واکاوی حذف ناباورانه و مفتضحانه تیم فوتبال امید / لزوم عبور از مربیان کوچک و تعریف پروژه بلندمدت برای رسیدن به المپیک
تیم ملی فوتبال امید ایران تحت هدایت امید روانخواه، حذف ناباورانه و خجالتآوری از جام ملتهای آسیا داشت تا بار دیگر یک ناکامی بزرگ در پرونده تیم المپیک ایران نگاشته شود.
شکست، حذف و ناکامی؛ واژههایی هستند که انگار به سرنوشت تیم ملی فوتبال امید گره خوردهاند. تیمی که همواره در بزنگاههای مهم و بازیهای بزرگ، لغزیده و سالهاست که خبری از موفقیت این تیم مخابره نمیشود.
حدوداً 7 ماه پیش بود که امید روانخواه به عنوان سرمربی تیم ملی امید منصوب شد. سرمربی که در مقطع دوم فصل گذشته، موفق به حفظ هوادار در لیگ نشد و تیمش سقوط کرد؛ تنها مدت کوتاهی پس از این افتضاح، در انتخابی عجیب به عنوان سرمربی تیم ملی امید انتخاب شد.
از همان ابتدا موجی از انتقادات روانه فدراسیون فوتبال و همینطور کادرفنی شد؛ اما تاج و قلعهنویی با حمایت قاطع از روانخواه، با ادعای اینکه این مربی در کار با جوانان خبره است و میتواند ایدههایش را به خوبی در زمین پیاده کند، پشت او ایستادند. حتی آنتونیو مانیکونه، دستیار قلعهنویی در تیم ملی بزرگسالان هم به عنوان مدیر فنی تیم امید منصوب شد تا شاید این ترکیب 2 نفره که در نوع خود چندان هماهنگ و جالب به نظر نمیرسید، مأمور رساندن جوانان ایران به ریل موفقیت شوند.
جدا از بازیهای تدارکاتی غیر رسمی، روانخواه 2 تورنمنت رسمی با تیم ملی امید تجربه کرد. ابتدا مقدماتی جام ملتهای آسیا که در آنجا موفق شد با شکست پرگل گوام و هنگکنگ نه چندان قدرتمند و البته برد امارات با نتیجه 3 بر 2 و یک عملکرد سینوسی و متزلزل خصوصاً در فاز دفاعی، به جام ملت ها برسد.
روانخواه که از فدراسیون درخواست کرده بود تا همه ستارگانش از جمله لژیونرها و ملیپوشان را برای اردوهای خود در اختیار داشته باشد، با اسکوادی کامل به اردوی تدارکاتی و تورنمنت 4 جانبه قرقیزستان رفت؛ جایی که با 2 شکست مقابل روسیه و البته تیم میزبان و یک برد مقابل بحرین به کار خود پایان داد.
تا همینجا هم نتایج روانخواه اگرچه درخشان نبود، اما باز قابل دفاع بود و این امیدواری وجود داشت تا شاید با موفقیت در آسیا، بتوانیم به مربی جوان اعتماد کنیم؛ اما نمایشهای تیم امید در جام ملتها، چیزی جز تاریکی مطلق نبود.
تساوی بدون گل مقابل کره جنوبی در شرایطی که در نیمه اول کاملاً تحت فشار تیم حریف بودیم، تساوی بدون گل مجدد مقابل ازبکستان در بازی که انصافاً نیمه اول بهتر بودیم و البته شکست زشت و مفتضحانه مقابل لبنانی که 2 بازی قبلی خود را باخته بود.
به جز یک نیمه اول خوب مقابل ازبکستان، حقیقتاً هیچ نکته مثبتی در بازیهای تیم ملی امید مشاهده نشد. ضعف شدید در خلق موقعیتهای بزرگ و عدم استفاده از کارهای ترکیبی، شاید بزرگترین مشکل تیم روانخواه بود، مسئلهای که چندین ماه در بازیهای قبلی او هم مشاهده شده بود، اما هیچوقت حل نشد.
تیم روانخواه در هنگام انتقال منفی و دفاع ضدحملات حریف نیز به شدت آسیبپذیر بود و سراسیمگی خاصی در خط دفاعی دیده میشد، طوریکه حتی لبنان میتوانست گلهای بیشتری به ایران بزند.
شاگردان روانخواه که علاقه شدیدی به استفاده از بیلدآپ عقب زمین دارد، عملاً فقط میتوانستند توپ را تا میانه زمین بالا آورند و هیچ راهی برای شکست بلاک حریف، فرار پشت مدافعان یا حتی استفاده از ضربات ایستگاهی پیدا نمیکردند تا وعدههای تاکتیکی روانخواه، سطحی، شعاری و توخالی به نظر برسد. در حالی که بازیکنان خلاق و بااستعدادی، چون حسیننژاد، صادقی و رزاقینیا در اختیار تیم بودند، اما مشخصاً کادرفنی نتوانست از ظرفیت و پتانسیل آنها استفاده کند.
نکته عجیب دیگر که برای بسیاری از اهالی فوتبال سوال شده است، نقش مانیکونه در تصمیمات فنی بود. حداقل از این مربی باتجربه ایتالیایی انتظار میرفت در این مدت 7 ماهه بتواند به خوبی به روانخواه مشاوره دهد و خلاء تجربه را پر کند، اما این اتفاق هم نیفتاد.
سوال دیگر از کادرفنی تیم ملی امید، چرایی دعوت نکردن ستارگانی، چون سعید سحرخیزان، یعقوب براجعه و یا اسماعیل قلیزاده بود؛ در حالی که این بازیکنان در لیگ برتر و در تیمهای بزرگ نظیر استقلال و پرسپولیس عملکرد نسبتاً خوبی دارند و قطعاً میتوانستند به تیم امید کمک کنند.
شاید از مدتها قبل هم مشخص بود که تیم ملی امید با این روش موفق نخواهد شد و اگر بنا به ادامه این راه توسط امثال عنایتی و روانخواه باشد، هرگز هم موفق نخواهیم شد. بیش از نیم قرن است که در رسیدن به المپیک ناکام هستیم و در بازیهای آسیایی هم روی سکو نرفتیم. چه بسا افول تیم امید از همیشه بیشتر در سراشیبی قرار گرفته باشد؛ در جام ملتهای قبل حتی نتوانستیم به مرحله انتخابی اصلی برسیم و مقابل تیمهایی، چون هنگکنگ و لبنان هم شکست میخوریم.
اما بدتر از تمام اینها واکنش عجیب و فرافکنانه روانخواه بعد از ناکامی مطلق و شکست مفتضحانه مقابل لبنان بود که به جای توضیح درباره دلایل این افتضاح تاریخی با بیان جملاتی عجیب و بیربط در حمایت از آشوبگران و اغتشاشات بود تا با گرفتن چهرهای حق به جانب و به اصطلاح مردمی آبی روی آتش این افتضاح تاریخی بریزد و شانه از زیر بار این مسئولیت خالی کند. در هرحال فدراسیون فوتبال به عنوان متولی اصلی تیم امید باید پاسخگوی این انتخاب و رفتار ناپسند مربی تیم ملیاش باشد.
اگر مقصود و هدف واقعی فدراسیون فوتبال و کمیته ملی المپیک، موفقیت تیم ملی امید است، باید از همین حالا پروژهای بلند مدت و دقیق برای بهرهبرداری حداکثری از نسل کنونی انجام شود تا این تیم بتواند با تجربه میدانهای بزرگ، در آینده به تیم بزرگسالان کمک کند.
هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال باید تدبیری جدی برای موفقیت این تیم بیندیشد و بودجه بیشتری در نظر بگیرد. بسیاری از مربیان، چون مجتبی حسینی، مهدی تارتار و سعید دقیقی که میتوان به آنها برای این پروژه اعتماد کرد و رزومه خوبی دارند، به دلیل پیشنهاد مالی بسیار کم فدراسیون و همچنین بیبرنامگی فدراسیون، حاضر به قبول پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی امید نیستند. حتی ژوزه مورایس پس از جدایی از سپاهان، از پیشنهاد عجیب فدراسیون متعجب شده بود.
کشورهایی نظیر ازبکستان و ویتنام که تا همین چند سال پیش در فوتبال آسیا مطرح نبودند، با پروژههای بلندمدت خود جهت پیشرفت جهانی فوتبال، به تیمهای مدعی در فوتبال پایه تبدیل شدهاند و قطعاً این موفقیت بعدها در رده بزرگسالان نیز نمود پیدا خواهد کرد.
مشخصاً تیم ملی امید با در پیش گرفتن شیوه کنونی به همین نتایج ضعیف ادامه خواهد داد و حتی شاید نتایج خجالتآورتری نیز در راه باشد. اگر هدف واقعی مسئولان، موفقیت تیم ملی امید در آسیا و شکستن طلسم رسیدن به المپیک تابستانی است، باید برنامهای بلندمدت با الهام از آنچه که کشورهایی، چون ژاپن و ازبکستان انجام دادهاند، تعریف شود و با سپردن این تیم به یک مربی رزومهدار که توانایی خود را اثبات کرده است، امیدوار به کسب نتایجی بهتری باشیم. به امید آنکه این دفعه فدراسیون از انتخاب گزینههایی، چون عنایتی و روانخواه فاصله بگیرد.