جادهای که اینبار ندای خونخواهی شهیدان را فریاد زد
جاده نجف تا کربلا امسال، علاوه بر میزبانی میلیونها زائر، روایتگر پرچمهای خونخواهی، یاد رهبر شهید و همدلی ملتهایی است که با یک مقصد، راهی کربلا شدهاند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: چند هفته پیش بود که نخستین زائر اربعین، زودتر از همه به این سرزمین رسید؛ نه با کولهباری بر دوش و نه با مُهر و تسبیحی در دست. این بار، نخستین زائر، رهبر شهید بود؛ مسافری که پیش از میلیونها عاشق، نامش بر زبان مردم نجف و کربلا جاری شد.
هنوز جاده نجف تا کربلا از سیل زائران پر نشده بود که مردم عراق، در کوچهها، خیابانها و موکبها، به استقبال مهمانی رفتند که سالها او را از قاب تصویرها و سخنرانیها میشناختند. پرچمها برافراشته شد، بنرها نصب شد و تصویرش، پیش از آنکه قدمهای زائران به این مسیر برسد، بر دیوارهای جاده نقش بست؛ گویی میزبانان میخواستند پیش از آغاز اربعین، دین خود را به مردی ادا کنند که او را خادم آرمان مقاومت میدانستند.
میگویند اربعین، هر سال با نخستین قدم یک زائر آغاز میشود؛ اما امسال، روایت از قدمها شروع نشد، از یک نام آغاز شد. نامی که از نجف تا کربلا، بر زبان بسیاری از موکبداران و زائران جاری بود و پیش از آنکه ازدحام میلیونی شکل بگیرد، مسیر را رنگ دیگری بخشید.
میزبانی که به مرزها ختم نمیشود
سالهاست مردم عراق، اربعین را تنها یک مناسبت مذهبی نمیدانند؛ این روزها برای آنان موسم خدمت است. بسیاری از خانوادهها ماهها پیش از آغاز پیادهروی، خود را برای پذیرایی از زائران آماده میکنند. خانههایشان را در اختیار غریبههایی میگذارند که تنها وجه اشتراکشان، عشق به امام حسین (ع) است. دیگهای غذا از سپیدهدم روی آتش میرود، استکانهای چای لحظهای خالی نمیماند و خادمان موکبها، بیآنکه نامی از خود بگذارند، تنها به دنبال آن هستند که زائری خسته از کنارشان گرسنه یا تشنه عبور نکند.
برای بسیاری از عراقیها، زائر ایرانی غریبه نیست. سالها همدلی، رفاقت و اشتراک در باورها، پیوندی ساخته که از مرزهای جغرافیایی عبور کرده است. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از زائران، از همان لحظه ورود به عراق، احساس میکنند به خانهای آشنا قدم گذاشتهاند؛ خانهای که میزبانش، پیش از آنکه نامت را بداند، تو را برادر خود صدا میزند.
جادهای که هر سال، روایت تازهای مینویسد
با نزدیک شدن به اربعین، آرامآرام چهره جاده نجف تا کربلا تغییر میکند. موکبهای بیشتری برپا میشوند، صدای نوحهها بلندتر از قبل به گوش میرسد و سیل زائران از ملیتهای مختلف، ستون به ستون خود را به این مسیر میرسانند. هر کس از گوشهای از جهان آمده است، اما مقصد همه یک نقطه است؛ حرم سیدالشهدا (ع).
اربعین، هر سال روایت تازهای برای گفتن دارد. گاهی روایتش، خدمت بیمنت موکبداران است؛ گاهی اشکهای زائری که پس از سالها به آرزویش رسیده و گاهی لبخند کودکی که لیوانی آب را به رهگذری تعارف میکند. اما امسال، در کنار همه این تصویرهای آشنا، نشانههای دیگری نیز آرامآرام خود را نشان میدهد؛ نشانههایی که از همان ابتدای مسیر، نگاه زائران را به خود جلب میکند.
این بار، روایت جاده فقط از قدمها نیست؛ از پرچمهای قرمز رنگی است که در باد به اهتزاز درآمدهاند، از شعارهایی که شبها در برخی موکبها طنینانداز میشود و از نشانههایی که خبر از اربعینی متفاوت میدهند. گویی جاده نجف تا کربلا، امسال نیز میخواهد روایت دیگری از عاشورا را برای جهان بازگو کند؛ روایتی که هرچه به کربلا نزدیکتر میشوی، پررنگتر از قبل خود را نشان میدهد.
پرچمهایی که قصه خونخواهی را روایت میکنند
هرچه قدمها به کربلا نزدیکتر میشود، رنگ سرخ بیشتر خودنمایی میکند؛ سرخی که فقط رنگ یک پرچم نیست، بلکه یادآور ندایی است که قرنها پیش در صحرای کربلا برخاست و هنوز در گوش تاریخ طنین دارد؛ «یا لثارات الحسین». حالا تمام آزادگان جهان به خونخواهی از مردمی برخاستهاند که چندین ماه است درگیر جنگی تمام عیارند.
امسال، پرچمهای سرخ بیش از همیشه در مسیر مشایه به چشم میآیند. از ابتدای جاده نجف تا نزدیکی حرم، بر فراز موکبها، میان دستهای زائران و کنار پرچمهای کشورهای مختلف، این پرچمها در باد میرقصند؛ گویی هر کدام ادامه روایتی هستند که از عصر عاشورا آغاز شد و هنوز پایان نیافته است.
شب که از راه میرسد، حالوهوای برخی موکبها تغییر میکند. جمعیت آرامآرام گرد هم میآیند؛ همانگونه که شبهای گذشته در میدانها و خیابانهای ایران کنار یکدیگر ایستاده بودند. پرچم ایران بالا میرود، پرچمهای سرخ در کنار آن قرار میگیرد و صدای شعارها، نوحهها و همخوانیها، سکوت جاده را میشکند. گویی بخشی از همان میدانها، این بار چمدان خود را بسته و به جاده نجف تا کربلا آمده است.
در بعضی موکبها، پرچمداران، دقایقی طولانی پرچم ایران را بر فراز جمعیت نگه میدارند؛ بیآنکه سخنی بگویند. تنها باد است که پارچه را به حرکت درمیآورد و زائرانی که از کنارشان عبور میکنند، با نگاه یا سلامی کوتاه، به این تصویر ادای احترام میکنند.
در میان انبوه پرچمها، تصویرهایی نیز بیش از گذشته دیده میشود؛ تصویر رهبر شهید که در کنار شخصیتهای مذهبی و اجتماعی عراق بر دیوار موکبها و مسیر نصب شده است. زائران از ملیتهای مختلف، لحظهای مقابل این تصاویر مکث میکنند؛ بعضی فاتحهای میخوانند، بعضی عکس یادگاری میگیرند و بعضی تنها با نگاهی طولانی از کنار آن عبور میکنند. انگار جاده، امسال علاوه بر روایت اربعین، روایت مردانی را نیز با خود حمل میکند که نامشان با مقاومت گره خورده است.
اگر سالها پیش، کاروان حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) پیام عاشورا را از دل اسارت به جهان رساند، امروز نیز این جاده، بار دیگر حامل همان پیام شده است؛ با این تفاوت که این بار، میلیونها زائر از دهها کشور جهان، هر کدام به زبان خود، آن پیام را روایت میکنند. «یا لثارات الحسین» دیگر تنها جملهای بر یک پرچم نیست؛ شعاری است که در میان قدمهای زائران، معنایی تازه پیدا کرده است.
مسیر خاکی اربعین امسال بیشتر از سالهای گذشته از پرچمهای اسرائیل و آمریکا استقبال کرده است تا لگدمال کردن آن پیامی باشد برای رهبران جزیره اپستین که مانند همین تصویر در زیر پا لگدمال خواهید شد. عبور مردمان از روی تصویر هم صحنههای جالبی را رقم زده است، کودکانی که جبهه حق را به درستی شناختهاند و برای لگدمال کردن تصاویر از یکدیگر پیشی میگیرند تا اولین نفر باشند که بر روی چهره نحس آنان پای بکوبند.
مرزی که فقط روی نقشه مانده است
اربعین، هر سال مرزها را کمرنگتر میکند؛ اما امسال، انگار این همدلی بیش از گذشته به چشم میآید. از همان لحظه ورود به عراق، پرچمهای دو کشور در کنار یکدیگر دیده میشود؛ پرچمهایی که دوشادوش هم بر سردر برخی موکبها نصب شدهاند و برای بسیاری از زائران، تنها یک نماد نیستند؛ تصویری از پیوندی که سالهاست میان دو ملت شکل گرفته است.
در طول مسیر، کمتر میتوان موکبی را پیدا کرد که میزبان، پیش از تعارف یک استکان چای یا لیوان آب، از ملیت زائر سؤال کند. اینجا همه با یک نام شناخته میشوند؛ «زائر الحسین». اما در میان همین جمعیت، روایتهایی نیز شنیده میشود که از محبت ویژه مردم عراق به زائران ایرانی حکایت دارد. برخی زائران میگویند در ایستگاههای بازرسی یا مسیرهای منتهی به مشایه، برخورد مأموران و مردم با ایرانیها، آمیخته با احترام و صمیمیتی است که ریشه در سالها رفاقت و همراهی دارد.
این احترام را میتوان در رفتار موکبداران هم دید. پیرمردی که با شنیدن زبان فارسی، لبخندش عمیقتر میشود و جوانی که با لهجه شکسته فارسی، زائران را به استراحت دعوت میکند. گاهی تنها یک جمله کوتاه کافی است؛ «ایران و عراق... اخوان.» همین چند کلمه، فاصله دو ملت را به اندازه چند قدم در جاده نجف تا کربلا کاهش میدهد.
در گوشهای از مسیر، کودکی پرچم عراق را در دست دارد و در کنار او نوجوانی، پرچم ایران را بالا گرفته است. چند متر آنطرفتر، زائرانی از لبنان، پاکستان، افغانستان، یمن و کشورهای دیگر، با پرچمهای خود در میان جمعیت حرکت میکنند. مقصد همه یکی است و شعارها، اگرچه با زبانهای مختلف گفته میشود، اما یک معنا را روایت میکند.
شاید همین تصویرهاست که اربعین را به بزرگترین نمایش وحدت جهان اسلام تبدیل کرده است؛ جایی که ملیتها در حاشیه قرار میگیرند و آنچه باقی میماند، هویت مشترک عاشورایی است.
حادثه تلخ میناب و همدلی مردمان عراقی در این واقعه، تسکین خاطری شده است برای ایرانیان. امسال اما مسافرانی که از سرزمین ایران به این زیارت پای گذاشتهاند متفاوتترند. از تصاویر فرشتگان بهشتی میناب که در نزدیکی حرم حضرت علی (ع) قرار گرفتهاند تا بلند شدن نام جاویدالاثر ماکان نصیری در بلندگوهای بینالحرمین که به مرکز مفقودیهای حرم خوانده میشد.
کاروانی که هنوز در حرکت است
تاریخ، این مسیر را پیش از این نیز دیده است. روزی کاروان حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع)، پیام عاشورا را از دل داغ و اسارت به شهرها رساند؛ پیامی که قرار نبود در کربلا دفن شود. اگر آن کاروان، روایت مظلومیت را زنده نگه داشت، امروز میلیونها زائر، هر کدام به شیوه خود، روایت ماندگاری آن پیام را ادامه میدهند.
امسال، این روایت رنگ و بوی دیگری نیز گرفته است. پرچمهای سرخ «یا لثارات الحسین» و «یا الثارات الخامنهای» در کنار پرچم کشورهای مختلف، بیش از گذشته به چشم میآید؛ گویی این جاده، بار دیگر زبان خونخواهی را به یاد آورده است. نه به معنای یک شعار صرف، بلکه به معنای زنده ماندن آرمانی که از عاشورا آغاز شد؛ ایستادگی در برابر ظلم و فراموش نشدن خون مظلوم.
در میان انبوه جمعیت، گاهی زائری از ایران، گاهی جوانی از عراق، گاهی کاروانی از لبنان یا پاکستان، همان پرچم سرخ را بر دوش گرفتهاند. انگار «یا لثارات الحسین» دیگر متعلق به یک ملت نیست؛ به زبان مشترک میلیونها انسانی تبدیل شده که از گوشهوکنار جهان، خود را به این جاده رساندهاند.
جاده نجف تا کربلا، این روزها فقط مسیر رسیدن به حرم نیست؛ مسیری است که در هر ستون، در هر موکب و در هر پرچم، روایتی تازه از عاشورا نوشته میشود. روایتی که از کربلای سال 61 هجری آغاز شد و امروز، در اجتماع میلیونی اربعین، همچنان ادامه دارد؛ گویی این کاروان، هنوز به مقصد نهایی خود نرسیده است.
تصویری که در تمام مسیر تکرار میشود
امسال، در کنار پرچمهای سرخ «یا لثارات الحسین» و بیرقهای یا حسین (ع)، تصویری دیگر نیز بارها نگاه زائران را به خود جلب میکند؛ تصویر رهبر شهید. از ابتدای مسیر نجف تا ورودی کربلا، بر سردر برخی موکبها، کنار پرچمها و در میان بنرهایی که چهرههای شناختهشده مقاومت را در خود جای دادهاند، تصویر او نیز دیده میشود؛ گویی پیش از آنکه میلیونها زائر قدم در این مسیر بگذارند، نام و یاد او به استقبال اربعین آمده است.
کودکان عراقی که برای بلند کردن بیرقها با یکدیگر مشاجره دارند و در آخر ان کسی که بتواند عکس و یا بیرق رهبر را بلند کند پیروز این میدان است. هرکدامشان که ایرانی را میبیند فریاد «لبیک یا خامنهای» سر میدهد. آری مسیر و راهت اگر درست باشد بدون ذرهای درنگ نامت بر سر زبانها جاری میشود. حال میخواهد آن فرد پیرمردی 80ساله باشد یا کودکی 8ساله.
زائران هنگام عبور، گاه مکثی کوتاه میکنند؛ فاتحهای میخوانند، دستی بر سینه میگذارند یا تنها با نگاهی آرام از کنار تصویر عبور میکنند. برای بسیاری، این تصاویر تنها یادبود یک شخصیت نیست؛ یادآور مسیری است که به باور آنان، از عاشورا آغاز شده و در امتداد فرهنگ مقاومت ادامه یافته است.
در برخی موکبها، تصویر رهبر شهید در کنار شخصیتهای برجسته عراقی نصب شده است؛ تصویری که برای بسیاری از زائران، نمادی از همدلی و پیوند میان دو ملت تلقی میشود. همین همنشینی قابها، برای رهگذران، روایت دیگری از اربعین میسازد؛ روایتی که در آن، مرزهای جغرافیایی جای خود را به اشتراک در باورها و آرمانها داده است.
شاید به همین دلیل باشد که امسال، بسیاری از زائران، رهبر شهید را «نخستین زائر اربعین» مینامند؛ زائری که پیش از رسیدن کاروانهای میلیونی، تصویرش در جاده نجف تا کربلا حاضر شد و نامش در کنار نام حسین (ع)، بر زبان بسیاری از عاشقان این مسیر جاری شد.
در این میان، اربعین تنها یک آیین سوگواری نیست؛ به صحنهای برای روایت حافظه جمعی تبدیل شده است. حافظهای که در آن، عاشورا، اربعین و یاد چهرههایی که از نگاه زائران در امتداد همان مسیر معنا میشوند، در کنار یکدیگر روایت میشوند و هر قدم، فصل تازهای از این روایت را مینویسد.