از قرارداد صوری تا روایت جنجالی و چند ابهام مدیریتی / پشت پرده جدایی رضائیان از استقلال چه بود؟
اظهارات رامین رضائیان درباره نحوه جداییاش از استقلال، پرسشهای جدی درباره شیوه قراردادها، ارتباط مدیران با بازیکنان و تصمیمگیریهای مدیریتی این باشگاه ایجاد کرده است.
استقلال در روزهایی که باید بیش از هر زمان دیگری روی ثبات، برنامهریزی و ساختن تیمی قدرتمند تمرکز کند، بار دیگر با یک حاشیه مدیریتی مواجه شده است؛ اینبار صحبتهای رامین رضائیان، بازیکنی که فصل گذشته پیراهن آبیها را بر تن داشت، تصویری قابل تأمل از نحوه تعامل باشگاه با یکی از بازیکنانش ارائه کرده است.
رضائیان در اظهارات خود مدعی شده که پس از پایان همکاری، نهتنها مذاکره مشخصی برای ادامه حضورش در استقلال با او انجام نشده، بلکه حتی تماس جدی از سوی باشگاه نیز صورت نگرفته است. اگر روایت این بازیکن دقیق باشد، سؤال ساده، اما مهمی مطرح میشود؛ چرا باشگاهی با ساختار و ادعای حرفهای، درباره آینده یکی از بازیکنانش حتی یک مذاکره روشن و مستقیم انجام نداده است؟
بند فسخی که از 10 میلیارد به 100 میلیون رسید!
بخش جنجالیتر صحبتهای رضائیان به قرارداد او مربوط میشود. او مدعی شده بود در ابتدا قرار بوده بند فسخ قراردادش بین 5 تا 10 میلیارد تومان باشد، اما در نهایت این رقم به 100 میلیون تومان کاهش پیدا کرده است؛ موضوعی که در صورت صحت، نیازمند توضیح شفاف مدیران استقلال است. نکته مهمتر اینجاست که رضائیان مدعی شده قرارداد اولیه او با استقلال در شرایطی بسته شد که باشگاه برای دریافت رضایتنامهاش از فولاد با رقم بالاتری مواجه بوده و به دلیل شرایط خاص آن مقطع، سازوکار دیگری برای قرارداد در نظر گرفته شده است.
فارغ از صحت یا جزئیات حقوقی این ادعاها، مسئولیت مدیران باشگاه این است که درباره چنین تصمیم مهمی توضیح دهند؛ چرا باید ارزش خروج یک بازیکن از استقلال به رقمی برسد که عملاً میتواند مسیر جدایی او را بسیار آسان کند؟
تاجرنیا و مدیرانی که باید پاسخ بدهند
رضائیان همچنین مستقیماً از علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی استقلال، نام برده و مدعی شده پس از اطلاعرسانی درباره نزدیک شدن زمان انقضای بند فسخ، باشگاه حتی برای ارائه پیشنهاد جدید نیز پیگیری مؤثری انجام نداده است. اینجا دیگر بحث صرفاً درباره ماندن یا رفتن یک بازیکن نیست؛ مسئله، کیفیت مدیریت ارتباط با بازیکنان و نحوه تصمیمگیری در باشگاهی با این حجم از هوادار است.
مدیریت استقلال نمیتواند برابر چنین اظهاراتی صرفاً سکوت کند. اگر روایت رضائیان نادرست است، باید با جزئیات پاسخ داده شود و اگر بخشی از آن واقعیت دارد هواداران حق دارند بدانند چه کسی چنین تصمیماتی گرفته و چرا.
استقلال برای عبور از بحرانهای مدیریتی، بیش از وعده و شعار به شفافیت، پاسخگویی و تصمیمهای حرفهای نیاز دارد، چرا که هر قرارداد مبهم و هر مذاکرهای که انجام نمیشود، دیر یا زود به یک سؤال بزرگ در مقابل مدیران باشگاه تبدیل خواهد شد.