شبح رویارویی در قفقاز
روابط ایران و جمهوری آذربایجان در سال 2022 متاثر از اظهارات و تحرکات مقامات باکو، در فاز تنش قرار داشت و احتمال تغییر در ژئوپلیتیک قفقاز با خیز الهام علی اف برای راهاندازی دالان زنگزور موسوم به تورانی بر روابط دو کشور در سال 2023 سایه افکنده است. تغییری که جمهوری اسلامی از طرق مختلف با آن مخالفت کرده و طبیعتا هرگونه اقدام جمهوری آذربایجان برای عملی کردن ایده خود که با حمایت تمام قد...
در این چارچوب رئیسجمهور جمهوری آذربایجان در جدیدترین اظهاراتش با بیان اینکه کارهای گسترده ای برای افتتاح کریدور زنگزور در حال انجام است، گفت: کریدور زنگزور چه ارمنستان بخواهد یا نه قطعا افتتاح خواهد شد. ما تعهد قاطع خود را نشان می دهیم و همه چیز طبق برنامه پیش میرود. الهام علی اف تاکید کرده که ما باید با جمهوری خودمختار نخجوان که جزء لاینفک آذربایجان است خط ارتباطی داشته باشیم و خواهیم داشت. دالان زنگزور به کوتاه ترین مسیر حملونقل زمینی بین اقیانوس آرام و اطلس و همچنین نقطه تلاقی جنوب به شمال و شرق به غرب اطلاق میشود. دالان زنگزور به گسترش حملونقل زمینی و مرتبط ساختن اروپا و آسیا به یکدیگر خواهد انجامید و یکی از مهمترین مسیرهای حملونقل زمینی است که جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را از طریق ارمنستان به روسیه و ترکیه متصل و زمینه را برای ارتباط آسیا، اروپا و خاورمیانه با یکدیگر فراهم می سازد.
از زاویه اهمیت چنین ارتباطاتی است که مقامات باکو به دنبال عملی ساختن ایده خود پس از جنگ سال 2020 با ارمنستان هستند که منجر به آزادسازی برخی مناطق جمهوری آذربایجان از جمهوری ارمنستان شد. پاییز سال 2020 میلادی (1399شمسی)، دور جدید مناقشه ای قدیمی میان دو جمهوری تازه استقلال یافته از شوروی سابق، در حالی آغاز شد که باکو برای تصرف مناطق قره باغ مصمم تر از همیشه بود. جنگ میان جمهوری آذربایجان با همسایه غربی خود پس از 44روز و با تصرف بخش هایی از منطقه مورد مناقشه قره باغ و 7منطقه اطراف آن که تحت کنترل ارمنستان بود، با میانجیگری روسیه به پایان رسید.
اما آنچه روند جنگ قره باغ را به سمت یک بحران ساختگی در حال شکل گیری سوق داد، سیاست ها و به تعبیر دقیق تر جاه طلبی های جمهوری آذربایجان در همراهی با ترکیه و دیگر بازیگران برای عملیاتی ساختن طرح کریدور زنگزور است که در عمل مرزهای ایران با ارمنستان و به تعبیر دقیق تر مرزهای ایران با اروپا را تحتتاثیر قرار میدهد. سیاست و موضع سنتی و رسمی ایران در منطقه قفقاز بعد از فروپاشی شوروی همواره تعادل و موازنه بین جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان بوده است و این راهبرد تا قبل از جنگ دوم قره باغ در سال 2020 نقطه ثقل سیاست خارجی ایران در مرزهای شمالی بوده است. اما با شروع جنگ قره باغ در شهریور 1399 و حمایت اعلانی تهران از آزادسازی مناطق اشغالی توسط جمهوری آذربایجان و مهمتر از آن تحولات پسابحران یعنی همراهی ترکیه با باکو و طرح های جاه طلبانه برای تغییر مرزها، جمهوری اسلامی حداقل در سطح اعلانی تلاش کرده تا مواضع ایروان را در این میان تقویت کند.
انعکاس این سیاست در اظهارات اخیر وزیرخارجه ایران نشاندهنده این تغییر سیاست تهران در ارتباط با روندهای در حال وقوع در ژئوپلیتیک قفقاز است. حسین امیرعبداللهیان روز جمعه 9دی در گفت وگوی تلفنی با همتای آذربایجانی با ابراز نارضایتی از اظهارات غیرواقع بینانه مقامات آذربایجان گفت: طرح این موضوعات در رسانه ها نه تنها کمکی به حل مساله نمی کند، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده دشمنان فراهم میکند.
اشاره امیرعبداللهیان به حضور اسرائیل در مرزهای شمالی ایران و افزایش سطح تبادلات نظامی با مقامات باکو است که چالش دیگری برای سیاست منطقهای جمهوری اسلامی در قفقاز به شمار میرود. در چنین فضایی، طبیعتا تنظیم یک سیاست موازنهجویانه در میانه تنش آذربایجان و ارمنستان در شرایط کنونی و با ظهور متغیرهای جدید پیچیدگیهای بیشتری نسبت به دهههای قبل دارد و این مساله ظرافتهای بهرهمندی از یک راهبرد عمل گرایانه، فعال و پویا را نشان میدهد.
با وجود این، کاربست این استراتژی و پیادهسازی آن بسیار دشوار و به تعبیری ماموریت غیرممکن است، چون باید همزمان مساله روابط دوجانبه به خصوص با ترکیه را حفظ و آن را دچار تنش و رکود نکند. بازی پیچیده و پشت پرده ترکیه در میانه قفقاز باعث شده تا آنکارا به محور اصلی سیاست تغییر مرزها در مرزهای ایران و ارمنستان تبدیل شود. این مساله بهویژه در زمانی که توجه روسیه به دلیل جنگ اوکراین چندان معطوف به قفقاز نیست، زمینه را برای آزادی عمل بیشتر ترکیه فراهم کرده است.
یکی از متغیرهایی که تهران باید روی آن مانور داده و اهمیت آن را در حل و فصل مسائل قفقاز مورد توجه قرار دهد، ابتکار 3+3 متشکل از آذربایجان، ارمنستان و گرجستان با همراهی ایران، ترکیه و روسیه است. از آنجا که این ابتکار در راستای اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یعنی حل مشکلات منطقه توسط کشورهای ذینفع منطقه، به حداقل رساندن زمینه های تنش، توسعه همکاریها و ایجاد یک منطقه قدرتمند از طریق همافزایی توانایی های کشورهای منطقه است، فعال کردن کمیتههای اجرایی آن یک ضرورت دوچندان است.
سادهانگاری راهبرد مشترک ترکیه و جمهوری آذربایجان برای قفقاز، نه تنها میتواند سیاست اول همسایگان دولت سیزدهم را تحتالشعاع قرار دهد، بلکه مهمتر از آن یک بحران ژئوپلیتیک را در مرزهای شمالی ایران ایجاد خواهد کرد که در نهایت منجر به دومینویی از تغییرات نامطلوب خواهد شد.
--> اخبار مرتبط