شنبه 17 مرداد 1405

صورت جدید مسئله جنگ؟!

وب‌گاه الف مشاهده در مرجع
صورت جدید مسئله جنگ؟!

1_صورت مسئله جنگ در هر دوره از نبرد تغییر پیدا می‌کند. اینطور نیست که صورت مسئله جنگ 12 روزه، جنگ 40 روزه و جنگ 11 روزه یکی باشد. آمریکایی‌ها و صیهیونیست‌ها جنگ را با اذن پاکستان و قطر شروع نکردند، که با پیشنهاد آنها متوقف شود. آنها تجاوز به ایران را با اذن عربستان و برخی از شیوخ زائد منطقه شروع نکردند که در هر دوره التماس اتش بس آن را بهانه کنند. جنگ استکبار جهانی با ایران اهدافی داشت که با مقاومت ملت دلیر ایران و هوشیاری رهبری و از همه مهمتر قدرت نمایی نیروهای مسلح به شکست قطعی متجاوزان منجر شد. جنگ هر وقت به یک نقطه تشدید به مفهوم آنچه ترامپ آن را فرستادن سرزمین ایران به عصر حجر، شهرهای سوخته، زیرساخت‌های نابود شده توصیف می‌کرد، یکباره متوقف می‌شد. یک سوال کلیدی اینجا وجود دارد که چرا صورت مسئله جنگ به سرعت تغییر می کند و طرف از خود انعطاف و عقب نشینی نشان می دهد و پرچم مذاکره را به مثابه پرچم سفید تسلیم بالا می برد. پاسخ به این سوال پرده از معمای کارفرمایان چنین معرکه ای برمی دارد. 2_قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح هم در آفند و هم در پدافند، دقیق مورد ارزیابی دشمن است. آنها نیک می‌دانند اگر جنگ زیرساخت‌ها صورت گیرد و حرف از عصر حجر به میان آید دشمن خود زودتر از ایران به سرزمین‌های سوخته، نابودی زیرساخت‌ها و عصر حجر می‌رسد. این واقعیت را نرخ پرتاب موشک‌ها و پهپادهای ما نشان داده‌اند. هستی و نیستی سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها در منطقه بویژه در سرزمین‌های اشغالی زیر چکش موشکی و پهپادی ایران است. نکته مهمتر از این دشمن می‌داند نیروهای مسلح ما و توانایی صنعت هسته‌ای ما برای رسیدن به یک بازدارندگی هسته‌ای، مشکل فنی ندارد. اگر اراده دولت ایران پس از شرارت جنگ زیرساخت‌ها فعال شود، تا رسیدن به بمب زمانی به اندازه خود شروع جنگ زیرساخت‌ها است. 3_صورت فعلی مسئله جنگ این است که بهانه ادامه جنگ به دلیل موضوعات هسته ای و یا مسئله تنگه هرمز تمام شده است. ملت ایران اجازه نمی دهد آمریکا و اسرائیل در مسائل داخلی ایران دخالت کنند. این را ترامپ در بند دو تفاهم نامه امضا کرده است. تنگه هرمز یک غنیمت جنگی است. جزو آب های سرزمینی ماست. پس از فرو نشست گرد و خاک جنگ 12 روزه و 40 روزه و 11 روزه از ارزش راهبردی آن رونمایی شده است. هیچ اراده ای در منطقه وجهان نمی تواند این گنجینه راهبردی را از ایران بگیرد. مسائل هسته ای و مناقشات ما با دشمن هم پایان یافته است، چون قرار بود ما زورگویی آنها را در محروم شدن از مواهب هسته ای نپذیریم جنگ شود. خوب حالا جنگ شده است، یعنی گزینه نظامی سوخته است. طرح مسائل هسته ای در گفتگوها به منزله دخالت آنها در امور داخلی ماست. به هیچ کشوری و هیچ قدرتی مربوط نیست ما چه میزان غنی سازی می کنیم. این به ما مربوط است. اگر مربوط نیست خوب بیایند بجنگند. حالا جنگیده اند به التماس آتش بس یا عقب نشینی به بهانه فلان کشور گفته، افتاده اند. 4_ما داریم کم کم به نقطه پایانی جنگ نزدیک می‌شویم. آن نقطه تسلیم بدون قید و شرط آمریکاست. موضوع و صورت اصلی مسئله جنگ چه آمریکایی‌ها بخواهند چه نخواهند، عوض شده است. دلیل اول: حمله پیش دستانه ایران به آرایش و ذخیره سازی و آماده سازی نیروهای آمریکایی در اردن که همه آن به باد رفت. دلیل دوم: تخلیه پایگاه‌های آمریکا در قطر و چند کشور منطقه دلیل سوم: ورود یمن به جنگ و طرح یک صورت مسئله دقیق‌تر. مشکل هرمز برای آمریکا به نام بحران در تنگه باب المندب دلیل آخر: جنگ هیچ تاثیری روی تغییر محاسبات دولتمردان ایرانی و نیروهای مسلح نگذاشته است. دولت و نیروهای مسلح یکبارچه مقاومت و پایداری را در هر مرحله بیشتر نشان می‌دهد. از همه مهمتر جنگ هیچ تاثیری روی تاب آوری مردم نداشته و مردم بیش از 150 روز در خیابان ها فریاد می‌زنند: " بزن که خوب می‌زنی!"