محاصره تنگه هرمز، بومرنگی علیه اقتصاد جهانی!
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران، دکتر توحید علیخانلو*، طی یادداشتی به " طرح جدید ترامپ در محاصره تنگه هرمز " پرداخته و آثار و تبعات آن را بررسی کرده و آورده است؛ " تنگه هرمز، چه در آرامش و چه در آشوب، از سواحل ایران معنا میگیرد؛ و این همان نقطهای است که طرح ترامپ، از همان ساعت نخست، با محدودیتهای بنیادین روبهرو شده است.
1. طرحی که روی کاغذ قوی است اما روی آب دوام نمیآورد واشنگتن از روز گذشته تلاش کرده است با افزایش حضور ناوهایش، بازرسیهای دریایی و اعمال محدودیت بر نفتکشهای مرتبط با ایران، شکل جدیدی از فشار حداکثری را احیا کند.
اما واقعیت ساده است:
- محاصره دریایی بدون توافق کشوری که ساحل اصلی را در اختیار دارد، در عرف نظامی «اقدام غیرقابلاجرا» محسوب میشود. - تنگه هرمز از لحاظ جغرافیایی، حقوقی و امنیتی «دوطرفه» نیست؛ یک سوی آن، سواحل ایران است و سوی دیگر عمانی که بیمیل به تشدید تنشهاست.
در چنین محیطی، آمریکا هرگز نمیتواند بدون ورود به سطحی از تقابل مستقیم با تهران، کنترل مؤثر بر تنگه اعمال کندو این خط قرمزی است که حتی سیاستمدارانی جنگطلب نیز از عبور آن هراس دارند.
2. دست برتر ایران؛ جغرافیا، بازدارندگی و عمق راهبردی ایران در هرمز فقط یک کشور ساحلی نیست؛ صاحب صحنه و بازیگری تعیینکننده است.
این برتری از سه منبع میآید:
الف) جغرافیا نزدیک به دو سوم مسیرهای قابل کشتیرانی، در محدودهای قرار دارد که ایران بر آن اشراف مستقیم دارد. تنگههای باریک جهان از مالاکا تا جبلالطارق همیشه به کشوری تعلق دارند که ساحل اصلی را در اختیار دارد.
ب) بازدارندگی چندلایه ایران شبکهای از: - سامانههای موشکی ساحل به دریا - ناوچهها و قایقهای مرزی چابک - پهپادهای شناسایی و رزمی - و ساختار گسترده فعالیتهای غیرمتمرکز دریایی
در اختیار دارد که هرگونه محاصره را هزینهمند و شکننده میکند و در چنین محیطی، حتی یک درگیری محدود، میتواند مسیر دهها نفتکش را مختل کند و این چیزی است که بازارهای جهانی از آن وحشت دارند.
ج) عمق راهبردی انرژی ایران برخلاف تصور رایج، تنها کشور وابسته به تنگه نیست؛ تمام رقبای منطقهای آمریکا وابستهاند: - 70 درصد صادرات نفت عربستان - 90 درصد صادرات قطر (بهویژه LNG) - بخش عمده صادرات امارات
تنها با «اختلال جزئی»، اقتصادهای وابسته به آمریکاییها اولین قربانی خواهند بود. این همان نقطهای است که قدرت ایران را نه تاکتیکی، بلکه ساختاری میکند.
3. تبعات اقتصادی: بحران جدید انرژی در حال تولد است تنها 24 ساعت پس از آغاز طرح، بازارهای جهانی شروع به نوسان کردهاند. آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده که:
- کاهش 20 درصدی تردد نفتکشها - میتواند قیمت نفت را تا 140 دلاربالا ببرد. - اختلال 40 درصدی، بازار را به بالای 180 دلار میکشاند.
این ارقام، برای جهانی که هنوز از تبعات جنگ اوکراین بیرون نیامده، حکم زلزله را دارند.
پیامدهای مستقیم:
- آمریکا: با هر 10 دلار افزایش قیمت نفت، تورم سالانه 0.3 درصد بالا میرود. افزایش بنزین یعنی فشار بر طبقه متوسط؛ همان گروهی که ترامپ برای حفظ حمایت آنها به جنگ اقتصادی نیاز ندارد.
- اروپا: وابستگی شدید پس از قطع منابع روسیه، باعث میشود هر شوکی در هرمز مستقیماً به قیمت برق، گرمایش، حملونقل و صنایع فولاد و شیمیایی منتقل شود. اروپا تاب موج جدید تورمی را ندارد.
- آسیا: چین، ژاپن و هند، سه اقتصاد واردکننده بزرگ نفت، به سرعت وارد فاز رکودی کوتاهمدت میشوند. آغاز محاصره، در عمل یک انفجار خاموش در ستون فقرات اقتصاد جهانی است.
4. آغاز بازی جدید: قدرت واقعی در اختیار کیست؟ طرح ترامپ از دیروز شروع شده، اما نه به شکل یک عملیات دریایی کلاسیک؛ بلکه بیشتر شبیه نمایش فشار است تا کنترل واقعی.
در مقابل، ایران با آنکه ممکن است واکنشهایش را سنجیده و مرحلهای پیش ببرد، اما از روز نخست این اقدام، در موقعیت «برتر» نشسته است.
چرا؟
- زیرا هر محدودیتی بر تنگه، کل جهان را به ایران وابستهتر میکند. - زیرا نقش ایران نهتنها نظامی، بلکه «ژئواکونومیک» است. - و زیرا افزایش ریسک در هرمز، قیمت نفت ایران را، حتی در حالت محدودیت صادرات، به شکل غیرمستقیم بالا میبرد.
جهان انرژی در نهایت با زبان جغرافیا سخن میگوید؛ و در جغرافیای هرمز، ایران صاحب ترجمه اصلی است.
5. جمعبندی اینکه اقدام ترامپ بیش از آنکه یک عملیات مهندسیشده باشد، تلاشی برای بازگرداندن فضای فشار حداکثری است؛ اما از همان لحظه آغاز، با وزن واقعی ایران و شکنندگی بازار انرژی جهان روبهرو شد.
محاصره هرمز نهتنها احتمال موفقیت ندارد، بلکه سرمایهگذاران جهانی، مردم آمریکا و اروپا، و حتی متحدان منطقهای واشنگتن اولین بازندگان آن خواهند بود.
تنگه هرمز یک پهنه آبی نیست؛ میدان آزمایش سیاستمداران است و تاریخ میگوید کسانی که جغرافیا را نادیده بگیرند، ناگزیر در برابر آن تسلیم میشوند." یادداشت از: دکتر توحید علیخانلو مدیرمسئول و سردبیر ارشد اکونیوز