چهارشنبه 11 شهریور 1405

درباره چارلز دیکنز

خبرگزاری ایرنا مشاهده در مرجع
درباره چارلز دیکنز

تهران - ایرنا - چارلز دیکنز به عنوان محبوب‌ترین و بزرگ‌ترین نویسنده انگلیس شناخته می‌شود. او یک فعال اجتماعی توانمند بود که با خلق داستان‌های مختلف و نثر توانمندش توانست به یک محبوبیت جهانی برسد. از مهمترین آثار او می‌توان به دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست و داستان دو شهر اشاره کرد.

همه ساله بیش از 30 هزار تن از این موزه دیدن می کنند و 6 روز هفته برای بازدید عموم آماده است. دیوید پارکر مسوول این موزه می گوید: دیکنز در این منزل مشغول نوشتن تعدادی از کتاب ها و مقالات خود بوده است. این خانه ییلاقی در حومه کنت و خانه ای است که دیکنز آخرین روزهای عمر خود را در آن گذرانده و در همان خانه چشم از جهان فروبست. آری امروز منزل چارلز دیکنز تبدیل به موزه ای شده است که هزاران تن از آن بازدید می کنند.

زندگینامه چارلز دیکنز

چارلز دیکنز، رمان‌نویس انگلیسی در هفتم فوریه 1812 میلادی در خانواده ای متوسط در انگلیس چشم به جهان گشود. او دوران کودکی خود را در رنج و ناکامی گذراند. چارلز در زمان کودکی خیال پرور بود، شنیدن قصه های وحشتناک را بسیار دوست داشت و در ذهنش حوادث گوناگونی را القا می کرد که زمینه عناصر هراسناک داستان های آینده اش می شد. تصویر سازی او از کتاب هایی که می خواند، سبب شد که او به سرعت تبدیل به یک رمان نویس حرفه ای شود.

با آثار سروانتش و فیلدینگ و کتاب هزار و یک شب آشنا شد و همزمان با خواندن آنها در ذهن خود همه قهرمانان کتاب را به صورت واقعی در می آورد و آنان را در گوشه و کنار چشم‌اندازهای اطراف خود جای می‌داد. او به دلیل وضعیت مالی سختی که برای پدرش به وجود آمده بود، مجبور شد تا در 12 سالگی به کارخانه ای برود و مخارج خانواده خود را تامین کند.

چارلز هرگز از این وضعیت راضی نبود و پیوسته از احساس حقارت و تأثر شدید این دوره رنج می‌برد. البته به این کار خیلی زود پایان داد اما در نظرش دوره‌ای بس طولانی آمد. کوچه‌های لندن، پس از کانون خانوادگی برای چارلز بهترین مدرسه بود و مایه‌هایی برای رمان الیورتویست فراهم آورد. پس از مدتی خانواده او گرد هم آمد و دیکنز باز به تحصیل پرداخت و دوستان و محیط تازه یافت و برای دوستانش نمایش هایی ترتیب داد.

فعالیت های اجرایی چارلز

چارلز در 1827 میلادی کارمند دفتر اسناد رسمی شد در آنجا تندنویسی آموخت و ابتدا منشی و تندنویس یکی از نمایندگان مجلس عوام و پس از آن خبرنگار روزنامه «مورنینگ کرونیکل» در پارلمان شد و بر اثر مشاهده گفت وگوها و مشاجرات نمایندگان، نفرتی عمیق از دموکراسی دروغین در خود احساس کرد. در همین برهه از زمان چارلز به دلیل علاقه به دختری و خاطره آن سبب شد تا یکی از قهرمانان داستان دیوید کاپرفیلد در ذهنش به وجود آید. کار چارلز از تندنویسی به روزنامه‌نگاری و وقایع‌نویسی انجامید و در این دوره سلسله مقاله‌های مصور و هجوآمیز از زندگی روزانه مردم انگلیس را منتشر می کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

این مقاله‌ها بعدها در کتابی به‌نام «طرح های باز» در 1835 میلادی انتشار یافت که نخستین کتاب دیکنز به شمار می‌آمد. پیروزی طرح های باز موجب شد که از طرف ناشر سفارش یک سلسله نوشته دیگر به دیکنز داده شود و بدین طریق «یادداشت های بازمانده باشگاه پیکویک» نوشته شد که ابتدا در روزنامه‌ها و سپس در 1837 میلادی به صورت کتاب منتشر شد. دیکنز در این اثر سرگذشت آقای پیکویک رئیس باشگاه و همچنین قصه‌هایی از افراد مختلف و عجیب دیگر را با خصوصیت ها و آداب و رسوم شان بیان کرد و با قدرت تخیل خویش آثاری بدیع آفرید. در این اثر صفحه‌ای نیست که در آن شیوه نقل کامل و درخشان به کار نرفته باشد. دیکنز با این اثر ناگهان به شهرت رسید و وضع مالیش بهبود یافت و همین که به دنیای ادب کشیده شد با فعالیت و نیروی خلاقه شگفت‌انگیزش پی در پی رمان های جذابی عرضه کرد که همه با بیانی انتقادآمیز و هجوی تند از جامعه همراه بود.

چارلز، نویسنده‌ای که در کودکی رنج بسیار برده و مزه تلخ فقر را چشیده و نامهربانی ها از خانواده خود دیده و در دوره جوانی در شغل تندنویسی و خبرنگاری با دقت به همه چیز گوش فرا داده و با بینشی عمیق به همه چیز نگریسته، پس از آنکه به عالم نویسندگی وارد شد به توصیف و بیان دردهای جامعه پرداخت، دردهایی که درد خود او نیز بود.

آثار چارلز دیکنز

در 1838 میلادی رمان «الیورتویست» انتشار یافت که قبلا به صورت جزوه‌هایی منتشر می‌شد. دیکنز در این اثر نشان می‌دهد که جنایت چگونه به وجود می‌آید و زندگی آدمی چگونه در معرض خطر قرار می‌گیرد. وی قصد داشت با این روش، تصور غلطی را که تا آن روز در ذهن رمان‌نویس ها از عالم جنایت وجود داشت، باطل کند. در همین سال «حوادث زندگی نیکولاس نیکلبی» انتشار یافت که سودجویی اجحاف‌آمیز بازرگانان را در تغذیه شاگردان مدارس یورکشایر نشان می‌داد که به مرگ عده‌ای از کودکان بر اثر گرسنگی می‌انجامد، وضعی که دیکنز خود به خوبی درک می‌کند و حتی در بعضی از صحنه‌های کتاب از تجربه شخصی سود می‌جوید. در این اثر، دیکنز با قدرت خارق‌العاده، نه تنها موفق شده است که از قهرمانان برجسته داستان تصویرهای دقیق بسازد، بلکه از سلسله اشخاصی که هر یک به گونه ای با زندگی او در ارتباط هستند و همچنین از محله‌های لندن وصف های زیبا و گاه حزن‌انگیز به عمل آورد.

«دکان سمساری» نام دیگر اثر اوست. ماجرای دختری جوان با پدربزرگ پیرش در دکان غم‌انگیز و در محیط غبارآلود و غم‌گرفته‌ای که با جوانی او تضادی عجیب دارد، به سر می‌برد. دختر با فداکاری از پدربزرگ مراقبت می‌کند و بر اثر حوادث و بدبختی‌هایی که به ورشکستگی پدربزرگ می‌انجامد و بر اثر فشار طلبکاران که مغازه را توقیف می‌کنند، همراه او می‌گریزد.

دیکنز موجود پاک، باصفا و فداکاری را پیش چشم می‌گذارد که در دنیایی نفرت‌انگیز به رنج و مرگ محکوم می‌گردد، دنیایی که در آن روابط عمیق انسانی رو به انهدام گذارده و روش استثماری و سرمایه‌داری دوزخی مرگبار پدید آورده است.

سفر به آمریکا

دیکنز در 1840 میلادی به آمریکا سفر کرد و انتظار داشت که در این سرزمین با دموکراسی واقعی روبرو شود اما برخلاف امیدهایش به اصول برده‌فروشی، ستمگری و اموری که به کلی با حقوق فردی مغایرت داشت، برخورد و در بازگشت به انگلیس «یادداشت های امریکایی» را در 1842 میلادی و «ماجراهای زندگی مارتین چزلویت» را در 1844 میلادی انتشار داد که هجوی تند و نیرومند از ریاکاری و تسلط اهریمنی پول بر عالم انسانیت و خودخواهی در زندگی آمریکایی بود. دیکنز در 1845 میلادی به ایتالیا سفر کرد، بر سر راه به پاریس رفت و با پذیرایی گرمی روبرو شد اما این سفر او را از وضع اجتماعی کشورش منصرف نکرد. در ایتالیا رمان «سرود نوئل» را نوشت که در 1843 میلادی منتشر شد و اشاره‌ای صریح به عصیان جامعه بود. این کتاب، موفقیت چشمگیری به دست آورد. دیکنز پس از گذراندن دوره‌ای ملالت‌بار از نو به نوشتن رمان بزرگی دست زد که در زمینه تحلیل روانی و اخلاقی بشر پیشرفت آشکاری را نشان می‌داد. رمان «دامبی و پسر» مکافات خودپسندی و سرمایه‌داری نامعقول و سرشار از قساوت و کینه‌ورزی را در زندگی اشرافی قدیم نشان می‌دهد.

«نامه‌ها» این دوره از زندگی او را نشان می‌دهد. دیکنز که سراسر عمر را در وسوسه کودکی می‌گذراند در 1849 میلادی رمان «دیوید کاپرفیلد» را منتشر کرد که نوعی زندگی‌نامه نویسنده است و به صورت اول شخص مفرد نقل شده و از نظر خود او بر دیگر آثارش رجحان یافته است. کمتر اثری مانند دیوید کاپرفیلد توانست تا این حد از نزدیک حوادث واقعی و تکان دهنده زندگی کودک بینوایی را تجسم بخشد. در واقع دیوید کاپرفیلد شاهکار دیکنز است و به طور کامل محاسن و معایب او را در پرده نقاشی ستایش‌انگیزی ترسیم می‌کند. داستان «خانه غمزده» هجو تند و نیرومندی است از اشتباهات قضایی و مخارج گزاف و خانه خراب‌کن دادگاه ها که به ورشکستگی و مرگ قهرمان کتاب و عده دیگری از اشخاص داستان منجر می‌شود.

دیکنز از طرفی انسانی دموکرات به شمار می‌آمد و از طرفی تحت تأثیر عقاید خرافی طبقه خویش قرار داشت. این تضادها سرچشمه رمان «روزگار سختی» شد که وضع دشوار کارگران و ارتباط آنان با کارفرمایان و رفتار غیرانسانی را که مولود زندگی صنعتی است، پیش چشم می‌گذارد.

کتاب «دوریت کوچولو» مانند معمول بر زمینه کشمکشی روانی و اجتماعی قرار داشت، همچنین مبارزه‌ای را بر ضد عوامل مخرب دموکراسی و ویران‌کننده مذهب و امور دیگر نشان می‌داد.

کتاب «آرزوهای بزرگ» در سه جلد منتشر شده است. «دوست مشترک ما» آخرین اثر کامل دیکنز است. پس از آن فعالیت شگرف و چرخ گردنده وجود او ناگهان از کار بازایستاد و به صورت دیگری خودنمایی کرد. کتاب «اسرار ادوین درود» در 1870 میلادی نوشته شد که به سبب مرگ نویسنده ناتمام ماند.

سبک نگارش چارلز دیکنز

سبک نوشته‌هایش نافذ، مطایبه‌آمیز، عرفانی، انسانی و خیال‌انگیز است که از زندگی خصوصی وی تأثیر پذیرفته است. شیوه واقع‌بینی و واقع‌نگاری دیکنز لحنی پرجاذبه و مردم‌پسند دارد. ساختمان داستان های دیکنز در وهله اول به نظر عجیب می‌آید، موضوع ها متفاوت و گسترده است. اشخاص تازه و فراوان از گوشه و کنار وارد صحنه داستان می‌شوند اما قدرت عظیم و خلاقه دیکنز پرده‌های نقاشی وسیعی از زندگی پیش چشم انسان می‌گسترد که همه چیز را نیرومند و جاندار می‌سازد و در همه آنها ذوق نمایشی فراوان دیده می‌شود. هیچ نویسنده انگلیسی نتوانسته است چون دیکنز دنیایی گوناگون با خصوصیت های متمایز از بیرحمی و رنج بسازد یا مانند او چنین قانع‌کننده بی‌عدالتی‌ها و ستمگری هایی که از طرف اشخاص بزرگ بر کودکان وارد می‌شود، در نظر مجسم کند.

سرانجام چارلز دیکنز

چارلز دیکنز نویسنده مشهور انگلیسی هنگامی که مشغول نوشتن ادوین درود بود به طور ناگهانی بر اثر سکته قلبی در 9 ژوئن 1870 میلادی چشم از جهان فروبست.

پی نوشت:

1. موروا، آندره، ترجمه دکتر قاسمی، انتشارات کتاب امروز، تابستان 1366

2. کاپلستونف فردیریک، تاریخ فلسفه از بنتام تاراسل، جلد هشتم، ترجمه بهاد الدین خرمشاهی

3. هاوزر، آرنولد، ترجمه امین موید، چاپ اول 1362

*س_برچسب‌ها_س*
درباره چارلز دیکنز 2