف شومی که غرب و رژیم صهیونیستی هرگز به آن در نهایت دست پیدا نخواهند کرد.

خلق گره‌های کور راهبردی به این معناست که تل‌آویو با ورود به پرونده‌های حساس بین‌المللی، نه‌تنها مسیرهای دیپلماتیک برای حل منازعات را مسدود می‌کند، بلکه به‌طور هدفمند نقاط اشتعال جدیدی را فعال می‌سازد. این گره‌ها نه‌تنها توجه افکار عمومی و دولت‌ها را از فاجعه جاری در فلسطین منحرف می‌سازد، بلکه چارچوب‌های بین‌المللی را نیز تضعیف می‌کند.

هرگاه تنش در یک منطقه افزایش یابد، تل‌آویو می‌تواند از این بحران برای کسب مشروعیت کاذب، یا به‌دست آوردن امتیازات امنیتی / اقتصادی جدیدی در عرصه جهانی بهره‌برداری کند؛ بهره‌برداری‌ای که در نهایت با حمایت یا چشم‌پوشی واشنگتن تضمین می‌شود.

به عبارت دیگر، الگوی جدید رژیم صهیونیستی، الگوی «تنش‌زایی سازمان‌یافته» است. این رژیم با استفاده از تجارب تاریخی آمریکا در ایجاد وضعیت‌های بغرنج امنیتی، اکنون در پی آن است که با حمایت ضمنی یا آشکار شریک استراتژیک خود، آمریکا، به یک بازیگر اصلی در مهندسی بحران‌های جهانی تبدیل شود. این امر نه‌تنها ثبات منطقه‌ای، بلکه نظم مبتنی بر قوانین بین‌الملل را به چالش می‌کشد و مسیر را برای مداخلات بزرگ‌تر هموار می‌سازد. این تلاش، هرچند هوشمندانه در طراحی برای حفظ بقا و نفوذ، محکوم به شکست است، زیرا خشم جهانیان از ماهیت صهیونیسم و اقداماتش، عمق انزوای این رژیم را بیش از پیش آشکار می‌سازد.