با «معتمد» از نورچشمی مهماندوست بودن تا اختلاف با ساعی + فیلم

دارنده مدال نقره تکواندو المپیک در گفتوگوی تفصیلی با تسنیم درباره مسائل مختلف صحبت کرد؛ از کار زیر نظر مهماندوست تا آنچه بین او و پولادگر و ساعی گذشته است.
مهدی منصرف - تکواندو ایران در سال 1403 دستاوردهای بزرگی را رقم زد و علاوه بر پنجمین قهرمانی در قاره آسیا، موفق به کسب قهرمانی در مسابقات تیمی جامجهانی آقایان و بانوان، قهرمانی در رده سنی نوجوانان دختر و پسر و همچنین کسب 4 مدال در المپیک پاریس شد. مدالهای المپیک تکواندو در شرایطی به دست آمد که از آخرین مدال بخش مردان که توسط محمد باقری معتمد در المپیک 2012 لندن 12 سال و در بخش بانوان 8 سال گذشته بود.
محمد باقریمعتمد میهمان خبرگزاری تسنیم بود و علاوه بر صحبت در خصوص دوران قهرمانی خود، در خصوص دلایل اختلاف با هادی ساعی، عملکرد منتقدانه خود پیش از المپیک 2024 پاریس و مسائل دیگری به صحبت پرداخت که در زیر میخوانید:
تسنیم: فکر میکنم در دوران قهرمانی سالهای زیادی را در اردوها و مسابقات تیم ملی بودید. خاطرهای از نوروزهای ورزشی دارید؟
متاسفانه یا خوشبختانه تمام مسابقاتی که در رنکینگ فدراسیون جهانی بود مصادف با عید نوروز بود. بیشتر اوقات در سال نو میلادی کنار خانواده بودیم ولی در ایام نوروز فقط لحظات سال تحویل را کنار خانواده حضور داشتیم و بقیه روزها در اردوهای ملی بودیم. نوروز را در اردوها سپری و شبانهروز تمرین میکردیم تا بتوانیم افتخار کسب کنیم.
تسنیم: تمرین در ایام نوروز چه حس و حالی دارد؟
دیگر عادت کرده بودیم. قهرمانی آسیا، قهرمانی جهان و تورنمنتهای مختلف مصادف با عید نوروز میشد و همیشه در کنار بچهها مثل یک خانواده بوده و این موضوع را پذیرفته بودیم. واقعاً این مسئله عادت شده بود؛ چون هر سال این اتفاق میافتد. فقط یکی، دو روز ابتدایی را کنار خانواده حضور داشتیم و بقیه ایام تعطیلات را یا در سفر بودیم یا در اردوها به سر میبردیم.
تسنیم: حس و حال خود شما نسبت به نوروز چگونه است؟
آنقدر در اردوها سختی کشیدیم که یک روزهایی حتی خانواده را فراموش میکردیم. خاطرات بیشتر برای ما پیروزیها بود و اینکه در مسابقات افتخار کسب کنیم تا تنهایی و دور از خانواده بودن جبران شود و این موضوع خیلی اهمیت داشت.
تسنیم: چه اتفاقی باعث شد به سمت تکواندو کشیده شوید؟ اینکه خانواده شما تکواندویی بودند در این علاقه تاثیرگذار بود؟
از یک خانواده ورزشی و رزمیکار هستم. پدرم الفبای تکواندو را به من یاد داد. پدر من ابتدا کشتیگیر بود، اما شرایط اتفاقی افتاد که دیگر نتوانست کشتی را ادامه بدهد و رشته رزمی را انتخاب کرد. ما هم به واسطه پدرمان به سمت این ورزش کشیده شدیم. برادرم و خواهرانم نیز تا مقطعی تکواندو را ادامه دادند. مشوق اصلیام در این مسیر پدرم بود که توانستم این رشته را انتخاب کرده و ادامه بدهم.
تسنیم: شما از منطقه شهرری میآیید که قهرمان جهان و المپیک زیاد دارد؟
خیلی از دوستان گفتند که بچه شهرری هستم، اما من بچه شهرک صالح آباد غربی هستم. شهرری منطقه 20 است و ما منطقه 19 هستیم. منطقه ما قهرمان المپیک و جهان ندارد و تنها کسی هستم که توانستم در این منطقه عناوین مختلفی کسب کنم. ماشاالله بچهها شهرری همه قهرمان المپیک و جهان هستند.
تسنیم: از معدود تکواندوکاران کشورمان هستید که تمامی مدالها را از رویدادهای مختلف کسب کردهاید. از مدال المپیک که بالاترین مدال است تا یک مدال طلا و نقره جهان. در قهرمانی آسیا نیز با کسب دو مدال طلا، یک نقره و یک برنز پرافتخارترین تکواندو ایرانی در آسیا هستید. مدال بازیهای آسیایی، دانشجویان جهان، کشورهای اسلامی، جامجهانی و حتی گرندپری دیگر مدالهای شما هستند. این دستاورد به نظر خیلی غرور آفرین است که در هر رویدادی شرکت کردید مدال گرفتید.
خدا را شکر. به گفته شما در هر رویداد توانستم دست پر بازگردم و این هم اول خواست خدا بوده و همت، تلاش و پشتکاری که داشتم. حدود 15-16 سال عضو تیم ملی بودم و در بیشتر رویدادها توانستم مقام کسب کنم. جای شکرش باقی است. البته رویدادهایی بوده که دست خالی بازگشتم، اما در بیشتر رویدادها و مسابقاتی که رفتم توانستم در فینال مسابقات حضور یافته و بابت این موضوع خدا را شکر میکنم.
تسنیم: این استمرار در کسب عناوین نکته بسیار مهمی است. در فاصله سالهای 2002 تا 2012 موفق به کسب مدال شدید، چگونه از خود مراقبت و ایجاد انگیزه میکردید؟
به زندگی حرفه ای عادت کرده بودم و برای همین توانستم 15، 16 سال عضو تیم ملی باشم و هر سال 2 تا 4 مسابقه را شرکت کنم. این به خاطر نظم، انضباط و دیسپلین در زندگی شخصیام بود و خدا را شکر توانستم در این مسیر بمانم. حتی خواب، تغذیه و روند تمریناتم حرفهای بود. یک جاهایی به همین خاطر دوستانم به من میخندیدند و میگفتند چقدر حساسم و نظم و انضباط دارم. همین مسائل باعث شد نتیجه بگیرم. خیلی مواقع حتی زمان استراحت به خانه نمیرفتم و خانواده در اردوی تیم ملی به من سر میزدند. دوست داشتم تمرکز داشته باشم و این تمرکز باعث شد این افتخارات به دست بیاید.
تسنیم: شما متعلق به نسل طلایی تکواندو ایران هستید که برای اولین بار قهرمان جهان شد. نسلی که همه اعضای آن مدالآور و بین مردم شناخته شده بودند. در سالیان اخیر بحث گستردگی تکواندو در دنیا مطرح و برخی قهرمانان و مربیان اعتقاد دارند همین موضوع باعث شده کسب مدال نسبت به دوره شما سختتر شود.
این موضوع را میتوانید از تمام قهرمانان نسل من بپرسید و فکر میکنم جوابشان مثل من باشد. تکواندو نسبت به گذشته خیلی راحتتر شده است. در دو نسل قبل اگر توانستیم افتخاراتی کسب کنیم به سختی بود و هیچ انگیزهای نداشتیم و عشق در آن بیداد میکرد. نمیگویم به ما جایزه نمیدادند، اما جایزههای ما خیلی ناچیز بود. خدا را شکر در تکواندو پول تزریق شده و حتی این موضوع در فدراسیون جهانی نیز دیده میشود. هر دفعه سیستم تکواندو عوض میشود و در دنیا بیزنس و خیلی نسبت به نسلهای گذشته مدال گرفتن راحت شده است. شاید صحبتهای من به جوانان بربخورد، اما حقیقت دارد. تکواندو آنقدر راحت شده که خدا را شکر یکسریها از هوش و ذکاوت خود استفاده میکنند و در مدت یک تا سه سال قهرمان المپیک میشوند. مسیری که ما خیلی برای آن تلاش کردیم.
تسنیم: بعد از 10 سال حضور در تیم ملی، موفق به حضور المپیک 2012 لندن شدید.
دقیقاً 10 سال شبانهروی تمرین کردم تا توانستم در المپیک حضور داشته باشم و مدال نقره بگیرم. در تکواندوی جدید شما نمیتوانید تشخیص بدهید چه کسی خوب است و چه کسی بد. رقابت آنقدر نزدیک است که نمیتوانید بگویید این بازیکن حتماً قهرمان المپیک میشود.
تسنیم: یکی از بدشانسیهای نسل شما عدم برگزاری مسابقاتی مانند گرنداسلم با جوایز 70 هزار دلاری بود.
واقعاً انگیزه نبود. در گرندپری که جوایز نقدی شده بود، در مسابقات منچستر که مدال گرفتم به خاطر اینکه اولین مرحله برگزاری آن بود جایزه نقدی نداشت. اولین مرحله گرندپری در سال 2015 در منچستر برگزار شد که هیچ جایزهای تعلق نگرفت و در مراحل بعد جایزه داشت. بعدها نیز گرنداسلم برگزار شد که دیگر ما خداحافظی کرده بودیم. دقیقاً آخر سال 2015 از دنیای قهرمانی خداحافظی کردم و این چیزها را ندیدم.
تسنیم: در اواخر دوران قهرمانی خود با فدراسیون و کادرفنی وقت دچار اختلاف شده بودید؟
بعد از دوران قهرمانی شرایط زندگی من عوض شد و وارد بحث مربیگری شدم. تجربه کافی داشتم، چون یک سال و نیم سرمربی هندوستان بودم. در این بین یک سال با وجودی که دوست نداشتم در لیگ برتر تکواندو تیم بدهم، در این مسابقات حضور یافتم. زمان پولادگر به عنوان مربی به کادرفنی دعوت شدم تا کمک کنم. همه جا گفته بودم که اختلاف شخصی با هیچ کسی ندارم و هر جا از من بخواهند دوست دارم به جوانان کشورم کمک کنم. در حال حاضر شرایط به گونهای شده که دیگر نمیشود. دوستان با من خصومت شخصی دارند؛ در حالی که کسانی که به من نزدیک هستند میدانند با کسی خصومت شخصی ندارم و همیشه دوست دارم به جوانان خدمت کنم.
تسنیم: در دوران قهرمانی شما ورزشکار پرحاشیهای نبودید که دچار چالش شوید، اما بعد از دوران قهرمانی چه زمان مدیریت پولادگر و چه در فدراسیون ساعی تبدیل به یک منتقد جدی شدید و هر دو فدراسیون جلوی شما گارد گرفتند.
در دورانی که مسابقه میدادم واقعاً حاشیهای وجود نداشت. بعد از خداحافظی، دلم برای جوانانی که در این مسیر پا گذاشته بودند میسوخت؛ چون خودم این سختی را کشیده بودم. سختیهایی که به جان خریدم و توانستم مدال بگیرم. دلم برای جوانان میسوخت که عمر قهرمانی آنها میرفت و با توجه به نتایجی که به دست میآمد، صحبت میکردم. قبل از المپیک پاریس نتایج خوب نبود و در دو دوره مسابقات جهانی و یک دوره قهرمانی آسیا نتوانستند نتیجه بگیرند. در المپیک پاریس وقتی نتیجه خوب بود هیچ حرفی نزدم. خصومتی وجود نداشته و به خاطر تکواندو حرف میزدم. جاهایی نیز حرف میزدم که برای آنها تجربه میشد و استفاده میکردند که به نفع خودشان بود.
تسنیم: قبول دارید که برخی جاها ادبیات نقد کردن شما تند بود. مثل نقدی که به مهروز ساعی داشتید و جملهای به کار بردید که واکنش او را به دنبال داشت. قبول دارید که میشود با ادبیات ملایمتری انتقاد کرد؟
کسانی که به من نزدیک هستند به خوبی میدانند که یا آرام هستم یا خیلی تند؛ حد وسط ندارم. مربیان زیادی هستند که در بخش بانوان زحمت میکشند و در باشگاهها و لیگ فعالیت میکنند، اما ایشان به واسطه برادرشان مربی تیم ملی شد. صحبتی کرده بودند که در زمان پولادگر به ایشان پیشنهاد مربیگری شده بود؛ در صورتی که اصلاً چنین چیزی نبود. مربیان زیادی فعالیت میکردند و تیمهای آنها در لیگ قهرمان و نایب قهرمان میشد و هیچ ادعایی نداشتند، اما ایشان ادعا داشت. خیلیها صحبتهای من را پذیرفتند.
تسنیم: با پایان المپیک و طبق گفته بسیاری از کارشناسان مدال برنز مبینا نعمتزاده به خاطر تلاش مهروز ساعی بود. هنوز هم اعتقاد دارید که ایشان نباید مربی تیم ملی باشد؟
مبینا نعمتزاده بازیکنی است که از بچگی تلاش و زیر نظر مربیان خیلی زیادی تمرین و تجربه کسب کرده است. یک نفر در دو، سه ماه شاید بتواند در بحث مدیریتی، کوچینگ، انگیزشی و روانی تاثیرگذار باشد، اما در تکنیک و تاکتیک نمیتواند. با مبینا نعمتزاده کار کردهام و او نیز با مربیان زیادی کار کرده است. واقعاً تلاش و جوانی خودش بوده که توانسته این افتخارات را کسب کند. همیشه راست حرف زدم و قبل از المپیک پاریس نیز گفته بودم که فقط مبینا نعمتزاده برنز خواهد گرفت. پیشبینی من کسب یک مدال توسط نعمتزاده بود، اما بچههای دیگر توانستند خودشان را نشان دهند. ناهید کیانی، آرین سلیمی و مهران برخورداری واقعاً کار بزرگی کردند و از آنها تشکر میکنم که بعد از دو دوره ناکامی تکواندو در المپیک دوباره باعث افتخار این رشته شدند.
تسنیم: شما و هادی ساعی هر دو قهرمان بزرگی هستید و سالها در اردوهای تیم ملی با هم بودید و بعد از دوران قهرمانی نیز تا مقطعی ارتباط خوبی داشتید. چه اتفاقاتی باعث شکاف در روابط شما شد. این اختلاف بر سر مسائل فنی بود یا دیگران در آتش آن دمیدند؟ شاید خیلیها دوست داشته باشند این اختلاف تمام شود و بتوانیم از پتانسیل شما نیز در تکواندو استفاده کنیم. چه اتفاقاتی منجر به عمیقتر شدن اختلاف شما شد؟
اختلاف ما اصلاً فنی نبود. زمان پولادگر به کادرفنی تیم ملی دعوت شدم و اختلاف ایشان شخصی بود. توضیحاتم را دادم و ایشان نپذیرفت.
تسنیم: پس در خصوص این اختلاف با هم صحبت کردید؟
به واسطه یکی از دوستان که داداشی ایشان است، صحبت کردیم. ایشان نیز خیلی حرف برد و آورد. متاسفانه ایشان یک مقدار دهان بین است. صحبتهای خود را انجام دادیم و ایشان نپذیرفت. از مربیان دیگر میتوانید بپرسید که لحن صحبتشان خوب نبود. احترامشان واجب بود، اما من هم صحبتهای خود را کردم و از هم جدا شدیم.
تسنیم: اگر فضا و بستری برای گفتوگو مهیا شود، فکر میکنید ارتباط گذشته شما دوباره برقرار شود؟
ایشان زمانی که نوجوانان بودم در اردوها خیلی هوای من را داشت. نوجوان بودم که به اردوی بزرگسالان آمدم. با ایشان چند سفر و مسابقه آسیایی و تورنمنتهای مختلف رفتیم؛ خیلی هوای من را داشت. در مستندی که از من پخش شد خیلی خوب از من صحبت کرد و چیزهایی که واقعیت داشت را گفت. شاید این حرف من به ایشان بر بخورد، اما ایشان از پولادگر در بحث مدیریتی که بالاتر نیستند. پولادگر 20، 22 سال در فدراسیون مدیریت کرد و من خودم 3 سال بابت حق و حقوقم از ایشان شکایت کردم و بعد 3 سال حق و حقوقم را گرفتم. ایشان خصومت شخصی با من نداشت و بحث فنی بود. اعلام کردم هر جا از من کمک بخواهند نیز کمک خواهم کرد و ایشان نیز از من دعوت کرد. با ساعی نیز خصومت شخصی ندارم.
تسنیم: در خصوص دلیل دلخوری ساعی از شما میتوانید صحبت کنید یا موضوع شخصی است؟
برمیگردد به موضوعات دیگر و یکی، دو مورد بود که توقع داشت که زمان پولادگر به ایشان اطلاع میدادم. زمان پولادگر خودم وکیل داشتم ولی ایشان دوست داشتند که در جریان باشند، اما من صلاح نمیدانستم.
تسنم: دوست نداشتند در جریان شکایت شما باشند؟
در جریان پروسه شکایت بودند. چند نکته ریز بود دوست داشتند در جریان باشند، اما به شخصه صلاح نمیدانستم در جریان باشند. این اختلاف ما بود.
تسنیم: شما در سالیان حضور در تیم ملی تکواندو با بسیاری از مربیان و بزرگان تکواندو همکاری داشتید. مربیای بود که با او راحتتر باشید و سبک این مربیان چه تفاوتی با هم داشت؟
همه مربیانی که زیر نظر آنها کار کردم قابل احترام هستند. خیلی از دوستان از من میپرسند که مربی اصلیام چه کسی بوده است. در دورههای مختلف تیم ملی به دلیل تغییر مربیان و سیستم چرخشی با مربیان زیادی کار کردم. همه این عزیزان قابل احترام هستند و با آنها نیز رفتم و افتخار کسب کردم. با مربیای که راحت بودم، استاد مهماندوست بود و بهترین دورانم را با ایشان گذراندم. چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ فنی ایشان را خیلی قبول دارم. اختلاف سلیقه بین بازیکنان در انتخاب مربیان هست، اما من بیشتر دوران ورزشیام را با ایشان داشتم و خیلی از لحاظ شخصیتی و دیسیپلین راحت بودم.
تسنیم: سختگیرترین مربی شما هم فکر میکنم رضا مهماندوست بود.
ایشان با کسی شوخی نداشت؛ حتی با من که خودشان میگفتند نور چشمش هستم، اما کافی بود در یک مسابقه نتوانم توقعاتشان را برآورده کنم تا من را کنار بگذراند. در این مسیر ورزشکاران دیگری نیز بودند که نتوانستند توقعات را برآورده کنند و ایشان به راحتی کنار گذاشتند و با کسی شوخی نداشت. با اینکه خیلی سختگیر بود، اما روی من جواب میداد. همانطور که گفتم تمام مربیان قابل احترام بودند. استاد عسکری که با ایشان در المپیک لندن توانستم مدال کسب کنم. استاد خلیفه که دوران زیادی با ایشان در المپیک دانشجویان شرکت کردم. استاد ذوالقدر، استاد کریمی، استاد عسکری، حتی استاد مقانلو، آقای افلاکی، استاد زوار، استاد فرجام دانش و در بحث مربیان بدنساز استاد یوسفی و دکتر بهرامینژاد؛ همه قابل احترام بودند.
تسنیم: در گذشته کادرفنی تیمهای ملی ما وزن سنگینی داشت و بسیاری از بزرگان تکواندو با هم همکاری میکردند. از کادرفنی ذوالقدر و کریمی تا کادرفنی مهماندوست، مقانلو و افلاکی، اما با گذشت زمان کمتر نفرات شناختهشده ما حاضر به همکاری کنار هم هستند. چه اتفاقی باعث شده بزرگان تکواندو حاضر به همکاری با هم نباشند؟
در ایران آنقدر مربی زیاد است که کسی، فرد دیگری را قبول ندارد. در آن مقطع کسی که سرمربی و مدیر تیمهای ملی بود نسبت به این دوره و سالیان گذشته وزنه سنگینتری بود و این باعث میشد همه کنار هم کار کنند. رفاقت و حرفشنوی نیز بیشتر بود و کسی به دنبال این نبود که بگوید بهتر از دیگری است. در دورانی که مسابقه میدادم مربیانی که کنار سرمربی بودند تجربیات زیادی را به دست آوردند و توانستند در سالیان آینده به عنوان سرمربی انتخاب و تجربیات خود را انتقال بدهند. اینگونه نبود که مربیان ما فرمالیته باشند و آنها نیز توانستند از سرمربی استفاده کنند.
در حال حاضر متاسفانه ترس باعث شده که مربیان بزرگ کنار هم کار نکنند و این ترس باعث شد خیلی مربیان نتواند کار کنند و موفق شوند یا دستیار قوی بیاورند. آن زمانی که ما در دو سال نتوانستیم نتیجه بگیریم یا در المپیکهای گذشته همین ترس باعث شد نتوانیم کادرهای قوی بچینیم و نتیجه خوبی نگیریم.
تسنیم: تمایل دارید روزی سرمربی تیم ملی تکواندو شوید؟
تا وقتی که در بحث مربیگری فعالیت میکنم چرا که نه. هر قهرمانی آرزو دارد که این اتفاق در زندگی ورزشیاش بیفتد. من هم از این قضیه مستثنی نیستم.
تسنیم: میدانید که سرمربیگری تیم ملی مسئولیت بزرگی است و فضای رسانهای نیز به شدت روی تیم نتایج تیم ملی بیرحم خواهد بود؟
خدا را شکر دورانی که مسابقه میدادم هم ترسی نداشتم و رسانهها چه حمایت میکردند یا نمیکردند مسیر خود را ادامه میدادم و از مسیرم فاصله نمیگرفتم. در بحث مربیگری نیز هیچ چیزی مانعم نشده است.
تسنیم: به عنوان قهرمان المپیک در کشورهایی مانند هند و عراق کار کردهاید که با توجه به کمبود پتانسیل انسانی ریسک بزرگی بود.
خیلیها انتقاد کردند که چرا این کشورها را انتخاب کردم، اما دوست داشتم کشورهایی که تکواندو ضعیفی دارند را رشد بدهم. اینکه در کشوری کار کنید که پتانسیل بالایی دارد خوب است، اما موفقیت در کشورهای ضعیف لذت بخشتر است. مربیان خیلی زیادی بودند که با حضورشان در کشورهایی که تکواندو جالبی نداشتند، انگیزه ایجاد کردند و حتی در مسابقات جهانی و المپیک موفق شدند.
تسنیم: تا قبل از المپیک 2024 پاریس شما با کسب مدال نقره در المپیک 2012 آخرین مدالآور تکواندو ایران در بخش مردان بودید. المپیکی که با شرایط ویژه و مصدومیت شدید رفتید. در خصوص آن مصدومیت صحبت میکنید؟
دقیقاً 10 ماه به المپیک لندن در کادرفنی تغییرات ایجاد شد. استاد مهماندوست با فدراسیون تکواندو به مشکل خورد و استاد عسکری سکان هدایت تیم ملی را به دست گرفت. در آن مقطع یک اردوی مشترک در کرهجنوبی داشتیم و از لحاظ اسکان و تغذیه شرایط ما جالب نبود. در آنجا رباط صلیبی من پاره شد و خیلی شرایط سختی داشتم. 10 ماه با شرایط سخت تمرین کردم و فشار زیادی به زانویم وارد شد، اما با لطف خدا توانستم در المپیک حاضر شوم. کسانی که رباط صلیبیشان پاره میشود حتی در راه رفتن هم شرایط سختی دارند.
تسنیم: فکر میکنم دیگر در دیدار فینال توانی برای شما باقی نمانده بود.
در دیدار نیمهنهایی حریف برزیلی خیلی من را اذیت کرد. فیلم مسابقات را مشاهده کنید، متوجه میشوید که زانویم چند بار خالی کرد. در فینال نیز با یک اخطار بازی را واگذار کردم. خیلیها نمیدانستند شرایط من خیلی سخت است.
تسنیم: مصدومیت شما هیچ وقت قبل از المپیک رسانهای نشد.
دقیقا؛ فقط استاد عسکری و دکتر کاظمی پزشک تیم این موضوع را میدانستند و حتی رئیس فدراسیون نیز نمیدانست. با این شرایط توانستم مدال بگیرم. روی مدال طلای من حساب میکردند. با تصویرسازی ذهنی فینال المپیک را میدیدم، اما آن تصویرسازی نشان نمیداد واقعاً چه اتفاقی میافتد. خدا را شکر با این شرایط توانستم دست پر بازگردم.
تسنیم: گفته میشود به گونهای آماده شده بودید که هر وقت زانویتان خالی میکرد باید زانو را سر جای خود میگذاشتید.
کسانی که ACL شان پاره شده باشد، میدانند من چه میگویم. وقتی رباط صلیبی پاره میشود، شرایط خیلی سخت است. جو المپیک نیز واقعاً سنگین است. با اینکه در مسابقات زیادی شرکت کرده بودم، اما جو المپیک سنگین بود. به خاطر اینکه تجربه زیادی در مسابقات گذشته داشتم، توانستم این فشار را تحمل کنم. زانو وقتی خالی میکرد بیرون میآمد، اما با وجودی که تِپ کرده بودم مجبور به جا انداختن و ادامه دادن میشدم.
تسنیم: حضور در یک المپیک را تجربه کردید؛ البته در آن مقطع شرایط حضور در المپیک سخت بود و فکر میکنم تنها میتوانستیم دو سهمیه در این مسابقات داشته باشیم و ستارههای زیادی نیز داشتیم. فکر میکنید شانس حضور در المپیکهای قبلتر را داشتید؟
المپیک 2008 اتفاقی افتاد که به ضرر ما تمام شد. آن دوران هادی ساعی در وزن 68- کیلوگرم برای کسب سهمیه جهانی رفت که به حریفی از چین تایپه آسیا باخت. این تکواندوکار نیز نتوانست به فینال راه پیدا کند. من و علیرضا نصرآزادانی در وزن هادی ساعی بودیم. برای المپیک پکن مجبور شدند وزن ایشان را تغییر بدهند تا به وزن یوسف کرمی بیاید که آن انتخابیها برگزار شد.
بعد از اینکه ساعی نتوانست سهمیه را در وزن 68 کیلوگرم کسب کند، کادرفنی تصمیم گرفت وزن 68 کیلوگرم را حذف کند. در وزن 58- کیلوگرم نیز بهزاد خداداد سهمیه را کسب کرد، اما رضا نادریان به المپیک رفت. در وزن 80- کیلوگرم نیز یوسف کرمی و هادی ساعی در یک وزن بودند که مجبور شدند ساعی را اعزام کنند. در آن مقطع من جوان بودم و همان سال 2008 توانستم قهرمان آسیا شوم و بعد هم طلای جهان را گرفتم. دقیقاً آن زمان دوران شکوفایی من بود. چه بسا حتی میتوانستم سه المپیک بروم، اما حمایت نشدم. واقعاً شرایط در آن مقطع نیز سخت بود و وزنهای ما نیز نزدیک به هم و انتخاب خیلی سخت بود. ما هم جوان بودیم و در بحث اعتماد یک مقدار شرایط سخت بود. میتوانستند به ما اعتماد کنند؛ چرا که هر بار اعتماد کرده بودند؛ جوابشان را داده بودم. متاسفانه این اعتماد نشد و به یک المپیک رفتم.
تسنیم: تا قبل از المپیک پاریس، تکواندو ما چند سالی شرایط خوبی نداشت. دورانی که از زمان مدیریت پولادگر شروع و به ابتدای دوران مدیریت ساعی نیز کشیده شد. المپیک پاریس میدانی بود که دوباره تکواندو جایگاه خود را در ورزش کشور کسب کرد. چه اتفاقی افتاد که با آن شرایط در پاریس حاضر شدیم و چهار مدال المپیک گرفتیم؟
تیمی که قبل از المپیک به قهرمانی آسیا در ویتنام آمده بود، واقعاً شرایط خوبی داشت. در آن مسابقات من با سه ورزشکار همراه با تیم عراق حضور داشتم. بچهها در ویتنام واقعاً انگیزه داشتند و پوست اندازی در سه سال انجام شده بود. در آقایان واقعاً یکدست و یکدل بودند. متاسفانه تیم بانوان در ویتنام نتیجه نگرفت و حتی ورزشکاران المپیکی ما شکست خوردند. در ویتنام با دیدن بچهها به آنها افتخار کردم و نتیجه آن را در المپیک دیدید که توانستند افتخارات بزرگی کسب کنند.
تسنیم: فکر میکنید با این نتایج دوباره تکواندو ایران جایگاه خود را پس خواهد گرفت و مجدداً به سکوهای جهانی باز خواهد گشت؟
با توجه به شرایطی که در المپیک پیش آمد، انگیزه مضاعف شد. بچههایی که مدال گرفتند خیلی جوان هستند و امیدوارم فدراسیون بتواند این بچهها را در اردوها حفظ کند. کسی که مدال المپیک میگیرد تجربه کافی دارد. میتوانیم همین روند را در قهرمانی آسیا و جهان ادامه دهیم تا پس از چند سال عدم نتیجهگیری در جهانی دوباره موفقیت کسب کنیم. چه بسا جوانان دیگری به تیم ملحق شوند تا بتوانند تجربه کافی کسب کرده و سالیان سال در خدمت تیم ملی باشند.
تسنیم: مجید افلاکی با نتایج المپیک پاریس تبدیل به پرافتخارترین مربی ایرانی تاریخ شد. این نتایج را متعلق به شخص او میدانید یا مجموعه فدراسیون؟ در این نتایج بیژن مقانلو هم نقش داشت یا حتی کادرفنی گذشته که شما و استاد عسکری بودید و با دعوت این نفرات برای اولین بار به تیم ملی تاثیرگذار بودید؟
اگر بخواهم به این موضوع بپردازم شاید به خیلی از دوستان بر بخورد. آن زمانی که در کنار عسگری به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شدم این بچهها حضور داشتند و در مسابقه جام فجر، جام ریاست فدراسیون جهانی و جام باشگاههای آسیا در تهران موفق به کسب مدال شدند. این روند با کادرفنی بعدی ادامه داشت. مقطعی که آقا مجید تیم را تحویل گرفت 6، 7 یا 8 ماه به المپیک مانده بود. مجموعه فدراسیون، مربیانی که به صورت مقطعی در اردوهای تیم ملی بودند در این موفقیت نقش آفرینی کردند و نمیشود گفت فقط یک نفر نقش داشت. در بحث انگیزه و روحی - روانی میتواند آن یک نفر نقش داشته باشد، اما در بحث فنی، تکنیک و تاکتیک مربیان دیگری نقش داشتند و افتخار آن برای تکواندو ایران است و برای شخص نیست. حتی کسی که مدال المپیک میگیرد نیز برای ایران عزیز است، نه اینکه فقط به نام خودش ثبت شود. تمام مربیان، مجموعه فدراسیون از کارمندانی که زحمت میکشند تا کسی که غذا تهیه میکند و مربیان سازنده در این موفقیت نقش بسزایی ایفا کردند.
تسنیم: پدیده مهاجرت در سالیان اخیر در ورزش کشور زیاد شده است. حتی خود شما در مقاطع پایانی تکواندو از پیشنهاد برخی کشورها صحبت کردید که در نهایت ماندنی شدید و تکواندو را کنار گذاشتید.
در بحث مهاجرت، یک مقدار این موضوع را سخت میگیریم. شاید اصلاً این مهاجرت ورزشی نباشد و طرف بخواهد برای زندگی شخصی برود. از این موضوع در بحث ورزشی نیز استقبال میکنم. آرین سلیمی در حال حاضر رنکینگ یک دنیا است، اما نفرات دوم و سوم هم دارد. کاری که کشتی میکند.
تسنیم: یعنی نفراتی که نمیتواند به تیم ملی برسند و پشت یک قهرمان میمانند، بدون تغییر تابعیت با گرفتن تابعیت دوم برای کشور دیگر مبارزه میکنند.
دقیقاً، یعنی عمر و زندگی ورزشی خود را در جای دیگر ادامه میدهند. نمیشود کسی که زحمت کشیده، تواناییهای خود را اجرا نکند.
تسنیم: به عنوان کسی که تجربه زندگی در خارج از کشور داشتید، آیا واقعاً برای قهرمان ما فرش قرمز پهن میکنند؟ با بسیاری از قهرمانانی که رفتند و بازگشتند صحبت کردم که اذعان داشتند داستان مهاجرت بسیار سخت است و اینگونه نیست که همه چیز برای یک قهرمان تامین باشد.
ما دو نوع مهاجرت داریم. یک مدل مهاجرتی است که پناهنده میشوند و یک مدل دیگر نیز دعوتنامه میفرستند و این ورزشکار را میخواهند که داستانش جدا است. شرایط برای کسی که دعوتش میکنند با کسی که پناهنده میشود خیلی فرق میکند. به کسانی که قصد مهاجرت و پناهندگی دارند اصلاً توصیه نمیکنم این کار را انجام دهند؛ چون عمر قهرمانیشان از بین میرود. 3 تا 4 سال عمر قهرمانی آنها میرود، اما کسانی که دعوت میشوند و نمیتوانند به تیم ایران کمک کنند، زندگی شخصیشان است و نمیشود گفت که چرا رفته است.
تسنیم: نمونه این موضوع میلاد بیگی است که پشت مهدی خدابخشی قرار داست و مهاجرت کرد و قهرمان جهان شد.
بیگی در آن مقطع نمیتوانست در تیم ملی باشد و این تصمیم را گرفت و موفق هم شد. ایشان نرفت که پناهنده سیاسی شود.
تسنیم: ولی یک مصاحبه با میلاد بیگی داشتم که اعتقاد داشت افتخارآفرینی با پرچم کشور خودمان لذت دیگری دارد.
صددرصد همینطور است و هیچ کسی منکر این قضیه نمیشود. واقعاً با پرچم ایران قهرمان شدن افتخار دیگری دارد. حتی اگر به شما نرسند هم قهرمانی با پرچم خودمان خیلی مهم است.
تسنیم: در مسیر قهرمانی فراز و نشیب زیادی را دیدید. حسرت چیزی را در دوران قهرمانی خود میخورید؟ بهترین و بدترین خاطره ورزشی نیز کدام رویداد و مسابقات بوده است؟
شاید حسرت این را بخورم که چرا چند المپیک نرفتم. میتوانستم دو یا سه المپیک بروم، اما اینکه خدا را شکر توانستم در تمام مسابقات دست پر بازگردم حسرت آنچنانی به دلم نگذاشته است. بهترین خاطرهام به مسابقات قهرمانی جهان 2009 دانمارک بازمیگردد که در اولین حضورم توانستم مدال طلای جهان را کسب کنم. بدترین خاطره 10 ماه قبل از المپیک لندن بود که رباط صلیبی ام پاره شد و شرایط سختی را گذراندم.
تسنیم: به این فکر کردید که کار را رها کنید و به دنبال درمان بروید؟
خیلی؛ کسانی که به من نزدیک بودند به خوبی میدانند که خیلی خسته میشدم و میخواستم ادامه ندهم، اما آن انگیزه باعث میشد که سختیها را به جان بخرم.
تسنیم: واقعاً حس و حال مدال المپیک با تمام رویدادها متفاوت است؟
المپیک با تمام مسابقات تفاوت دارد و صددرصد مدالش نیز متفاوت است. المپیک یک دنیای دیگر است. در رشتههای تیمی، المپیک مانند جامجهانی است. در رشتههای انفرادی نیز المپیک سقف آرزوهای هر ورزشکاری است که حتی فقط در آن حضور داشته باشد و البته بهتر که مدال هم کسب کند.
تسنیم: به فوتبال اشاره کردید، مسابقات فوتبال را پیگری میکنید و علاقه باشگاهی دارید؟
زیاد فوتبالی نیستم، اما پرسپولیسی هستم. دربی اخیر نیز واقعاً مسابقه خوبی بود.
فیلم مصاحبه با محمد باقریمعتمد را در زیر مشاهده میکنید.







