شما "بهجت" را میشناسید؟
هنرهای نوگرا آثاری هستند که از نیمه دوم سده 19 میلادی به این سوی و در پی شکل گرفتن جریانهای هنری نوآور در اروپا و ایالات متحده پدید آمدند.
این آثار و مکتبهای فکری مرتبط با آنها باعث ایجاد دگرگونیهایی در هنرهای تجسمی ایران از دهه 1940 میلادی به بعد شدند که دامنه تأثیراتشان به هنرهای نمایشی هم کشیده شد.
ریشههای نوگرایی در هنر ایران را میتوان در برخورد جامعه ایرانی و روشنفکرانش با اندیشههای اروپایی و نیز آشنا شدن با تکنیکها و ابزارهای جدیدی چون رنگ روغن و دوربین عکاسی یافت.
سفرهای شاهان قاجار به اروپا و ورود تحصیلکردگان فرنگ به کشور، زمینه آشنایی ایرانیان با سبکهای نوین هنری و گذار از سبکهای سنتی نگارگری ایرانی و خطاطی را فراهم آوردند. کمالالملک نخستین مکتب هنری به سبک هنر واقعگرای غربی (Realism) را برای ایران به ارمغان آورد.
در میان سالهای 1950 تا 1980، در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی، هنر نوین در ایران رشد قابل توجهی به خود دید و بسیاری از هنرمندان نامی معاصر ایران در آن دوره رشد کردند که بهجت صدر محلاتی یکی از آنان بود.
بر اساس آنچه در سایت بنیاد نخبگان استان مرکزی آمده است، بهجت در هشتم خردادماه 1303 در اراک بدنیا آمد. پدرش محمد صدر محلاتی و مادرش قمر امینی صدر از خانوادههای سرشناس اراک بودند. او نخستین فرزند خانواده بود و خانوادهاش در سال 1309 ساکن تهران شدند.
او در سال 1313 به دانشسرای مقدماتی رفت و در سال 1327 به دانشسرا راه یافت و سال 1333 با رتبه نخست در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پایان نامه هنری دریافت کرد.
سال 1334 نیز بورس تحصیلی فرانسه و مدال "انگر" به او اهدا شد، این نقاش در سال 1335 برنده جایزه سیمین همترازی شهر"سن ویتو" شد و یک اثر از او به همراه چند کارازنگارگران جوان ایرانی در بیینال ونیز پذیرفته شد.
در سال 1336 اولین نمایشگاه انفرادی اش را در نگارخانه "پینچو" در رم برگزار کرد و در سال 1339 پس از ازدواج با مرتضی حنانه، در دانشگاه تهران به آموزش نگارگری پرداخت.
در سال 1341 نیز در سومین دوسالانه تهران جایزه نخست را گرفت و نگاره هایش به دوسالانه سی ویکم ونیز ارسال شدند. در سالهای پایانی دهه شصت بیماری سرطان سینه را در او نشان یابی کردند.
او دستیاری "گوستاو سن ژیه" نقاش و استاد دانشگاه بوزار را بر عهده گرفت وشیوه های آموزش هنر را آموخت و آثارش در کنار هنرمندان نام آوری همچون "ژوزف بویز"، "مساژه"، "موهوی - نادی" به نمایش درآمده اند.
صدر در دهه 70 و 80 نمایشگاه های بسیاری در ایران و خارج از کشور برپا کرد و آثاری از این هنرمند در موزه هنرهای معاصر تهران و موزه های خارجی همچون "مینیا پولیس" آمریکا، موزه هنرهای پاریس، موزه هنرهای چک و اسلواکی، موزه هنرهای رم و... نگهداری می شود.
بهجت هشیارانه در پردههای تازهاش رنگهای سرد و مات را با بازی سایه روشنها به هماهنگی و با مواد گوناگونی همچون چوب، فلز، رنگ روغن و اکرلیک و دیگر ماتهها به کار میبرد. کارهای آبستره وی یادآور پردیسها و باغهای پارسی است.
این هنرمند پیشگام در هنر نوگرای ایران 19 مرداد 1388 در جنوب فرانسه درگذشت و در گورستان "پرلاشز" به خاک سپرده شد.
متاسفانه از این هنرمند بزرگ همچون بسیاری از هنرمندان استان و کشور در حافظه مردمشان نشانی وجود ندارد، البته نشانه ای از او در شهرش هم به چشم نمی خورد تا شاید با دیدن عکسی از آثارش یا نشانه ای از او در بنایی یا موزه ای او را بشناسیم و حداقل مایه مباهات و افتخارمان شود، کمی ذوق کنیم و به خود ببالیم و شاید الگو بگیریم و سریعتر و بهتر در مسیرهایی حرکت کنیم که امیدواریم ما را به جایگاهی بهتر و شایسته تر در کشور و حتی دنیا برساند.
کم کاری های متولیان فرهنگ و هنر استان و البته کشور در معرفی و استفاده از ظرفیت بزرگان عرصه های مختلف کشور بویژه فرهنگ و هنر، چالش بزرگی است که همواره در نهایت، آه حسرت را برای آنان که از این ظرفیت ها آگاهند یا آگاه می شوند در پی می آورد.
بهجت صدر در سال 1388 جایی دور از وطن از دنیا رفت در حالی که قریب به اتفاق مردم دیارش او را نشناختند، آثارش را ندیدند و از او نیاموختند!
انتهای پیام