مجرم اصلی حوادث تروریستی ایران پشت تریبونهای قدرت نشسته است
تا زمانی که آمریکا از مسیر جرم، تهمت و خسارت بر این اسلامی حرکت کند، جایگاهش در نگاه ملت، جایگاه متهم است، نه مدعی.
به گزارش مشرق، سخنان امروز رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم، یک موضعگیری احساسی یا مقطعی نبود، بلکه صدور یک کیفرخواست روشن سیاسی و اخلاقی علیه رئیسجمهور آمریکا و نظام تصمیمسازی ایالات متحده محسوب میشود. تعبیر «مجرم» در این بیان، ناظر به مجموعهای از اقدامات، سیاستها و پیامدهاست که طی سالها و بهویژه در مقطع اخیر، جان، امنیت و حیثیت ملت ایران را هدف قرار داده است.
رهبر انقلاب با تفکیک دقیق سه محور «تلفات»، «خسارات» و «تهمت»، ابعاد مختلف این جرم را روشن کردند. این سهگانه، نشان میدهد که مسئله صرفاً به یک حادثه یا یک اظهار نظر محدود نیست، بلکه الگوی مستمر رفتار مجرمانه در سطح بینالمللی مورد اشاره است؛ الگویی که از تحریم و تهدید تا تحریک خشونت و جنگ روایتها امتداد دارد.
در این چارچوب، رئیسجمهور آمریکا نه بهعنوان یک فرد، بلکه بهعنوان نماد اراده سیاسی حاکم بر آمریکا مورد خطاب قرار میگیرد؛ ارادهای که در سالهای اخیر، بارها ثابت کرده است برای پیشبرد اهداف خود، هیچ خط قرمزی در حوزه جان انسانها و حقوق ملتها به رسمیت نمیشناسد.
این سخنان، همزمان پاسخی قاطع به روایتسازیهای غربی است که میکوشند آمریکا را در جایگاه قاضی بنشانند و ایران را در جایگاه متهم؛ در حالی که از منظر ملت ایران، شاکی اصلی، خود آمریکاست.
اشاره رهبری به تلفات و مسئولیت مستقیم در ریخته شدن خون بیگناهان
نخستین محور اتهام، «تلفات» است؛ واژهای که بهروشنی به جانهای از دسترفته در نتیجه سیاستهای آمریکا اشاره دارد. در حوادث اخیر، همانگونه که شواهد میدانی و الگوهای رفتاری نشان میدهد، بخش قابل توجهی از خشونتهای مرگبار، محصول تحریک، هدایت و پشتیبانی شبکههایی بود که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به آمریکا و متحدانش، بهویژه رژیم صهیونیستی، متصل بودند.
کشتهسازی خیابانی، استفاده از عناصر مسلح در پوشش اعتراض و تبدیل تجمعات به صحنههای خونین، یک تصادف یا انحراف خودجوش نبود؛ بلکه ابزاری آشنا در دکترین مداخله آمریکایی است. از آمریکای لاتین تا خاورمیانه، این الگو بارها تکرار شده و همواره، خون مردم عادی، هزینه پروژههای سیاسی واشنگتن بوده است.
وقتی رهبر انقلاب رئیسجمهور آمریکا را بهخاطر تلفات «مجرم» میدانند، این اتهام، صرفاً ناظر به داخل ایران نیست؛ بلکه بر پیشینهای طولانی از جنگها، کودتاها و مداخلاتی استوار است که میلیونها قربانی در عراق، افغانستان، یمن و فلسطین برجای گذاشته است.
در چنین چارچوبی، ادعای دلسوزی آمریکا برای جان مردم ایران، نهتنها باورپذیر نیست، بلکه توهینی به شعور تاریخی ملتها محسوب میشود.
خسارات و جنگ اقتصادی بهمثابه جنایت خاموش
دومین محور سخنان رهبر انقلاب، «خسارات» است؛ خساراتی که لزوماً با انفجار و گلوله ایجاد نمیشوند، اما آثارشان عمیقتر و ماندگارتر است. تحریمهای اقتصادی آمریکا، نمونه بارز این نوع جرم است؛ تحریمهایی که مستقیماً معیشت، سلامت و امنیت اقتصادی مردم را هدف قرار دادهاند.
تحریم دارو، محدودیت در تبادلات بانکی، فشار بر زیرساختهای انرژی و حملونقل، همگی مصادیق خساراتی هستند که نه به حکومت، بلکه به زندگی روزمره مردم اصابت کردهاند. این خسارات، عامدانه و با آگاهی از پیامدهای انسانی اعمال شدهاند و از این منظر، نمیتوان آنها را صرفاً «ابزار سیاسی» دانست.
رهبر انقلاب با قرار دادن خسارات در کنار تلفات، به این نکته اشاره میکنند که جرم آمریکا، فقط در لحظه بحران نیست؛ بلکه یک روند مستمر است که سالها ادامه داشته و آثار آن در سفره مردم، نظام سلامت و توسعه کشور نمایان است.
این همان واقعیتی است که رسانههای غربی تلاش میکنند آن را به حاشیه برانند و بهجای عامل، قربانی را پاسخگو معرفی کنند.
تهمت به ملت ایران و جنگ حیثیتی و روانی
سومین و شاید عمیقترین محور اتهام، «تهمت به ملت ایران» است. تهمتی که در قالب روایتسازیهای رسانهای، برچسبزنی سیاسی و تصویرسازیهای تحقیرآمیز اعمال میشود. آمریکا و متحدانش، بارها ملت ایران را با واژههایی، چون «خشونتطلب»، «غیرعقلانی» یا «تهدید جهانی» توصیف کردهاند تا فشار و مداخله را مشروع جلوه دهند.
در حوادث اخیر نیز، بدون تفکیک مردم از عوامل تروریست و فتنهگر، کل جامعه ایران در جایگاه متهم قرار گرفت. این تعمیم ظالمانه، نه یک خطای رسانهای، بلکه بخشی از جنگ روانی سازمانیافته است؛ جنگی که هدف آن، سلب مشروعیت اخلاقی از یک ملت است.
رهبر انقلاب با تصریح به این تهمت، از کرامت و حیثیت ملی دفاع میکنند. این دفاع، صرفاً سیاسی نیست، بلکه پاسخی به تلاشی است که میخواهد ملت ایران را شایسته فشار، تحریم و حتی مداخله نظامی معرفی کند.
از این منظر، تهمت، مقدمه جرمهای بزرگتر است؛ و افشای آن، گامی اساسی در خنثیسازی پروژه دشمن محسوب میشود.
چرا این توصیف، یک موضع راهبردی است؟
توصیف رئیسجمهور آمریکا بهعنوان «مجرم»، صرفاً یک ادبیات تند نیست، بلکه تعریف جایگاه واقعی طرف مقابل در معادله تقابل است. تا زمانی که آمریکا در نقش قاضی و مدعی باقی بماند، حقیقت وارونه دیده میشود. این سخن، معادله را به جای اصلی خود بازمیگرداند.
در این چارچوب، غرب، جریان پهلوی و رژیم صهیونیستی، اضلاع یک مثلث واحد هستند: فشار خارجی، آلترناتیوسازی وابسته و عملیات امنیتی رسانهای. رئیسجمهور آمریکا، در رأس این مثلث، مسئول هماهنگی و پیشبرد پروژهای است که هزینه آن را مردم ایران پرداختهاند.
سخنان رهبر انقلاب، همچنین پیامی به افکار عمومی جهان دارد: اگر قرار است از حقوق بشر سخن گفته شود، متهم اصلی پشت تریبونهای قدرت نشسته است، نه در جایگاه دفاع.
کیفرخواست ملت ایران
آنچه از سوی رهبر انقلاب بیان شد، در واقع صدای کیفرخواست ملت ایران علیه سیاستهای آمریکاست؛ کیفرخواستی که بر سه پایه روشن استوار است: خون ریختهشده، زندگی آسیبدیده و حیثیت خدشهدارشده.
این موضع، نه آغاز تقابل، بلکه ثبت رسمی یک واقعیت تاریخی است. آمریکا سالهاست که با ملت ایران در حال تقابل است و امروز، این تقابل با زبان صریحتری نامگذاری میشود.