شنبه 17 مرداد 1405

سخنان محمدباقر خرازی و خروش عالمانه حضرت آیت الله جوادی آملی

وب‌گاه خبر آنلاین مشاهده در مرجع
سخنان محمدباقر خرازی و خروش عالمانه حضرت آیت الله جوادی آملی

انتشار گسترده ی سخنان یکی از روحانیون ساکن قم (آقای محمدباقر خرازی) بار دیگر موجی از اعتراض ها و دلخوری ها را در ساحت عمومی فراهم ساخت و البته در کنار آن به طور طبیعی حجم گسترده ای از ناسزا و فحش و فضیحت را برای روحانیت و حوزه ی علمیه قم در پی داشت.

شگفت اینجاست که به نظر می رسد این همه بازتاب منفی برای خود حوزه و روحانیت اهمیتی ندارد و موضع رسمی و محکومیت علنی برای این گونه سخنان به چشم نمی خورد و به گوش نمی رسد.

شکایت و آزردگی حزب الله لبنان

البته نخستین بار نیست که این شخص با مواضع خاص و عجیب خود حاشیه ساز می شود و دردسر می آفریند، به خاطر دارم در اواسط دهه هشتاد شمسی که ساکن بیروت بودم، مسؤولان حزب الله لبنان چه قدر از او که خود را به عنوان "حزب الله" معرفی می کرد آزرده بودند و شکایت داشتند. یکی از مسؤولان فرهنگی حزب الله لبنان که چهره ی فکری شاخص و برجسته ای بود، با اشاره به روزنامه ای که ایشان به اسم "حزب الله" در قم منتشر می کرد، اظهار داشت که تمام تلاش مان را داریم می کنیم که جلوی انتساب این جماعت به ما گرفته شود و کسی تندروی ها و مواضع خاص آنان را به نام ما ننویسد!

حوزه علمیه؛ از مطهری و بهشتی و موسی صدر تا امروز

عجیب است که در حوزه ی علمیه قم اگر کسی بخواهد برای دین خدا و روحانیت آبروداری کند و با رفتار و گفتارش دل مردم را به دست آورد معمولا دچار مشکل می شود! از قدیم تا "عین، صاد" تا امروز! و این فهرست را می توان تا دهها چهره ی شاخص و برجسته تفصیل داد؛ از سید جمال الدین اسدآبادی و مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری تا دکتر بهشتی و امام موسی صدر و علامه محمدرضا حکیمی! اما در مقابل، اگر عمامه به سری با حرف های عجیب و بی ربط یا رفتار غیر طبیعی، آبروی حوزه را ببرد و حرمت دین و مکتب و حیثیت روحانیت را لکه دار کند، کسی عین خیالش نیست، تازه اگر تکریم و تجلیلش نکنند و او را بیش از گذشته بزرک ندارند و حرمت نگذارند!

محاکمه شیخ علی صفایی

داستان غریبی است؛ حوزه ای که برای آبروی روحانیت (شیخ علی صفایی) جلسه ی محاکمه برگزار می کند، وقتی یکی همه ی آبرویش را به حراج می گذارد، کور و کر می شود و اصلا انگار نه انگار! حوزه ای که قرار بوده پیشران تمدن نوین اسلامی باشد و سردمدار گسترش و نشر پیام تحول خواهی در جهان امروز شود و پیام دین را به گوش انتظار و تشنگی آخرالزمان برساند، نه تنها از زمان عقب مانده بلکه گویی هر چه می گذرد بیشتر عقب گرد می کند! حوزه ای که قرار بوده مخاطب را بشناسد و چون طبیب دوار برای او نسخه بپیچد و همدم دردها و مشکلات او باشد، نه تنها در کنار مخاطب و دردهای او نیست بلکه حتی او را نمی بیند و به رسمیت نمی شناسد، چه برسد به این که بخواهد او را درک کند و بفهمد و با او ارتباط مؤثر برقرار نماید!

گر نه موش دزد در انبان ماست

حوزه ای که قرار بوده برای پیشوایان دین زینت و آبرو باشد و مودت و محبت مردمان را به سوی آنان جلب کند، تا مردم با دیدن او بگویند "هذا شیعه جعفر"! به جایی رسیده که مردم با دیدن مصاحبه ها و بیانیه ها و سخنان و مواضع برخی از اهل آن، هر روز بیش از گذشته از دین برائت جویند و از باورهای دینی فاصله بگیرند! جالب اینجاست که چون حکایت زشت و بدرویی که کودک از او می ترسید! باز هم به جای شکستن آیینه مردم را ملامت می کنند و آنان را به داغ و درفش تهدید می کنند، بی آنکه بفهمند این دین گریزی ها و دین ستیزی ها محصول خود ما بوده و "گر نه موش دزد در انبان ماست" باید گذشت چهل و اندی سال حاصلی جز این می داشت! شگفت اینجاست که بزرگواران حوزوی و چهره های شاخص از عالمان وارسته و فضلای حوزه که در مجالس خصوصی و محافل محدود خود به صراحت از برخی سخنان ناپسند اظهار برائت دارند و آزردگی و نارضایتی خود را بر زبان می آورند، این موضع را به صورت علنی اعلام نمی کنند!

چرا بزرگان حوزه ساک اند؟

بزرگان و فرزانگانی که با کوچکترین بهانه ای مانند درگذشت یک نفر بیانیه صادر می کنند و امضاهایشان زیر یک اطلاعیه مشترک جمع می شود، در چنین بزنگاه هایی ساکتند و صدایی از آنها در نمی آید! چه اشکالی دارد با صدور یک بیانیه ی جمعی و انتشار یک اعلامیه ی مشترک، مواضع حیرت انگیز و شرم آوری که به نام حوزه و به اسم روحانیت نشر یافته محکوم کنند و امضای خود را زیر آن اعلامیه به یادگار بگذارند؟ آیا گمان می کنند باعث توجه بیشتر خواهد شد؟ آیا گمان می کنند با سکوت آنان موضوع فراموش می شود؟ وقتی یک ویدئو به صورت گسترده وایرال شده و دست به دست گشته و در هر گوشی تلفن همراه لحظه به لحظه بارها دیده می شود، چه توجیهی برای سکوت و بی اعتنایی هست؟

کسی که با سخنان فتنه آمیز و تفرقه انگیز خود در حساسترین شرایط جنگی خطرناک کشور، مردم را به شورش و آشوب فرا می خواند و نظام و حاکمیت را به کودتا و درگیری تهدید می کند و فضای جامعه را به تنش و شکاف بیشتر می کشاند و عملا آب به آسیاب دشمن می ریزد، چگونه می توان تحمل کرد؟ آیا نباید در مقابل چنین سیاهکاری آشکار و فتنه انگیزی علنی، به صراحت موضع گرفت و آن را محکوم کرد؟

موضع گیری شفاف و قاطع حضرت آیت الله جوادی آملی

نباید تصور کنیم که در صورت بی اعتنایی و سکوت، مخاطبان از کنار موضوع می گذرند و آن را فراموش می کنند، زیرا دشمن به خوبی در حال سوء استفاده از این فرصت هاست و پاکی و سلامت ما چیزی را عوض نمی کند! موضع گیری شفاف و قاطع حضرت آیت الله جوادی آملی پس از این موضوع بسیار به جا و درست بود. ایشان دقیقا روی مهمترین نقطه از خطر و تهدید دست گذاشتند و به صراحت از سخن نورانی امیر مؤمنان علیه السلام شاهد مثال آوردند که اگر کسی وحدت جامعه ی اسلامی را به خطر انداخت، حتی اگر زیر عمامه ی من هم بود، با او مقابله کنید و او را بکشید و ریشه ی توطئه و خطرش را بکنید!

وحدت مقدس در پیام آیت الله سید مجتبی خامنه ای

جالب اینجاست که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای نیز در آخرین پیام خود با زبانی صریح و دقیق همگان را به حراست از "وحدت مقدس" فراخواندند و آن را مهمترین مسأله و موضوع کشور دانستند. در اقناع افکار عمومی نمی توان مسامحه کرد و نباید چنین اندیشید که اگر موریانه های شک و شبهه به پیکر ذهن و خاطر مخاطب افتاد، خود به خود برطرف خواهد شد. حتی شاید بزرگان - به هر دلیلی از جمله تواضع و فروتنی شان - نخواهند خود قدم به میدان بگذارند و از خود دفاع کنند، باز در این موقعیت وظیفه ی دیگران است که زبان بگشایند و قلم بردارند و بگویند و بنویسند.

خاطره ای از تهمت ها به آیت الله مجتبی خامنه ای در فضای مجازی

سالها پیش وقتی تازه حرف و حدیث ها و تهمت هایی در باره ی حاج آقا مجتبی خامنه ای در فضای مجازی مطرح شد، با ایشان در این باره سخن گفتم؛ من که از نزدیک ایشان را می شناختم و سلامت نفس و صفای باطن ایشان را طی سالها به چشم دیده و بارها آزموده بودم، دلم از تهمت ها و دروغ ها به درد می آمد و از این که با وسعت روزافزون فضای مجازی و گسترش شبکه های اجتماعی آن سخنان ناصواب هر روز بیشتر منتشر می شد آزرده تر می شدم. به ایشان عرض کردم: چیزی بگویید، مصاحبه ای کنید، اگر مصلحت نمی دانید از کسی بخواهید به صورت غیر مستقیم شرح و توضیحی به افکار عمومی بدهد و شایعه ها را نفی کند تا تهمت ها بی پاسخ نمانند و کسی این دروغ ها را باور نکند! ایشان با وارستگی خاص و سعه ی صدر و شاید اصلا نوعی بی اعتنایی زاهدانه پاسخ دادند: "یموت الباطل بترک ذکره"! منظورشان این بود که این حرفهای باطل اهمیت ندارد و نباید آنها را جدی گرفت و هر چه بیشتر به این حرفها توجه کنیم، حرف باطل بیشتر مطرح می شود و اگر بی اعتنایی کنیم خود به خود از بین خواهد رفت. شاید ایشان حق داشت و احساس می کرد اگر بخواهد وارد این بازی شود و هر روز به نقلی پاسخ دهد و شایعه یا تهمتی را رد کند، دیگر باید همه ی فکر و ذکر خود را معطوف این مسایل سازد، اما باز هم این امر نافی نقش دیگران برای انجام وظایف رسانه ای نبود. من البته آن روز تأدبا سکوت کردم و چیزی نگفتم، اما باور داشتم این حرف زمانی درست است که مسأله یک سلوک فردی باشد برای جایگاه شخصی یک نفر که فوقش امام جماعت یک مسجد کوچک در یک شهر دور یا روستای دورتر است - که حتی آنجا هم توضیح و تبیین حقیقت را لازم می دانم - اما کسی که جایگاه و موقعیتی در زعامت و رهبری دارد لازم است مخاطب را جدی تر بگیرد و افکار عمومی را بیشتر به حساب آورد!

روایت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با همسر خویش از جایی می گذشتند، کسی از آن سوی گذرگاه خیره می نگریست، حضرت به سوی او رفتند و همسر خود را معرفی کردند. او اظهار ادب کرد و عذرخواهی نمود که یا رسول الله، من که جسارتی نکردم! حضرت فرمودند: ان الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم! شیطان در رگ و پی انسان وارد می شود و به وسوسه می پردازد! یعنی من باید خودم توضیح بدهم که این خانم زن من است و خیالت را آسوده کنم و راه را بر تهمت ها ببندم، تا فتنه ای در ذهن تو شکل نگیرد!

فرصت برای فتنه جویی شیطان

امروز با حجم دسترسی و میزان استفاده مخاطبان از رسانه های نوین، بیش از هر زمان دیگری فرصت برای فتنه جویی شیطان فراهم است و مخصوصا مردمی که از حقایق بی خبرند و با مشکلات و مسایل جاری در معرض بدبینی ها و بدخواهی ها قرار دارند، باید سریع تر و جدی تر مورد خطاب قرار گیرند و نسبت به واقعیت ها روشن شوند و آگاه گردند. در چنین زمانه ای، باید بیش از هر موقعیت و شرایط دیگر، با صراحت و شفافیت سخن گفت و راه را بر سوء استفاده ها بست! از امیر مؤمنان امام علی علیه السلام نقل شده است که؛ "مَن وَضَعَ نَفسَهُ مَوَاضِعَ التُهَمَهِ، فَلَا یلُومَنَ مَن أَسَاءَ بِهِ الظَنَ" یعنی " هر کس خود را در موقعیت های تهمت انگیز قرار دهد، حق ندارد کسی را که به او بدگمان شده، ملامت کند"

صیانت از تصویر روحانیت در روزگار ما

در روزگار ما، هر کسی مسؤول تصویر و انگاره ای است که در افکار عمومی از او شکل می گیرد و ساخته می شود؛ از این رو صیانت از تصویر روحانیت قبل از هرکسی وظیفه و رسالت خود حوزه های علمیه است. روحانیت و حوزه های علمیه نمی توانند بگویند که: "من به کار خود مشغولم و هر جور بخواهم زندگی می کنم و به هیچ کسی کار ندارم و برایم فرق نمی کند که دیگران در باره ی من چه گونه فکر می کنند"! حوزه های علمیه و روحانیت ویترین دین و آیینه ی مکتب و نمایندگان پیامبر و خاندان رسالتند، مردم در سیمای آنان دین و آیین را می بینند و آنان را نمایشگر مذهب می دانند! نمی شود موقع گرفتن وجوهات و صدور فتوا از مردم توقع تسلیم و پذیرش داشته باشیم، اما تصویری که از خود به جامعه و افکار عمومی مردم می دهیم برایمان هیچ اهمیت نداشته باشد! اگر بخواهیم مخاطبان عام به روحانیت اعتماد کنند و دین و آیین خود را از مجرای روحانیت بگیرند و دنیا و آخرت خود را به روحانیت بسپارند، ناچار باید تصویر و سیمایی که از این نهاد ریشه دار و مبارک در ذهن مخاطب وجود دارد صیانت کنیم و با وسواس و مراقبت شدید برای مقابله با آسیب های مختلف به این جایگاه باشیم، در غیر این صورت همین اندک حرمت و قیمت باقی مانده از این جایگاه و نقش برجسته ی اجتماعی نیز از میان خواهد رفت. دشمن سالهاست که برای نابود کردن این قدرت بزرگ کوشیده، حیف است که خودمان هم با دست خویش به تحقق اهداف شوم دشمنان کمک کنیم!