صدای وحدت از جامعه دانشگاهی در برابر جنگ ترکیبی دشمن
شهادت جمعی از دانشمندان هستهای، اساتید دانشگاه و دانشجویان نخبه کشور در جنگ 12 روزه سند دیگری از ماهیت ضدعلم و ضدانسانی رژیم صهیونیستی است که طی سالیان اخیر، بارها در قالب ترورهای میدانی، حملات سایبری و تحریمهای علمی بروز یافته است.
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ فرقی ندارد کجا باشی، که باشی، در چه عنوانی باشی حتی اگر چپ باشی یا راست، یا چه میدانم سکوالر باشی یا اسلام گرا، مسلمان باشی یا مسیحی حتی یهودی تو از این وطنی و اگر هر اعتقاد و دین و مذهب و تفکری داری منطقی که فکر کنیم باید هدفت آبادی و سربلندی ایران باشد و بس! مروری بر جنگ 12 روزه داشته باشیم؛ تصاویر را نگاه کنید، موشکها که پدر و مادر نمیشناسند سیستم جدا کننده اعتقادی ندارند، بر سر تو نیز فرود خواهند آمد. همانطور که نیلوفر پرنیا، فرشته و عدهای شهیدان خردسال و بزرگسال را آسمانی کردند. فرشته خبرنگار بود، خبرنگاری آقازاده که سادگی پوششاش را که ملاحظه کردید، پرنیا هم دختری شاعر با موهای زیبا و چشمانی پر امید که هر دو رفتند برای وطن!
به کدامین گناه؟
در یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران، همزمان با حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به مراکز علمی و نظامی کشور، دانشگاههای ایران نیز داغدار شدند. این حمله که در نیمه خردادماه 1404 صورت گرفت، به شهادت جمعی از دانشجویان، اساتید و نخبگان علمی کشور منجر شد؛ چهرههایی که هر یک سرمایهای ارزشمند برای آینده علمی و فناورانه ایران بودند. رژیم صهیونیستی در اقدامی بیسابقه، پروژه ترور علمی ایران را وارد مرحلهای جدید کرد. اگر پیشتر ترورها بهصورت فردی و محدود بود، حالا حملهای سازمانیافته علیه ساختار علمی کشور رخ داده است. هدف مشخص بود «توقف مسیر علم و فناوری در ایران با نابودی فیزیکی اندیشمندان و نخبگان»
دانشگاه شهید بهشتی؛ پرچمدار شهدای علم
در میان تمام مراکز علمی کشور، شاید هیچ دانشگاهی به اندازه دانشگاه شهید بهشتی در روز حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی، داغدار نخبگان خود نشده باشد. این دانشگاه، که از دهههای پیش بهعنوان یکی از قطبهای علوم پایه، مهندسی و فناوریهای نوین شناخته میشود، در این جنایت آشکار، پنج تن از شاخصترین اساتید و پژوهشگران خود را از دست داد؛ چهرههایی که نهتنها در عرصه آموزش، بلکه در راهبری پروژههای ملی و حساس کشور نیز نقش بیبدیلی داشتند.
اسامی شهدای دانشگاه شهید بهشتی، حالا نه فقط در لیست شهدای دانشگاه، بلکه در صفحه اول تاریخ علم و مقاومت ایران ثبت شدهاند دکتر محمدمهدی طهرانچی؛ استاد برجسته فیزیک نظری، از چهرههای شناختهشده علمی کشور که پیشتر ریاست دانشگاه آزاد اسلامی را نیز بر عهده داشت. او از حامیان جدی پیوند علم و ایمان بود و همواره بر ضرورت «بومیسازی دانش» در دانشگاههای کشور تأکید داشت. دکتر احمدرضا ذوالفقاری؛ استاد مهندسی مواد، با سابقهای درخشان در حوزه نانوفناوری، سرامیکهای پیشرفته و مواد مقاوم در شرایط سخت. او از طراحان پروژههایی بود که به استقلال صنعتی ایران در حوزه صنایع پیشرفته کمک کرده بود.
دکتر عبدالحمید مینوچهر؛ پروفسور شیمی آلی و چهرهای سرشناس در حوزه سنتز ترکیبات دارویی و شیمی کاربردی. بسیاری از دانشآموختگان مقطع دکتری و فوقلیسانس از او به عنوان «استاد اخلاق، علم و اخلاص» یاد میکنند. دکتر امیرحسین فقهی؛ پژوهشگر ممتاز فیزیک هستهای و عضو هیئت داوران جشنواره خوارزمی، با بیش از 20 مقاله معتبر ISI در حوزه فیزیک انرژی بالا و مدلسازی راکتورها. فعالیتهای علمی او از جمله دلایل هدفگیری مستقیم محل کارش در حمله اخیر بود. دکتر فریدون عباسی؛ رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران، دانشمند متعهد و انقلابی که سابقه ترور نافرجام توسط عوامل موساد را در کارنامه داشت. او نماد مقاومت علمی در برابر ترور فیزیکی و روانی دشمن بود. شهادتش، پروندهای از سالها ایستادگی را با خون امضا کرد.
دانشگاه علمیکاربردی؛ شهادت دانشجویان کارآفرین
در میان روایت تلخ و جانسوز از حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، شهادت شش دانشجوی دانشگاه جامع علمیکاربردی و یک دانشآموخته این دانشگاه، تصویری دیگر از عمق جنایت و ابعاد فاجعهآمیز آن را نمایان میسازد؛ چهرههایی جوان، سادهزیست، اهل کار، مهارتمحور و آیندهنگر که در سنگر تولید و مهارت مشغول جهاد بودند و نه در میدان جنگ بر اساس بیانیه رسمی این دانشگاه، شهدای این واقعه در استانهای لرستان، کرمانشاه، تهران و خراسان در حال تحصیل در رشتههای فنی، صنعتی و کارآفرینی بودهاند و برخی از آنان همزمان با تحصیل، مشغول راهاندازی کسبوکارهای کوچک خانگی یا نیمهصنعتی بودهاند؛ مسیرهایی که میتوانست آنها را به ستونهای خودکفایی اقتصاد کشور بدل کند.
دانشگاه علم و صنعت؛ شهادت زوج جوان
یکی از تأثربرانگیزترین و دردناکترین رخدادهای حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به ایران، مربوط به شهادت مظلومانه مهدی اکبرینسب، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت تهران، و همسر جوانش است. این دو، نماد یک زندگی ساده و پرامید بودند؛ زوجی از دل مردم، با رؤیاهایی بلند، که در میانه راه رشد و شکوفایی، قربانی تروریسم دولتی رژیمی شدند که حتی خانههای مردم را از موشکهای خود بینصیب نگذاشت.
مهدی از دانشجویان پرتلاش و علاقهمند به حوزه انرژیهای نو و فناوریهای سبز بود. همکلاسیهایش او را دانشجویی دقیق، با انگیزه و فروتن توصیف میکنند. پروژه پایاننامهاش را با محوریت بهینهسازی سیستمهای خورشیدی آغاز کرده بود و رؤیای راهاندازی یک استارتآپ در حوزه انرژی پاک را در سر میپروراند.
همسرش، فارغالتحصیل رشته علوم تربیتی، بهتازگی در آزمون دکتری پذیرفته شده و هر دو در حال ساختن آیندهای مشترک بر پایه علم، ایمان و تلاش بودند. خانه کوچکشان در یکی از محلههای سادهنشین جنوب تهران، پُر از کتاب، گلهای آپارتمانی، و یادداشتهای علمی و انگیزشی بود.
بامداد روز حمله، یکی از موشکهای هدایتشونده رژیم صهیونیستی، مستقیماً به محل زندگی این زوج اصابت کرد و آنها را در دم، به ملکوت اعلا رساند. پیکرهای بیجانشان ساعاتی بعد، در میان آوار شناسایی شد.
شریف فدای ملت
سید ایثار طباطبایی قمشه، دانشمند هستهای و از نخبگان دانشگاه شریف، به همراه همسرش، خانم منصوره حاجی سالم، در حملهای تروریستی در منزل مسکونیشان به شهادت رسیدند. این حادثه در روزهای پایانی هفته گذشته رخ داده است.
دکتر طباطبایی از ورودیهای ممتاز دانشگاه صنعتی شریف بود که تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در سال 1383 در رشته مهندسی مکانیک آغاز کرد و سپس در سال 1386 در مقطع دکترا با گرایش مهندسی هستهای به تحصیل ادامه داد. وی سالها در بخشهای حساس و راهبردی صنعت هستهای کشور فعالیت داشت. با شهادت دکتر طباطبایی، وی به عنوان دومین دانشمند شهید دانشگاه شریف پس از سلسله ترورها علیه دانشمندان هستهای کشور شناخته میشود.
حمله رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران در 23 خردادماه 1404، نه فقط یک عملیات نظامی، بلکه پردهبرداری از ماهیت واقعی دشمنی است که در برابر پیشرفت ملت ایران، ابزار ترور و وحشیگری را بهکار میگیرد. شهادت جمعی از دانشمندان هستهای، اساتید دانشگاه و دانشجویان نخبه کشور، سند دیگری از ماهیت ضدعلم و ضدانسانی رژیم صهیونیستی است که طی سالیان اخیر، بارها در قالب ترورهای میدانی، حملات سایبری و تحریمهای علمی بروز یافته است.
و اما این روزهایی که حسینیه ها، مساجد و امامزادهها را آتش زدند. به اموال عمومی رحم نکردند. دست به تخریب درمانگاه زدند. پرستار مظلوم را در آتش سوزاندند. دختران سه ساله ما را بر دستان پدران به شهادت رساندند. با بی رحمی، سعی در به خاک و خون کشیدن کشور و فرزندان این کشور دارند. از همین ابتدای کار، نشان دادند که سر جنگ با مردم مسلمان ایران دارند. پر واضح است که این هیاهوهای شبانه، هیچ ارتباطی با دغدغه اقتصادی و به حق مردم ندارد و این امر، هم از شعارهای این جماعت، و از خشونت فزایندهی اغتشاشات هویداست. این افرادی که دست به آشوب و اغتشاش زدند و به اموال عمومی رحم نکردند دشمنان ایران هستند، کسانی که دلشان برای ایران و ایرانی نمی سوزد.
مردم و دانشگاهیان ما هرگز فراموش نمی کنند که این افراد چه کسانی هستند و چه نقشه های شومی برای این ملت دارند. آنچه که این روزها مهم است و باید بدانند این است که این افراد اغتشاش گر و تروریست اصلیترین ضربه را به خود مردم میزند؛ مگر چه کسانی اتوبوس و مترو سوار میشوند؟ قشر ضعیف و متوسط جامعه از این امکانات محروم میشود. همچنین یکی از مسائل جدی که باید به آن توجه کرد این است که باید اغتشاشگر و معترض از هم جدا شوند.
دست و پا زدنهای این عده قلیل، تلاشهای مذبوحانهایست برای دیده شدن مزدوری و خشنودی رئیس جمهور مضحک آمریکایی، بلکه بتوانند خود را نماینده ملت نشان دهند. حال آنکه صف مردم از اینها جداست؛ و بدانند که این اقدامات، هیچ گروهی جز مردم مظلوم ایران را که اعتراضی به حق به وضعیت اقتصادی کشور دارند و به واسطه شرافت و هوشیاری راهی جز سکوت پیدا نمیکنند.
دشمنان ایران باید بدانند که این ملت با داشتن نسل جوانی آگاه و آماده، هرگونه تهدید یا فشار خارجی را با شجاعت و ایستادگی دفع خواهد کرد. همچنین، نسل جوان ایران با اتحاد و همبستگی، هیچگاه اجازه نخواهد داد که تهدیدات دشمن به هدف خود برسد. این ایستادگی نه فقط در میادین نبرد نظامی، بلکه در میادین علمی، فرهنگی و اجتماعی نیز در جریان است و تا آخرین لحظه ادامه خواهد داشت.