جمعه 27 شهریور 1405

سالار تکریت، خاطرات آزاده یزدی در قاب کتاب

خبرگزاری ایرنا مشاهده در مرجع
سالار تکریت، خاطرات آزاده یزدی در قاب کتاب

یزد - ایرنا - کتاب «سالار تکریت» مجموعه خاطرات سیدحسین سالاری از جانبازان و آزادگان یزدی است که مقاومت و مبارزه اسرای ایرانی در اردوگاه 11 تکریت را روایت می‌کند.

کتاب «سالار تکریت» مجموعه خاطرات اسارت سیدحسین سالاری آزاده و جانباز یزدی که با قلم مصطفی زمانی‌فر به همت حوزه هنری استان یزد توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، بازخوانی گوشه‌های ناگفته تاریخ دفاع مقدس و مظلومیت آزادگان است.

«سالار تکریت» که به چاپ دوم رسیده، در 288 صفحه خاطرات 30 ماه اسارت این رزمنده 18 ساله در اردوگاه 11 تکریت رژیم بعث عراق را روایت می‌کند و مخاطب را با دنیای جدیدی که صدامیان در این اسارتگاه ایجاد کرده بودند، آشنا می‌سازد.

این اردوگاه، سخت‌ترین و هولناک‌ترین زندان اسارت آزادگان بود چرا که اسرای مفقود بسیجی و ارتشی در آنجا محبوس بودند و هیچ نام و نشانی از آنها نبود، زندانیان این اردوگاه زیر نظر صلیب سرخ نبودند، جو حاکم بر آن، فضای خفقان استخبارات صدام بود و اسرا بدترین شرایط را تحمل می‌کردند.

راوی در این اثر صادقانه به تبیین واقعیت‌ها، مرارت‌ها و خاطرات تلخ و شیرین سال‌های اسارت خود و همرزمانش در این اردوگاه می‌پردازد و اطلاعاتی را درباره این زندان مخوف، پیامدهای

ناگوار جنگ و مظلومیت و مقاومت سفیران پایداری ارائه می‌دهد و با توصیف‌های طنزگونه برخی وقایع، خواننده را با خود همراه می‌کند.

این جانباز 55 درصد که هنوز از جراحات ناشی از دوران اسارت رنج می‌برد مهم‌ترین عامل ثبت و انتشار خاطراتش را توصیه‌های رهبر معظم انقلاب مبنی بر لزوم ثبت و انتشار خاطرات

رزمندگان و آزادگان دفاع مقدس، همچنین توصیه دوستان، همکاران و پزشکان معالج خود عنوان می‌کند.

نویسنده این کتاب نیز از خاطرات تهیه و گردآوری اثر می‌گوید و ادامه می‌دهد: وقتی عزم راوی را برای انجام این رسالت، با وضع نامساعد جسمانی و پایی که هرگز از زانو خم نمی‌شد مشاهده

کردم، انگیزه‌ام برای نگارش خاطراتش بیشتر شد.

سیدحسین سالاری در سال 1346 در خانواده‌ای مذهبی و کارگری در محله شیخداد یزد به دنیا آمد. وی مهرماه 1365 عازم خدمت سربازی در ارتش شد. راوی سالار تکریت در آخرین روز

سال 1366 در عملیاتی در منطقه غرب کشور از ناحیه پای راست مجروح شد و پس از 4 شبانه روز، بی‌رمق و زخمی به اسارت نیروهای عراق درآمد.

وی دو سال و نیم در یکی از مخوف‌ترین اسارتگاه‌های دوران صدام یعنی استخبارات زندانی بود و کسی از او خبر نداشت، حتی اسرای اردوگاه هم به دلیل جراحت شدید پایش، امیدی به زنده

ماندنش نداشتند اما این جوان مؤمن و مقاوم با توکل و امید به خدا با تحمل درد و رنج فراوان و شکنجه‌های شدید، توانست تمام ناملایمات و دشواری‌های دوران اسارت را پشت سر بگذارد و

سرانجام 22 شهریور 1369به آغوش میهن عزیز اسلامی بازگردد.

استان یزد 754 آزاده دارد.

*س_برچسب‌ها_س*