سلیمی نمین: جنبش مشروطه دنبال اصلاح بود نه سرنگونی سلطنت!
تهران - ایرنا - عباس سلیمی نمین محقق تاریخ به ایرنا می گوید: مشروطه انقلاب نبود بلکه نهضت بود. انقلاب یعنی زیر و رو کننده. ما به هیچ عنوان در مشروطهخواهان سرنگونی سلطنت نبودیم چون سلطنت در ایران ریشه دار است و مردم هم میتوانستند بر تصمیمات پادشاهان تاثیر بگذارند.
عباس سلیمی نمین فعال سیاسی اصولگرا، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران و به مدت 13 سال مدیرمسوول کیهان هوایی بوده است. سلیمی نمین معتقد است: مردم از تجربه شکست مشروطه درس گرفتند. او می گوید: انقلاب اسلامی سال 57، مردم از همان ابتدای امر مطالبات خود را بر دو رکن اساسی بنا کنند. نخست این که استبداد باید از بین برود چون حکومت استبدادی در شان مردم نیست. دیگری این که نظام سلطه باید از ایران برود چرا که با مداخله در امور داخلی ایران هیچ شانی برای ملت ایران نمی گذارد. گفت و گوی ایرنا با این فعال سیاسی در ادامه می آید:
ایرنا: آقای رییسجمهور به تازگی انقلاب اسلامی را ادامه انقلاب مشروطیت دانستند. ارزیابی جنابعالی چیست؟
سلیمی نمین: بخش زیادی از جنبش مشروطه دنبال این بود که نگذارد بیگانگان بر کشور مسلط شوند. برخی امتیازاتی که شاهان قاجار به بیگانه داده بودند موجب ناراحتی و واکنش ملت شده بود. ملت احساس خوبی نداشت وقتی می دید بیگانگان، امور کشور را در اختیار گرفته اند. بنابر این، این مطالبه مطرح شد که قدرت شاه باید محدود شود تا نتواند این گونه امتیازات را به بیگانگان دهد. یعنی قانون حاکم شود و مجلس نمایندگان تاسیس شود.
لبه تیغ نهضت مشروطه متوجه قدرت های انگلیس و روسیه تزاری بود. انگلیسیها تلاش کردند در این نهضت نفوذ کنند و نهضت مشروطه را به عنوان مقدمه ای برای تسلط کامل خود قرار دهند. اینجا یک بحث تاریخی وجود دارد که مفصل است. اما آن چه مسلم است اقداماتی از طرف شبکه های پنهان وابسته به انگلیسی ها برای نفوذ در حاکمیت وقت ایران صورت می گرفت. متقابلا نیروهای معتقد به منافع ملی و شیخ شهید فضل الله نوری به شدت به نفوذ بیگانکان حساس بودند و تحرکات آنها را رصد می کردند. اما شیخ فضل الله توانست متمم قانون اساسی را به تصویب برساند تا جلوی نفوذ بیگانه گرفته شود و همین هم موجب شهادتش شد.
بیگانگان هم به این فکر افتادند که بساط نهضت مشروطه را جمع کنند. آن ها از طریق کودتای سال 1299 موفق شدند مشروطه را از روح خودش تهی کنند تا جز ظاهری از مشروطیت برجا نماند. این تجربه تاریخی قطعا جز اندوخته های ملت شد که یکبار دیگر مراقب باشد تا بساط بیگانه را از کشور جمع کند. در کودتای 1299، استبداد قاجار کاملا برداشته شد ولی استبدادی دیگر توسط بیگانگان بر ایران حاکم شد.
استبداد قاجار یک استبداد به دور از وابستگی به بیگانه بود. یعنی این استبداد را بیگانه روی کار نیاورده است. از این رو کار اصلاحات در آن دوران خیلی سخت نبود. خود استبداد تن به مطالبات مردم می داد و ملت می توانست به خواسته های خود برسد. چرا که استبداد قاجار ریشه در خارج کشور نداشت. اما بعد از کودتای 1299 استبدادی شکل گرفت که رابطه بسیار تنگاتنگی با سلطه بیگانه داشت. طبیعتا وقتی قدرت بیگانه به عنوان پشتوانه استبداد قرار می گیرد هم مانع توجه حکومت به خواسته های مردمش می شود و هم استبداد را به شدت تقویت می کند، لذا در مقابل مطالبات مردم می ایستد.
این تجربه ها موجب شد در جریان انقلاب اسلامی سال 57، مردم از همان ابتدای امر مطالبات خود را بر دو رکن اساسی بنا کنند. نخست این که استبداد باید از بین برود چون حکومت استبدادی در شان مردم نیست. دیگری این که نظام سلطه باید از ایران برود چرا که با مداخله در امور داخلی ایران هیچ شانی برای ملت ایران نمی گذارد. این دو مطالبه بر اساس تجربیات اخذ شده از مشروطه و سرنوشتی که نهضت مشروطیت پیدا کرد، شکل گرفت. ملت ایران وقتی دید بساط مشروطه توسط انگلیسی ها جمع شد آموخت که راه نفوذ بیگانه را به کشور ببندد تا سرنوشتش را خود رقم بزند.
ایرنا: پس شما موافقید که انقلاب اسلامی مکمل انقلاب مشروطه است؟
سلیمی نمین: مشروطه انقلاب نبود نهضت بود. انقلاب یعنی زیر و رو کننده. ما به هیچ عنوان در مشروطه خواهان سرنگونی سلطنت نبودیم چون سلطنت در ایران ریشه داست و مردم هم می توانستند بر تصمیمات پادشاهان تاثیر بگذارند. دیدیم وقتی قرارداد رژی امضا شد، مردم اعتراض می کنند که چرا بخشی از امور کشور در اختیار انگلیسی ها قرار گرفته؟ مردم ناراحت می شوند و اعتراض می کنند تا رای خود را بر شاه تحمیل کنند. قرارداد رویترز هم با اعتراض مردم ملغی شد. چون مشروطه خواهان دنبال تغییرات ریشه ای و جمع شدن بساط سلطنت نبودند ما می گوییم نهضت مشروطیت نه انقلاب.
ایرنا: رییس جمهور گفت سه قوه و همچنین نیروهای مسلح کنا ر دولت باشند؟ به نظرتان این خواسته دولت تحقق پیدا کرده است؟
سلیمی: قطعا مدتهاست که چنین امری از جانب مرکزیت نظام دارد محقق می شود.
بروز و ظهور این قضییه را در کرونا می بینید. شاهد بودیم که در جریان ویروس کرونا نیروهای مسلح تمام توان خود را بسیج و در خدمت دولت قرار دارند. اما این که دولت تا چه حد بتواند از آن استفاده کند بحث دیگری است. قطعا در این زمینه انتقاداتی جدی به دولت وجود دارد. این دولت نتوانست از توان مردمی و امکانات نظام به خوبی استفاده کند. این که نیروهای مسلح و سایر قوا هدایت شدند تا دولت را حمایت کنند تا با قوت بیشتری به کار خود ادامه دهد.
مدتهاست با برگزاری جلسات هماهنگی بین سران قوا دارد صورت می گیرد. این ها دارند پشتیبانی می کنند تا دولت بتواند با قوت بیشتری به انجام وظایف خود بپردازد. رییس جمهور محترم در برخی جاها به این کمک ها اذعان کرده است. اما چرا دولت محترم نمی تواند از این ظرفیت ها درست استفاده کند را نمی دانم. مثلا در زمینه مسکن دولت نتوانست اقدامات شایسته ای انجام دهد. این به وزرایی برمی گردد که دولت انتخاب کرد.
بارها به رییس جمهور انتقاد شد که آقای آخوندی آدمی غربگراست که انگیزه کافی را برای کار برای مردم ندارد، و وقت برای مردم نمی گذارد. انتقادات بسیار زیادی به این انتصاب صورت گرفت اما توجهی نشد. آخر سر هم دیدیم آقای رییس جمهور خیلی دیر هنگام یعنی یک سال قبل اذعان می کند که ما در زمینه مسکن، آن گونه که شایسته است اقدام نکردیم. واقعیت امر این که در دوره وزارت آقای آخوندی هیچ اقدام مناسبی در زمینه مسکن برای مردم انجام نشد. آقای آخوندی آنچه قبلا در دولت های گذشته در زمینه صورت گرفته بود را متوقف کرد.
آنها می توانستند اشکالات طرح های مانده از دولت های گذشته را برطرف کنند و در واقع امور را اصلاح کنند نه این که آنرا کاملا متوقف کنند. ما بازتاب کار آقای آخوندی را داریم این روزها در افزایش قیمت مسکن می بینیم. این فشار جدی به مردم وارد می آورد. این نتیجه روی کار آوردن یک وزیر غربگرای اشرافی است. او نمی بایست در این جایگاه قرار می گرفت. بنابراین مدتهاست که نظام نه تنها نیروهای مسلح و دو قوه دیگر، بلکه ستاداجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان و دیگر نهادها را کنار دولت قرار داده است.
*س_برچسبها_س*