تجربه جهانی کالابرگ
بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که دولتها برای حمایت و تضمین امنیت غذایی اقشار کمدرآمد اقدام به توزیع کالابرگ و یارانههای نقدی میکنند. کوبا و ایران تنها کشورهایی محسوب میشوند که بدون توجه به سطح درآمدی، به تمامی اقشار یارانه غذایی اعطا میکنند.
در بیشتر کشورهایی که با فقر دست و پنجه نرم میکنند، اعطای یارانههای نقدی یا اعتباری یک ضرورت است. بررسی کشورهای مختلف نشان میدهد هنگامی که شرایط اقتصادی برخی از اقشار یک کشور وخیم میشود، اولین هدف دولتها این است که حمایت از قشر ضعیف را در دستور کار خود قرار دهند. طی آزمایشی که در اندونزی انجام شد، افراد به دو دسته تقسیم شدند. به گروهی از افراد کالا تعلق گرفت و به گروهی دیگر کوپن ارائه شد. نتایج نشان دادند که ارائه کوپن هدفمندی بیشتری ایجاد میکند. در این میان هند که یکی از بزرگترین سیستمهای تامین غذایی را دارد، در ژوئن 1997 سیستم توزیع عمومی هدفمند (TDPS) را با تمرکز بر اقشار فقیر راهاندازی کرد.
در آمریکا نیز سیستم برنامه کمک غذایی دولت (SNAP) وجود دارد که مستقیم به خانوادههای کمدرآمد و فقیر کوپن اعطا میکند. در برزیل با تشدید فقر از سال 2003، برنامه انتقال نقدی مشروط اجرا شد که تنها به قشر ضعیف و کمدرآمد تعلق میگرفت. مصر نیز یکی از گستردهترین سیستمهای کارت یارانه غذایی در جهان عرب را اجرا میکند. این کارت برای تامین کالاهای اساسی مانند نان، روغن و شکر استفاده شده و ارزش ماهانه متغیری دارد. در انگلستان برنامههای حمایتی محلی از طریق بانکهای غذایی اجرا شده و به شکل غیرنقدی به افراد نیازمند اهدا میشود. تجارب مشابه دیگری در کشورهایی چون مکزیک و اندونزی اجرا شده است که تنها افراد فقیر را هدف قرار داده است.
تجربه ایران در اعطای کالابرگ از معدود طرحهایی است که بدون توجه به سطح درآمدی و وضعیت معیشتی، به همه افراد جامعه تعلق میگیرد. از بعد اقتصادی، در این گونه از طرحها دولت به طور مستقیم تمرکز و توان مالی خود را معطوف به افراد کمدرآمد جامعه میکند تا بتواند سبد معیشتی را که به دلیل سیاستهای نادرست اقتصادی کوچک شده است، متعادلتر کرده و نابرابری و فقر را در جامعه کاهش دهد. از این رو نحوه اجرای کالابرگ اعطاشده همخوانی زیادی با اهداف اصلی این طرح در سایر نقاط جهان ندارد. در مقابل، با توجه به اینکه منبع تامین هزینه کالابرگها از محل اختلاف نرخ ارز ترجیحی است و پیش از این نیز تمامی افراد جامعه از آن بهره میبردند، شمول همگانی آن و منبع تامین شباهت بیشتری به درآمد پایه همگانی دارد.
موفقترین نمونه جهانی
برنامه حمایت مالی مشروط در برزیل که تحت عنوان Bolsa Familia شناخته میشود، یکی از موفقترین نمونههای اجراشده در میان کشورهاست. در این طرح خانوارهای فقیر و کمدرآمد جهت دریافت کمکهای مالی دولتی باید یک سری شروط خاص در حوزه سلامت و آموزش، از جمله واکسیناسیون نوزادان و حضور فرزندان در مدارس، را رعایت کنند، و در غیر این صورت از حمایت دولت بینصیب خواهند ماند. این طرح درحالی اجرا شد که برزیل با نابرابری ساختاری شدیدی دست و پنجه نرم میکرد و در لیست نابرابریهای جهانی، در رتبه دوم قرار داشت.
اگرچه در آن دوره رشد اقتصادی برزیل به 6درصد در سال نیز رسیده بود، اما فقر و گرسنگی بیش از 20میلیون نفر را در بر میگرفت. به عبارتی رشد اقتصادی نصیب همه اقشار جامعه نشد و اصلاحات صنعتی نیز نتوانستند کاری از پیش ببرند، از این رو نرخ بیکاری نیز به بالاترین سطوح خود رسیده بود.
در راستای اجرای این طرح، وزارت توسعه اجتماعی برزیل اعلام کرد که کمکها موقتی هستند و هر دو سال یک بار مجددا بررسی صلاحیت خانوارها صورت میگیرد. بهتدریج افراد تحت پوشش این برنامه بیشتر شد، به طوری که از 12میلیون در سال 2010 به 14 میلیون در سال 2014 رسید. به واسطه طرح Bolsa Familia برزیل نه تنها در نقشه گرسنگی جهانی بهمرور کمرنگ شد، بلکه در سال 2014 به دلیل عملکرد خلاقانه در کاهش و کنترل فقر و نابرابری، جایزه بینالمللی تامین اجتماعی نیز گرفت.
تجربه کشورهای توسعهیافته
اعطای کمکهای دولتی به قشر کمدرآمد تنها مختص کشورهایی که با نابرابری و فقر زیاد دست و پنجه نرم میکنند نیست، بلکه بسیاری از کشورهای پیشرفته و توسعهیافته نیز اقدام به اعطای یارانههای هدفمند به اقشار ضعیف خود میکنند. کانادا با استفاده از طرح CST اقدام به اعطای کمکهای مالی به استانها و مناطق میکند تا بتوانند برنامههای اجتماعی از جمله آنهایی را که به امنیت غذایی وابستهاند اجرا کنند. علاوه بر این، کانادا برای مدت زمانی موقت اقدام به اجرای طرح CRB کرد که هدف آن ایجاد درآمد موقت برای اشخاصی بود که در دوران کرونا شغل خود را از دست داده بودند.
در آمریکا نیز برنامه کمک غذایی SNAP که بزرگترین طرح در سطح جهان محسوب میشود، از طریق کارتهای الکترونیکی (EBT) اقدام به تامین مواد غذایی لازم اقشار کمدرآمد میکند. افراد واجد شرایط برای دریافت کمکهای این طرح باید تا یکدرصد معینی، پایینتر از خط فقر قرار بگیرند. بر اساس آخرین دادهها، طرح SNAP 43میلیون نفر را پوشش میدهد و در 48 ایالت اصلی، حداکثر 994دلار برای یک خانوار چهارنفره و برای یک نفر، 298 دلار تعلق میگیرد.
سیر تحولات هند
برنامه توزیع سیستم غذایی هند از سال 1960 تاکنون درحال اجرا است. در ابتدا، دولت هند به دلیل کمبود مواد غذایی و تورم بالا اقدام به اجرای این طرح کرد تا از این طریق بتواند سبد معیشت خانوارها را حفظ کند. با این حال پس از اینکه خطر بحران کمرنگ شد، دولت هند گامی به سوی هدفمندتر ساختن این برنامه غذایی برداشته و تمرکز خود را بر خانوارهای روستایی، افراد فقیری که در مناطق صعبالعبور زندگی میکردند و قبایل اولیه معطوف کرد. اگرچه این کمک به شکل غلات و برنج اعطا میشد، اما به اندازهای کامل و جامع نبود که بتواند از میزان جمعیت فقیر به شکلی معنادار کم کند. درنهایت این برنامه تبدیل به قانون شد.
بر اساس قانون امنیت غذایی ملی هند (National Food Security Act - NFSA) دولت موظف شد که به مردم یارانه غذایی دهد و در غیر این صورت، افراد میتوانستند از دولت شکایت کنند. در این طرح دولت تلاش کرد در عین حال که پوشش افراد کمدرآمد را افزایش دهد، افراد غنی و ثروتمند را نیز از برنامه حذف کند. همچنین به صورت دورهای اقدام به افزایش سهمیه افراد کرد تا بیش از پیش معیشت این قشر را بهبود دهد.
سهمیه دردسرساز
کوبا تنها کشوری محسوب میشود که سیستم سهمیهبندی غذایی آن همه شهروندان را پوشش میدهد. در طرح Libreta de Abastecimiento که از سال 1962 تاکنون فعال است، هر شهروند کوبایی یک دفترچه سهمیه دریافت میکند که کالاهای اساسی یارانه ای مانند برنج، شکر، روغن، تخم مرغ، لوبیا، قهوه و گاهی شیر یا گوشت را با قیمت بسیار پایین تامین میکند. هدف این طرح تضمین حداقل امنیت غذایی برای همه در برابر تحریمها و بحرانهای اقتصادی است.
با این حال در سالهای اخیر به دلیل شدت گرفتن چالشهای اقتصادی، کمبود و تاخیر در اعطای این دفترچه افزایش یافته است، به طوری که دولت کوبا در سال 2025اعلام کرد که این طرح ادامهدار خواهد بود اما با کاهش تدریجی مقدار محصولات توزیع شده همراه است. درحالحاضر سهمیه فعلی تنها قادر به تامین نیازهای 7 الی 10روز است. این یارانه بیش از یک میلیارد دلار در سال هزینه به همراه داشته و دولت کوبا آن را «بار غیرقابلتحمل» توصیف کرده است.