کمبود مسکن عمدی است؟ | گودرزی: هجوم ایرانیان به کالاهای گران شده یعنی استقبال از تورم | در ایران کارفرمایان با دولت تبانی میکنند!
اقتصادنیوز: مجید گودرزی نوشت: تورم باعث کاهش ارزش پول میشود و برای جلوگیری از کاهش داراییها، در بازار طلا و ارز سرمایه گذاری می کنیم که هیچ ارزش افزودهایی ندارند. این یعنی اینکه از ترس مرگ داریم خودکشی می کنیم.
به گزارش اقتصادنیوز، مجید گودرزی، کارشناس اقتصادی در یادداشتی در اقتصادنیوز نوشت:
تورم یک بیماری اقتصادی است که کشورهای پیشرفته بشدت با آن مقابله میکنند، اما در ایران از آن استقبال میکنند و تصور میکنند تورم سود است!
کارفرمایان غربی اولین سد محکم در برابر تورم تحمیلی دولت هستند اما در ایران کارفرمایان با دولت برای افزایش تورم تبانی میکنند! بعد از اینکه تورم ایجاد شد، باید سهم بزرگی به اندازه نرخ تورم را از سود خالص خود را صرف جبران هزینه تورم و بروز رسانی کسب و کار خود کنند. عجیب تر آنکه دولت از سودی که باید صرف هزینه تورم شود، مالیات میگیرد!
بسیاری از کارفرمایان ما فقط پول و سرمایه دارند
سال گذشته کارفرمایان با افزایش هزینه دستمزد به میزان 35 درصد 35 درصد به قیمت کالاها و خدمات خود اضافه کردند. در حالی که تاثیر افزایش 35 درصدی دستمزدها در بهای تمام شدهی کالاها و خدمات تنها 2/45 درصد بود.
بسیاری از کارفرمایان ما فقط پول و سرمایه دارند و سواد اقتصادی کافی ندارند.
تورم باعث کاهش ارزش پول میشود و برای جلوگیری از کاهش داراییها، در بازار طلا و ارز سرمایه گذاری می کنیم که هیچ ارزش افزودهایی ندارند. این یعنی اینکه از ترس مرگ داریم خودکشی می کنیم.
دولت ما از اقتصادی که بزرگترین چالش آن «ارزش افزوده صفر» است، مالیات بر ارزش افزوده میگیرد!
ما بخش بزرگی از سرمایه های کشور را در تورم سرمایه گذاری می کنیم. میخریم تا گران شود. بجای تولید و ارزش افزوده در تورم سرمایه گذاری می کنیم.
همه به نوعی در افزایش قیمت ها سهیم هستیم اما از آن بشدت شاکی و عصبانی هستیم. ایجاد تورم و گرانی از سوی خودمان را دوست داریم اما تورم دیگران ما را زجر می دهد!
همه باید به این فهم و شعور برسیم که حتی ایجاد یک ریال گرانی و تورم خیانت به همه است و همه می توانند در این پدیده زشت شریک و سهیم شوند.
اما قصه پر غصه خرید ارز چیز دیگری است. ما سرمایه ها را از بخش تولید خارج و اقدام به خرید ارز می کنیم غافل از اینکه اگر ما 100 درصد در خرید و فروش ارز سود کنیم باز هم زیان سنگینی را متحمل شده ایم. ما در خرید ارز در یک معامله 100 درصد سود کرده ایم، اما باید خیلی زود هزاران قلم کالا و خدمت را با 100 درصد افزایش قیمت بخریم و این یک معامله احمقانه است.
خلق نقدینگی یک نوع دزدی است
بیشترین سهم را در خلق تورم افزایش نقدینگی دارد. خلق نقدینگی یک نوع دزدی است. عده آیی با امکان خلق نقدینگی این فرصت را به دست می آورند که تنها با ایجاد اعتبار دارایی و سرمایه کردم را مصادره و مال خود کنند.
بودجه بندی ما منشا دومین عامل مهم تورم است. ما 65 هزار طرح نیمه تمام داریم که به گفته رییس جمهور محترم برای تکمیل آنها 5 میلیون میلیارد تومان اعتبار لازم است. اگر میانگین پیشرفت طرح های نیمه تمام را 50 درصد در نظر بگیریم، حدود 5 میلیون میلیارد سرمایه کشور در طرح هایی سرمایه گذاری شده است، که یک ریال هم بازدهی و ارزش افزوده ندارند.
تا رقم تورم بازدهی تمام فعالیتهای اقتصادی منفی است و دومین چالش اصلی اقتصاد ایران «بازدهی منفی است»
کمبودها در مسکن عمدی است
سومین عامل مهم تورم مسکن است. کمبودها در مسکن عمدی است و مسکن در بهای تمام شده اکثریت غریب به اتفاق کالاها و خدمات نقش دارد و قیمت گذاری در بخش مسکن کاملا رها شده و خودسرانه است. دولت با ایجاد کمبود عمدی زمین 33 درصد به هزینه معیشت ایرانیان اضافه کرده است. سرمایه گذاری در زمینهای بایر از سرمایه گذاری در بازار سرمایه بازدهی بیشتری داشته است و اقتصادی که چنین اتفاقاتی در بیفتد با توسعه و رشد هیچ نسبتی ندارد.
مردم ما هر کالایی که قرار است گران شود و یا گران میشود را بیشتر میخرند و تقاضای انفجاری ایجاد می کنند. در حالی که در کشورهای پیشرفته با تحریم و یا کاهش خرید، باعث کاهش قیمت آن کالا یا خدمت میشود. این رفتار ما کاملا غیر عقلانی و فاقد شعور اقتصادی و اجتماعی است.
هجوم ما به کالاهای گران شده، مشروعیت بخشی و استقبال ما از تورم است.
تلاشهای زیادی شده است که تورم در سطح بالایی باقی بماند
در صورتی که تورم کاهش پیدا کند و منفی شود ارزش و قدرت خرید اقساط وامها و تسهیلات افزایش پیدا می کند. اما در ایران بعد از 5 سال ارزش و قدرت خرید وامها و تسهیلات کمتر از 10 درصد است. اما بازهم تسهیلات دهندگان بدنبال افزایش نرخ تورم هستند.
تلاشهای زیادی شده است که تورم در سطح بالایی باقی بماند. یا وام می دهند تا کالای گران را با سود تسهیلات گرانتر بخریم، یا صادرات می کنند و با احتکار. برخی تولید کنندگان حاضرند کمتر تولید کنند و افزایش هزینه های ثابت را می پذیرند، اما کاهش قیمتها را نمی پذیرند.
هر سال به اندازه نرخ تورم از تولید و ارزش افزوده فعالیت اقتصادی گم می شود و معلوم نیست این حجم عظیم ارزش افزوده به چه کسانی می رسد.
برای آنکه کاهش قیمتها باعث ورشکستگی فعالیت اقتصادی و بانکها نشود باید از سنجه ثابت استفاده کنیم. مثل طلا.
همچنین بخوانید ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید