جمعه 30 مرداد 1405

هم‌نشینی قلم با قلم‌مو در مجموعه شعر مریم حیدرزاده

خبرگزاری ایرنا مشاهده در مرجع
هم‌نشینی قلم با قلم‌مو در مجموعه شعر مریم حیدرزاده

تهران - ایرنا - تازه‌ترین مجموعه شعر «مریم حیدرزاده»، از شاعران کشورمان بازگشتی به سبک کلاسیک با درون‌مایه‌ای سرشار از امید و نگاه مثبت است.

«من و شعر هرگز عهد نشکستیم و معاشرتمان را حتی کمی هم کم نکردیم. زندگی همچنان با ترانه و عشق و شعر جریان داشت که معجزه‌ای به نام نقاشی دنیای تیره‌ام را عاشقانه و صبور رنگ‌آمیزی کرد. عاشق‌تر شدم، در شعر حل شدم و نقاشی غرقم کرد، نقاشی مرا با شعر مانوس‌تر کرد و شعر مرا با نقاشی...»؛ این توضیحی است که «مریم حیدرزاده» شاعر نام‌آشنای کشورمان درباره تازه‌ترین اثرش یعنی «قهوه‌ات یخ نکند» نوشته است.

این کتاب را انتشارات معین در 224 صفحه طی روزهای گذشته منتشر کرده و به این بهانه خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت‌وگویی را با پدیدآورنده اثر صورت داده است.

ایرنا: خانم حیدرزاده نگاهی به سیر انتشار آثار مکتوب و صوتی شما نشان از یک دوره انقطاع نسبتا طولانی‌مدت دارد. پس از یک دوره پررونق که اواسط دهه گذشته به پایان رسید کمتر نشانی از آثار شما به چشم می‌آمد. دلیل این روند چیست؟

حیدرزاده: آخرین اثر نوشتاری من اسفند 93 منتشر شد و آخرین آلبوم دکلمه هم سال 95 بود. پس از این سال‌ها تازه‌ترین کتاب شعرم با عنوان «قهوه‌ات یخ نکند» اثری شامل غزل، مثنوی، چهارپاره، دوبیتی گریزی است به سبک کلاسیک زیرا من ابتدا از غزل شروع کردم. بعد از آن و در کتاب‌های بعدی به ترانه پرداختم. پس از سال‌ها به خاطر علاقه زیاد خودم و وجود نوشته‌هایی که به چاپ نرسیده بود تصمیم گرفتم کتاب آخر را به سبک کلاسیک بازگردم.

ایرنا: به جز علاقه شخصی، این تغییر سبک می‌تواند دلیلی خاصی دیگری داشته باشد؟

حیدرزاده: من از هشت سالگی که نوشتن را شروع کردم با غزل شروع کردم. به اقتضای اینکه کتاب دوم من شامل ترانه بود و مورد استقبال هم قرار گرفت و بسیاری از آن‌ها را خوانندگان استفاده کردند، این روند ترانه‌سرایی ادامه یافت. با این حال با توجه به علایق خودم و در میان این کارها غزل می‌سرودم.

در نهایت با گذشت پنج سال از انتشار آخرین کتابم، در سال 98 اثرم را به شعر کلاسیک اختصاص دادم. البته این اثر به زبان امروز است و کلمات سنگین و غیرقابل درکی در آن استفاده نشده و در هر قشر و هر سن و هر طبقه ای قابل لمس است.

این روزها فرصتی برای رجوع به فرهنگ لغت برای فهمیدن کلمات و معانی شعر وجود ندارد و به همین خاطر زبان این اثر نزدیک به زبان همه مردم است. و اما در مورد انتشار، هر چند در سال 98 مجوز کتاب را گرفتیم اما به دلیل مشکلات اخیر به خصوص شیوع بیماری کرونا انتشار آن به تعویق افتاد و در نهایت یک هفته پیش انتشار یافت. از اول تیرماه سالن‌های سینما و کنسرت‌ها به‌تدریج بازگشایی می‌شود و به‌احتمال زیاد در آن روزها مراسم رونمایی از کتاب هم برگزار خواهد شد.

ایرنا: در مورد تغییر سبک اثر اخیر توضیح دادید. آیا در مورد روح حاکم بر این اثر و حالات درونی شما در هنگام سرودن شعرها با کتاب‌های قبلی تفاوتی وجود دارد؟

حیدرزاده: حالات درونی انسان و آنچه از آن برمی‌آید با توجه به شرایط و ویژگی‌های آن شرایط متفاوت است. اگر یک هفته پیش مطلبی را به نگارش درآورده‌ام تا الان که می‌خواهم چیزی بنویسیم ممکن است تفاوت‌های عمده ای داشته باشد. بسیاری از آنچه نوشته‌ام برآمده از زندگی شخصی من بوده است و از عنصر تخیل در این زمینه چندان بهره‌نگرفته‌ام. ما وقتی می‌گوییم شعر انتظار داریم قصه‌ای یا افسانه‌ای یا تخیلی پشت آن باشد. اما چیزی که در نوشتنم چه شعر و چه نثر به آن ارجاع می‌کنم روحیات واقعی است؛ چیزی که در آن لحظه در شعر نوشته می‌شود قطعا اتفاق افتاده است. در مقایسه اثر با آثار قبلی، طبیعتا تفاوت‌هایی وجود دارد اما قضاوت‌کننده نهایی مخاطبان و خوانندگان کتاب هستند.

ایرنا: درون‌مایه آثار قبلی به نوعی بازتاب دهنده گلایه و نگاه منفی به محبوب و معشوق بود. از عناوین آثاری چون «دیگه می‌ذارمت کنار» یا «اون یکی جز من داشت» هم این نگاه به چشم می‌آید. آیا این نگاه در این اثر نیز تداوم یافته است؟

حیدرزاده: در این اثر این نگاه کاملا مثبت است. هر چند ممکن است شعرهای غمگینی هم سروده شده باشد اما از عنوان کتاب می‌توان این نگاه را دریافت. البته قطعه شعری که پشت جلد درج شده «دردها بسیار است، زندگی اجبار است» کمی به واقعیت نزدیک شده و از عنصر رویا فاصله گرفته اما اغلب بخش‌ها با دیدی مثبت و امیدوارکننده است.

ایرنا: درون‌مایه نوشته‌های شما آنچنان که اشاره کردید ناشی از حالات واقعی درون شما است. آیا این اثر ارتباطی هم با شرایط عمومی، اجتماعی و حتی سیاسی جامعه برقرار می‌کند؟ بعضی اکنون از تشدید ناامیدی، بی‌اعتمادی و مسائلی از این دست در جامعه سخن می‌گویند و البته برخی هم نظری متفاوت دارند. کتاب اخیر شما چه نسبتی با وضعیت جامعه دارد؟

حیدرزاده: این اثر به طور کامل ناشی از وضعیت درونی است. به طور کلی شهروندی سیاسی نیستم. البته این به معنای آن نیست که ممنون از آقای روحانی نباشم زیرا بعد از 12 سال ممنوع‌الکاری به من فرصت داد. دولت قبلی ظلم بسیار بزرگی به من کرد که غیرقابل‌بخشش است. 12 سال ممنوع‌الکاری بی‌رحمانه‌ترین کاری بود که می‌توانستند با من بکنند. بعد از گذشت هشت سال دوره دولت پیشین، چهار سال هم زمان برد تا ما به خود بیاییم و با نامه‌نگاری و طرح درخواست و پیشبرد مذاکرات راه را برای تغییر وضعیت بازکنیم. 12 سال ممنوع‌الکاری بی‌رحمانه‌ترین کاری بود که می‌شد در حق هنر یک انسان انجام داد. من نه سیاسی بودم و نه خلاف موازین عمل کردم. همیشه و هرجای دنیا بودم هم به حجاب پایبند بودم. همه ملاحظات مربوط به مملکتم را رعایت کردم.

در این مدت چنان به کشور متعهد بودم که حاضر نشدم بهترین پیشنهادهای مالی منافی این تعهد را بپذیرم چه در زمینه آثارم چه در زمینه زندگی در خارج از ایران و این پاسخ منصفانه‌ای به این تعهد نبود. من از سال 93 پس از نامه‌نگاری‌های متعدد با وزارت ارشاد توانستم این وضعیت را تغییر دهم؛ در دوره‌ای که به هنر و فرهنگ چنان اعتقادی وجود داشت که پای میز مذاکره نشستند و حرف‌های مرا شنیدند. البته مسئولان فرهنگی یک‌سری نکات را متذکر شدند و از سوی دیگر من هم خواسته‌هایی را مطرح کردم. روی فرهنگ ما در مقاطع مختلف و به صورت مکرر تاکید صورت می‌گیرد اما متاسفانه گاه اتفاقات جبران‌ناپذیری برای هنرمندان می‌افتد آنچنان که سال‌های طلایی فعالیت هنری من دیگر بازنخواهد گشت.

ایرنا: برگردیم به اثر آخرتان. اگر بخواهید شاه‌بیتی انتخاب و آن را به مخاطب برای ترغیب خواندن کتاب ارائه دهید این انتخاب چیست؟

حیدرزاده: من دوبیتی را از کل 224 صفحه کتاب انتخاب کردم، البته انتخاب آسانی نبود؛ «دردها بسیار است، زندگی اجبار است، قصه‌ها تکرار است، قهوه‌ات یخ نکند».

ایرنا: الان که رسیدید به انتشار این کتابتان، اگر نگاهی به پشت سربیاندازید، کدام اثرتان را بیشتر می‌پسندید؟

حیدرزاده: معمولا هر کسی آخرین اثرش را دوست دارد. از میان آلبوم دکلمه‌هایم «آبرنگ» که سال 95 منتشر شد و قهوه‌ات یخ نکند هم در میان آثار مکتوب. در جای جای این کتاب من به نقاشی پرداخته‌ام. نقاشی جزو علایق من به شمار می‌آید. در این کتاب نوعی عشقبازی میان قلم و قلم‌مو رقم خورد که تا حالا سابقه نداشته است. این کتاب تلفیق رنگ‌آمیزی و شعر و به همین دلیل منحصر به فرد است. همچنین این نگاه در قهوه‌ات یخ نکند وجود دارد که به شعر با چشم نقاشی و برعکس نگاه شده است و این دو تفکیک‌ناپذیرند از هم. در نهایت ممنونم از همه کسانی که در اشاعه فرهنگ و هنر کمک کرده‌اند و امیدوارم کسانی که سکان فرهنگ و هنر کشور را در دست می‌گیرند نگاهی مطلوب و سازنده به فرهنگ و هنر داشته باشند و برای آن ارزش قائل شوند. امیدوارم اتفاقات تلخی که برای من و برخی دیگر رقم خورد به همان سال‌های گذشته محدود و بازگشت‌ناپذیر باشد.

*س_برچسب‌ها_س*
هم‌نشینی قلم با قلم‌مو در مجموعه شعر مریم حیدرزاده 2