شنبه 27 دی 1404

همه رنج‌های «عروس زاگرس»

وب‌گاه دنیای اقتصاد مشاهده در مرجع
همه رنج‌های «عروس زاگرس»

نامشان با محرومیت گره خورده است. کمتر خبری از آنها در رسانه جریان اصلی می شنویم، مگر رویداد مهمی در میان باشد. چیزهایی شبیه به بیکاری، فقر، خودسوزی و‌... ایلام، آبدانان، دهلران، ملکشاهی، هلیلان، سیروان، چوار، بدره، مهران، ایوان، دره شهر، چرداول و‌... این روزها اعتراضات مردم این استان، شیوه اعتراضشان و البته برخی برخوردهایی که با آنها صورت گرفت، باعث شد به صدر اخبار بیایند.

ضعف زیرساخت جاده‌ای؛ نمایی از محرومیت در استان ایلام / عکس: هادی زند - ایسنا

مرجان زهرانی: تصویر اول، مردم معترض ملکشاهی بودند. گروهی که از میدان اصلی شهر به سمت خانه امام جمعه رفتند. درگیری همین جا رخ می‌دهد. تعدادی زخمی می‌شوند. آن‌طور که برخی سایت های داخلی گزارش کردند زخمی ها به یک مرکز بهداشت در ملکشاهی منتقل می‌شوند، اما این مرکز امکانات کافی برای درمان زخمی ها را نداشت. 3 نفر از مجروحان در مسیر انتقال به بیمارستانی در مرکز استان جان می بازند. تصویر دوم، مردم معترض رو‌به‌روی بیمارستان امام خمینی ایلام هستند. مجروحان ملکشاهی را به ایلام بردند که اتاق عمل و به نسبت باقی شهرستان‌های این استان امکانات بهتری دارد. درگیری همین جا رخ می‌دهد. میان معترضان در حوالی بیمارستان و نیروهای انتظامی. تصاویری که نشان می‌دهد حریم امن یک مرکز درمانی نقض شده است.

تصویر سوم از آبدانان است. جمعیت زیادی از گروه های مختلف سنی در یک راهپیمایی اعتراضی دیده می‌شوند. شعار می‌دهند. برخی نیروهای انتظامی از بالای یک ساختمان برای مردم دست تکان می‌دهند. گروهی در یک کنش اعتراضی کیسه های برنج را پاره می کنند و به هوا می ریزند. برنجی که این روزها کالای اساسی رویایی برای مردم شده است. همه این تصاویر ایلام را این‌بار به صدر اخبار رسانه ها برد و گرچه کنار چندین شهری قرار داد که مردم در اعتراض به خیابان آمده بودند، اما تصویری نمادین و البته دردناک از اعتراضات این شهرها به نمایش گذاشت. تصاویری که نشان از بروز نارضایتی سالیان دراز داشت.

محرومیت مضاعف

احتمالا مطالبات کلان مردم در جریان اعتراضات اخیر با یکدیگر تفاوت چندانی نداشته باشد، اما قطعا شرایط هر کدام از شهرهایی که این روزها صدای اعتراض شان شنیده می‌شود، تفاوت معناداری با یکدیگر دارد. در اعتراضات دی 1404 گستره اعتراضات به شهرها و شهرستان‌هایی رسید که شاید کمتر در ابعاد کلان رسانه ای و ملی به آنها توجه می‌شود. ایلام و شهرستان‌های آن در همین گروه قرار دارند. استانی پر از محرومیت و ناامیدی.

20 مهر 1404 یک پایگاه خبری محلی به نام طلوع ایلام بر اساس تازه ترین گزارش مرکز آمار ایران که در تابستان منتشر شده، تصویر نگران کننده ای از نرخ بیکاری و مشارکت اقتصادی در استان ایلام ارائه کرد. بر اساس گزارش منتشر شده در حالی که نرخ بیکاری در کل کشور 7.4 درصد اعلام شده، استان ایلام با نرخ 9.9 درصد در میان 3 استان با بالاترین میزان بیکاری در کشور قرار دارد. همچنین بر پایه داده های مرکز آمار میزان مشارکت اقتصادی در استان ایلام از میانگین کشوری نیز کمتر است و در برخی شهرستان‌ها مانند ملکشاهی، مهران، هلیلان و... بخش بزرگی از جمعیت در سن کار نه شغلی دارند و نه در جست‌وجوی کار هستند. این وضعیت در میان زنان و جوانان شدت بیشتری دارد. نرخ مشارکت زنان در ایلام حدود 12 درصد برآورد شده که کمتر از میانگین کشوری است.

جوانان 15 تا 24 سال نیز با نرخ بیکاری دو برابری نسبت به میانگین استانی در زمره گروه های آسیب پذیر بازار کار قرار دارند. این در حالی است که آمار وضعیت سواد جمعیت نقاط شهری استان ایلام به تفکیک مدرک تحصیلی که در سرشماری سال 1395 به دست آمده، نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جمعیت دارای سطوح بالای تحصیلات و بیش از یک سوم جمعیت دارای مدرک عالی هستند. همچنین در مهر سال جاری هم علی رشیدی، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان ایلام در نشستی به وضعیت اشتغال استان ایلام اشاره کرد و گفت: نرخ بیکاری در ایلام 9.9 درصد است که نسبت به میانگین کشوری (7.3 درصد)، 2.6درصد بیشتر است. همچنین نرخ بیکاری در میان زنان 15 تا 35 ساله ایلام به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین کشوری است.» این تنها بخشی از آمار اقتصادی در دسترس در مورد استان ایلام است که شرایط اقتصادی را بحرانی نشان می‌دهد. شرایط اقتصادی که می‌تواند در شرایط اجتماعی نیز تاثیر بسزایی داشته باشد.

ایلام فراموش شده 

«اینجا به دست فراموشی سپرده شده است» این توصیف یارمحمد قاسمی، جامعه شناس در مورد ایلام است. او معتقد است ایلام به لحاظ جغرافیایی در یک بن بست واقع شده و همین موضوع باعث نادیده گرفتن مردم این استان شده است. این جامعه شناس به «دنیای اقتصاد» می‌گوید که کنش های اعتراضی اخیر که در استان ایلام شاهد بودیم، تلاش مردم برای بیرون آمدن از وضعیت فلاکت بار اقتصادی است به همین دلیل وقتی جنبش و اعتراضی در سراسر کشور آغاز می‌شود، در ایلام به دلیل محرومیت موجود کنش ها رادیکال تر هم می‌شود. او توضیح می‌دهد: «برای نمونه ملکشاهی یکی از فقیرترین مناطق استان است و کنش هایی که در جریان اعتراضات اخیر از سوی آنها شاهد بودیم ریشه در فراموش شدگی و به حاشیه راندگی این مردمان دارد که سال‌هاست در فقر و فلاکت زندگی کرده اند.»

این استاد دانشگاه همچنین ریشه این فقر را در عدم توسعه یافتگی استان می داند و می‌گوید: «ما در ایلام ساختار ایلی داریم، اما سازوکارهای مدرنی که انتظار می رود در این استان ایجاد شود یا ایجاد نشده یا اگر هم ایجاد شده ناموزون و بی قواره است. در این سال ها بارها مطرح شده که بودجه استان افزایش یافته، اما این بودجه به شکل مدیریت نشده ای خرج شده است. کافی است یک استاندار یا فرماندار یا نماینده مجلس از یک ایل خاصی انتخاب شود، آن‌گاه مدیران و اطرافیان را بر اساس سلایق و علایق و تعلقات خودشان بر سر کاری می گمارند. مدیریت ایلیاتی یکی از موانع توسعه در این استان است. همچنین هزینه‌کرد بودجه ها معطوف به امر توسعه نیست. این استان گویا در یک بن بست قرار گرفته و به دلیل شرایط جغرافیایی گویا از اهمیت خاصی برخوردار نیست. در واقع ما جزو اقلیت ها به حساب می آییم که اغلب در حاشیه کشور در فقر به سر می برند. بهزیستی و کمیته امداد در این استان بیشترین شهروندان تحت پوشش را دارند.» او شرایط اجتماعی استان از نظر خودکشی، خودسوزی، طلاق و تضاد نسلی و... را بحرانی توصیف می کند و عقیده دارد همه اینها منجر به بروز کنش هایی شده که نشان از غیرقابل تحمل شدن شرایط دارد.

او می‌گوید: «در آبدانان که از قضا منطقه بسیار فقیری است شاهد کنش اعتراضی برنج‌پاشی بودیم. یعنی این افراد با وجود فقر برنج ها را ندزدیدند تا استفاده کنند. واکنش آنها بروز یک خشم پنهان نسبت به مدیریت اقتصادی بود. بنابراین واکنش های اخیر استان را نمی‌توان تنها به مسائل اقتصادی معطوف دانست، بلکه باید آن را به دلیل تجمیع مطالبات سال های بسیار و کنشی سیاسی توصیف و تحلیل کرد. خشمی که با بازداشت و زندان فروکش نمی کند و حاصل تحریک خارجی هم نیست. حاصل فقر، توسعه نیافتگی و محرومیت طی سال های متمادی است.»

مطالبات انباشت شده، سال ها سکوت

عزیز کلانتر، پژوهشگر اجتماعی ایلامی نیز معتقد است توسعه نیافتگی استان در همه این دهه ها منجر به شکل گیری واکنش های اخیر شده است. مطالباتی که سال ها انباشت شده و پاسخ داده نشده است. او به «دنیای اقتصاد» می‌گوید: «مردم تصور می کنند که انتظاراتشان در تمام این سال ها بی پاسخ مانده است و متولیان امر به مطالبات اجتماعی و اقتصادی آنها بی توجه هستند. همین موضوع ناامیدی جدی در میان مردم ایجاد کرده است.»

این پژوهشگر اجتماعی معتقد است که شاید بودجه هایی به استان تعلق گرفته باشد، اما در مسیر توسعه استان استفاده نشده و بیشتر حیف و میل و به شکل رانتی مصرف شده است. همچنین نه فقط ایلام بلکه مسائل مربوط به مناطق زاگرس نشین هرگز به مساله ملی تبدیل نشده است، امری که به نارضایتی مردم منطقه دامن زده است. کلانتری می‌گوید: «به نظر می رسد بیشتر بدلکاران گرداننده امور مدیریتی استان هستند نه کنشگران و مدیران واقعی. در مدیریت توسعه در ایلام بازیگران محلی و جامعه میزبان به کار گرفته نمی‌شوند در حالی که برای توسعه پایدار باید جامعه میزبان در نظر گرفته شود. جامعه میزبان از خود می پرسد از فلان پروژه ای که در استان کلید خورد چه چیزی عاید من شد؟ این بی نصیبی و بلاتکلیفی، نارضایتی ایجاد می کند.»

او توضیح می‌دهد که شرایط استان به لحاظ اقتصادی، شرایط اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. با این حال آمار و ارقام لازم برای مطالعه و ارائه راهکار در اختیار پژوهشگران قرار داده نمی‌شود. کلانتری یک نمونه از این عدم دسترسی به آمار اجتماعی را این‌طور روایت می کند: «قرار بود فرمانداری یک سمینار در مورد خودکشی در استان برگزار کند و از جامعه شناسان برای حضور در این سمینار از جمله من دعوت شد. من گفتم شرط حضور من این است که یک ماه فرصت بدهید، آمار و ارقام انواع آسیب ها را به تفکیک استان در اختیار من قرار دهید که ما بتوانیم کار پژوهشی انجام بدهیم. قول مساعد دادند. بعد از یک ماه تماس گرفتند که پس فردا سمینار برگزار می‌شود بدون اینکه به ما آماری بدهند و فرصتی ایجاد کنند که ما مطالعاتی داشته و بتوانیم راهکار محور حضور پیدا کنیم. در واقع اغلب اقدامات بیشتر در راستای رزومه سازی است تا تلاش برای حل بحران های استان.»

احساس محرومیت مزمن

خلیل کمربیگی، جامعه شناس نیز معتقد است مردم این استان از احساس محرومیت مزمن رنج می برند. او می‌گوید همین حس محرومیت مزمن باعث می‌شود هر موج اعتراضی در ایلام به سرعت وارد فاز سیاسی شود. این جامعه شناس در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» توضیح می‌دهد: «موج جدید اعتراضات از بازار و با تمرکز با مسائل اقتصادی آغاز و به سرعت وارد فاز اجتماعی و سیاسی شد، به خیابان کشیده و در نهایت چرخه خشونت را فعال کرد. در ایلام نیز شاهد اعتراضات بودیم. استانی که هر جرقه اعتراضی و تهدید معیشتی افراد به سرعت به بحران سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود. همان‌طور که در اعتراضات دو دهه گذشته اتفاق افتاد.» این جامعه شناس می‌گوید: «واقعیت این است که محرومیت نسبی در استان فعال است و برخی معتقدند استان به سمت محرومیت مطلق خواهد رفت. استانی که به گواه دولتمردان در جنگ 8 ساله دین خود را به کشور ادا کرد و ساکنان آن انتظار داشتند پس از جنگ از این محرومیت تاریخی کاسته شود و به معیشت و رفاه نسبی دست پیدا کنند، اما در واقع به گواه آمار این امر رخ نداد.»

او در مورد شاخص های اقتصادی استان توضیح می‌دهد: «وقتی شاخص های اقتصادی را در استان بررسی می کنید متوجه می‌شوید که در چه شرایط نامطلوبی قرار دارد. همواره رتبه اول تا سوم در پایین ترین نرخ مشارکت اقتصادی را داشته است. همچنین سهم اشتغال ناقص نسبت به متوسط کشور بالاتر است و در این شرایط زندگی کیفیت لازم را برای افراد ندارد. همچنین امنیت شغلی هم وجود ندارد. وقتی وضعیت اشتغال و اقتصاد این‌گونه است افراد چیزی برای از دست دادن ندارند. سرانه درآمد خانوار در استان اختلاف فاحشی با سرانه درآمد کشور دارد و در حالی که سرانه درآمد یک ایلامی 214 میلیون تومان در سال است این نرخ در کشور رقم 345 میلیون تومان را نشان می‌دهد. بنابراین خانوار ایلامی با بحران معیشت و درآمد پایین درگیر است.» همچنین به گفته او وضعیت شبکه حمل و نقل نیز تعریفی ندارد و استان فاقد راه ریلی است و به شبکه آزادراهی متصل نیست. معدود خطوط بزرگراهی نیز کیفیت چندانی ندارند. به همین دلیل ارتباطی، سرمایه گذاری در منطقه محدود است. از سوی دیگر استان به لحاظ فرهنگی نیز فاقد امکانات و زیرساخت های لازم است. در کل استان یک سالن نمایش فیلم و موسیقی استاندارد وجود ندارد و این یعنی اگر یک جوان ایلامی مشکل معیشتی نیز نداشته باشد فضایی برای تخلیه انرژی ندارد.

این جامعه شناس معتقد است مجموعه این مصائب احساس در بن بست بودن و در حاشیه قرار گرفتن را به شهروندان می‌دهد؛ شهروندانی که به شبکه های اجتماعی دسترسی دارند و مدام خودشان را با سایر استان‌ها و حتی کشورها مقایسه می کنند. او ریشه اعتراضات اخیر را احساس محرومیت مزمنی می داند که در استان شکل گرفته و باعث کنش های اعتراضی می‌شود. گرچه اعتراضات در ایلام و سراسر کشور دلایل متعدد سیاسی و اجتماعی دارد، اما به نظر می رسد در ایلام مسائل اقتصادی، توسعه نیافتگی، به حاشیه رانده شدن، کمبود امکانات رفاهی و‌... بر نارضایتی های مردم دامن زده است. نارضایتی هایی که زیر پوست شهر در جریان است و با یک جرقه به خیابان می آید.

همه رنج‌های «عروس زاگرس» 2