پیشبینی نگرانکننده یک اقتصاددان؛ چرا هیچکس در ایران سرمایهگذاری نمیکند؟
کامران ندری، اقتصاددان و رئیس اسبق پژوهشکده پولی بانک مرکزی، با اشاره به هزینههای پیشبینینشدهای که در سال 1404 بر اقتصاد ایران تحمیل شده، تأکید میکند ناآرامیهای دیماه و جنگ 12 روزه، دولت را با بار مالی سنگینی روبهرو کرده که ریشه آن بیش از هر چیز به راهبردهای سیاست خارجی بازمیگردد؛ هزینههایی که نه در بودجه پیشبینی شده بود و نه منابع فعلی کشور توان پوشش آن را دارد.
کامران ندری با اشاره به افزایش هزینههای غیرقابل پیشبینی دولت در سال 1404 گفت: ناآرامیهای دیماه و جنگ 12 روزه در ابتدای سال جاری، بهصورت ناگهانی هزینههایی را به کشور تحمیل کرد که منابع فعلی توان پاسخگویی به آن را ندارند. اینها هزینههایی هستند که دولت انتظار آنها را نداشت و ریشه آنها به راهبردهای دولت در حوزه سیاست خارجی بازمیگردد.
وی با بیان اینکه اگر سیاست خارجی کشور سختگیرانه نبود، دولت به احتمال بسیار زیاد نه با هزینههای ناشی از جنگ 12 روزه مواجه میشد و نه هزینههای اعتراضات 1404 را متحمل میشد، افزود: در چنین شرایطی دولت میتوانست بسیار راحتتر اقتصاد کشور را مدیریت کند. تصور میکنم بخش عمده مشکلات فعلی غیرقابل پیشبینی بوده و این موضوع مستقیماً به راهبردهای ما در سیاست خارجی مربوط میشود.
این اقتصاددان تأکید کرد: قصد قضاوت سیاست خارجی را ندارم، اما از منظر اقتصادی باید پرسید چه عواملی باعث شده این هزینهها تا این اندازه سرسامآور افزایش یابد؟ دولت نمیتواند این هزینهها را نادیده بگیرد.
از کسری بودجه تا خلق پول؛ مسیر اجتنابناپذیر تورم
ندری در ادامه به پیامدهای مالی این هزینهها اشاره کرد و گفت: ناوگان حملونقل عمومی کشور آسیب دیده و نیاز به ترمیم دارد؛ این به معنای هزینهکرد جدید است. در شرایطی که درآمدی وجود ندارد، دولت احتمالاً به سیستم بانکی مراجعه میکند و وام میگیرد.
وی توضیح داد: بانکها به دولت وام میدهند، اما چون دولت توان بازپرداخت بدهیهای خود را ندارد، سیستم بانکی ناچار میشود به بانک مرکزی مراجعه کند و در نهایت با خلق پول، این هزینهها پرداخت میشود؛ مسیری که نتیجهای جز افزایش پایه پولی و تشدید تورم ندارد.
نه جنگ، نه صلح؛ سرمایهگذاری قفل شده و انتظار تورمی فعال
رئیس اسبق پژوهشکده پولی بانک مرکزی با اشاره به تعلیق اقتصادی موجود در کشور گفت: اگر امروز با تورم بالا مواجه هستیم، به این دلیل است که مشکلات خود را در حوزه سیاست خارجی حل نکردهایم. نتیجه این وضعیت، شکلگیری فضایی از نااطمینانی یا همان «نه جنگ، نه صلح» است؛ شرایطی که در آن هیچکس حاضر به سرمایهگذاری نیست و ناآرامیهای اقتصادی تشدید میشود.
ندری ادامه داد: نمیتوان گفت ناآرامیها ارتباطی با سیاست خارجی ندارد. وقتی دولت نمیتواند بهدرستی خدمترسانی کند، فشار زیادی به جامعه وارد میشود، مالیاتها افزایش مییابد، حقوق و دستمزدها سرکوب میشود و اگر منصفانه نگاه کنیم، نمیتوان گفت سیاست خارجی در ایجاد این مشکلات نقشی نداشته و همه چیز صرفاً داخلی است. یکی از مهمترین ریشههای این وضعیت، سیاستهای خارجی است و اگر اصلاح نشود، نجات اقتصاد ممکن نخواهد بود.
این تحلیلگر اقتصادی در بخش دیگری از سخنان خود به تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره اعمال تعرفه 25 درصدی علیه کشورهایی که با ایران مراوده دارند اشاره کرد و گفت: آمریکا تاکنون نشان داده که توان اجرای سیاستهای اعلامی خود را دارد. در نتیجه، برخی کشورهایی که با ایران تجارت میکنند ممکن است با مشکل مواجه شوند.
وی افزود: اثر این سیاست در میانمدت و بلندمدت نمایان میشود، اما اثر فوری آن، اثر روانی است. اعلام چنین تصمیمی بلافاصله بر انتظارات تورمی اقتصاد ایران اثر میگذارد و میتواند در کوتاهمدت بازارها را دچار التهاب کند.
ندری در پایان با اشاره به تعطیلی بازارهای مالی گفت: در این مدت بازارها تعطیل بودهاند و ممکن است دولت تصور کند شرایط را کنترل کرده است، اما بهمحض بازگشایی بازارها، اثر انتظارات تورمی خود را نشان خواهد داد. این تأثیر را میتوان در قیمت ارز، طلا و کالاهایی که با انگیزه سفتهبازی خرید و فروش میشوند، بهوضوح مشاهده کرد.
منبع: اقتصاد نیوز