شورش علیه اتحاد مقدس

بیانیه جبهه اصلاحات، ضعفهای بسیاری دارد و انتقادات زیادی را از طیف وسیعی از فعالان و جریانات سیاسی کشور نسبت به خود برانگیخته است.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضا ثقفینیا* - پس از ناکامی و شکست دشمن آمریکایی - صهیونی در رسیدن به اهداف کلیدی در تجاوز به کشورمان و پیروزی ایران در جنگ 12 روزه، دشمن به خوبی فهمید که نمیتواند ایران را از بیرون شکست دهد؛ در چنین شرایطی که به فرمودهی رهبر حکیم انقلاب "طراحی دشمن بعد از شکست در جنگ 12 روزه، ایجاد چند صدایی و شکستن اتحاد است" و ملت بصیر ایران نیز حول "دفاع از کشور، دفاع از نظام و دفاع از ایران عزیز"، "اتحادی مقدس" تشکیل دادهاند، به ناگاه پس از آتشبس، اقلیتی از ورشکستگان سیاسی دست به اختلافانگیزی و اقدامات تفرقهافکنانه زدند؛ پروژهای مشکوک که با بیانیه 180 اقتصاددان و نیز بیانیه موسوی آغاز و سپس با اظهارات روحانی و کروبی و مقاله ظریف ادامه پیدا کرد. در این میان، تشکلی تندرو و افراطی موسوم به جبهه اصلاحات، بیانیهای صادر میکند که برآیند و خروجی آن نه آشتی، بلکه آتشی است که میتواند اختلافات داخلی را شعلهور کند؛ یعنی دقیقا همان چیزی که اسرائیل و آمریکا دنبال آن هستند! آن هم درست در برهه حساس کنونی که بیش از پیش کشور عزیزمان ایران نیاز به وحدت و انسجام ملی دارد.
این سلسله اقدامات پیش از هر چیزی به منزله صدور کیفرخواست علیه نظام و تلاش برای براندازی نرم تلقی میشود. پس از منتفی شدن پروژه "تغییر نظام" در جنگ 12 روزه، حال این جریان تمامیتخواه و اقتدارگرا به دنبال پروژه "تغییر رفتار" نظام است. این اصلاحطلبان که خیلی وقت است که صف خود را از ملت جدا کردهاند، با چنین بیانیهها و اظهاراتی در تلاشند که در شرایط حساس و خطیر کنونی با فشار به نظام، و نیز با توهم خوداکثریتپنداری، خود را نماینده و سخنگوی مردم! معرفی کرده و به اسم مردم، زیادهخواهیهای جناحی خود را به عنوان مطالبات ملی! مطرح کنند و به اصطلاح از آب گلآلود ماهی بگیرند.
بیانیه جبهه اصلاحات، ضعفهای بسیاری دارد و انتقادات زیادی را از طیف وسیعی از فعالان و جریانات سیاسی کشور نسبت به خود برانگیخته است؛ آش این بیانیه به حدی شور بود که حتی صدای برخی از اصلاحطلبان نیز درآمد! این بیانیه جنجالی، علاوه بر اینکه ضد گفتمان وفاق دولت مستقر است و تلاشهای ادعایی رئیسجمهور را برای همگرایی نیروهای سیاسی خنثی میکند، گویای بازگشت اصلاحطلبان به تنظیمات کارخانه و تکرار مواضع رادیکال آنان همچون نامه معروف به جام زهر مجلس ششم است. این بیانیه با ارسال پالس ضعف به خارج و سیاهنمایی داخل، و نیز پیچیدن نسخه تسلیم برای ملت مقاوم ایران، آشوب داخلی و حمله نظامی مجدد دشمن را محتمل میسازد و در نتیجه، امنیت ملی را به مخاطره میاندازد.
در بیانیههای اخیر اصلاحطلبان، آنان با طرح کلیدواژههایی همچون تغییر پارادایم و اصلاحات عمیق ساختار حکمرانی، به دنبال حذف جایگاه و اصل ولایت فقیه از ساختار قانون اساسی و یا لااقل محدود کردن رهبری، از طریق کاهش محسوس اختیارات این جایگاه قانونی هستند. در بیانیه جبهه اصلاحات، دشمنی آشکاری نسبت به نهادهای انقلابی و نهادهای ذیل رهبری وجود دارد و صراحتا از انحلال آنان سخن گفته شده است. این بیانیه با قصد تضعیف نیروهای مسلح، سعی داشته که کشور از سپر دفاعی آنان محروم گردد.
بیانیهنویسهای اصلاحطلب از لزوم حاکمیت مردم، بازگشت به مردم و انتخابات آزاد سخن به میان آوردهاند! در صورتی که بازگشت حقیقی به مردم در بهمن سال 57 رخ داد و حاکمیت مردم به واقع از انقلاب اسلامی آغاز و در نظام جمهوری اسلامی تحقق یافت؛ نظامی که خود با مردمیترین انقلاب جهان تشکیل و با رای قاطع و مستقیم مردم انتخاب شد، و در این 46 سال، قریب به 40 انتخابات آزاد و سالم برگزار کرده است!
اصلاحطلبان در این بیانیه، طوری نسبت به مشکلات اقتصادی ژست انتقادی و طلبکارانه به خود گرفتهاند که انگار دست کم 33 سال مدیریت عالی اجرایی کشور در دست آنان نبوده و به کلی نقش اساسی خود را نسبت به شرطیسازی و تضعیف اقتصاد ایران در طی این سالیان نادیده میگیرند. نویسندگان این بیانیه لحنی هشدارآمیز نسبت به تبعات ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه دارند، اما مثل اینکه این اصلاحطلبان فراموش کردند که مکانیسم ماشه، چرا و چگونه در دستپخت برجامیشان به وجود آمده است!
در این بیانیه، جبهه اصلاحات با فراموش کردن تجربه 22 ساله پرونده هستهای ایران به ویژه در دولتهای خاتمی و روحانی، و همچنین تجربه مذاکرات اخیر در دولت فعلی که منجر به جنگ شد، و نیز با نادیده گرفتن نقش مخرب غرب در منازعات اخیر، ایران را تنشزا معرفی میکند و در کمال تعجب همچون آمریکای ترامپ، حق مسلم غنیسازی کشورمان انکار میکند و پیشنهاد پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی میدهد و خواهان آغاز مذاکرات جامع و مستقیم با آمریکا و عادیسازی روابط است! و در یک خوشخیالی مفرط و غیرواقعبینانه، انتظار رفع کامل تحریمها توسط دشمن بدعهد را دارد! این در حالی است که این پیشنهادات کاملا برخلاف اصول سیاست خارجی ایران یعنی "عزت، حکمت و مصلحت" است و فرموده اخیر رهبر انقلاب در خصوص "عاقلانه نبودن، هوشمندانه نبودن و شرافتمندانه نبودن مذاکره با آمریکا" را درنظرنمیگیرد.
جبهه اصلاحات در این بیانیه، با ساخت دوگانهای کاذب، دین را در مقابل اقتصاد، رفاه و توسعه معرفی میکند، همصدا با دشمن آمریکایی - صهیونی و ضدانقلاب، با قوانین و احکام اسلامی درباره زنان مخالفت کرده و برخلاف موضع رسمی جمهوری اسلامی، با ارائه راهکار دو دولتی برای مسئله فلسطین، به دنبال به رسمیت شناختن اسرائیل و عادیسازی روابط با آن رژیم در چارچوب پیمان ابراهیم است!
جبهه اصلاحات در پایان این بیانیه نیز با لحنی گستاخانه و هشدارآمیز خطاب به نظام تهدید میکند که بیاعتنایی به خواستههای غیرقانونیاش، "کشور را به مسیر فروپاشی تدریجی سوق میدهد" و اینکه "فردا ممکن است دیر باشد"! این تهدیدات اصلاحطلبان، نشاندهنده اصرار آنها بر امتداد خط آشوب که در فتنههای سالهای اخیر همچون 78، 88 و 1401 پی میگرفتند است و این مسیر خطرناک ممکن است روزی آنان را به سرنوشت جبهه ملی، نهضت آزادی و سازمان منافقین دچار کند.
در پایان این یادداشت، فرازی از وصیتنامه سردار شهید حاجیزاده را مرور میکنیم که در آن به نکاتی اشاره شده که بسیار به شرایط امروز ما مرتبط است: "در سایه عمل انقلابی چهار دهه با دشمنان عرصه نظامی، امنیت، منطقهای با وجود تحریم تسلیحاتی ملت بزرگ ایران ایستادگی کرد و به لطف و عنایت الهی پیروز شد. این نسخه شفابخش در همه عرصهها قابل استفاده خواهد بود. در مقابل چهار دهه تجربه نشان داد غربگراها، لیبرالها، عناصر شیفته مکتب غرب، همیشه در جهت عقربه قطبنمای ساخته غرب که آمریکا و انگلیس را نشان میدهد حرکت میکنند و هدفی جز تسلیم ملت ایران ندارند. وعدههای پوچ و فریبنده آنها مسیر نظام و انقلاب را عوض نکند. نسخه نجاتبخش و میزان تشخیص شما از موازین اسلام و فرامین رهبری معظم انقلاب باید باشد. "
* کارشناس سیاسی