سه‌شنبه 12 فروردین 1404

زیان تحریم برای ایران چه بود؟/ عادلی: هم از عربستان و ترکیه عقب ماندیم هم از امارات

وب‌گاه خبر آنلاین مشاهده در مرجع
زیان تحریم برای ایران چه بود؟/ عادلی: هم از عربستان و ترکیه عقب ماندیم هم از امارات

محمدحسین عادلی دیپلمات شناخته شده‌ی ایرانی معتقد است خسارات ناشی از تحریم در ایران بسیار بالاست به طوری که هر خانوار ایرانی در ماه نزدیک به هجده میلیون تومان از بابت تحریم‌ها متضرر می‌شود.

زهرا علی‌اکبری: اقتصاد ایران روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد. سایه‌ی تشدید تحریم از یک سو و همچنین خیز عجیب و غریب قیمت‌ها در آخرین روزهای سال و تداوم این روند در اولین روزهای سال 1404 همگی نشان از بحرانی جدید دارد، بحرانی که می‌تواند قدرت خرید در ایران را بیش از پیش دستخوش کاهش کند.

محمدحسین عادلی که پیش از این در بالاترین رده‌های مدیریتی اقتصادی و سیاسی نظیر ریاست کلی بانک مرکزی، دبیرکلی مجمع کشورهای صادرکننده‌ی گاز و... حضور داشته و در سال‌هایی سفیر ایران در بریتانیا، کانادا و ژاپن بوده است در کافه خبر خبرآنلاین حضور یافت و به سئوالات متعددی پیرامون ضعیت کنونی و اینده‌ی اقتصاد ایران پاسخ گفت. وی معتقد است مهمترین خسارت تحریم در این سال‌ها توقف فرآیند توسعه در ایران بوده است و امیدوار است تصمیمات سیاسی فضای اقتصادی ایران را دستخوش تغییر کند. بخش اول این گفتگو پیش روست و بخش دوم این گفتگو در روزهای آتی منتشر خواهد شد.

بیشتر بخوانید: 

نوبخت: دولت چهاردهم باید پلن بی را برای اداره مملکت معرفی کند

پیش‌بینی مهم ولی‌الله سیف از روزهای آینده اقتصاد ایران / منتظر این تغییرات در نرخ ارز باشید

ایران سال‌هاست با مساله‌ی تحریم روبه‌روست و همین مساله سبب شده است عبارتی در واژگان سیاسی و اقتصادی مقامات ایرانی جا باز کند تحت عنوان دور زدن تحریم‌ها. به نظر می‌رسد تلاش برای از میان بردن تحریم و عادی کردن وضعیت جای خود را به تلاش برای دور زدن تحریم‌ها داده است. در این فضا با توجه به تهدید جدید ترامپ در خصوص تشدید تحریم‌ها و ممانعت از دور زدن تحریم توسط ایران، فضای پیش رو را چطور ارزیابی می‌کنید؟

یک نکته در این میان وجود دارد که باید بدان توجه کرد. این‌که ما حتی در دور زدن تحریم هیچ‌گاه موفق نبودیم. باید ببینیم تحریم با چه هدفی وضع شده است تا بسنجیم که آیا در دور زدن آن توفیقی حاصل شده است یا خیر؟

تحریم برای ممانعت از سرمایه‌گذاری در کشور صورت گرفته است. در حقیقت با هدف پیشگیری از توسعه، ما را تحریم کردند. هدف تحریم پیشگیری از سرمایه‌گذاری و انتقال تکنولوژی و منع واردات تجهیزات بسیار پیشرفته به ایران بوده که در شکستن هیچ کدام از این اهداف موفق نبودیم. شما دهه‌ی نود را ببینید. بعد از سال‌های اول تحمیل شش قطعنامه تحریمی سازمان ملل، چه اتفاقی در ایران رخ داد؟ وضعیتی که پیدا کردیم این بود که سرمایه گذاری ما 4.5 درصد کاهش یافته است. اولین تحریم امریکا علیه ایران تحریم سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران بود. حالا در دهه‌ی نود کل سرمایه‌گذاری در کشور منفی شد و به تبع آن رشد اقتصادی نیز منفی شد. تورمی که غالبا بین 15 تا 20 درصد بود، رسید به بالای 40 درصد و 47 درصد و 52 درصد رسید. ما در این سال‌ها اصلا نتوانستیم تحریم را دور بزنیم که توسعه داشته باشیم.

در غیاب توسعه در ایران طبیعتا وضعیت اقتصادی نیز دستخوش تغییرات منفی شده است.

بله این موضوع با مراجعه‌ی به آمار و ارقام قابل اثبات است. به عنوان مثال شکاف طبقاتی را ببینید. فاصله‌ی بین دهک اول یا پایین درآمدی با دهک‌های ثروتمند نسبت به دهک‌های پایین درآمدی گسترش پیدا کرد. این فاصله یعنی فاصله‌ی دهک اول با دهک بالایی قبلا یازده برابر بود الان به 13.9 برابر رسید. این یعنی افزایش نابرابری. نگاه می‌کنیم و می‌بینیم هم صادرات ما کاهش یافته هم تولید سرانه و هم درآمد سرانه. زمانی می‌توانیم بگوییم در دور زدن تحریم موفق بودیم که تولید ناخالص داخلی افزایش یابد. تولید ناخالص داخلی ما در سال 2000 حدود 360 میلیارد دلار بود. در همین مقطع زمانی تولید ناخالص داخلی ترکیه به حدود 270 میلیارد دلار می‌رسید. تولید ناخالص داخلی عربستان سعودی در سال 2000 برابر با 190 میلیارد دلار بود و امارت نیز تولید ناخالص داخلی‌ای در محدوده‌ی صد میلیارد داشت. حالا ببینیم در این مدت چه اتفاقی رخ داده است؟

تولید ناخالص داخلی ما به 370 میلیارد دلار رسیده اما تولید ناخالص داخلی ترکیه به 1150 میلیارد دلار، عربستان سعودی به 1100 میلیارد دلار و امارات به 514 میلیارد دلار رسیده است. پس در نتیجه ما نتوانستیم تحریم را دور بزنیم. تحریم برای این است که ظرفیت شما را کاهش دهد.

البته تعریف برخی از دور زدن تحریم منطبق با تعاریف متعارف نیست. در حقیقت لایه‌ای سطح از موضوع نظیر مد نظر است. مانند تامین نیازهای اولیه‌ی زندگی و...

درست است. در خلال این مدت توانستیم قوت لایموت را تامین کنیم. البته این کار را با هزینه‌های مادی و معنوی بسیار گزاف انجام داده‌ایم و بعد به این کار گفته‌ایم دور زدن تحریم. واقعیت این است که تحریم جلو توسعه کشور را گرفته. در اثر تحریم تعداد افراد فقیر افزایش داشته است. این‌ها آمارهای واقعی است. بنابراین مواظب باشیم خودمان را گول نزنیم که موفق بودیم. ما ناموفق بودیم.

حالا می‌رسیم به مساله‌ی هزینه‌های مادی و معنوی ناشی از دور زدن تحریم. برآوردها در این حوزه نیز نشان از تحمیل هزینه‌های گزاف به اقتصاد ایران دارد.

بله. برای تهیه و تدارک قوت لایموت یعنی صادرات و واردات معمولی برآوردهایی صورت گرفته است. برآوردهای کارشناسان نشان می‌دهد متوسط سی درصد در مقاطع مختلف تجارتی هزینه اضافی بر اقتصاد تحمیل می‌شود. یک هزینه‌ی اضافی این است که وقتی به نام ایران بخواهید کالایی بخرید، با لیست قیمتی متفاوت روبه‌رو می‌شوید. به عنوان مثال کالایی که صد تومان است برای ایرانی 110 یا حتی 120 تومان قیمت می‌خورد. در ضمن باید این کالا را از مسیر پنهان بیاورید و از چند منزل و مرحله عبور بدهید. در هر منزل و مرحله باید اسناد را عوض کنید. برای آن‌که کسی متوجه نشود خریدار ایرانی است باید شرکت‌های تراستی درست کنید. همه‌ی هزینه‌ها را که بگذارید روی هم می‌بینید سی درصد هزینه‌ها بالا می‌رود. البته این ارقام باید قابل لمس باید بشود. فرض کنید در سال 1402 ما حدود 150 میلیارد دلار صادرات و واردات داشته‌ایم که سی درصدش می‌شود حدود 50 میلیارد دلار. 50 میلیارد دلار را ضرب در همین قیمت ارز نود هزار تومانی کنید رقمی به اندازه‌ی بودجه یک سال دولت حاصل می‌شود. من حساب کردم؛ این رقم برای هر فرد ایرانی 53 میلیون تومان در سال است. یعنی ماهی چهار تا پنج میلیون تومان هزینه‌ی ناشی از تحریم به هر ایرانی تحمیل می‌شود. این بدان معناست که خانوار چهار نفره ماهی 18 میلیون تومان بابت این هزینه‌ها خسارت می‌بیند. پس خسارت تحریم بسیار زیاد است. مهمترین خسارت هم این است که ایران که کشور اول منطقه بود از امارات هم عقب مانده است. حالا ببینیم در آینده وضعیت چه خواهد شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال 2029 تولید ناخالص داخلی ما به 590 میلیارد دلار می‌رسد اما تولید ناخالص داخلی ترکیه به 1760 خواهد رسید. تولید ناخالص داخلی عربستان سعودی نیز به 1400 میلیارد دلار و تولید ناخالص داخلی امارات نیز به بیش از هفتصد میلیارد دلار خواهد رسید. پس همین‌طور که جلو می‌رویم دیگران بزرگ می‌شوند و ما کوچک می‌شویم. وقتی اطراف شما ساختمان‌های بزرگ ایجاد می‌شود تهدید ایجاد می‌کند. این شرایط سبب می‌شود در آینده چالش‌های ما علاوه بر چالش‌های اجتماعی چالش تهدید خارجی هم باشد. به هر حال کشورهای اطراف که قدرتمند بشوند سهم بیشتری از مطنقه می‌خواهند. تحریم آسیب زیادی زده و شاید مهمترین دستور کشور باید این باشد که تحریم را کاهش دهد یا از بین ببرد.

البته در گزاره‌ی رفع تحریم مساله‌ی فروش نفت در دوران تحریم هم مطرح است. به طور خاص دولت سیزدهم سیاست خودش را در افزایش فروش نفت موثر می‌دانست.

من در این مورد هم حرف دارم. ما در این بخش هم توفیقی نداشتیم. کی توانستیم تحریم را بشکنیم؟ در زمانی که تحریم به شدت وجود داشته ایران نتوانسته نفتی بفروشد. آمار فروش نفت را ببینید تا موضوع روشن شود. در سال 1390 آمار فروش نفت ما خیلی بیشتر از سال 1391 است. من خیلی به ارقام نمی‌توانم اشاره کنم. وقتی در دهه‌ی نود مذاکرات شروع شد، شدت تحریم کاهش یافت و فروش رفت بالا. بعد از آن در سال 98 و 99 در اثر تشدید تحریم باز هم صادرات نفت ما به شدت کاهش یافته و تقریبا به یک پنجم تقلیل پیدا کرد. وقتی مذاکره شروع شد یا چشم‌انداز ایجاد شد طرف مقابل حلقه‌ی تحریم را شل کرد تا ایران بتواند نفت بیشتری بفروشد. در حقیقت زمانی که آن‌ها سفت گرفته‌اند فروش نفت کاهش یافته است. همین الان با توجه به حضور دولت جدید در آمریکا، این اتفاق در حال رخ دادن است و چین که خریدار اول نفت ما هست، خرید نفت را کاهش داده است. هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و فقط کمی فشار به چین آمده، خرید نفت از ایران را سی درصدی کاهش داده است؛ پس در هیچ موردی در زمانی جدی بودن تحریم، ما موفق نبودیم. همان مقداری هم که توانستیم به صورت مخفی نفت بفروشیم، به دلیل این است که طرف مقابل کمی تحریم را شل گرفته یا چشم‌انداز مذاکره وجود داشته است. در زمان استقرار دولت سیزدهم نیز با حضور بایدن این موقعیت ایجاد شد و ایران توانست نفت بیشتری بفروشد.

به نظر می‌رسد در این‌جا منافع تحریم‌کنندگان با منافع کاسبان تحریم مطابقت پیدا می‌کند. از دل این نگرشی داخلی که ضد توسعه است متولد می‌شود. نگرشی که تحریم را نعمت می‌داند.

البته نعمت برای گروهی قلیل. وقتی تحریم در کشوری اتفاق می‌افتد، به اجبار و به ضرورت روابط اقتصاد خارجی کشور تغییر شیوه و مسیر می‌دهد. به هر حال چون کشور در شرایط جنگ اقتصادی و سیاسی به سر می‌برد، کسانی که دارای قدرت هستند می‌توانند از مسیرهای خاص و مقررات خاص استفاده کنند. در نتیجه مسیری ایجاد می‌شود که همه نمی‌توانند بروند اما برای عده‌ای مسیر باز است. این‌ها تشکیل گروه می‌دهند بعد جامعه می‌شوند و تعدادشان زیاد می‌شود. مشخصه‌ی بارزشان هم این است که وابستگی قدرتی دارند. به هر حال واقعیت این است که وقتی ارز کم است، عده‌ی کمی می‌توانند ارز دریافت کنند. حال سؤال این است که آیا ارز به وارد کننده‌ی عادی چای باید داده شود یا به واردکننده‌ی خاص چای؟ اگر داده شود برابر این تخصیص ارز، چه امتیازی باید گرفت؟ در چنین فضایی این رانت‌ها افزایش پیدا می‌کند. در خلال سال‌های تحریم متاسفانه رانت‌های اقتصادی بسیار زیادی به افراد معدودی که مستظهر به حمایت نهادهای قدرتی بودند تعلق گرفته است. اگر تحریم از بین برود تعداد زیادی از مردم می‌توانند وارد مسیر بازرگانی داخلی و خارجی بشوند. در این صورت لزومی ندارد توزیع کالایی را در داخل و خارج به یک گروه خاص بدهید. در وضعیت عادی همه‌ی مردم می‌توانند ثبت سفارش کنند و ارز بگیرند. لذا رقابت زیاد می‌شود. معلوم نیست در وضعیت عادی، این گروه خاص چقدر شانس داشته باشند. بالاخره این‌ها عادت کردند بیش از ده سال از سفره تحریم بخورند و در نتیجه راضی نیستند و احساس خطر می‌کنند. این گروه تبدیل به بلوک بزرگی می‌شوند برای این‌که جلوِ رفع تحریم و باز شدن این مسیر را بگیرند. در فضای فعلی که فضای مخاصمه خارجی است، مردم عادی حوصله‌ی دردسر ندارند اما این گروه که رانت دارند و دنبال منابع هستند، وارد عمل می‌شوند. من به عمد کلمه‌ی مخاصمه را به کار بردم چرا که نمی‌خواهم از واژه‌ی جنگ استفاده کنم.

 سیگنالی دال بر تغییر فضا وجود دارد؟

دو علامت داریم، یکی وقتی منحنی به نقطه پایین می‌رسد و یکی وقتی شاخص پیک می‌زند و از آن‌جا به بعد پایین می‌آید. حالا ما د چه شرایطی قرار داریم؟ ما در آستانه‌ی پایین‌ترین نقطه منحنی اوضاع اقتصادی قابل تحمل کشور هستیم. هیچ سیگنالی از این سخت‌تر نیست. هیچ کس نمی‌تواند چشم بر واقعیت ببندد و این سختی را نبیند. وقتی جامعه به چنین نقطه‌ای می‌رسد فشار تورمی افزایش خارق‌العاده پیدا می‌کند و فقر و دزدی و جنایت و بی‌دینی و بی‌اخلاقی گسترش می‌یابد. متاسفانه در این فضا جامعه به جامعه‌ای غیر قابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود. همه‌ی این‌ها از نظر اقتصادی سیگنالی است که نشان می‌دهد این طور نمی‌شود ادامه داد. شما می‌توانید هر شرایطی ولو جنگی را به جامعه تحمیل کنید اما وقتی به این‌جا رسید باید امیدی برای برگشت باشد. این شیوه قابل ادامه نیست و باید تغییر کند. در این فضا کسانی که باید تغییر را ایجاد کنند، باید به سمت تغییر در رویکرد وسیاست بروند. به هر حال حتی جنگ هم نمی‌تواند دائمی باشد.

در فضایی که مشکلات اقتصادی راه حل اقتصادی ندارد و قفل‌ها در عرصه‌ی سیاست باید باز شود، چقدر می‌توان به تغییر این روند امید داشت؟

من امیدوارم این تصمیم گرفته شود. قبلا هم گفتم. ما برای اصلاح اقتصادی قبل از اینکه به مدیر اقتصادی احتیاج داشته باشیم به مدیران سیاسی نیاز داریم که بتوانیم رویکرد و مسیر کشور را تغییر دهیم تا در آن فضا بشود کار اقتصادی کرد والا مدیر اقتصادی در فضای نامناسب نمی‌تواند کار موثر انجام دهد.

223223

کد خبر 2043132
زیان تحریم برای ایران چه بود؟/ عادلی: هم از عربستان و ترکیه عقب ماندیم هم از امارات 2