جولان واشنگتن در اقتصاد انرژی برای عقبراندن رقیب راهبردی
تهران - ایرنا - نگرانی ایالاتمتحده از اهداف بلندمدت پکن در کنار نقش واشنگتن در بازار جهانی نفت و گاز موجب شده که نیاز روزافزون چین به انرژی به پاشنه آشیل این کشور تبدیل شود. تحلیلگران یکی از عرصههای اصلی کاخ سفید برای مقابله با قدرت چین را حوزه انرژی میدانند.
درباره اقتصادهای بزرگ دو مفروض اصلی در بازار انرژی جهان وجود دارد؛ نخست آنکه چین برای بقای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود به شدت به انرژی (بهویژه نفت) نیازمند است و شرایط ثبات و رشد اقتصادی این کشور در گرو دسترسی کمدردسر و تا حد امکان ارزانقیمت انرژی است.
مساله دوم به هژمونیطلبی آمریکا و برخی عوامل دخیل در آن مربوط میشود. از یک جهت به مدت چند دهه است که ایالات متحده ابرقدرت جهان است و تقریبا در سی سال اخیر بدون رقیب جدی کوشیده به ساختار نظام بینالملل مطابق با خواست خود شکل داده بدهد. اما در چند سال اخیر بسیاری مخصوصا در آمریکا اعتقاد پیدا کردهاند چین مهمترین تهدید بالقوه و جدی برای هژمونی واشنگتن خواهد بود.
رشد اقتصادی سریع چین و گسترش سیطره این کشور در اقصی نقاط جهان، کاخ سفید را نسبت به اهداف بلندمدت این کشور بدبین کردهاست. نفوذ پکن که در سرتاسر جهان از آمریکای لاتین تا آفریقا و شرق آسیا کشیده شدهاست، ابتدا از طریق سرمایهگذاریهای هنگفت در زیرساختها به ویژه منابع طبیعی کشورها راه خود را باز میکند. این برنامه به اندازهای دقیق و حسابشده دنبال میشود که دولتهای میزبان را به قبول شروط پکن و پذیرش نفوذ این کشور در بلندمدت وادار میکند.
قدرت فزاینده چین در اقتصاد جهانی و ابزارهای آمریکا برای عقب راندن حریف
اگرچه هنوز علائمی از اهداف سیاسی و بین المللی چین در جهت برهم زدن نظم جهانی به نفع پکن دیده نمیشود اما همین موضوع نگرانیهای جدی در ذهن رهبران کشورهای قدرتمند به ویژه ایالات متحده ایجاد کردهاست.
روزنامه «نیویورک تایمز» در این زمینه اذعان میکند همزمان که چین در حال قدرتمندتر شدن است قدرت بلامنازع آمریکا در جهان را از بین میبرد و این کار با جابجایی جایگاه ایالات متحده در آسیا آغاز شده است. اکنون حجم تجارت کشورهای آسیایی با آمریکا کاهش یافته و چین جای واشنگتن را گرفته است.
طبق گزارش فوق، در شرایط کنونی حدود 20 کشور آسیایی هستند که در انتخاب میان سرمایه و اقتصاد چین و چتر امنیتی آمریکا مردد ماندهاند. ایالات متحده نگران آن است که این وضعیت در دیگر مناطق جهان هم به تدریج رخ بدهد و تعمیق شود.
موضوع مهم دیگر در عرصه هژمونی آمریکا در حوزه انرژی آن است که ایالات متحده اکنون به بزرگترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل شده و به تازگی حتی صادرات این ماده حیاتی را آغاز کردهاست. واشنگتن از نظر ذخایر و تولید گاز هم وضعیت بسیار خوبی در جهان دارد و در زمره سه کشور بزرگ تولیدکننده آن قرار دارد. آمریکا همه این پیشرفتها در حوزه انرژی را مرهون نفت و گاز غیرمتعارف یا شیل است.
از سوی دیگر، کاخ سفید تقریبا سیطره محسوسی را بر تصمیمسازی های کشورهای تولیدکننده نفت خاورمیانه دارد. این نفوذ به اندازهای است که واشنگتن را قادر میسازد تا خطمشی این کشورها مخصوصا دربار سعودی را به سمت و سویی که به نفع خود میبیند، منحرف سازد. حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه و خلیج فارس هم توانایی بالای این کشور در شکل دهی به تصمیمهای حکام عربی منطقه مخصوصا در حوزه انرژی را نشان می دهد.
این شرایط درحالی بر منطقه حاکم است که از گذشتهها خلیج فارس مهمترین منبع تامین انرژی برای چین بوده و به عبارت سادهتر کاخ سفید اگر بخواهد، به راحتی قادر است تا گریبان پکن را در حوزه نفت و گاز بفشارد.
آمریکا و نگرانی از وضعیت هژمونی
از نگاه چین، افزایش وابستگی به بازار بینالمللی انرژی به دلیل سیطره ایالات متحده بر آن یک تهدید بالقوه برای این کشور است؛ افزایش وابستگی چین به بازار جهانی انرژی سبب افزایش آسیبپذیری این کشور در مقابله با نوسانات قیمت و اختلالات بازار انرژی میشود که چین قادر به کنترل آنها نیست. این امر حکایت از سیاسی شدن امنیت انرژی برای چین دارد.
چین در شرایط کنونی، قدرتی ژئواکونومیک به شمار میرود و حوزههای رقابت خود با سایر قدرتهای بزرگ به ویژه ایالات متحده آمریکا را به طور عمده در اقتصاد و تجارت تعریف میکند. این کشور در ظاهر تاکنون تلاش آشکاری را برای چالشآفرینی و رقابت ژئوپولتیک با ایالات متحده در مناطق حساس و بحرانخیز همچون خاورمیانه و خلیجفارس صورت نداده است. در مقابل، چین نقش واشنگتن را در عرصه های مختلف خاورمیانه و خلیج فارس به رسمیت شناختهاست.
پکن تلاش آشکار سیاسی را در جهت رقابت استراتژیک با آمریکا در این منطقه صورت نمی دهد. به اعتقاد رهبران چین، این کشور آمادگی ورود به میدان رقابت با آمریکا در کوتاهمدت را ندارد. پکن بر این باور است که برای چند دهه آینده نیازمند صلح و ثبات در آسیا و جهان است تا بتواند از ظرفیتهای خود در جهت توسعه پایدار و همهجانبه استفاده کند. نخبگان چینی هم بر این باورند که لازمه ارتقای منزلت بینالملی بر مؤلفههای اقتصادی قدرت استوار است. با این وجود، چین بیمیل نیست که به عنوان بازیگر متوازنکننده قدرت آمریکا در نظام بینالملل شناخته شود، اما میداند این مهم در آیندهای نزدیک دستیافتنی نیست.
چین با وجود آنکه نمیتواند از منابع انرژی منطقه خلیج فارس صرفنظر کند، اما ناگزیر است برای تأمین امنیت انرژی در این منطقه که تحت نفوذ و کنترل آمریکا قرار دارد به نحوی خود را با سیاستهای ایالات متحده آمریکا در منطقه همراه سازد.
در طرف مقابل اما ایالات متحده و بسیاری از کشورهای اروپایی به دیده تردید به سیاست های چین مینگرند؛ پروژه بزرگ «جاده ابریشم جدید» پکن حتی بر این نگرانیها افزودهاست زیرا مسیر چندهزار کیلومتری ابرپروژه یادشده بیشتر کشورها در قارههای آسیا، آفریقا و اروپا را به چین متصل میسازد. مهم آنکه نوع سرمایهگذاری های چین در کشورهای مسیر پروژه «یک کمربند، یک جاده» حکایت از آن دارد پکن نه تنها به کسب بازارهای این کشورها چشم دوختهاست بلکه سهم عمدهای را در ساخت یا نوسازی زیرساختهای مسیر جاده ایفا میکند و به نوعی در آینده نقش پررنگی را در تصمیمگیریها بر عهده خواهد داشت.
نشریه «فارین پالسی» در تحلیلی درباره تهدید چین علیه آینده هژمونی آمریکا آورده است: جمهوری خلق چین به تدریج قدرتمندتر میشود و هر سال سرمایه و قدرت خود را در جهان افزایش میدهد. پرسشی که تحلیلگران سیاسی در آمریکا مطرح میکنند آن است که با تداوم این شرایط، چین به تدریج خود را به بزرگترین قدرت اقتصادی، صنعتی و نظامی جهان و مرکز نوآوری های علمی و تکنولوژیکی تبدیل میکند و آیا ایالات متحده میتواند مجالی را برای عرض اندام پیدا کند؟
به طور قطع وظیفه رهبران و سیاستگذاران کشورها آن است که تهدید را پیش از وقوع پیشبینی کنند و برای مقابله با آن خطمشیهایی را در پیش بگیرند که با کمترین هزینه، بیشترین منافع ملی کشورها را برآورده میسازد. هراس آمریکا از قدرت چین در کنار نگرانی پکن در حوزه انرژی برای هر دو طرف قابل درک است؛ درشرایط کنونی سیاست تقابلی میان واشنگتن و پکن به شدت در حوزه تجارت و تعرفه در بالاترین سطح آن قابل مشاهده می شود و اثرات آن در کل جهان پدیدار شدهاست. بعید نیست در آیندهای نه چندان دور دو کشور برای محدودکردن رقیب، در دیگر حوزهها از جمله انرژی هم رو در روی هم قرار بگیرند.
«جاناتان وارد» در کتاب تازه خود با عنوان «Chinas Vision of Victory» (دورنمای پیروزی چین) ضمن پرداختن به موضوع فوق، مهمترین اقدام برای مقابله با رویکرد تهدیدآمیز پکن را استفاده از همه ظرفیت های موجود علیه این کشور میداند. در این راستا، تنش های آبی چین با همسایگان، نقش معارضان دولت کمونیست چین در خارج از این کشور و تقاضای پکن برای انرژی از جمله مهمترین ابزارها برای فشار بر این کشور عنوان شدهاست.
طبق تحلیل این کتاب افکارعمومی علاقهای ندارد در جهانی زندگی کند که چین قدرت نظامی و اقتصادی برتر آن است زیرا ارزش های آمریکایی در این فضا قادر به ادامه حیات نیستند.
*س_برچسبها_س*