جمعه 3 بهمن 1404

میلیاردها تومان باید برای بازسازی سینماهایی که در جریان اغتشاشات تخریب و به آتش کشیده شدند، هزینه شود / پهلوی عادت به سینماسوزی را ترک نکرد

وب‌گاه مشرق نیوز مشاهده در مرجع
میلیاردها تومان باید برای بازسازی سینماهایی که در جریان اغتشاشات تخریب و به آتش کشیده شدند، هزینه شود / پهلوی عادت به سینماسوزی را ترک نکرد

سینما شهر فیروزه نیشابور، یکی از همان‌جاهایی بود که هدف تخریب قرار گرفت؛ سالنی که نه نماد قدرت بود و نه محل تصمیم‌گیری، بلکه جایی برای تماشای فیلم و نفس‌کشیدن شهر.

به گزارش مشرق، در یک هفته‌ای که گذراندیم، چیزهای عجیب و حیرت‌آور و غم‌انگیز کم ندیدیم؛ از سوزاندن آدم‌ها تا آتش‌زدن کتاب‌های کتابخانه؛ اما اغتشاشگران سینما را هم آتش زدند، سینمایی که برای مردم پاتوق فرهنگی است؛ اما در آتش سوخت و ضررش باز هم به خود مردم رسید. آتش‌سوزی و تخریب چند سالن سینما بار دیگر زنگ خطری جدی را برای وضعیت فرهنگ و هنر در ایران به صدا درآورد؛ اتفاقی که فراتر از یک خسارت فیزیکی یا مالی، به‌مثابه حمله‌ای مستقیم به یکی از نمادهای حیات فرهنگی و اجتماعی کشور تلقی می‌شود.

سینما صرفاً یک ساختمان یا محل نمایش فیلم نیست، بلکه حافظه جمعی، محل گفت‌وگو و بستری برای بازتاب دغدغه‌های جامعه است. سوزاندن سینماها، در هر شکل و با هر انگیزه‌ای به معنای سوزاندن بخشی از این حافظه و حذف فضایی است که سال‌ها نقش واسطه میان مردم و فرهنگ را ایفا کرده است.

بااین‌حال، آنچه این اتفاق را بیش‌ازپیش قابل‌تأمل می‌کند، نه‌فقط خود آتش‌سوزی‌ها، بلکه واکنش، بهتر است گفته شود عدم واکنش نهادها و تشکل‌های صنفی سینماست. بخش صنفی سینما که در بزنگاه‌های مختلف، از توقیف فیلم‌ها گرفته تا مسائل معیشتی سینماگران، بیانیه صادر کرده و موضع‌گیری داشته است، این‌بار در برابر سوزانده‌شدن سالن‌های سینما و تهدید مستقیم زیرساخت‌های فرهنگی، سکوت اختیار کرده است. سکوتی که پرسش‌های متعددی را در افکار عمومی و میان فعالان فرهنگی برانگیخته است.

این بی‌واکنشی در شرایطی رخ می‌دهد که انتظار می‌رود صنوف سینمایی، به‌عنوان مدافعان اصلی این هنر و صنعت، دست‌کم با موضع‌گیری رسمی، نگرانی خود را نسبت به ناامن شدن فضاهای فرهنگی اعلام کنند. سینماها تنها محل کسب درآمد نیستند؛ آن‌ها نماد حضور فرهنگ در شهر، نشانه‌ای از زندگی مدنی و بستری برای تعامل اجتماعی‌اند. وقتی سینمایی به آتش کشیده می‌شود، پیام آن فراتر از تخریب یک ملک است.

سکوت صنفی در برابر چنین رخدادهایی می‌تواند به‌نوعی عادی‌سازی خشونت علیه فرهنگ منجر شود. سکوتی که شاید از ملاحظات مختلف نشئت گرفته باشد، اما در نهایت، هزینه آن متوجه فرهنگی است که هر روز بیش‌ازپیش در معرض فرسایش قرار می‌گیرد. اگر امروز سوزاندن سینما بدون واکنش بماند، فردا چه تضمینی وجود دارد که کتاب‌فروشی‌ها، تئاترها یا دیگر فضاهای فرهنگی با سرنوشتی مشابه روبه‌رو نشوند؟ انتظار از نهادهای صنفی، نه لزوماً موضع‌گیری سیاسی، بلکه دفاع شفاف و صریح از موجودیت سینما به‌عنوان یک ارزش فرهنگی است.

در این گزارش به سراغ چند سینمایی رفتیم که در این روزها سوزانده شد و خسارت‌های زیادی به بار آمد.

از سوزاندن لابی سینما تا آسیب جسمی به کارکنان

ناآرامی‌های 10 روز گذشته، برای بعضی شهرها فقط تصویر دود و شعار نبود؛ برای بعضی مکان‌ها، تبدیل شد به زخم مستقیم بر تن زندگی روزمره مردم. یکی از این زخم‌ها، شامگاه پنجشنبه و جمعه، بر پیکر سینماها نشست. سینما شهر فیروزه نیشابور، یکی از همان‌جاهایی بود که هدف تخریب قرار گرفت؛ سالنی که نه نماد قدرت بود و نه محل تصمیم‌گیری، بلکه جایی برای تماشای فیلم و نفس‌کشیدن شهر.

میوندی، مدیر این سینما، روایت را از حوالی ساعت هشت و ربع پنجشنبه‌شب شروع می‌کند. زمانی که به دلیل قطعی اینترنت، دوربین‌های مداربسته هم از کار افتاده بودند. برای اطمینان، یکی از کارکنان را می‌فرستد اطراف سینما را بررسی کند. تماس که گرفته می‌شود، خبر واضح است: «دارن شیشه‌ها رو می‌شکنن.» به او می‌گوید جلو نرود تا آسیبی نبیند. خودش قصد رفتن داشته، اما درگیری‌های داخل شهر راه را می‌بندد. یک ربع بعد، همکار دیگری که مسیر امن‌تری داشته، راهی سینما می‌شود؛ اما او هم نظاره‌گر صحنه‌هایی تلخ بوده و حتی مورد حمله و آسیب قرار گرفته است؛ پدر همسرش در همان مسیر با ضربه چاقو از ناحیه صورت مجروح می‌شود.

سینما از دو شب قبل، به‌خاطر شلوغی‌ها و برای حفظ امنیت کارکنان و مردم، تعطیل شده بود. به گفته میوندی، در آن شرایط کسی هم به سینما نمی‌آمد. بااین‌حال، تعطیلی مانع حمله نشد. یک خودروی یگان امداد مقابل سینما به آتش کشیده می‌شود و تمام وسایل لابی، از دستگاه‌های فروش بلیت اینترنتی و کامپیوتر و تلویزیون گرفته تا یخچال‌ها، داخل همان ماشین در حال سوختن ریخته می‌شود.

خسارت‌ها سنگین است؛ دو یخچال کامل سوخته، تلویزیونی که به‌تازگی با هزینه 150 میلیون تومان خریده شده بود، با سه ضربه تبر از بین رفته، دستگاه کارت‌خوان، صندلی‌ها و حتی گل‌های لابی. هر چه دم دست بوده، سوزانده شده است. دو بخش از خود سینما هم آتش گرفته؛ یکی خاموش می‌شود و بخش دیگر، پرده مخملی درِ سالن بوده که به دلیل جنسش آتش نگرفته و سالم مانده است.

درحالی‌که بیرون سینما شلوغ بوده، تعداد افرادی که وارد ساختمان شدند بین بیست تا بیست‌وپنج نفر بیشتر نبوده‌اند. اما همین تعداد، برای ایجاد خسارت کافی بوده. سه نفر از پرسنل آسیب می‌بینند؛ دو نفر با ضربه به سر و یکی با جراحت شدید صورت. این کارمند برای جلوگیری از بردن یخچال، با ضربه چاقو از ناحیه صورت مجروح می‌شود؛ آسیبی که به عصب لب او رسیده و به گفته مدیر سینما، متأسفانه احتمال ترمیمش هم کم است.

سینما 10 پرسنل دارد و فقط هزینه حقوق آن‌ها ماهانه بین هشتاد تا نود میلیون تومان است. میوندی می‌گوید اگر مردم به سینما نیایند، پرداخت همین حقوق هم ممکن نیست. این در حالی است که سینما شهر فیروزه همیشه جزء سینماهای پرمخاطب شهر بوده؛ سینمایی که به گفته او، اولین سینمای ساخته‌شده بعد از انقلاب در ایران است. اولین سرقت سینمایی، اولین شکستن شیشه‌ها و حالا هم یکی از اولین سینماهای تخریب‌شده؛ خودش با لبخندی تلخ می‌گوید از این نظر، بدشانس‌ترین سینماست.

برآورد اولیه خسارت بین یک تا یک‌ونیم میلیارد تومان است و ثبت شکایت و کارشناسی تازه آغاز شده. بااین‌حال، بازسازی متوقف نمانده؛ فقط برای کرکره‌ها 300 میلیون تومان هزینه شده و شیشه‌های سکوریت جدید، حدود 150 تا 180 میلیون تومان خرج برداشته است. شیشه‌هایی که طبق استاندارد بعد از حادثه سینما رکس آبادان نصب شده بودند؛ شیشه‌هایی برای خروج اضطراری، نه برای شکستن از بیرون. این‌بار اما، همان شیشه‌های نجات‌بخش، راه ورود مهاجمان شده‌اند.

میوندی می‌گوید هرگز فکر نمی‌کرد کسی به سینما حمله کند؛ جایی که نه منفعتی دارد و نه دشمنی با مردم و اتفاقاً خود مردم از آن استفاده می‌کنند. این سینما حدود چهار سال به دلیل سرقت تعطیل بوده و با زحمت فراوان دوباره راه افتاده بود. آن‌هم در شرایطی که چون سینما خصوصی و دارای چند شریک است، بعد از سرقت، بسیاری راغب به بازگشایی نبودند و او با اصرار، سینما را دوباره سرپا کرده بود.

حالا با وجود همه این‌ها، تلاش می‌کنند اگر شرایط اجازه دهد، هفته آینده سینما را دوباره راه‌اندازی کنند. از کمک مسئولان اما خبری نیست؛ به گفته او، مثل دفعات قبل. تنها تماس‌ها از سوی امور سینمایی وزارت ارشاد مشهد بوده و سینما شهر هم در حد کمک‌های جزئی و تأمین برخی تجهیزات توانسته همراهی کند. روایت سینما شهر فیروزه، روایت یک ساختمان نیست؛ روایت جایی است که قرار بود پناهی برای چند ساعت تماشا و آرامش باشد، اما در میانه ناآرامی‌ها، خودش به قربانی آتش و خشونت بدل شد.

وقتی پرده سینما هم سوخت

ناآرامی‌های هفته گذشته، در اصفهان فقط به شیشه‌های شکسته و تعطیلی موقت ختم نشد. سینما یاسمن شاهین‌شهر، یکی از سینماهای فعال و پرمخاطب استان، این‌بار نه با تخریب محدود که با آتش کامل از چرخه فرهنگ شهری حذف شد. روایت سینما یاسمن شاهین‌شهر، روایت خاموش‌شدن چراغ یک سالن نیست؛ روایت سوختن بخشی از حافظه فرهنگی یک شهر است. چراغی که روشن‌کردن دوباره‌اش، این‌بار نه با تعویض شیشه که با ساختن همه چیز از نو ممکن خواهد بود. روایتی که سیدعلی احمدی، رئیس امور سینماهای بهمن سبز در استان اصفهان تعریف می‌کند، روایت سوختن یک مکان فرهنگی است؛ مکانی که برای مردم ساخته شده بود.

به گفته احمدی، اوج شلوغی‌ها به روزهای هجدهم و نوزدهم رسید. شب پنجشنبه هجدهم، افرادی که به دنبال ناآرام کردن فضا بودند، به سینما حمله کردند. شیشه‌ها را شکستند و تلاش کردند درهای ورودی را تخریب کنند. به اموال آسیب زدند، اما آن شب زودتر جمع شد و خسارت‌ها گسترده نبود. فردای آن روز، جمعه، احمدی برای سرکشی به سینما می‌رود و با دیدن محدود بودن آسیب‌ها، بلافاصله کار ترمیم آغاز می‌شود؛ شیشه‌ها تعویض می‌شوند، درهای ورودی و خروجی تعمیر و تقویت می‌شوند و تمهیدات حفاظتی و امنیتی برای شب پیش‌رو افزایش پیدا می‌کند. طبق اطلاع شورای تأمین امنیت، سینما که از صبح جمعه فعال بوده، ساعت 18 تعطیل می‌شود.

اما حوالی ساعت چهار و نیم تا پنج بامداد، تماس با مدیر سینما همه‌چیز را تغییر می‌دهد. سینما که در مجاورت شهرداری شاهین‌شهر قرار دارد، به آتش کشیده شده است. احمدی حوالی شش‌ونیم صبح به شاهین‌شهر می‌رسد؛ شهری که دیگر شبیه روز قبل نیست. آموزش‌وپرورش، شبکه بهداشت، ساختمان شهرداری و چندین نقطه دیگر دچار آتش شده‌اند. در میان آنها، سینما هم می‌سوزد؛ مکانی فرهنگی که برای استفاده خود مردم بوده است. آتش، همه‌چیز را بلعیده. به گفته احمدی، شدت حریق به حدی بوده که حتی تیرآهن‌های مجموعه مثل شمع آب شده‌اند و سقف فرو ریخته است. از سینما چیزی سالم باقی نمانده؛ نه پرده نمایش، نه صندلی، نه سیستم صوتی و تصویری. اگر قرار باشد روزی این سینما دوباره احیا شود، عملاً باید از نو ساخته شود؛ نه ترمیم که ساخت یک سینمای جدید.

سینما شاهین‌شهر در ناآرامی‌های سال‌های قبل هم آسیب‌های جزئی دیده بود، اما این‌بار، به گفته احمدی، عزم حمله‌کنندگان بر نابودی کامل سینما بوده است. برآورد اولیه خسارت، رقمی بین صد تا صد و پنجاه میلیارد تومان است؛ خسارتی که شامل دو سالن سینما، صندلی‌ها، پرده نمایش، سیستم صوتی، پروژکتورها، سیستم فروش بلیت، بوفه شخصی و تمام تجهیزات مجموعه می‌شود. در این مجموعه، دو سالن سینما وجود داشته که یکی از آن‌ها شخصی بوده و خوشبختانه به دلیل قرارنگرفتن در کانون شلوغی‌ها، از آسیب مصون مانده است. سالن کنسرت شیخ بهایی، متعلق به شهرداری، نیز در همین محدوده قرار داشته که آن هم همراه با تمام تجهیزاتش به‌طور کامل از بین رفته است. اما سینمای یاسمن شاهین‌شهر که زیرمجموعه بهمن سبز و تحت مدیریت امور سینمایی استان اصفهان بوده، به‌طور کامل نابود شده است.

به گفته احمدی، این سینما چیزی شبیه سینما بهمن تهران در میدان انقلاب بوده؛ پاتوقی برای اهالی فرهنگ. جلسات نقد و بررسی فیلم، دورهمی‌های سینمایی و برنامه‌های مختلف شهری در آن برگزار می‌شده و یکی از سینماهای پربازدید، پرمخاطب و سودده منطقه بوده است. فقط از ابتدای فروردین تا زمان حادثه، سینما یاسمن شاهین‌شهر بیش از چهار میلیارد و 300 میلیون تومان فروش داشته و حدود 600 هزار مخاطب را در دو سالن با ظرفیت مجموع 380 نفر میزبانی کرده بوده است.

احمدی می‌گوید بلافاصله پس از حادثه، با مدیرعامل مجموعه بهمن سبز هماهنگی کرده و موضوع را به حراست حوزه هنری کل کشور اطلاع داده است. پیگیری‌ها از سوی مجموعه بهمن سبز و اداره ارشاد استان اصفهان ادامه داشته و مدیران ارشاد حتی به‌صورت حضوری از محل بازدید کرده‌اند. بااین‌حال، از سوی برخی صنوف سینمایی، تماس یا واکنش مشخصی دیده نشده است؛ نه حتی یک بیانیه در واکنش به سینماسوزی شاهین‌شهر. سینما یاسمن شاهین‌شهر در سال 1374 توسط شهرداری تأسیس شده است. در سال 1389، با ظرفیت 320 نفر به مؤسسه بهمن سبز واگذار و بازسازی می‌شود. در سال 1396 سالن دوم با ظرفیت 42 نفر به آن اضافه می‌شود و پس از دوران کرونا نیز یک مرحله بهسازی دیگر را پشت سر می‌گذارد؛ مسیری که حالا با یک شب آتش به خاکستر ختم شده است.

منبع: روزنامه فرهیختگان