توهم دانایی بزرگترین عامل کتاب نخوانی!

مردم امروز جهان جای کتاب، گوشی در دست دارند و انواعی از جملات و اخبار را میخوانند و آن را کافی میدانند و در نهایت به سوادی سطحی بسنده میکنند
به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، «وقت ندارم»؛ «گران است»؛ «در دسترس نیست»؛ «حوصله ندارم»؛ «جذاب نیست». شاید متوجه شده باشید که موضوع از چه قرار است. این عبارات کوتاه، رایجترین پاسخهایی هستند که به سوال «چرا کتاب نمیخوانیم؟» میدهیم.
در بسیاری از موارد، دلیل «کتاب نخوانی» خود را به مشکلات معیشتی و اقتصادی ربط میدهیم. میگوییم آنقدر هزینهها و دغدغههای معیشت بالا رفته که دیگر فرصتی برای کتابخوانی و خرید آن نداریم. اما مگر غیر از این است که هزینه همه چیز بالا رفته؟! از خورد و خوراک گرفته تا پوشاک و طلا و زمین و اجاره بهای خانه. پس چرا تا به خرید کتاب میرسد و یا دلایل کتاب نخواندن، از گرانی کتاب حرف میزنیم؟!
*س_چرا کتاب نمیخوانیم؟_س*بیایید کمی واقع بینانهتر به موضوع نگاه کنیم؛ کتاب نمیخوانیم چون گران است یا اینکه منفعتی ندارد و صرفا زحمتی است که پولی هم برایش نمیدهند؟! کتاب نمیخوانیم، چون وقت نداریم یا اینکه خود را همه چیزدان میدانیم و بی نیاز از آگاهی و کسب دانش؟! کتاب نمیخوانیم چون در دسترس نیست یا اینکه اساسا به دنبال تعمق و تأمل نیستیم و گوشیهای همیشه در اختیارمان کفایتمان میکنند؟!
طبق نتایج آمارگیری مرکز آمار ایران در سال 1399، سرانه مطالعه ایرانیهای 15 سال به بالا در روز حدود 16 دقیقه و 32 ثانیه برآورد شده است. این در حالی است که یک شهروند ژاپنی به طور متوسط 90 دقیقه در روز مطالعه میکند. سرانه مطالعه برای انگلیسیها، آمریکاییها و آلمانها به ترتیب 55، 20 و 44 دقیقه است.
*س_رابطه کهکشان مک لوهانی با کتاب نخواندن ما_س*واقعا چرا کم کتاب میخوانیم؟ دکتر محسنیان راد استاد ارتباطات، با تکیه بر سه کهکشان ارتباطی مکلوهان (کهکشان شفاهی، کهکشان گوتنبرگ و کهکشان مارکونی)، ریشه ضعف فرهنگ کتاب و کتابخوانی ما را در کهکشان گوتنبرگ میداند.
کهکشان شفاهی، عصر ارتباطات شفاهی و چهره به چهره بوده است که ابزار اصلی ارتباط و انتقال اطلاعات، زبان و کلام بود. به اعتقاد محسنیان راد جامعه و فرهنگ ایرانی در دوره کهکشان ارتباطی شفاهی، غنای بسیاری داشته است. غرب در سال 1456 میلادی (سال اختراع ماشین چاپ) وارد دوره گوتنبرگ شد و تا سال 1895 (اختراع رادیو) در این دوره ماند و به رسانه قالب آن زمان یعنی کتاب و نشریات خو گرفت. ولی ما با تأخیر 200 ساله وارد عصر گوتنبرگ شدیم. مصادف با دوره حکومت ناصرالدینشاه دستگاه چاپ به ایران آمد و فضای استبدادی حاکم باعث شد، سانسور و ممیزی شدیدی بر حوزه چاپ و نشر اعمال شود. در چنین شرایطی، کتب و مطبوعات، محلی برای طرح افکار و آزاداندیشی نبود و برای همین اقبال عموم به آن کم شد. از سوی دیگر آن زمان کتاب به اشراف اختصاص داشت و عامه مردم به دلیل گران بودنش به آن دسترسی نداشتند.
جامعه ما برخلاف غرب، با تأخیری 200 ساله وارد عصر چاپ شد و بدون آنکه بهقدر کافی در این دوره بماند و به کتاب و کتابخوانی عادت کند، به دوره بعدی یعنی عصر رادیو و کهکشان مارکونی مهاجرت کرد.
*س_ما یک قوم شفاهی هستیم!_س*سید باقر میرعبداللهی مدیرکل منابع نهاد کتابخانههای عمومی کشور در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، در این باره اظهار کرد: مردم ما یک سنت شفاهی دارند. ما یک قوم شفاهی هستیم و مواریث معنوی ما بیشتر از راه مشافهه و نقل سینه به سینه به ما منتقل شده است. از طرف دیگر فضای مجازی و امکانات تحت وب هم دست به دست هم داده تا شکل خواندن تغییر کند.
*س_گوشیهای جایگزین کتاب و سواد سطحی!_س*محمد امامی کورنده کارشناس فرهنگ، ارتباطات و رسانه، هم به خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، می گوید: امروز دیگر مردم ما به فضای مجازی رجوع کرده اند؛ جای کتاب گوشی در دست دارند و روزانه انواع کثیری از جملات و اخبار را میخوانند و آن را کافی میدانند و در نهایت به یک سواد سطحی بسنده میکنند. سواد مردم ما به معنای آگاهی عمومی، میشود سواد رسانهای در حد فضای مجازی. کتاب فراموش و گوشی موبایل همه زندگی ما شده است. محتوای موبایل، صفحات مجازی و شبکههای اجتماعی که اکثرا نظارت نمیشوند، تبدیل به منبع آگاهی ساز ما شده اند و مهمترین تأثیر منفی این اتفاق سطحینگری مردم نسبت به اتفاقات روزمره است.
وی درباره تلاش مسئولان در این سالها برای ترویج کتابخوانی اظهار کرد: درست است که با ظهور تکنولوژیهای روز ارتباطاتی سبک زندگیها تغییر کرده، اما مسئولان ما هم در اکثر اوقات به دنبال ترویج فرهنگ ایرانی - اسلامی اصیل نبوده اند. مردم ما از طرف مسئولان برای ایجاد فرهنگ کتابخوانی چیزی ندیدند. این شد که به اینجا رسیدیم؛ امروز نه مردم علاقه به خواندن دارند و نه مسئولان دیگر دنبال ترویج کتابخوانی هستند.
این کارشناس فرهنگی افزود: روزگاری در مترو و اتوبوس ها باکس کتاب در اختبار مردم بود؛ میتوانستند کتابی را بردارند و تورق کنند. امام این طرح های ترویج کتابخوانی همه در حد مقطعی و صرفا جهت نمایش باقی ماندند.
*س_ناشرانی که با کتاب تجارت می کنند_س*کورنده با انتقاد از عملکرد برخی ناشران گفت: امروز کتاب تبدیل به بهانه و فرصتی برای تجارت شده است. ناشران فقط به فکر انتشار کتاب با هدف مادی و چرخه و جریان بودجه خود هستند. در این بین محتوا از بین رفته و با رفتن محتوا دیگر فرهنگی هم نمیماند.
میرعبداللهی هم در این باره گفت: متأسفانه ناشرانی هستند که بیشتر اقتصادی نگاه میکنند و به تعبیر درستتر کاسبکاری میکنند. برخی از ترجمهها بسیار نازلاند. مترجمانی هستند که انتخاب اثرشان برای ترجمه مبتنی بر نیازسنجی نیست یا ترجمههای موازی و مکرر انجام میدهند.
با این تفاسیر، شاید اساسیترین دلیل کتاب نخواندن ما نه گرانی آن که نیاز نداشتن و توهم دانایی است؛ انسان هر آنچه را که نیاز داشته باشد به دست میآورد؛ گاه از راههای درست و گاه نادرست. علاقه به مطالعه و کتابخوانی امری است که باید از کودکی آغاز شود؛ باید نیاز به مطالعه و خواندن برای غنای روحی و دانشی را از کودکی در میان نسل امروز و فردا نهادینه کنیم.
متاسفانه در کشور ما سالهاست که سیستم آموزشی، دانش محور است و صرفا مبتنی بر مطالعه کتب درسی و کمک آموزشی است. در دو سال اخیر حتی با وجود کرونا؛ سیستم آموزشی به فضای مجازی منتقل شده و نسل جدید بیش از پیش با فضای شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی عجین شده اند. فضای مجازی حالا رقیب اصلی کتاب و کتابخوانی ما ایرانیها شده است. با این تفاوت که در دنیای غرب با ظهور چاپ، مردم مدت زمانی طولانی با کتاب زیستند و خواندن و مطالعه در عمق وجودشان ریشه دواند و پس از آن وارد عصر رسانه های نوین چون رادیو، تلویزیون و حتی دهکده جهانی اینترنت شدند. اما این سیر به تکامل در کشور ما طی نشد و ما به نوعی دچار یک گسست ارتباطاتی شده ایم. گسستی که اگر برای حل آن فکری نکنیم، میتواند کتاب (این یار مهربان) را بیش از پیش از ما دور کند.