از پلتفرم آزاد تا سلطنت دیجیتال
تلگرام، با ادعای مبارزه با سانسور و دفاع از حریم خصوصی متولد شد، اما در عمل به یک پارادوکس زنده در حکمرانی دیجیتال تبدیل شده است.
ساختار قدرتی غیرشفاف و متمرکز
تلگرام برخلاف تصویر عمومی از یک پلتفرم آزاد، عملاً به شکل یک سلطنت دیجیتال شخصی توسط بنیانگذارش، پاول دوروف، اداره میشود. این مالکیت متمرکز و عدم وجود مکانیسمهای پاسخگویی دموکراتیک، دو مشکل ایجاد میکند: نخست، میلیونها کاربر و حتی دولها، بازیگرانی در زمینی با قواعد یکجانبه هستند. دوم، کل اکوسیستم به تصمیمات و حالات یک فرد وابسته است و از هرگونه نظارت چندذینفعی دور میماند.
اسطوره در برابر واقعیت
شعار اصلی تلگرام «امنیت و حریم خصوصی» است، اما این یک اسطوره گزینشی است. تنها «چتهای مخفی» رمزنگاری end-to-end کامل دارند، در حالی که حجم عظیم ارتباطات در گروهها و کانالهای عمومی فاقد این سطح از حفاظت است. این سیاست، توهم امنیت در کاربران ایجاد میکند. افزون بر این، عدم شفافیت درباره چگونگی پاسخ به درخواستهای دولتی، آن را به یک «جعبه سیاه حکمرانی» تبدیل کرده است.
شکست بازار آزاد ایدهها
سیاست «حداقل مداخله» تلگرام در عمل به معنی ایجاد بهشتی برای بدترین عناصر فضای مجازی شده است. این پلتفرم به طور غیرمستقیم شتابدهنده انتشار اخبار جعلی، اطلاعات پزشکی خطرناک، تبلیغ خشونت افراطی و سازماندهی بازارهای سیاه است. این وضعیت نشان میدهد که فضای بدون حکمرانی (آنارشی) لزوماً به آزادی منجر نمیشود، بلکه به سلطه صداهای افراطی و بیاخلاق میانجامد و سلامت جامعه و قانون مداری را تضعیف میکند
تهدید برای حاکمیت قانون
تلگرام بهعنوان یک پلتفرم فراملی، به راحتی مرزهای ملی و قوانین داخلی کشورها را نادیده میگیرد. این امر یک چالش بیسابقه برای مدل سنتی حکمرانی دولت - ملت محسوب میشود.
نمونه جنگ اوکراین و روسیه
تلگرام در جنگ اوکراین نقش یک سلاح دو لبه و مخرب برای هر دو طرف ایفا کرد. برای اوکراین، با وجود کاربردهای حیاتی مانند اطلاعرسانی رسمی و بسیج مردمی، به دلیل نشت اطلاعات از طریق پستهای کاربران، به ابزاری برای کمک به هدفگیریهای نظامی روسیه تبدیل شد. برای روسیه نیز، علیرغم استفاده گسترده در جنگ روانی و انتشار اخبار جعلی، فضای نیمهباز تلگرام امکان رشد کانالهای انتقادی داخلی و تضعیف روایت یکدست دولتی را فراهم آورد. در نتیجه، این پلتفرم به یک میدان مین اطلاعاتی مشترک بدل گشت. در جنگ آمریکا با عراق به گفته وزیر مخابرات دولت وقت عراق، مبنی بر رسیدگی به افشا اطلاعات افراد و نهادهای دراین بستر، تلگرام به این درخواست در جهت صلح آرامش و امنیت عراق ترتیب اثر نداده است و منجر به ممنوعیت قانونی استفاده از این پلتفرم در کشور عراق گردید علاوه بر اینکه فیلترینگ این شبکه در عراق انجام شده بود!
در جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل، تلگرام بهعنوان یک شتابدهنده بیثباتی و مشوش اذهان عمومی عمل کرد. باوجود اطلاعرسانی رسمی شفاف اما ضعیف، این پلتفرم به سرعت با اطلاعات غلط، ویدیوهای جعلی و تحلیلهای افراطی فضا را متشنج کرد. این محتواها بر آن بودند که با تحریک احساسات عامه ی مردم وافزایش تبلیغات سو علیه نظام اسلامی ایران، فضا را مشوش کرده و مجال دسترسی به اخبار معتبر را کاهش بدهند.
افزون بر این، خطر نشت اطلاعات حساس از طریق کاربران عام و معاند، تهدیدی امنیتی ایجاد کرد. در نهایت، تلگرام به بستری تبدیل شد که مدیریت بحران را دشوارتر کرد. فیلتر تلگرام عاملی شد تا دسترسی دشمن از طریق این سکو به اطلاعات و رد و بدل آن به چالشی تبدیل شود.
مجموعه این رخدادها نشان می دهد که باید به سمت راهکار قانونی و نظارتی پیشرفته و اعمال محدودیت های رسمی وطبقه بندی شده پیش برویم و قدرت نظارت براین سکوی خارجی و امثال آنها را بیشتر کرده و قدرت سکوهای داخلی را به روز و پیشرفته نماییم تا مهاجرت عادلانه ومدبرانه به پلتفرمهای امن صورت پذیرد.
در نتیجه باید گفت تلگرام نماد تنش حلنشده عصر دیجیتال میان آزادی، امنیت و حاکمیت قانون است. تلگرام، با وجود جذابیتهای فنی در معماری حکمرانی خود دچار تناقضهای بنیادین است. این پلتفرم از یک سو با مالکیت متمرکز و غیرشفافِ فردی اداره میشود و از سوی دیگر با سیاست «عدم مداخله»، به بستری برای افراطگرایی، شایعهپراکنی و بازارهای غیرقانونی تبدیل شده است. همچنین، با ارائه سطحی گزینشی از امنیت (فقط در چتهای مخفی)، توهم امنیت ایجاد میکند و درعینحال بهعنوان یک پلتفرم فر املی، حاکمیت قانون کشورها را به چالش میکشد.
آینده مستلزم عبور از دوگانه ناکارآمد «کنترل مطلق دولتی» در برابر «آزادیمطلقبیقانون» و حرکت به سمت حکمرانیهای شفاف، مشارکتی و مبتنی بر فناوریهای باز است. تنها در این صورت است که قدرت پلتفرمهای شخصیمحور مهار شده و فضای مجازی به مکانی برای تبادل ایدههاو نه گسترش هرجومرجتبدیل خواهد شد.
*کارشناس رسانه