سفری به سواحل مرجانی ایران

برای تماشای ساحل مرجانی با شنهای سفید رنگ نیازی نیست تا سواحل دریایکارائیب یا شرق آسیا سفر کنید. کافی است خود را به جزیره پارسیان، لاوان و مارو در انتهای استان هرمزگان برسانید، و به تماشای زیباییهای بیانتهای سواحلی سفیدرنگ با آبهایی شفاف بنشینید.
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد - صدیقه نژادقربان: جزایری که حالا خود، فرودگاههایی اختصاصی دارند و گروهیاز مردم بومی بهعنوان تورلیدر، مسافران را برای سفر به اینجزایر بکر و رویایی راهنمایی میکنند. در این جزایر هم میتوان آهوانی را دید که آزادانه در سراسر جزیره میگردند و هم به دلیل شفافیت دریای خلیج فارس، خرچنگهایخجالتی داخل صدفها و توتیاهای جذاب را مشاهده کرد.
کمپ زدن در این جزایر بکر و پرسکوت میتواند تجربه خاص و بینظیری باشد، چرا که صدای امواج دریا که با صخرهها برخورد میکنند بهترین موسیقی شبانه خواهد بود. البتهاقامتگاههای بومگردی هم وجود دارند که کاملا هماهنگ با بافت و سنتهای منطقه است و این خود زیبایی سفر را صدچندان میکند.
همچنین، قایقسواری، پدل بورد سواری و اسنوکدینگبرای تماشای جانوران زیر دریا نیز یکی از جذابیتهای سفر در این سه جزیره زیبای جنوب است.
اما علاوه بر مسیر هوایی که بهصورت مستقیم میتوان به این جزایر رفت، مسیر زمینی آن با خودرو شاید یکی از بهترین و بی نظیرترین سفرهایی باشد که در عمر خود میتوانید آن را تجربه کنید.
برای رسیدن به «پارسیان» دو مسیر وجود دارد مسیری از سمت شیراز است و مسیر دیگر از سمت خوزستان که هر کدام جذابیت خاص و منحصربفرد خود را دارد و همین باعث میشود که شاید چندین و چند بار به سمت پارسیان رهسپار شوید.
البته با توجه به شروع پیک سفرها در نوروز بهتر است از قبل اقامتگاهها را رزرو کرد و برنامه سفر خود را تعیین کرد و برای ماجراجوییهای شگفتانگیزی که در انتظارتان است با لیدرهای محلی هماهنگیهای لازم را بکنید.
گذری بر سیراف
اگر شروع مسیر از سمت تهران است بهتر است شب را در «آباده» اولین شهر استان فارس بعد از عبور از اصفهان گذراند. صبح باید مسیر را ادامه داد و به سمت «شیراز»، شهر شعر و نارنج پیش رفت. بعد از گشتی در شیراز و بازدید از پاسارگاد، حافظیه و سعدیه میتوان به پشت ارگ کریم خان رفت و از فالودههای شیرازی بی نظیر آن خورد و مسیر را ادامه داد و به سمت بندر سیراف حرکت کرد.
«سیراف» شهری ساحلی در استان بوشهر است. هم میتوان در اقامتگاههای آنجا شب را گذراند و هم میتوان در پارک ساحلی آن کمپ زد. صبح را باید به گشت و گذار در بندری که زمانی یکی از مهمترین مراکز تجاری بود اختصاص داد. در سالیان خیلی گذشته، سیراف بندری بسیار باشکوه و معروف بوده که زمانی محل تردد بازرگانان زیادی بود، اما اکنون دیگر از آن خبری نیست. حتی مردم سیراف می گویند: «سندباد اهل سیراف بود».
یکی از مهم ترین جاذبه گردشگری سیراف «گوردخمه» آن است که در دل کوهها دخمههایی را حفر کردهاند که بسیار شبیه به قبر است؛ به همین دلیل به آن «گوردخمه» میگویند. برخی میگویند آنها گور بوده و برخی معتقدند سازههایی برای آبرسانی در زمان گذشته بوده است. گورهایی که همه در کنار یکدیگر قرار دارند و منظرهای بسیار جالبی را به تصویر میکشند. در بالای تپه میتوان به تماشای خلیج فارس نشست و در آنجا میتوان با منظرهای بسیار زیبا از آبی آسمان و دریا تا سرسبزی درختان و گلهای کاغذی که در همه جا بهچشم میخورند، مواجه شوید.
شگفتیهای «اوسیاه»
از سیراف باید مسیر پارسیان را در پیش گرفت، در طول مسیر خلیج نایبند قرار دارد که میتوان شاهد درختان حرا در این منطقه بود و پس از عبور از نایبند به عسلویه «پایتخت انرژی ایران» میرسید. در عسلویه بیشتر شاهد مناطق نفتی و پتروشیمی خواهید بود، پالایشگاههایی با مشعلهای سوزان که آلودگی هوای آن تا کیلومترها قابل مشاهده است.
نایبند و عسلویه بسیار نزدیک به هم هستند که یک روستای توریستی به نام «هاله» در آنجا واقع شده است که بسیاری از گروههای طبیعتگرد محلی در این روستا از مسافران استقبال میکنند تا ضمن آموزشهای لازم ابزار مناسب ماجراجویی همچون وسایل غواصی، قایقرانی، شنا و.. به دره بوچیر را در اختیار گردشگران قرار دهند.
صبح از روستای هاله مسیر «بوچیر» را باید در پیش گرفت، اما پیش از رسیدن به بوچیر باید حتما به تماشای «دریای اوسیاه» به معنای آب سیاه نشست. این دریاچه در روستای «بهده» قرار دارد، روستای کوچکی که به پایتخت تنباکو معروف است و در طول مسیر به سمت اوسیاه شاهد مزارع سرسبز تنباکو هستید که با برگهای پهن و بزرگ منظره بینظیری را به تصویر میکشند.
در مسیر رسیدن به اوسیاه از یک جایی به بعد دیگر امکان تردد با ماشین وجود ندارد و باید توسط محلیها با موتور به دل جادهها زد و یک مسیر هیجانانگیز را تجربه کرد. پس از 20 دقیقه موتورسواری به یک بلندی میرسید که پایین آن یک درهای است که رودخانهای خشک به چشم میخورد.
البته در زمانهایی از سال که باران میبارد این رودخانه جریان میباید. باید از لای آن صخرهها پایین آمد و پیاده از کف رودخانه خشک به مسیر ادامه داد. مسیری بسیار زیبا با سازههایی با اشکال عجیب جلوی چشمانتان به تصویر میآید. صخرههایی که طی سالیان با عبور آب و و باد تبدیل به سازه های جدیدی شدهاند که منظره بسیار زیبایی را به وجود آورده است.
با پیادهروی نیم ساعته به درهای با دیوارههای رسوبی با آبی به رنگ فیروزهای بسیار زیبا میرسید که ته آن دره، «اوسیا» را خواهید دید. در آنجا شاهد شکوه بینظیری از خلق خواهید بود، منظرهای بکر که اگر لیدر محلی نباشد، هرکسی قادر به رفتن و تماشای اوسیاه شگفت انگیز نخواهد بود.
تنگه رویایی «بوچیر» در پارسیان
پس از تماشای اوسیاه باید به سمت روستای بوچیر رفت که شب را در آنجا گذراند تا خود را برای یک ماجراجویی بینهایت شگفتآور در درهای عجیب آماده کنید. در این روستا، بومیها خانههای خود را در اختیار مسافران قرار میدهند، از این رو میتوانید به راحتی محلی برای اقامت شبانه خود پیدا کنید.
در ساعات آغازین صبح، لیدرهای محلی و حرفهای ابزار لازم برای سفر ماجراجویانه به تنگه بوجیر را به مسافران میدهند و با وانتها به سمت تنگه شگفتانگیز بوچیر حرکت میکنند. تا نزدیک به تنگه میروید و از آنجا یک مسیر پیاده روی 45 دقیقهای را آغاز میکنید، مسیری ناهموار و پرشیب که گویی از پایین یک تپه به بالای آن میروید و بالاخره به دهانه تنگه بوچیر میرسید.
از آنجا دیگر زمان استفاده از ابزارهای لازم پوشیدن لباسهای غواصی و بستن تجهیزاتی به نام هارنس میرسد و ماجراجویی در بوچیر آغاز میشود.
در وصف بوچیر از زبان زهرا لطیفی یکی از مسافران این تنگه باید گفت: «بوچیر شبیه به هیچ جایی نیست که تا پیش از این دیدهاید». وقتی وارد تنگه میشوید انبوهی از اتاقکها و دالانها و حوضچهای که دیوارههای سفید دارند را میبینید که ته این حوضچهآبهای سبزرنگ بسیار زیبایی را میبینید که احتمالا به دلیل میکرو ارگانیسمهایی که در داخل آب وجود دارد، به این رنگ بسیار زیبا درآمده است. از لابهلای سوراخهای این اتاقکها نور خورشید به داخل تنگه میتابد و یک منظره فوقالعادهای را خلق میکند.
به مراحل عبور از تنگه بوچیر، «چله بوچیر» میگویند؛ گویی که برای خارج شدن از آن باید از چهل مرحله گذشت. ساختار تنگه بهگونهای است که اگر وارد آن شوید دیگر امکان بازگشت از آن وجود ندارد و هیچ چارهای جز رفتن تا پایان راه وجود ندارد. راهی که دیگر امکان برگشت ندارید. تنگه ای که در ان باید از ارتفاع 10 تا 12 متری بپرید و علاوه بر سقوط آزاد، در این مسیر باید فرود با طناب، سرسره در پیچ و خم دره و شنا کردن را نیز باید تجربه کنید. مراحلی بسیار هیجانانگیز که گویی وارد یک شهربازی طبیعی شدهاید.
چله بوچیر با شنا کردن پایان مییابد، که البته با توجه به تجهیزاتی که لیدرها در اختیار مساافران قرار میدهند هیچونه مشکلی بهوجود نمیآید.
سواحل مرجانی «مارو»
بعد از بوچیر مسیر را باید به سمت روستایی به نام «زیارت» جهت اقامت و کمپ زدن ادامه داد. روستایی که در آن سراسر آرامش و پر از سکوت نصیبتان میشود. در روستای زیارت، سال تحویل مراسم بسیار جذابی برگزار میشود، مراسمی همراه با موسیقی محلی و نیانبون معروفش. در جشن سال تحویل مردم بومی با حلوای مخصوصی و قهوه عربی از مسافران پذیرایی میکنند.
در واقع حلوا در زیارت، شیرینی مخصوص جشنها است نه صرفا برای عزاداری.
در روز بعد باید خود را برای تماشای دو جزیره بسیار زیبا در پارسیان آماده کنید و پس باید به سمت «بندر مقام» پیش رفت و از آنجا سوار بر قایق به سمت جزیره لاوان و مارو حرکت میکنید. در آنجا با قایق کرایهای که کاملا در اختیار است و شب هم باید با همان قایق بازگشت حرکت میکنید چرا که در آن جزایر بهدلیل عدم سکونت افراد، قایقی وجود ندارد.
این فرصتی است تا با مردمان خونگرم بومی به گفتگو پرداخت تا جزیره «لاوان» از دور پدیدار شود. در فاصله بسیار کمی از ان هم یک خشکی دیگر وجود دارد که به آن «مارو» میگویند.
وقتی قایق به جزیره نزدیک می شود با جزیرهای بسیار عجیب و شگفتانگیز مواجه میشوید، جزیرهای با ساحل سفید و آکواریومی فوقالعاده شفاف که در هیچ ساحلی در ایران ندیدهاید. این جزیره به قدری شگفتانگیز و زیبا است، که میتوان بارها و بارها فقط برای تماشای «مارو» به آنجا سفر کرد.
البته اگر برای اولین بار هوا آفتابی باشد بهتر میتوانید شکوه آن را دریابید زیرا در صورت طوفانی بودن دریا امکان تماشای آب شفاف را از دست خواهید داد. اگر هوا آفتابی باشید، از فاصله چند متری آب را بهصورت شفاف میبینید و تمام ماهیها از درون قایق دیده میشوند.
مارو کاملا بدون سکنه و با مساحت یک کیلومتری با ساحلی مرجانی رنگ است. دورتادور جزیره ساحلی سفید رنگ است اما در وسط آن معمولا کسی نمیرود، زیرا به گفته مردمان بومی وسط جزیره محل زندگی مارها است و از این رو به آن «مارو» میگویند. در واقع اسم اصلی این جزیره «شیدور» است.
دنیای زیر آب مارو، دنیایی عجیب و غریب است که متحیرتان میکند. بچه کوسهها، ماهیهای رنگی، توتیا، سکه دریایی و هر آنچه که تصورشان را نمیکنید با یک ساعت غواصی با چشمان خود خواهید دید. پس از آمدن قایقها به سمت اقامتگاهتان بروید و شب را با مرور تمام خاطرات مارو به صبح برسانید.
در روز بعد میتوانید به «گردنه عشاق» بروید. منطقهای در پارسیان با یک ساحل صخرهای بسیار بلند که از دریا ارتفاع دارد و اشکالی عجیب با رنگ خاکی را به تصویر میکشد. یکجاده ساحلی بسیار زیبا که برخی آن را «زیباترین جاده ساحلی ایران» مینامند.
در طول مسیر به روستای جذاب «شیو» هم بروید که گویی ناگاه به یک کشور آفریقایی سفر کردهاید، زیرا اجداد مردم بومی آنجا زمانی از کشور زنگبار به ایران آمدند و حالا نوادههایشان با پوستهای شکلاتی بسیار زیبا با موهای فر بافته شده در یان روستا زندگی میکنند. علاوه بر مردمان جذاب و خونگرمش، درخت انجیر مهابد نیز از معروفترین جاذبه گردشگری این روستا است که حتما باید آن را دید. درختی تنومند با چتری بزرگ.
البته در این سفر نباید از ساحل زیبای «مکسر» غافل شد. صخرهای با اشکال عجیب که هرکسی را مبهوت خود میکند. سنگهایی صیقلی شده با منظرهای بینظیر. تنگه «باغویه» نیز یکی از مسیرهای جذاب در این سفر است که بدون لیدر محلی و تجهیزات امکان رفتن به آنجا وجود ندارد. مسیری سخت که حتما باید شنا بلد بود. اما سختیاش به تماشای آن منظره شگفتانگیز میارزد.
تصاویر توسط زهرا لطیفی برداشته شده است:











