رسانههای ایران در بنبست اعتماد / از شهروندخبرنگار تا باجنیوزها
در نشست «بررسی چالشهای امروز رسانهها» که بهمناسبت مناسبت روز خبرنگار در ایسنا برگزار شد، مدیران و پیشکسوتان رسانه با اذعان به بحران عمیق اعتماد، اقتصاد دولتی را ریشه اصلی ناکارآمدی رسانهها دانستند و بر ضرورت بازتعریف نقش رسانه در عصر دیجیتال تأکید کردند.
در آستانه روز خبرنگار، جمعی از مدیران و پیشکسوتان عرصه رسانه در خبرگزاری ایسنا گرد هم آمدند تا به واکاوی چالشهای فراروی رسانههای کشور بپردازند.
علیاکبر قاضیزاده - استاد روزنامهنگاری -، فیاض زاهد - رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران -، بیژن مقدم - مدیر مسئول پایگاه خبری الف -، اکبر منتجبی - روزنامهنگار -، جواد روح - روزنامهنگار - و علیاصغر شفیعیان - مدیر مسئول انصافنیوز - در خبرگزاری ایسنا گرد هم آمدند تا چالشهای فراروی رسانههای کشور را واکاوی کنند. در این نشست، مباحثی نظیر اقتصاد رسانه، وابستگی به دولت، کاهش مرجعیت، نقش شهروند خبرنگار و راهکارهای بازسازی اعتماد عمومی، محور گفتوگوها قرار گرفت.
توقیف در شرایط دوقطبی موهبت بود / از فقدان پیام تا ناتوانی در جنگ روایتگری
جواد روح روزنامهنگار و سردبیر روزنامه هممیهن به تشریح عمیقترین بحران رسانههای کشور در دوران جنگ اخیر پرداخت. وی با اشاره به دوقطبیهای افراطی، فقدان پیام مؤثر برای مخاطب و ناتوانی در تحلیل و حتی خبررسانی ساده، وضعیت کنونی را بیسابقه توصیف کرد و بر ناکارآمدی رسانهها در مواجهه با دوگانه دیپلماسی و جنگ تأکید کرد.
در این نشست، جواد روح با رویکردی متفاوت، توقیف نشریه متبوع خود را نقطهعطفی برای رهایی از تنگنای محتوایی دانست و به تحلیل شرایطی پرداخت که در آن، رسانهها نه تنها پیامی برای انتقال ندارند، بلکه امکان ثبت سادهترین روایتهای میدانی را نیز از دست دادهاند. وی با اشاره به تاریخچه توقیفهای دهه هفتاد، آن را واکنشی مقطعی به مرجعیت رسانهها دانست، اما وضعیت کنونی را حاصلِ دو قطبیهای فزایندهای خواند که هرگونه گفتمان میانهرو را به حاشیه رانده است.
روح در آغاز سخنان خود با تبریک روز خبرنگار به فعالان رسانهای، به ویژه خبرنگاران ایسنا، ابراز امیدواری کرد که مشکلات درونسازمانی این خبرگزاری، از جمله مسائل بیمه و معیشتی، که مدتها موجب نارضایتی و ناامیدی همکاران شده بود، تا حدی مرتفع شده باشد.
پرسش بیپاسخ «چه بنویسیم؟»
روح در بخشی از اظهارات خود با صراحت اعلام کرد که از توقیف روزنامه هممیهن در پایان دیماه سال گذشته خرسند است. وی توضیح داد که در جلسات پایانی هیأت سیاستگذاری روزنامه، به این نتیجه رسیده بودند که نوشتن و انتشار محتوا عملاً امکانپذیر نیست؛ نه تنها به دلایل زیرساختی مانند اختلالات اینترنت، بلکه به دلیل بحران معنا و پیام. روح با اشاره به اعلام نظر عباس عبدی در آن ایام، افزود که حتی در چند شماره پایانی، عبدی نیز از نوشتن سرمقاله خودداری کرده بود و این وظیفه بر عهده دیگر اعضای تحریریه قرار گرفته بود.
او با تأکید بر اینکه اگر توقیف رخ نمیداد، تحریریه با پرسش بیپاسخ «چه بنویسیم؟» مواجه میشد، این اتفاق را یک «موهبت» خواند و از تصمیمگیرندگان آن تشکر کرد.
تفاوت توقیفهای دهه هفتاد با شرایط کنونی
روح با ترسیم تصویری از تاریخ معاصر مطبوعات، توقیفهای فلهای اواخر دهه هفتاد را رویدادی قابلدرک در چارچوب توازن قوای آن دوره ارزیابی کرد. او اینگونه ابراز نظر کرد که در آن مقطع، رسانهها به مرجعیتی دست یافته بودند که نظام سیاسی آن را تهدید تلقی کرد و با بازداشت چهرههایی چون شمس و گنجی، واکنشی مقطعی نشان داد. اما آنچه امروز رخ میدهد، از جنس دیگری است. روح تصریح کرد که در جنگ اخیر، نه تنها امکان تحلیل و اظهارنظر وجود ندارد، بلکه خودِ پیام به عنوان کارویژه اصلی رسانه، غایب است. او گفت: «به عنوان نویسنده یا راوی، احساس میکنم هیچ پیامی برای انتقال ندارم. دو قطبیهای افراطی، فضایی پر هیاهو و بیمنطق آفریدهاند که در آن، نه تحلیل امکانپذیر است و نه میتوان نکتهای نو ارائه داد.»
فشارهای دوسویه و تضعیف جریان میانه
روح با اشاره به تجربه سال 1401، خاطرنشان کرد که در آن دوره نیز دو جریان رادیکال رو به روی هم قرار داشتند؛ یک سو گشت ارشاد و حامیان آن، سوی دیگر معترضان با شعارهایشان. در آن میان، رسانههای میانهرو کوشیدند از شدت تنش بکاهند، اما از هر دو سو متهم به «وسطبازی» شدند و فشار مضاعفی را تحمل کردند. به گفته او، روزنامه هممیهن در آن ایام، هم با بازداشت خبرنگار خود به دلیل گزارش میدانی مواجه شد و هم از سوی تندروهای مقابل، با هتاکی به یادداشتنویسانی چون زیدآبادی روبهرو شد.
روح تأکید کرد که این روند یعنی قدرتمندتر شدن دو قطب افراطی و تضعیف جریان میانه سالهاست که تداوم داشته و به تبع آن، رسانههای حرفهای که بر مبنای تحلیل جامع و منطقی عمل میکنند، روزبهروز تضعیف شدهاند.
فقدان پیام در اوج جنگ
روح در بخش دیگری از اظهارات خود، وضعیت کنونی را با دوران پیشین مقایسه کرد و گفت: «در آن مقاطع، حتی اگر مخاطب اندکی داشتم، میتوانستم حرفی برای گفتن داشته باشم. اما اکنون واقعاً نمیدانم چه بگویم.» او به اظهارات تند و بیسابقه رؤسای جمهور آمریکا علیه ایران، تهدید به نابودی زیرساختها، ترور دانشمندان و شهادت شمار زیادی از غیرنظامیان اشاره کرد و افزود که حتی در داخل خود آمریکا و اسرائیل نیز کسی نیست که با این افراطگری مقابله کند.
روح با بیان اینکه میدانداران سخن و سیاستگذاری در داخل، حتی مصوبات شورای عالی امنیت ملی را زیر سؤال میبرند و رئیسجمهور را ناچیز میشمارند، گفت: «در چنین فضایی، یک روزنامهنگار یا فعال رسانهای نمیداند با چه کسی باید سخن بگوید و پیام خود را به کدام مخاطب مؤثر برساند. عملاً با یک امتناع فراگیر مواجهیم.»
ناتوانی رسانهها در مواجهه با دوگانه دیپلماسی و جنگ
روح در پاسخ به پرسش مطرحشده درباره نحوه عملکرد رسانهها در تقابل دیپلماسی و میدان، به صراحت اعلام کرد که در شرایط فعلی، رسانهها کار چندانی از پیش نمیبرند. وی با انتقاد از طرح انتظار از رسانهها در این وضعیت، آن را ناعادلانه و غیرمنصفانه خواند و اینگونه اظهارنظر کرد: «حتی در حوزه خبررسانی معمولی و انتشار تصویر، رسانهها ناتوان شدهاند.»
روح با اشاره به اینکه در جریان اعتراضات، انتشار آمار و گزارش مستقل ممنوع بود، گفت که این محدودیتها در جنگ به مراتب گسترش یافته و هرگونه اطلاعرسانی شفاف را غیرممکن ساخته است.
دوقطبی بیمنطق؛ عاملی برای بیاثری دیپلماسی
روح در ادامه، دوگانه دیپلماسی و جنگ را نیز زاییده همان دوقطبی افراطی دانست و گفت که جریانهای حاکم بر دو سوی نزاع، با هیاهو و شعار، فضای بیمنطقی را رقم زدهاند که در آن، دیپلماسی نه ابزار واقعی که پوششی برای میدان است. او با اشاره به فضاسازیها علیه تفاهمنامهها، اظهار کرد که بحث «دیپلماسی میدانی» که در موضوع برجام تا حدی وجود داشت، اکنون کاملاً از بین رفته و جای خود را به بیمسئولیتی داده است.
روح هشدار داد که ادامه این روند، با توجه به شرایط و تورم فزاینده، ممکن است به بحرانهای اجتماعی گستردهای منجر شود که نهادهای نظامی و سیاسی را با چالشهای جدیدی روبهرو سازد. او در پایان این جمله را تکرار کرد: «خوشبختام که در این فضا حضور ندارم».
دولتیسازیِ رسانهها فاصله با مردم را عمیق کرد
علیاصغر شفیعیان، مدیر مسئول پایگاه خبری انصافنیوز، در نشست روز خبرنگار در ایسنا، با طرح این پرسش که «رسانه از چه کسی ارتزاق میکند؟»، وابستگی مالی به دولت را مهمترین آفت صنعت رسانه دانست و تأکید کرد که تا زمانی که رسانههای دولتی تعطیل نشوند، استقلال و ارتباط با مردم بازیابی نخواهد شد. او با نقد سفیدنماییها و رویکرد کلیشهای، فاصله عمیق میان رسانهها و مخاطبان را یکی از دلایل اصلی کاهش مرجعیت و افزایش اعتماد به رسانههای معاند برشمرد.
شفیعیان سپس به تحلیل بنیادین چالشهای ساختاری رسانههای کشور پرداخت و با تأکید بر اینکه «اقتصاد رسانه» محور اصلی آسیبهاست، به تبعات وابستگی مالی به دولت و نهادهای حاکمیتی اشاره کرد و آن را عامل اصلی انحراف از رسالت مردمی دانست. او همچنین با نقد رویکردهای کلیشهای و سفیدنمایی صرف، هشدار داد که این شیوه، انتظارات کاذبی در مخاطب ایجاد میکند که در مواجهه با کوچکترین مشکل، به ناامیدی کامل و کنارگذاشتن رسانه میانجامد.
اقتصاد رسانه؛ ریشه اصلی آسیبها
مدیر مسئول پایگاه خبری انصافنیوز در ابتدای سخنان خود با تبریک روز خبرنگار، آسیب اصلی در حوزه رسانه را نه در محتوا یا سیاستگذاری، بلکه در «اقتصاد رسانه» دانست و گفت: «استقلال رسانه، مستقیماً به منبع درآمد آن گره خورده است. اگر رسانه از مردم ارتزاق کند، برای مردم تولید میکند و اگر از دولت ارتزاق کند، کارگزار دولت خواهد شد. این وابستگی، پس از مدتی فاصلهای عمیق میان رسانه و مخاطب ایجاد میکند؛ بهگونهای که رسانه دیگر نمیداند مردم چه میخواهند و چه نیازی دارند.»
نقد رسانههای دولتی؛ نماد گسست از مخاطب
او با اشاره به نمونههایی از هفتهنامههای محلی که صفحه اول خود را به تصاویر تشریفاتی مدیران دولتی اختصاص میدهند، افزود: «این رسانهها سالهاست که با همین رویه منتشر میشوند و هیچ مشکلی هم ندارند، چون منبع درآمدشان دولت است، نه مردم. مخاطب نیز چنین محتوایی را نمیخرد و به تدریج از رسانه فاصله میگیرد.»
شفیعیان با نقد عملکرد رسانههای دولتی، اظهار کرد: «رسانهای که تنها بازتابدهنده حرف دولت باشد، نمیتواند نقش ناظر، منتقد یا پل ارتباطی با جامعه را ایفا کند. نمونه بارز آن، روزنامه ایران و همشهری در دهه هفتاد بود که ما به اشتباه از تولدشان خوشحال شدیم؛ چراکه این آغاز یک انحراف بود که امروز به دهها میلیارد بدهی و نیروهای غیرمتخصص انجامیده است.»
فقدان دغدغه مردم و ظهور جایگزینهای معاند
مدیر مسئول انصافنیوز با بیان اینکه «رسانههای امروز عملاً دغدغه مردم را ندارند»، گفت: «وقتی صداوسیما پاسخگوی نیاز مخاطب نیست و رسانههای دیگر نیز در همین مسیر حرکت میکنند، طبیعی است که مردم به سراغ رسانههای معاند بروند.»
نگاه امنیتی و سفیدنمایی؛ زمینهساز ناامیدی
شفیعیان در بخشی از نشست با پرسشی درباره غالبشدن نگاه امنیتی بر رسانهای و سفیدنمایی صرف مواجه شد؛ اینکه «وقتی رسانهها بهجای ارائه تصویر واقعی، به شعارزدگی و کلیشهسازی روی میآورند، انتظاری کاذب در مخاطب ایجاد میشود. مخاطب گمان میکند همه چیز عالی است، اما با کوچکترین بحران یا مشکل، احساس ناامیدی کامل میکند و رسانه را کنار میگذارد. این دقیقاً همان جایی است که مرجعیت رسانه از بین میرود، نه بهخاطر توطئه خارجی، بلکه بهخاطر عملکرد نادرست خودمان.»
او با اشاره به جریانشناسی در فضای رسانهای کشور، گفت: «بخشی از رسانهها به جای اطلاعرسانی، به سمت مبارزه سیاسی حرکت کردهاند. این نشان میدهد که بسیاری از رسانهها به دنبال براندازی یا تخریب نظام هستند، نه رقابت حرفهای. طبیعی است که در چنین فضایی، حاکمیت نیز با سانسور و فشار پاسخ دهد.»
اقتصاد رسانه و فساد سیستماتیک
شفیعیان با تأکید بر اینکه «بحران اصلی، بحران مالی و معیشتی است»، اظهار کرد: «دولت با حمایتهای مالی، کلیکخرید، توزیع ناعادلانه آگهیها و یارانههای دوستانه، بازار رسانه را به هم ریخته است. حتی رسانههای خصوصی نیز برای بقا ناچار به دریافت یارانه یا حمایت دولتی میشوند و عملاً استقلال خود را از دست میدهند. نظام رتبهبندی نیز که قرار بود راهکار باشد، به ابزاری برای فساد و خوداظهاریهای دروغین تبدیل شده است.»
پیشنهاد تعطیلی تدریجی رسانههای دولتی
این مدیر رسانه در جمعبندی اظهارات خود، راهکار بنیادین را نه اصلاح تدریجی، بلکه «تعطیلی یکبهیک رسانههای دولتی» دانست و گفت: «تا وقتی دولت خود رسانهدار است، هیچ رسانه خصوصیای نمیتواند رقابت سالمی داشته باشد. اگر قدرت داشتم، رسانههای دولتی را روز به روز تعطیل میکردم؛ چراکه بقای آنها نه تنها کمکی به اطلاعرسانی نمیکند، بلکه مانع شکلگیری یک اکوسیستم رسانهای مستقل و مردمنهاد میشود.»
شفیعیان تأکید کرد که تا زمانی که اقتصاد رسانه وابسته به دولت است، نمیتوان انتظار داشت رسانهها نقش نظارتی، آموزشی و پل ارتباطی خود را بهدرستی ایفا کنند و این خلأ، بهنوبه خود به افزایش بیاعتمادی و کاهش سرمایه اجتماعی خواهد انجامید.
ریشه ضعف رسانهها در نبود اقتصاد مستقل و سواد؛ از «شر لازم» تا «باجنیوز»
در ادامه نشست ایسنا، علیاکبر قاضیزاده، استاد روزنامهنگاری، با اشاره به قربانیشدن همیشگی روزنامهنگاران در تحولات سیاسی، فقدان رسانههای خصوصی و مستقل را بزرگترین مانع توسعه اطلاعرسانی در ایران دانست.
بیژن مقدم، مدیر مسئول پایگاه خبری الف، نیز ضمن تأکید بر لزوم پرهیز از افراط و تفریط در شرایط جنگی، به آسیبهای ساختاری همچون گسترش «شهروند خبرنگار» و «باجنیوز» پرداخت و بر ضرورت تداوم اصلاحات نهادی در حوزه رسانه تأکید کرد.
استاد قاضیزاده با نگاهی تاریخی، از قربانیشدن روزنامهنگاران در هر تحول بزرگ سخن گفت و نبود باور به اطلاعرسانی شفاف در میان حاکمیت را مانعی اساسی دانست. بیژن مقدم نیز با پذیرش ضرورت رعایت الزامات شرایط جنگی، بر پیشرفتهای نسبی در حوزه قضایی و مالیاتی رسانهها تأکید کرد و در عین حال، هشدار داد که ورود افراد غیرحرفهای و گسترش پدیده «باجنیوز»، اعتبار رسانه را بیش از پیش خدشهدار کرده.
قربانیشدن روزنامهنگاران در هر تحول تاریخی
قاضیزاده در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیشینه تاریخی مطبوعات در ایران، اظهار داشت که در هر تحول و حادثه مهم سیاسی از مشروطه تا 28 مرداد و انقلاب اسلامی تا امروز، نخستین قربانیان، روزنامهنگاران بودهاند. وی علت این امر را تلاش آنان برای روشنکردن بخشی از وقایع برای مردم دانست و گفت: «روزنامهنگاران همواره کوشیدهاند تا گوشهای از حقیقت را بازگو کنند و بههمین دلیل، در طوفانهای سیاسی، نخستین هدف قرار میگیرند.»
نبود باور به اطلاعرسانی شفاف در میان مسئولان
او با اشاره به تلاشهای نافرجام برای تأسیس رسانههای غیردولتی و مستقل، گفت: «سالهاست که میگوییم اجازه دهید یک رادیوی غیرسیاسی و خودکفا راهاندازی کنیم، اما هیچگاه این امکان فراهم نشده است. دلیل اصلی، نبود باور به این اصل است که اطلاعرسانی شفاف میتواند به تسهیل امور جامعه و افزایش مشارکت مردم کمک کند.»
این استاد روزنامهنگاری خاطرهای از اوایل دهه هفتاد را بازگو کرد که یکی از معاونان وزارت ارشاد، مطبوعات را «شر لازِم» خوانده بود و افزود: «وقتی در بالاترین سطح تصمیمگیری، رسانه بهعنوان منشأ شر و تشویشکننده افکار عمومی تلقی شود، طبیعی است که هیچ تلاشی برای استقلال آن به نتیجه نرسد.»
هزینههای بیاعتمادی؛ از صداوسیما تا رسانههای معاند
او با انتقاد از کاهش شدید اعتماد عمومی به صداوسیما، گفت: «وقتی رسانههای داخلی اعتماد مردم را از دست میدهند، طبیعی است که یک رسانه معاند مانند اینترنشنال بتواند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. چرا ما که دلسوزتر و ایرانیتریم، نمیتوانیم چنین اعتمادی ایجاد کنیم؟ چرا باید دیگران با روح و روان و اعتقاد مردم ما کاسبی کنند؟»
قاضیزاده با اشاره به برخی مطالب منتشرشده در فضای مجازی که باورپذیری بالایی یافتهاند، تصریح کرد: «اگر چنین مطالبی در روزنامههای ما چاپ میشد، برخوردهای شدیدی میشد؛ اما امروز این مطالب در فضای مجازی بهراحتی منتشر میشوند و کسی هم پاسخگو نیست.»
ضرورت رسانه خصوصی؛ تنها راه بازیابی اعتماد
این استاد روزنامهنگاری در جمعبندی سخنان خود، تأکید کرد که عیب بزرگ جامعه ایران، نبود رسانههای خصوصی واقعی است؛ یعنی رسانههایی که خود درآمد داشته باشند، بدون تکیه به بودجه عمومی کشور و بتوانند اعتماد بخشی از جامعه را جلب و حفظ کنند. او با بیتی از عماد خراسانی سخن خود را به پایان برد: «بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن این روزگار نیست».
شرایط جنگی بایدها و نبایدهای خاص خود را دارد
بیژن مقدم سخنان خود را با اشاره به این موضوع آغاز کرد که ایران در شرایط جنگی به سر میبرد و این شرایط، الزامات خاص خود را برای رسانهها ایجاد میکند. او گفت: «در جنگ، رسانهها وظایف مشخصی دارند و باید بر اساس آن عمل کنند، فارغ از اینکه با دولت موافق یا مخالف باشند. دشمن بیرونی مشخص است و طبیعی است که بخشی از الزامات امنیتی در این فضا اعمال شود.»
رسانه، ابزار جنگ روانی
او با تأکید بر اینکه جنگ روانی واقعیتی انکارناپذیر است و ابزار آن رسانه است، افزود: «هرکه صاحب قدرت است، صاحب رسانه است. در چنین شرایطی، رسانهای موفق است که بتواند مخاطب خود را حفظ کند؛ یعنی خبر بگیرد، خبر بدهد و با مخاطب ارتباط برقرار کند. به نظر من، اکثر رسانههای کشور در این جنگ به وظایف خود عمل کردهاند و موارد نقض، محدود و استثنایی بوده است.»
پرهیز از افراط و تفریط؛ رمز موفقیت
مقدم با تأکید بر تجربه 40 ساله خود در حوزه رسانه، گفت: «اگر از افراط و تفریط پرهیز کنید، میتوانید در این مسیر موفق باشید. هر دو رویکرد به کار رسانهای آسیب میزند. امروز خیلی از ما میدانیم که با چه زبانی و با چه کلماتی باید حرف بزنیم تا مؤثر باشیم.»
پیشرفتهای نهادی در حوزه رسانه
او به برخی اصلاحات نهادی در حوزه رسانه در سالهای اخیر اشاره کرد و گفت: «ما یاد گرفتیم که با رسانهایها نباید مانند مجرمان رفتار کرد. نتیجه این شد که دادسرای فرهنگ و رسانه تأسیس شد. همچنین در حوزه مالیات، منطقه مالیاتی مشخصی برای رسانهها در نظر گرفته شد تا پروندههای آنها با پروندههای کلان اقتصادی یکسان دیده نشود. اینها نشان از پیشرفت دارد، هرچند زمانبر بوده است.»
آسیبشناسی رسانه؛ از شهروند خبرنگار تا باجنیوز
مقدم با نقد جدی پدیده «شهروند خبرنگار»، آن را یک بحران منفی توصیف کرد و گفت: «کسی که نه علم روزنامهنگاری دارد، نه اخلاق حرفهای و نه ابزار لازم، تنها با یک گوشی موبایل ادعای خبرنگاری میکند. این افراد بدون پاسخ به سؤالات اساسی خبر (چه، کی، کجا، چرا، چگونه)، تصاویر غیرمستندی منتشر میکنند که اعتماد عمومی را خدشهدار میکند.»
او یکی دیگر از آسیبهای جدی را وجود «باجنیوزها» دانست و گفت: «وقتی رسانه صاحب قدرت میشود، برخی افراد از این قدرت سوءاستفاده کرده و با انتشار نقاط ضعف، درخواست پول یا موقعیت میکنند. این پدیده، هم برای رسانه و هم برای کسانی که باج میدهند، مخرب است.»
اقتصاد رسانه و ریشههای عمیق وابستگی
مقدم در ادامه به ناکارآمدی اقتصاد رسانه در ایران اشاره کرد و گفت: «فرهنگ مطالعه در کشور ضعیف است و رسانهها بهندرت توانستهاند از محل فروش یا آگهی خودکفا شوند. اکثر رسانهها یا از یارانه دولتی، یا اسپانسری دستگاههای مختلف، یا بودجه عمومی تغذیه میکنند. این وابستگی، استقلال را از بین برده است.»
او با ذکر مثالی از بازدید خبرنگاران خارجی از جامجم آنلاین، گفت: «آنها از رایگان بودن محتوای آنلاین روزنامهها متعجب بودند؛ چراکه در هیچ جای دنیا، رسانهای با این حجم از هزینه، محصول خود را رایگان ارائه نمیدهد.»
پاسخ قاضیزاده به بحث اقتصاد رسانه
در ادامه، قاضیزاده مجدداً لب به سخن گشود و با تأکید بر اینکه مشکلات کنونی در نبود رسانه خصوصی ریشه دارد، افزود: «حتی در سالهای صلح و آرامش نیز همین انحصارها و مشکلات وجود داشته است. یکی از دلایل اصلی ضعف اطلاعرسانی، نبود سواد روزنامهنگاری است. روزنامهنگاران ما عادت به خودافزایی ندارند و بهمحض اینکه کمی یاد میگیرند، به دلایل اقتصادی و شغلی، حوزه را ترک میکنند.»
او با اشاره به تغییر مداوم نیروها در تیمهای رسانهای، گفت: «در یک آلبوم عکس از نشستهای وزیران، دیدم که نیروها مدام عوض میشوند و تعداد کمی مانند همکاران ایسنا، سالها ماندگار میشوند. این جابهجایی، آفتی بزرگ برای دانش و تجربه رسانهای است.»
قاضیزاده سپس توصیه کرد که روزنامهنگاری یک کار 24 ساعته است و نیاز به دانش مداوم دارد و تأکید کرد که همکاران باید همواره در جریان تحولات باشند و دانش خود را بهروز کنند.
از بحران اعتماد تا افول خلاقیت در رسانههای ایران / تکنولوژی روح ندارد، اما انسان هنوز میتواند بنویسد
فیاض زاهد رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران و اکبر منتجبی روزنامهنگار و مدیر دفتر توسعه آموزش رسانه در ادامه نشست روز خبرنگار در ایسنا، به واکاوی چالشهای فراروی رسانههای ایران پرداختند.
دکتر زاهد با تأکید بر تغییرات بنیادین در عصر تکنولوژی و هوش مصنوعی، از ضرورت بازتعریف نقش روزنامهنگاری سخن گفت و منتجبی نیز بحران اعتماد، نبود خلاقیت و فاصله عمیق با مطالبات مردمی را ریشهیابی و بر نقش انتقادی رسانه بهعنوان وظیفه روشنفکری تأکید کرد.
فیاض زاهد با نگاهی جامعهشناختی، به تأثیرات عصر دیجیتال و ظهور هوش مصنوعی بر آینده روزنامهنگاری اشاره و ضمن پذیرش تغییرات، بر نقش بیبدیل انسان در خلق معنا و انتقال روح پیام تأکید کرد.
اکبر منتجبی نیز با نقد برخی دیدگاههای مطرحشده در نشست، بحران اعتماد را مهمترین مسئله دانست و فقدان خلاقیت، نبود آموزش مستمر و ضعف در انعکاس صدای اقشار محروم را از عوامل اصلی گسست میان رسانه و مخاطب برشمرد.
تغییرات عصر تکنولوژی و ضرورت بازتعریف روزنامهنگاری
فیاض زاهد با اشاره به تحولات شتابان تکنولوژیک و زیستی در جهان معاصر، گفت که ساحت زندگی و محیط انسانی بهگونهای تغییر کرده که روزنامهنگاری نیز ناگزیر از ورود به مراحل جدید است.
او با اشاره به دیدگاههای یووال نوح هراری درباره از میان رفتن مشاغل سنتی، گفت: «امروز هوش مصنوعی میتواند متنی منضبطتر، ویراستهتر و با قدرت جستجوی بیشتر تولید کند، اما آنچه او را از انسان متمایز میکند، فقدان روح است. انسان هنوز میتواند به نوشته جان ببخشد.»
نگاهی که رمانتیک و ایدئولوژیک بود
زاهد با اشاره به تجربه زیستی خود در سالهای پس از انقلاب، گفت که بسیاری از روزنامهنگاران دهههای نخست با رویکردی رمانتیک و ایدئولوژیک وارد این حرفه شدند و گمان میکردند میتوانند جهان را تغییر دهند.
او افزود: «ما بعدها فهمیدیم که تغییر جهان، ابتدا نیازمند تغییر انسان است و تغییر انسان، کاری بس دشوار. جامعهشناسی امروز به ما میگوید که در خیابانها به رستگاری نمیرسیم.»
خاطرهای از احسان نراقی و عبرتهای تاریخ
زاهد با نقل خاطرهای از احسان نراقی، جامعهشناس فقید، به اهمیت تاریخنگاری و ثبت خاطرات روزمره اشاره کرد و گفت که در سفر به پاریس، نراقی با جزئیات کامل از رویدادهای تاریخی و خیابانهای آن شهر سخن میگفت؛ از محل گردنزدن ماری آنتوانت تا ساختمان روزنامه «اومانیته» به عنوان ارگان حزب کمونیست فرانسه.
او افزود: «نراقی گفت که اومانیته روزی سرمقالهای نوشت و در آن اعلام کرد که ما به دلیل مشکلات مالی و اینکه دیگر خریداری نمیشویم، منتشر نخواهیم شد. فیگارو روزنامه ارگان راست فرانسه وقتی متوجه این مساله برای رسانه رقیب شد، فردای همان روز سرمقالهای نوشت و از مردم فرانسه خواست برای بقای روزنامه اومانیته، اعانه جمعآوری کنند.»
فیگاروی جاودان / بازنمایی زندگی فرانسویها
زاهد با اشاره به نمایشنامه «فیگاروی جاودان» که در سالهای پیش از انقلاب فرانسه نوشته شد، آن را بازنمایی زندگی تکتک فرانسویها دانست و گفت که شخصیت فیگارو، روستاییزادهای است که پس از ترک تحصیل در پزشکی، روزنامهنگار میشود؛ اما پس از نوشتن چند مطلب، زندانی میشود. او افزود که این نمایشنامه، الهامبخش بسیاری از روشنفکران شد و جملاتی مانند «تنها رنج زادهشدن را بر خود هموار کردهایم» و «فرانسه امروز در دست رقاصانی است که نمیدانند کشور را چگونه اداره کنند»، کاخ الیزه را به لرزه درآورد.
زاهد در این بخش خاطرنشان کرد که امروز نیز همچون گذشته، هم روزنامه چپگرای اومانیته و هم روزنامه راستگرای فیگارو منتشر میشوند و هر دو، بازتابی از آینه جامعهاند؛ چراکه خطاهای ما را تصویر میکنند.
نقد به خوشحالی از توقیف / نوشتن مثل معشوق است
منتجبی در ابتدای سخنان خود، با نقد ضمنی اظهارات جواد روح درباره خوشحالی از توقیف هممیهن، گفت که یک روزنامهنگار نمیتواند چنین آرزویی داشته باشد؛ چراکه نوشتن، همچون معشوقی است که باید شبانهروز به آن اندیشید.
او با نقل قولی از جمال میرصادقی، نویسنده سرشناس، افزود: «نوشتن مثل معشوقه میماند. اگر به آن بیمحلی کنی، میرود و باید برای بازگرداندنش التماس کنی. روزنامهنگار باید هر لحظه به فکر نوشتن باشد تا پالس بازخورد را دریافت کند.»
نقد تعطیلی رسانههای دولتی و راهکارهای غلط
منتجبی با نقد دیدگاه علیاصغر شفیعیان درباره تعطیلی رسانههای دولتی، گفت که چنین اقدامی نه تنها به افزایش مخاطب رسانههای خصوصی نمیانجامد، بلکه مشکل اصلی را بیاثر میکند.
او تأکید کرد: «اگر رسانههای دولتی تعطیل شوند، حتی یک نفر هم به مخاطبان انصافنیوز اضافه نخواهد شد. مشکل، بحران اعتماد است، نه وجود یا نبود رسانه دولتی.»
بحران اعتماد؛ ریشه در بیاعتمادی دوطرفه
منتجبی بحران اعتماد را مهمترین آسیب رسانههای ایران دانست و گفت که این بحران ریشه در دو عامل دارد: نخست، بیاعتمادی حاکمیت به روزنامهنگاران که ناشی از نگاه «شرانگارانه» به رسانه است؛ دوم، بیاعتمادی مردم که به دلیل عدم انعکاس صدای آنان ایجاد شده است. او با اشاره به نمونهای از یک کارگر مکانیکی که روزانه 21 ساعت کار میکند، گفت: «صدای این جوان کجا در رسانههای ما شنیده میشود؟ مردم وقتی میبینند صدایشان به جایی نمیرسد، به رسانههای معاند پناه میبرند، نه بهخاطر محتوایشان، بلکه به این دلیل که احساس میکنند آنجا شنیده میشوند.»
بحران خلاقیت، حاصل نبود آموزش و مطالعه
منتجبی با اشاره به اینکه مدیران بسیاری از رسانهها از خارج از حوزه روزنامهنگاری آمدهاند، گفت که این امر به بحران خلاقیت دامن زده است. او تأکید کرد که روزنامهنگار باید رمان بخواند، آموزش ببیند و تحولات حرفه را دنبال کند، اما متأسفانه بسیاری از سردبیران و مدیران، دغدغهای جز اجرای بخشنامهها ندارند.
انتقاد، وظیفه روشنفکری روزنامهنگار
منتجبی در این بخش انتقاد را وظیفه اصلی روزنامهنگار و وجهی از کار روشنفکری دانست و گفت که انتقاد باید در چهارچوب تعریف مشخص خود باقی بماند؛ نه چریکبازی، نه باجخواهی و نه مبارزه سیاسی. او افزود: «انتقاد از وضعیت موجود برای رسیدن به وضعیت موعود، میتواند قطب نمای خوبی باشد. هرجا که انتقاد کم شود و مجیزگویی جای آن را بگیرد، فاصله با مردم بیشتر میشود و هرجا که انتقاد درست و حسابی داشته باشیم، به وظیفه خود نزدیکتر شدهایم.»
اقتصاد بیمار، ریشه فساد و باجنیوزهاست / نقد درونصنفی، گمشده رسانههای ایران
در ادامه نشست ایسنا، علیاصغر شفیعیان با تأکید بر اینکه اقتصاد دولتی، امالفساد رسانههاست، باجنیوزها را محصول وابستگی مالی دانست و از صنف روزنامهنگاری خواست که خود را به نقد درونصنفی ملزم کند.
فیاض زاهد نیز با اشاره به مهاجرت بسیاری از روزنامهنگاران، بر نقش فقر اقتصادی در سقوط اخلاقی تأکید کرد.
علیاکبر قاضیزاده بر ضرورت پیوند میان آموزش آکادمیک و تجربه عملی در تحریریهها تاکید کرد و هشدار داد که برخی استادان، روزنامهنگاری را با سانسورچیگری یکی میدانند.
شفیعیان با نقد جدی اقتصاد دولتی، آن را عامل اصلی گسترش پدیدههایی همچون باجنیوز و کاهش خلاقیت دانست.
در پاسخ به پرسش مطرحشده درباره امکان استقلال اقتصادی رسانهها در شرایط کنونی، علیاصغر شفیعیان با تأکید بر اینکه دولتزدگی، بنیادینترین آفت صنعت رسانه است، اظهار کرد: «رسانههای دولتی با پول نفت و بودجه عمومی سرپا نگه داشته میشوند. این حضور دولتی، بازار را برای بخش خصوصی غیررقابتی کرده است. وقتی دولت با هزینه ناچیز، محصولی مشابه تولید میکند، رسانه خصوصی محکوم به شکست است.»
او افزود: «اگر دولت از تولید خبر دست بردارد، بخش خصوصی ناگزیر به خلاقیت و نوآوری میشود؛ اما تا وقتی که رقیب دولتی با یارانههای کلان حضور دارد، هیچ رسانهای نمیتواند روی پای خود بایستد. این ساختار، نه تنها به استقلال مالی آسیب میزند، بلکه زمینه شکلگیری پدیدههایی چون باجنیوز را نیز فراهم میکند.»
شهروند خبرنگار، سرنخی برای حرفهایها
بیژن مقدم با تأکید بر اینکه شهروند خبرنگار در ذات خود پدیدهای مطلوب است، اما باید بهعنوان سرنخ و نه منبع نهایی در نظر گرفته شود، گفت: «هر شهروندی میتواند تصویر یا رویدادی را ثبت کند، اما وظیفه رسانههای حرفهای، راستیآزمایی و تکمیل آن اطلاعات است. در حوزه مبارزه با فساد نیز سوتزنی ارزشمند است، اما تنها با بررسی حرفهای به ادعا قابل استناد میشود.»
او در ادامه به نقش هوش مصنوعی اشاره کرد و آن را ابزاری خواند که در صورت استفاده نادرست، فریبدهنده خواهد بود و بر ضرورت آموزش نحوه تعامل با آن تأکید کرد.
ریشهیابی بیاعتمادی، از دولت تا صنف
شفیعیان با تأکید بر اینکه فاصله عمیق میان رسانه و مردم، زمینهساز شکلگیری شهروند خبرنگاران غیرحرفهای و حتی رهبران سیاسی خودخوانده شده است، گفت: «زمانی که رسانهها صدای مردم را بازتاب نمیدهند، مخاطبان به هر منبعی که ادعای شنیدن کند، پناه میبرند. از سوی دیگر، خود ما نیز از پذیرش تکنولوژی و تغییر الگوهای مصرف طفره رفتهایم؛ همچنان که در سالهای آغازین ایسنا، برخی اعضای انجمن صنفی، خبرنگاران این خبرگزاری را روزنامهنگار نمیدانستند.»
او افزود که روزنامهنگاران قدیمی نتوانستهاند خود را با بسترهای جدید مانند ویدیو، شبکههای اجتماعی و تولید محتوای کوتاه وفق دهند و این انجماد، به فاصله بیشتر با مخاطب جوان دامن زده است.
نقش دولت در بحران اعتماد
علی اکبر قاضیزاده هم با اشاره به دو عامل اصلی کاهش اعتماد، یعنی ضعف آمادگی روزنامهنگاران و حساسیت بیشازحد دولت نسبت به اطلاعرسانی، گفت: «برخی از روزنامهنگاران بهمحض اندک فضای باز، تصور میکنند در سوئیس یا فرانسهاند و شتابزده عمل میکنند. در مقابل، حاکمیت نیز به جای اعتماد، رسانه را شر میبیند.»
او حسرت خود را از نبود ابزارهای ارتباطی مؤثر برای انتقال پیام ایران به جهان ابراز کرد و گفت: «ما نه تکنولوژی سلطه داریم و نه اقبال جهانی و نمیتوانیم روایت درست را به دنیا بگوییم.»
منتجبی هم با نقد این تصور که تعطیلی رسانههای دولتی مشکل را حل میکند، گفت: «تمام رسانههای جهان، حتی خصوصیترین آنها، به نوعی وابسته هستند؛ به جریان فکری، حزب، دولت یا سرمایهدار. مشکل اصلی ما، اعتماد است، نه دولتی بودن. اگر رسانههای دولتی تعطیل شوند، مخاطبان به رسانههای خصوصی روی نمیآورند؛ چراکه آنها نیز توانستهاند با مردم ارتباط برقرار کنند.»
او با اشاره به تجربه روزنامههایی که تیراژ بالایی داشتند، بر ضرورت خلاقیت و اعتمادآفرینی تأکید کرد.
رابطه معکوس قدرت حکومت و آزادی مطبوعات
فیاض زاهد هم با طرح این نظریه که در دورههای تاریخی، هرگاه حکومت مرکزی قوی شده، مطبوعات مستقل تضعیف شدهاند، گفت: «ما اکنون در دورهای هستیم که همه شاخصها سقوط کردهاند؛ اقتصاد، سیاست و فرهنگ. وقتی برخی استانها تورم بالای 110 درصد دارند، نمیتوان انتظار داشت مطبوعات در وضعیت مطلوبی باشند. مردم امروز اولویتشان رسانه نیست؛ بلکه بقای معیشتی است.»
زاهد افزود که این بحران، ریشهدار و فراتر از رسانه است و راه برونرفت، نه در نشستهای هماندیشی، بلکه در عبور از این چرخه تاریخی و ایجاد ثبات و اعتماد در جامعه است.
اقتصاد دولتی، ریشه باجنیوزها
جواد روح هم در توضیح دیدگاه خود درباره خوشحالی از توقیف هممیهن توضیح داد که این احساس ناشی از ناتوانی در یافتن پیامی برای انتشار در شرایط جنگ و دوقطبیهای افراطی بود. وی با تأکید بر اینکه اقتصاد دولتی، ریشه اصلی فساد در رسانه است، افزود: «در نظام رانتمحور، مدیران برای بقا و رقابت، به ابزاری به نام باجنیوز نیاز دارند. این پدیده، زاییده اقتصاد سیاسی بیمار است و نه رفتار فردی چند خبرنگار.»
روح تغییر الگوی مصرف مخاطبان را نیز عامل مهمی در کاهش تیراژ مطبوعات دانست و گفت: «روزنامهای که در عصر تلگرام منتشر میشود، هرچند با بهترین تیم تحریریه، محکوم به شکست است؛ مگر اینکه قالب و محتوای خود را با نیاز جدید تطبیق دهد.»