نیاز ورزش ایران به وحدت، شفافیت و حکمرانی

صیانت از کرامت ورزشکاران، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این مهم نه با ژستهای جانبدارانه و نه با شعارهای کوتاهمدت به دست میآید.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، عابد حقدادی سرپرست سابق فدراسیون ژیمناستیک و از کارشناسان ورزشی با اشاره به یادداشت کیومرث هاشمی در تسنیم درباره اتفاقات اخیر بین فدراسیون والیبال و وزارت ورزش یادداشتی در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد که عیناً در زیر میخوانید:
درباره چالش والیبال - وزارت ورزش؛ نقد سازنده یا برخورد مخرب؟در روزهای منتهی به رویدادهای بزرگ ورزشی، طرح برخی مباحث و انتشار تحلیلهایی که بر پایه نگاههای یکسویه استوارند، این پرسش را در اذهان عمومی ایجاد میکند که ایجاد فضای دوقطبی در ورزش به سود چه کسانی خواهد بود و چه اهدافی را محقق میسازد؟
ورزش پدیدهای اجتماعی با ابعاد گسترده و پیچیده است که نمیتوان آن را صرفاً به حمایت از ورزشکاران تقلیل داد. ورزشکاران، مربیان، داوران، مدیران، تماشاگران و حتی تولیدکنندگان، اجزای یک سیستم بههمپیوستهاند که تنها در سایه هماهنگی میتوانند مسیر تعالی را طی کنند. هرگاه بخشی از این سیستم سیاستهای ناهمسو در پیش گیرد، جریان حکمرانی ورزشی به ناکجاآباد خواهد رفت و نتیجه آن چیزی جز کاهش شفافیت و پاسخگویی نخواهد بود.
صیانت از کرامت ورزشکاران، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این مهم نه با ژستهای جانبدارانه و نه با شعارهای کوتاهمدت به دست میآید. تحقق آن نیازمند حکمرانی قوی، شجاعانه، شفاف و راهبردی است. در همین راستا، در یکسال گذشته وزیر ورزش و جوانان ضمن تأکید و پیگیری امور بر مبنای قوانین در خصوص جوانان، ورزشکاران و قهرمانان، مشی رفتار پدرانه را مبنا قرار داده و تلاش کرده است این رویکرد را در سیاستگذاریهای کلان نهادینه کند و نباید فراموش کرد بخشی از رفتارهای امروز برخی ورزشکاران، میراث ساختارهای نیمبند و روزمره گذشته است که همه ارکان مدیریتی ورزش در شکلگیری آن سهیم بودهاند.
برای حل این موضوع وزارت ورزش و جوانان در این مسیر بر «تنظیمگری» بهعنوان جوهره حکمرانی تأکید دارد؛ مسیری که با حضور دکتر دنیامالی و گفتمانهای تخصصی در کمیسیونها آغاز شده و نتایج آن در احیای بسیاری از برنامههای مغفولمانده فدراسیونها مشهود است. حکمرانی یعنی مراقبت از «اثر پروانهای»؛ یعنی همان واکنشهای کوچک و منفعلانهای که میتواند در عرصههای بینالمللی به طوفانهایی بدل شود و انسجام ورزش کشور را خدشهدار کند. چنین روندی آشکارا با سیاست «ایران قوی، ورزش قوی» در تضاد است.
یکی از هنرهای حکمرانی حکیمانه، تبدیل انگیزههای بیرونی ورزشکاران به انگیزههای درونی است؛ مسیری که آنان را به سوی عزتمندی و اقتدار پایدار سوق داده و از ایشان سفیرانی در تراز جمهوری اسلامی میسازد. در این چارچوب، یادآوری الزامات حرفهای نه تنها محدودیت نیست بلکه بخشی از چرخه رشد و پیشرفت به شمار میآید. ورزشکاران ما همچون نخبگان علمی، صنعتی و نظامی، در بستر بیتالمال پرورش یافتهاند و دستاوردهایشان مرهون تلاش جمعی جامعه است. طبیعی است که تمرکز بر مأموریت ملی، بهویژه برای ورزشکارانی که مسئولیت سنگین کاپیتانی تیمها را بر عهده دارند، باید در صدر اولویتهای آنان قرار گیرد.
افزون بر این، مقایسه الگوهای ساختاری ورزش در کشورهای دیگر بدون توجه به واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی ایران، راهگشا نیست. بسیاری از آن کشورها متکی بر منابع بخش خصوصیاند و هر بخش در صورت حرکت برخلاف جریان تأمین منابع با محدودیت فوری مواجه میشود؛ حال آنکه در ایران، فدراسیونها و انجمنها در بستر بیتالمال فعالیت میکنند و مسئولیت اجتماعی مضاعفی بر دوش دارند.
بیتردید نقدهای دلسوزانه و بیان دغدغهها امری ارزشمند است؛ اما انتظار میرود در کنار آن، نیمنگاهی به تجربههای مدیریتی گذشته نیز وجود داشته باشد. چالشهایی که به دلیل ورودهای دیرهنگام یا نبود شفافیت در فرآیندها در سالهای گذشته شکل گرفتهاند، هنوز هم بر بدنه ورزش کشور سایه انداخته و باید در تحلیلهای امروز مورد توجه قرار گیرند.
ورزش ایران بیش از هر زمان دیگر نیازمند وحدت، شفافیت و حکمرانی حکیمانه است؛ نه دوقطبیسازی و نه نگرشهای مقطعی. تنها در این مسیر است که میتوان ظرفیت عظیم ورزش را در خدمت تعالی کشور و ملت قرار داد.