دست نیاز به سوی غرب کشور را متحمل خسارت میکند / اعتماد به غرب، لکه سیاه کارنامه مصدق
عنصری گفت: با بررسی تاریخ معاصر در میابیم که هر زمان سیاستمداران و رجال سیاسی به غرب اعتماد کرده و دست نیاز به سوی آنها دراز کردهاند، حاصلی جز خسارتهای زیانبار و کاری برای کشور در پینداشته است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمد عنصری، یک پژوهشگر تاریخ معاصر در گفتوگو با صبح توس، در رابطه با حافظه تاریخی تعهدات غرب در قبال ایران خاطر نشان کرد: با بررسی تاریخ معاصر در میابیم که هر زمان سیاستمداران و رجال سیاسی به غرب اعتماد کرده و دست نیاز به سوی آنها دراز کردهاند، حاصلی جز خسارتهای زیانبار و کاری برای کشور در پینداشته است.
وی افزود: به عنوان مثال در دوره مشروطه، با تسلط کامل روشنفکران غربگرا، نهضت ملی از مسیر خود منحرف شده و به دیکتاتوری رضاخان ختم شد، لذا اعتماد مصدق به امریکا نیز نتیجهای جز کودتا و از بین رفتن مبارزات مردمی در ملی شدن صنعت نفت نداشت، سرانجام معاهده برجام نیز ثابت کرد اعتماد به غرب تا چه اندازه میتواند منشاء خسارت جبران ناپذیر باشد.
یک پژوهشگر تاریخ معاصر تصریح کرد: تاریخ معاصر ایران نشان از آن دارد که از ابتدای مشروطه تا کنون هنگامی که رجال سیاسی به غرب اعتماد کردند و دست دوستی به سمت آنها دراز کردند، چیزی جز خسارت و تباهی برای کشور در پی نداشته و به نوعی ادامه روند دیپلماسی ایران با آنها به دلیل پیشروی غرب در مواضع سیاسی به دلیل وارد ساختن خسارتهای اقتصادی به ایران دشوارتر شده است.
وی با بیان اینکه جنبش مشروطه، به همچون نوری در دل سیاهیهای سیاست کشور در اواخر حکومت قاجار بود افزود: نهضتی که نقطه شروع آن بصیرت علما، ایمان مردم به اسلام و جایگاه والای روحانیت در معادلات اجتماعی آنان بود، به مشروطه خواهی واردتی و القایی تبدیل شد و با سرانجام خوبی همراه نشد، دلیل اصلی عوامل داخلی انحراف مشروطه را بایستی در تاکتیک فکری غرب بررسی کرد.
عنصری تصریح کرد: انگلستان در مقام استعمارگر مسلط بر احوال کشور نیز به دنبال راهی برای نفوذ به مشروطه بود و هنگامی که تجمع اعتراضآمیز مردم تهران در مسجد جامع به خاک و خون کشیده شد، یک جریان تاریخ ساز شکل گرفت.
وی افزود: با مطرح شدن رضاخان در صحنه سیاسی کشور، عریانترین نوع حمله به میراثهای مادی و معنوی کشور به بهانه صنعتی کردن کشور آغاز شد. وی که فرهنگ ایرانی و اسلامی را مانعی جدی بر سر ادامه حکومتش میدانست، طولانیسازی روند مدرنیسم فرهنگی و مولفههای سرسپردگی به تمدن غربی را در محور تلاشهای خود داشت.
یک پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: اقداماتی همچون متحدالشکل کردن لباس، قانون کشف حجاب، مبارزه با روحانیت، سرکوب عشایر، ممنوعیت عزاداری، ساختن راه آهن با هزینه افسانهای از جیب ملت فقیر با هدف انتقال آسان نیروهای انگلستان به شمال و... همه در راستای حفظ قدرت، با محور تکیه تاکتیکی و فکری بر غرب صورت گرفت.
وی افزود: مصدق در تمام حوزههای سیاسی و اقتصادی نه تنها به کشورهای انگلیس و آمریکا، بلکه به ایالتهای خودفروخته آنها نیز تکیه داشت. سنجابی وزیر کابینه مصدق میگوید: «در کابینه اول مصدق، آشکارا به ما میگفت: آقا ما باید از اینها برای پیشرفت کارمان استفاده کنیم؛ یک عدهای از افراد که جزء مبارزین و مجاهدین آزادی خواهی و وطن دوستی نبودند، حتی شهرت خوبی هم نداشتند یا مشکوک و متهم بودند بر اینکه ممکن است ارتباطی با خارجیها داشته باشند را وارد کابینه کرد.
عنصری تصریح کرد: تحریم نفتی ایران مصدق را به سمت آمریکا به عنوان تکیه گاهی جدید کشاند. از سفر وی برای پاسخگویی به شکایت انگلیس به شورای امنیت به نیویورک را میتوان پر از عبرت تاریخی یاد کرد. مصدق در این سفر دست نیاز به سمت آمریکا دراز میکند و مقامات این کشور به تمسخر و تحقیر وی میپردازند.
وی افزود: در اوج خشم مردم ایران علیه آمریکا بخاطر جنایات متعدد و نیز پناه دادن به شاه، بازرگان بدون اجازه امام به دیدار برژینسکی رفت و همین امر منجر به فوران نفرت دانشجویان از آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی شد. یک روز پس از تسخیر، بارزرگان استعفا داد. با این مقدمات، امام خمینی (ره) در پاسخ به نامه وزیر کشور وقت، در 1366، در مورد نهضت آزادی مینویسند: «پرونده این نهضت و همینطور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت میدهد که نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است».
انتهای پیام /