چرا محمد صلاح به ترکیه رفت؟
صلاح دیگر آن پسر 25 سالهای نیست که در رم به لیورپول آمد تا جهان را فتح کند. او 34 ساله شده است. بدن یک فوتبالیست در این سن، هر روز بیش از دیروز آسیب میبیند.
عصر ایران؛ علی خیرآبادی - یک روز، در سالهای دور، محمد صلاح میخواست فقط فوتبالیست باشد.
میخواست گل بزند. میخواست دیده شود. میخواست از آن روستای کوچک در مصر به جایی برسد که نامش را همه بدانند. فوتبال برایش راه بود؛ تنها راه.
اما آدمها در مسیر عوض میشوند. فوتبالیستها هم.
یکی از نشانههای بزرگ شدن یک فوتبالیست این باشد که روزی بفهمد فوتبال دیگر تمام زندگیاش نیست.
محمد صلاح حالا به آن نقطه رسیده است؟ نمی دانم، شاید.
از بازل تا لیورپول؛ اشتباهی که 12 سال طول کشید
صلاح یک بار دیگر هم تصمیمی گرفت که هوادارانش دوست نداشتند.
ژانویه 2014 بود. او در بازل سوئیس میدرخشید و در آستانه انتقال به لیورپول قرار داشت. اما ژوزه مورینیو شخصاً وارد ماجرا شد.
چلسی صلاح را ربود.
آن روز بسیاری از هواداران مصری خوشحال نبودند. آنها میگفتند صلاح در لیورپول بیشتر بازی خواهد کرد، بیشتر رشد خواهد کرد و بیشتر به چشم خواهد آمد.
حق با آنها بود.
صلاح در چلسی گم شد.
سه سال و نیم طول کشید تا اشتباه را جبران کند. وقتی در تابستان 2017 به لیورپول رفت، دیگر آن پسر 21 ساله نبود. 25 سال داشت.
اما بعضی اشتباهها دیر جبران میشوند و بعضی رؤیاها با تأخیر به آدم میرسند.
صلاح در لیورپول تبدیل شد به همان چیزی که همیشه میخواست.
قهرمان اروپا شد.
قهرمان انگلیس شد.
آقای گل شد.
رکورد شکست.
در آن شهر بارانی، در کنار رودخانه مرسی، نامش را برای همیشه در تاریخ لیورپول نوشت.
صلاح دیگر چیزی برای اثبات کردن نداشت.
حالا ترابزون
پس چرا باید بازیکنی با چنین کارنامهای به لیگ ترکیه برود؟
سؤال ساده است.
و شاید جوابش هم ساده نباشد.
صلاح دیگر فقط به فوتبال فکر نمیکند.
او یک سال پیش، درست چند روز بعد از تمدید قراردادش با لیورپول تا 2027، خانهای لوکس در ترکیه به قیمت حدود 10 میلیون دلار خرید.
جایی در کنار دریای اژه.
جایی برای تعطیلات.
اما شاید چیزی بیشتر از تعطیلات.
صلاح آن تابستان همانجا را برای گذراندن تعطیلات انتخاب کرده بود. خانه خرید. ارتباطات تجاری پیدا کرد. آدمهای جدید وارد زندگی اقتصادیاش شدند. شاید آن خانه، پیشدرآمد تصمیم امروز بود.
گاهی انتقال یک فوتبالیست را نباید فقط با جدول لیگها فهمید. باید به خانهای نگاه کرد که یک سال قبل خریده است.
به شهری که دوستش دارد. به آدمهایی که آنجا میشناسد. به تجارتی که میتواند بعد از فوتبال برایش باقی بماند.
صلاح شاید دارد آرامآرام زندگی بعد از فوتبال را شروع میکند؛ در حالی که هنوز فوتبالیست است.
فوتبال، فقط فوتبال نیست
رونالدو این را زودتر فهمید.
لیونل مسی هم.
رونالدو وقتی در 2023 به النصر رفت، همه پرسیدند:
«چرا؟»
مگر فوتبال اروپا تمام شده بود؟
مگر رئال مادرید و منچستریونایتد و یوونتوس برایش کافی نبودند؟
پاسخ در زمین فوتبال نبود.
در بیرون زمین بود.
قراردادی عظیم، حدود 200 میلیون یورو در سال.
امتیازات تجاری.
سهم مالکیت.
زندگی در عربستان.
و ساختن جهانی که قرار بود بعد از فوتبال هم ادامه داشته باشد.
مسی هم وقتی به میامی رفت، تنها دنبال یک قرارداد فوتبالی نبود.
میخواست در شهری زندگی کند که دوستش دارد. در ترکیه همین حالا نرفته هم همه عاشق او شده اند.
قرار بود بخشی از مالکیت باشگاه را داشته باشد. از فروش پیراهن سهم ببرد.
و از رشد تجاری فوتبال آمریکا بهرهمند شود.
رونالدو و مسی فهمیده بودند که دوران پایانی فوتبال، فقط درباره تعداد گلها نیست.
درباره چیزی است که بعد از آخرین گل باقی میماند.
صلاح چرا عربستان را نخواست؟
پیشنهاد عربستان کم نبود.
الاتحاد حاضر بود سالانه حدود 25 میلیون یورو به صلاح بدهد؛ رقمی حتی بیشتر از دستمزدی که او در ترابزون خواهد گرفت.
پس چرا ترکیه؟
شاید چون پول، تنها عدد قرارداد نیست.
جده گرم است. فشار رسانه ای و ورزشی در عربستان بالاست.
ستاره بودن در لیگ عربستان گاهی یعنی قرار گرفتن زیر ذرهبین دائمی.
رونالدو آن را تجربه کرده.
مربیان و ستارههای دیگری هم با فشار آنجا دستوپنجه نرم کردهاند.
صلاح اگر به الاتحاد میرفت، فقط یک بازیکن نبود.
باید میبرد.
باید گل میزد.
باید پروژه را جلو میبرد.
در ترکیه اما داستان کمی متفاوت است.
او به جایی رفته که از همان لحظه ورود، دوستش داشتند.
فرودگاه پر شد از آدمهایی که نامش را فریاد میزدند.
ترابزون دنبال این نیست که تمام فوتبال اروپا را فتح کند.
هدفش قهرمانیهای پیاپی نیست.
قرار است برای سهمیه اروپا بجنگد.
این یعنی فشار کمتر.
فضای بیشتر.
زندگی آرامتر.
و شاید چیزی که صلاح امروز بیش از هر جام دیگری میخواهد:
زمان.
صلاح دیگر 25 ساله نیست
این بخش را نباید فراموش کنیم.
او 34 ساله شده است. بدن یک فوتبالیست در این سن، هر روز بیش از دیروز آسیب میبیند.
یک قدم.
یک شتاب.
یک تغییر جهت.
یک انفجار کوتاه.
فوتبال به آدم یادآوری میکند که جوانی قرضی است.
و شاید صلاح این را بهتر از هر کس دیگری فهمیده باشد.
برای همین شاید دارد قبل از آنکه فوتبال او را ترک کند، خودش کمی از فوتبال فاصله میگیرد.
این شکست نیست.
شاید نوعی بلوغ باشد.
آیا صلاح فوتبال را رها کرده؟
نه.
اما شاید فوتبال دیگر برایش اولویت اول نیست.
این دو با هم فرق دارند.
صلاح هنوز میتواند گل بزند.
هنوز میتواند بدرخشد.
هنوز میتواند ستاره باشد.
اما شاید دیگر نمیخواهد تمام زندگیاش را به فوتبال بدهد.
میخواهد در بدروم خانه داشته باشد.
میخواهد سرمایهگذاری کند.
میخواهد تجارت کند.
میخواهد خانوادهاش زندگی دیگری را تجربه کنند.
میخواهد روزی که فوتبال تمام شد، احساس نکند زندگیاش هم تمام شده است.
و این همان چیزی است که انتقال او به ترکیه را جذاب میکند.
این انتقال شاید درباره ترابزون نباشد.
درباره صلاح است.
درباره مردی که دارد از «فوتبالیست بودن» به «محمد صلاح بودن» عبور میکند.
و شاید ترابزون آغاز یک داستان تازه باشد
شاید صلاح برای لیگ ترکیه همان چیزی شود که رونالدو برای لیگ عربستان شد.
یک ستاره بزرگ که ورودش فقط یک انتقال نیست؛ یک اتفاق است.
ورودش میتواند ستارههای دیگری را وسوسه کند.
میتواند توجه جهان را به لیگ ترکیه برگرداند.
میتواند ترابزون را از یک باشگاه محلی به مقصدی جهانیتر تبدیل کند.
و شاید سالها بعد، وقتی صلاح بازنشسته شده و دیگر در زمین نیست، مردم درباره این دوره حرف بزنند و بگویند:
«آن روزها بود که فوتبال ترکیه تغییر کرد.»
اگر چنین شود، صلاح فقط یک بازیکن در تاریخ ترابزون نخواهد بود.
او میتواند یکی از آدمهایی باشد که مسیر فوتبال ترکیه را تغییر داد.
مثل رونالدو در عربستان.
مثل مسی در آمریکا.
و شاید این همان چیزی باشد که صلاح میخواهد.
نه آخرین جام.
نه آخرین رکورد.
بلکه چیزی بزرگتر:
اینکه وقتی فوتبال تمام شد، داستان محمد صلاح هنوز ادامه داشته باشد.