یک‌شنبه 9 شهریور 1404

تهران بحران آب و برق ندارد، بحران مهاجرت دارد

خبرگزاری اکو نیوز مشاهده در مرجع
تهران بحران آب و برق ندارد، بحران مهاجرت دارد

به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران، می‌دانیم که وضعیت معیشتی در شهرستان‌ها و مناطق کم‌برخوردار روزبه‌روز بدتر می‌شود؛ مشکلات اقتصادی علاوه بر فشار مستقیم مالی روی قشر کم‌درآمد، فقدان‌های دیگری را نیز در شهرستان‌ها ایجاد کرده که مهاجرت ساکنان برخی از شهرها به تهران را سرعت داده است. بااین‌حال لازم است توجه داشته باشیم که چه مواردی، «بحران» هستند و چه مواردی به‌عنوان «معضلات» معرفی می‌شوند، اما ایراد کار لزوما از آنجا نیست.

بحران مهاجرت به تهران

صرفا رانت و فروش تراکم، مسبب وضعیت فعلی در تهران نیستند؛ به این علت که به هر کسی و هر چقدر که می‌خواست، تراکم فروخته نمی‌شد یا رانت صادرات و واردات و پیمانکاری اعطا نمی‌شد. گویا سازوکار اداره دولت‌ها در جهان‌سوم بدون رانت‌بازی میسر نیست. بنابراین نمی‌توان تمام تقصیرها را بر گردن رانت انداخت. تقصیر بر گردن مدیران و مسئولانی است که اغلب رانت‌ها را در تهران، البته نه به تهرانی‌ها بلکه میان اقوام و همشهریان خود توزیع کردند.

مسئله از اینجا بود که افراد برای بنا نهادن امپراتوری خود، به تهران آمدند. مهاجرت سرمایه‌داران از شهرستان‌ها سبب شد تا این افراد به‌جای گرفتن تراکم برای ساخت سازه‌های 2 برابر دستور نقشه استاندارد در شهرهای خود، برج‌ساز تهران شوند؛ یا برای تاسیس و توسعه شرکت‌های خود به تهران بیایند.

بنابر ادعای سامانه اطلاعات آماری استان تهران، جمعیت پایتخت در حدود 14.5 میلیون نفر است. اگرچه برخی نیز معتقدند که شاید 20 نفر در حال حاضر در تهران هستند که شاید لزوما ساکن استان نباشند. محمدعلی مهری، معاون اقتصادی استانداری تهران در میزگردی اشاره داشت که سالانه، 300 الی 400 هزار نفر از شهرستان‌ها به تهران مهاجرت کرده‌اند و 800 هزار نفر نیز در مجموع سالانه به جمعیت پایتخت افزوده می‌شود. بحران مهاجرت از شهرستان‌ها به تهران، نه به نفع شهرستان‌ها بوده و نه به نفع مدینه فاضله مهاجران بوده است.

اعطای بی‌رویه رانت در تهران پیام «ما هیچ کاری را برای شهرستان‌ها نخواهیم کرد، پول در تهران است، زندگی در تهران است و اگر می‌خواهید عاقبت به خیر شوید، به تهران بیایید» را به ساکنان استان‌های دیگر داد. این پیام به مردم آذربایجان شرقی، اردبیل، اصفهان و زنجان و غیره گفت که به امید اینکه روزی رونق به استان‌های شما خواهد آمد، ننشینید.

ساخت مسکن مهر و شهرک‌های صنعتی در تهران، یکی از بزرگترین خیانت‌ها به شهرستان‌ها بود

هفده سال از اجرای طرح بحث‌برانگیز مسکن مهر می‌گذرد؛ از سوی دیگر در 30 سال اخیر، احداث ده‌ها شهرک صنعتی بیش از ظرفیت نیروگاه‌های برق در تهران و حومه، برج‌سازی‌های غیرهوشمندانه و ساخت صدها مجتمع اداری و تجاری در تهران سرعت گرفته است؛ بنابراین نمی‌توان تقصیر را بر گردن بهانه «بافت سنتی» انداخت. این برنامه‌ها جز سرمایه‌دارتر کردن اندکی و جابجایی چند میلیون‌نفری مردم ایران، بهره خاصی نداشت. چنین طرح‌هایی هیچ مصداق دیگری در شهرسازی مدرن جهانی ندارند. ساخت مسکن مهر، عملی بسیار صالح است، اما برای شهرستان‌های محروم نه تهران!

برنامه دقیق نظام برای جذب سرمایه‌گذاران / سرمایه‌داران به زندگی و تجارت در شهرستان‌های دیگر چیست؟

آیا وقت آن نرسیده است به جای اینکه تمامی سرمایه‌گذاری‌ها در تهران متمرکز شود، برنامه دقیقی برای پیشرفت و توزیع بهتر سرمایه در دیگر شهرستان‌ها داشت؟

پاسخ این چند سوال، «ما قرار است که یک کار گروه تشکیل دهیم که پس از سلسله جلساتی به یک ایده برسند و این ایده را در یک مجمع دیگر مطرح کنند و این مجمع به یک برنامه برسد و این برنامه را به گوش مدیران و مسئولان ذی‌ربط برسانند تا آن ها به یک جمع‌بندی برسند که باید به راه‌حلی برای بحران مهاجرت به تهران، یافت» نیست. مسئولان به اندازه کافی فکر کرده‌اند و جلسه‌های بی‌نتیجه داشته‌اند. الآن وقت اجرا است.

اگر دولت‌مردان می‌خواهند بگویند که ساخت و ساز در تهران، به رونق اقتصادی در کشور کمک شایانی کرده است، باید به آن‌ها گفت که اکثریت مطلق معاملات فروش ملک در چند سال اخیر در تهران به‌ویژه در مناطق 1، 2، 3و 5 بین سرمایه‌گذاران / سرمایه‌داران صورت گرفته است. انبوه‌سازی در تهران، شاید در صورت‌های مالی نشان از رونق اقتصادی باشد، اما منتفعان اصلی این بازار، 0.1 درصد بالای جامعه (از منظر درآمد و سرمایه) هستند.

آیا این به‌اصطلاح «رونق» ارزش خالی شدن شهرستان‌ها، ناامیدی ساکنان فعلی شهرستان‌ها و انفجار جمعیت در تهران را داشته است؟

بحران‌های بزرگ، نیاز به راه‌حل‌های رادیکال دارد

طرح انتقال پایتخت به کرات در چند دهه اخیر مطرح شده است. انتقال کلی پایتخت، طرحی رویایی است؛ اما می‌توان با اقداماتی رادیکال، پایتخت اقتصادی را به دیگر نقاط برد.

بیاید یک کلاس درس را در نظر بگیریم. در این کلاس، بهترین دانش‌آموز در یک امتحان استاندارد نمره 18 گرفته است و باقی افراد یا زیر 10 هستند و یا به دو نفر دیگر با اغماض نمره 10 داده‌اند. تمامی کادر مدرسه به به دفعات گفته‌اند هدف بهبود وضعیت کلی کلاس است و می‌خواهند وضع تجدیدی‌ها را بهبود بخشند.

همانند اتومبیل‌های برقی که در 70 درصد اول بسیار سریع‌تر از 5 درصد آخر شارژ می‌شوند، به زمان و هزینه بسیار کمتری نیاز است تا یک نفر را از نمره 8 به 10 آورد تا نفری را که نمره 18 گرفته، به 19 رساند.

بدون مقایسه با استانداردهای جهانی، اگر به‌اصطلاح «امکانات» در تهران نمره 16 بگیرد، بسیاری از استان‌های دیگر شاید نمره مردودی یا با چشم‌پوشی 12 بگیرند. ساکنان دیگر استان‌ها حق دارند که بگویند «به جای اینکه، ما را از 7 به 10 بیاورید، به دنبال این هستید که نمره تهران را یک نمره دیگر بالا برید.» بنابراین، اگر واقعا هدف مسئولان، بهبود وضعیت زندگی در دیگر استان‌ها است، نمره 16 برای تهران کافیست؛ باید به فکر نمره هفتی‌ها باشند.

نیازی به انتقال پایتخت نیست؛ رانت را به شهرستان‌ها ببرید

اگر هنوز هم واجب است رانتی داده شود، باید به سرمایه‌دار شهرستانی که می‌خواهد امپراتوری خود را به ولایت مادری‌اش ببرد باید داد، نه به کسی که به مجرد گرفتن رانت، در املاک‌های فرشته و نیاوران به‌دنبال خرید پنت‌هاوس با ویو ابدی 360 درجه می‌گردد. علی‌رغم اینکه ساختن برج‌های مسکونی و مجتمع‌های لوکس تجاری و یا بیمارستان‌های لوکس خصوصی، جزو امکانات عمومی یک شهر نیست، اما انگار گروهی از مردم دیگر استان‌ها می‌پندارند که وجود مجتمع‌های تجاری لوکس و برج‌های مسکونی مجلل، نشان از امکانات در تهران است. اگر سرمایه‌داران به تهران نمی‌آمدند و یا برای راه برای آن‌ها با وفور رانت هموار نمی‌شد، در شهرهای خود باقی می‌ماندند و این مجتمع‌ها و برج‌ها را در شهرهای خود می‌ساختند.

جلوی ساخت با تراکم مثبت باید در تهران گرفته شود

یکی دیگر از اقدامات رادیکال این است که باید صرفا جواز ساخت نوسازی به ازای تعداد واحد موجود داده شود. از یک جای کار به بعد، نباید جواز ساخت 20 واحد را برای یک کلنگی 3 واحدی داد. علاوه‌براین باید فراتر رفت و هیچ جواز دیگری برای ساخت مجتمع‌های اداری و تجاری داد. حتی می‌توان جلو احداث بیمارستان‌های جدید را گرفت. استان‌های دیگر (نمره هفتی‌ها) نیاز بسیار بیشتری به بیمارستان دارند تا تهران. هر کسی که با این مسئله مخالف باشد، قطعا از رانت ساخت‌وساز بهره‌مند است.

شفافیت نظام بانکی و مالیاتی؛ باید هزینه بیزنس در تهران گران شود

اغلب مشکلات اقتصادی با منشا داخلی که گریبان ایران را گرفته است، ریشه در عدم شفافیت نظام بانکی و مالیاتی است. برای مثال برخی از ایالات در آمریکا، مالیات بر درآمد نمی‌گیرند. در نتیجه بسیاری از سرمایه‌داران در چند سال اخیر، از نیویورک و کالیفرنیا (به‌عنوان مدائن فاضله جهان‌سوم) به ایالاتی که معاف از مالیات است، مهاجرت کرده‌اند. یعنی آن‌ها بیزنس‌های خود را از پیشرفته‌ترین، باامکانات‌ترین و حتی خوش‌آب‌وهواترین نقاط آمریکا به شهرستان‌های کوچک، با امکانات بسیار کمتر برده‌اند. هنگامی که این افراد به اوکلاهوما سیتی و دلاس می‌روند، «امکانات» را نیز با خود می‌برند.

پس از شفاف شدن نظام بانکی، اگر مالیات بر درآمد در تهران برای اقشاری که بیش از 20 میلیارد تومان (200 هزار دلار) در سال درآمد دارند، 30 درصد باشد، یعنی باید 6 میلیارد تومان بیشتر را نسبت به فردی با درآمد مشابه در آذربایجان شرقی بپردازند. البته باید حفره‌های مالیاتی بسته شود تا چنین افرادی درآمد خود در سال را بسیار پایین‌تر نشان ندهند.

بنابراین اگر می‌خواهیم سرمایه‌گذاران / سرمایه‌داران به شهرهای دیگر بازگردند، باید آن‌ها سر دوراهی گرانی هزینه تجارت در تهران و یا مهاجرت به شهرستان‌ها قرار گیرند. بااینحال افرادی نیز شاید پس از شنیدن چنین پیشنهادی ادعا کنند: «اگر مالیات 1 درصد بالای جامعه را بالا بریم، آن‌ها نرخ خدمات و یا محصولات خود را نیز بالاتر خواهند برد». در پاسخ به آن‌ها باید گفت که دهک 1 درصد بالا قطعا در برابر چنین سیاست‌های مقاومت خواهد کرد؛ اما اگر چنین سیاستی در نهایت اجرا شود، درصد قابل توجهی از این افراد، به‌ویژه کسانی که میلیون‌ها دلار در سال درآمد دارند، اولین نفر به شهرستان‌ها خواهند رفت تا املاک را با پایین‌ترین قیمت بخرند و بیزنس خود را به آنجا ببرند.