چرا ژیژک فکر میکند تهرانیها حمام نمیکنند!/ هوش مصنوعی و بازدارندگی / آتش جهالت
آتش جهالت فرهیختگان نوشت: اتفاقات پنجشنبهشب تصاویر واضحی از آشوب برجای گذاشت و مردم به چشم دیدند که آتش جهالت و مزدوری فرقی بین اموال عمومی و شخصی قائل نیست. گروههای تروریستی وابسته به نهادهای خارجی اثبات کردند هیچ مکانی اعم از درمانگاه، مسجد، مترو، امامزاده، بانک و فروشگاه از شرشان در امان نیست. اینکه در یک شهر 3 نفر را در کانکس نیروی انتظامی حبس کرده و زنده زنده بسوزانند و یا با کپسول حاوی بنزین به سمت مأموران حافظ امنیت آتش بگشایند به طور واضح یادآور خشونت گروهکهای تروریستی همچون داعش است. در چنین شرایطی این توقع در افکار عمومی شکلگرفته که با قاطعیت با عوامل آشوب برخورد کرده و مانع از تداوم خسارت به اموال شخصی و عمومی بشوند تا بهاینترتیب باب متضرر شدن بیشتر کشور مسدود شود. در شرایطی که مقامات غربی صراحتاً اعتراف کردهاند در کف خیابان نیروهایشان حضور دارند برخورد با این عوامل طبعاً از عینک برخورد با دشمن خارجی نگریسته میشود. بعد از چند روز تولید بیوقفه تصویر خشونت و اقدامات تروریستی در کشور، اکنون دیگر بهوضوح ماهیت تروریستی اغتشاشگران و حلقههای تروریستی عیان شده است. در چنین شرایطی خانوادهها باید از فرزندانشان مراقبت کنند و مانع از آن شوند که تروریستهای کف خیابان با قربانیکردن فرزندان آنها پروژه کشتهسازی را پیش برده و جو کاذب علیه امنیت عمومی ایجاد کنند. طی روزهای گذشته چندین مطلب در راستای تشریح آشوبهای کف خیابان و ثبت تصاویر ضبط شده از خشونتهای میدانی در «فرهیختگان» منتشر شد. در ادامه این روایتها برخی از تصاویر خشونت که پنجشنبهشب توسط آشوبگران ایجاد شده قابلمشاهده است.
****** نقدی بر کژفهمی روشنفکران غرب از وقایع ایران
چرا ژیژک فکر میکند تهرانیها حمام نمیکنند!
روزنامه وطن امروز نوشت: وقتی نام «اسلاوی ژیژک» فیلسوف پرآوازه و منتقد سرسخت سرمایهداری را بر یک یادداشت یا مصاحبه میبینیم، انتظار داریم با یک متن پرمایه و محکم مواجه شویم اما گاهی چنان اشتباههای آشکاری در تحلیلهای این فیلسوف بزرگ دیده میشود که انسان را به تعجب وامیدارد. اخیراً ژیژک مصاحبهای با ژاپنتایمز انجام داده و مطالبی درباره زندگی روزمره ایرانیان گفته که بسیار عجیب و غیرواقعی است. در بخشی از مصاحبه او ادعا کرده به دلیل کمبود آب، مردم در تهران نمیتوانند حمام کنند! او شلوغی روزهای اخیر جادههای شمال ایران را به این علت میداند که مردم تهران به سمت دریای خزر فرار میکنند تا به آب دسترسی داشته باشند! ژیژک معتقد است یک خانواده معمولی در تهران مجبور است 10 درصد درآمد خود را صرف خرید آب کند، زیرا آب به دلیل نایاب بودن گران است! یک اندیشمند جهانی چگونه تا این حد در تحلیل یک کشور مشخص دچار خطاهای فاحش میشود؟ پاسخ را باید در شکافی عمیق جستوجو کرد؛ شکاف بین «واقعیت پیچیده ایران» و «تصویر تحریفشده» ای که در بخشی از محافل فکری - رسانهای غرب بازتولید میشود. این تصویر مخدوش، عموماً ریشه در خطای ناخواسته ناشی از تکیه بر دادههای نادرست و دوری از میدان دارد. نوشتار حاضر با واکاوی مصادیق این الگو، در پی نشان دادن این مدعاست که انتشار دادههای غلط و تحریفشده توسط رسانههای مخالف ایران، حتی روشنفکران و دانشگاهیان را به اشتباه میاندازد. رسانههای ضد ایرانی با تحریف عمدی دادهها، تصویری کاملا مغشوش از ایران میسازند که حتی زیرکترین روشنفکران همچون ژیژک، فریب میخورند. * تحریف عمدی رخدادها و «مثلهسازی واژهها» توسط رسانههای ضدایرانی رسانههای ضدایرانی تحریف عمدی معنای گفتار و کنشهای مسؤولان و واقعیتهای اجتماعی ایران را در دستور کار قرار دادهاند. بازیگران این عرصه، اعم از برخی رسانههای ضدایرانی یا سیاستمداران خاص، با بهرهگیری از تاکتیک «سوءتفاهم معنایی برنامهریزیشده»، نه در پی فهم، بلکه در پی ساختن روایتی جهتدار برای مخاطب غربی هستند. آنها واژهها را از بافتار خود جدا کرده و معنایی کاملاً وارونه به آن نسبت میدهند تا گزارهای ایدئولوژیک و اغلب تحریکآمیز تولید کنند. نمونههای این رویکرد، آشکار و فراوان است. هنگامی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتشان به صراحت میان «معترض قانونی» و «اغتشاشگر و خرابکار» تمایز قائل میشوند و از حق اعتراض در چارچوب قانون دفاع میکنند، رسانهای مانند «اینترنشنال» با حذف عمدی این تفکیک بنیادین، عنوان میکند ایشان همه معترضان را اغتشاشگر نامیدند! این، نمونه کلاسیک «حذف بافتار برای وارونهنمایی» است. نمونه بیپرواتر، واکنش «تام توگندهات» وزیر پیشین امنیت بریتانیا به توئیت رهبر انقلاب اسلامی است. آیتالله خامنهای در واکنش به تهدید ترامپ، با تأکید بر مقاومت ملی نوشتند: «ما تسلیم دشمن نخواهیم شد». توگندهات با فریبکاری مغالطهآمیزی ادعا کرد: «آیتالله از مردم ایران به عنوان «دشمن» یاد میکند». این، دیگر یک اشتباه ساده نیست، یک «جابهجایی عمدی مصداق و مصادره معنایی» است که هدفش القای تصویری غیرمردمی از حاکمیت ایران به مخاطب غربی است. این مثلهسازی واژگانی حتی به مفاهیم اخلاقی نیز سرایت میکند. وقتی فردی در شیراز با پاشیدن بنزین، مأمور نیروی انتظامی را به آتش میکشد و میگریزد، در ادبیات رسانههای وابسته به ضدانقلاب، این عمل «تروریستی» با واژگانی چون «شجاعت» و «معترض» توصیف میشود و این چنین تیتر میزنند: «تکثیر شجاعت؛ معترض شیرازی به روی مامور موتورسوار سرکوبگر بنزین میریزد، او را آتش میزند و فرار میکند»! اینجا با «ابتذال معنایی» مواجهیم؛ مصادره واژههای مثبت برای توصیف اعمال خشونتبار، تا جنایت قهرمانانه و اعتراض جلوه داده شود. آتش زدن انسانها جنایت است یا اعتراض؟ آیا این عمل تروریستی، شجاعتی است که باید تکثیر شود؟ این رسانهها با تغییر انگارهها به تولید دادههای نادرست میپردازند. آنها واژگان را به عنوان سلاح به کار میگیرند.
****** هوش مصنوعی و بازدارندگی روزنامه اعتماد در مقاله ای به قلم برت وی. بنسون وبرت جی. گلدستین درباره هوش مصنوعی و رابطه آن با بازدارندگی نوشت:
هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تبدیل شدن به ابزاری ضروری برای تصمیمگیریها در حوزه امنیت ملی است. ارتشهای سراسر جهان همین حالا هم به مدلهای هوش مصنوعی تکیه میکنند تا تصاویر ماهوارهای را پالایش و تحلیل کنند، تواناییها و ظرفیتهای دشمنان را ارزیابی کنند و برای اینکه نیرو در چه زمان، کجا و به چه شیوهای به کار گرفته شود، توصیههایی ارایه دهند. ... اما پلتفرمهای پیشرفته هوش مصنوعی همزمان میتوانند بازدارندگی را تضعیف کنند؛ مفهومی که مدتها شالوده کلی راهبرد امنیتی ایالاتمتحده بوده است. بازدارندگی موثر به این وابسته است که یک کشور به شکلی باورپذیر هم توانایی و هم اراده وارد کردن آسیبی غیرقابل قبول به دشمن را داشته باشد. هوش مصنوعی برخی پایههای این باورپذیری را تقویت میکند. اطلاعات بهتر، ارزیابیهای سریعتر و تصمیمگیری باثباتتر میتواند بازدارندگی را تقویت کند، چون توان دفاعی یک کشور و نیز عزمِ ظاهری آن برای استفاده از این توان را روشنتر به طرف مقابل منتقل میکند. با این حال دشمنان میتوانند از هوش مصنوعی برای خنثی کردن همین اهداف نیز بهره ببرند: میتوانند دادههای آموزشی مدلهایی را که کشورها به آنها تکیه میکنند، آلوده کنند و در نتیجه خروجی آنها را تغییر دهند یا عملیات نفوذ و اثرگذاری مجهز به هوش مصنوعی را برای جهتدهی به رفتار مقامهای کلیدی به راه بیندازند .... به این ترتیب، هوش مصنوعی به جای تقویت بازدارندگی، اعتبار امریکا را تضعیف کرده است. هرچه سامانههای هوش مصنوعی بیشتر در مرکز تصمیمگیری رهبران قرار بگیرند، میتوانند به جنگ اطلاعاتی نقشی تازه و بسیار قدرتمند در اجبار و درگیری بدهند، بنابراین برای تقویت بازدارندگی در عصر هوش مصنوعی، سیاستگذاران، برنامهریزان دفاعی و نهادهای اطلاعاتی باید با شیوههایی که از طریق آنها میتوان مدلهای هوش مصنوعی را به سلاح تبدیل کرد، صریح و جدی روبهرو و مطمئن شوند دفاع دیجیتال در برابر این تهدیدها همپای آنها پیش میرود. نتیجه بحرانهای آینده ممکن است به همین موضوع وابسته باشد. ... در نگاه اول، هوش مصنوعی به نظر میرسد ابزار مناسبی برای تقویت بازدارندگی باشد، چون با پردازش حجم عظیمی از دادهها میتواند اطلاعات دقیقتر فراهم کند، پیامها و نشانهها را روشنتر سازد و با ارایه تحلیلهایی سریعتر و جامعتر، تصمیمگیری رهبران را شتاب بدهد. ... دشمنان میتوانند از هوش مصنوعی برای منحرف کردن افکار عمومی استفاده کنند یا همان سامانههای هوش مصنوعی را که رهبران یک کشور به آنها متکیاند با «مسمومسازی» دادهها آلوده کنند. ... مقابله با این چالش مستلزم آن است که دولتها و پژوهشگران اقدامهایی انجام دهند تا سامانههای تحلیلی را در برابر مسمومسازی مدل مقاومتر کنند و هر زمان که عملیات نفوذِ مجهز به هوش مصنوعی شناسایی شد، بهطور فعال با آن مقابله کنند ... وجود تدابیر حفاظتی تابآور و آزمونهای دقیق لازم است تا اطمینان حاصل شود سامانههای هوش مصنوعی در لحظات فشار یا بحرانِ فوقالعاده، به شکلی قابل اتکا عمل میکنند
****** شمشیر دوستان علی در غلاف نیست کیهان در مقاله ای به قلم حسین شریعتمداری نوشت: آنچه در جریان اغتشاشات اخیر درخور توجه است، این که اعتراض مردم به گرانیهای افسارگسیخته، تنگی معیشت و کمتوجهی مسئولان به این پدیده پلشت است و به یقین حق مسلم آنهاست. اما، اغتشاشگران در برخوردها و شعارهای خود به وضوح نشان دادهاند که نسبت به معیشت مردم، کمترین دغدغهای ندارند و شعارهایشان دقیقاً و بیکم و کاست، آرزوهای برآورده نشده و خواستههای ناکام مانده رژیم وحشی صهیونیستی در جنگ 12 روزه است. شعار «نه غزه نه لبنان»! را تارنمای فارسیزبان وزارت خارجه اسرائیل دیکته کرده است. شعار «موشک را رها کن، فکر نان و هوا کن»! چه سمت و سویی دارد؟! دست کشیدن از موشک! دقیقاً همان خواسته بارها اعلام شده دشمن است که در جنگ 12 روزه، دمار از روزگار رژیم صهیونیستی و آمریکا درآورده و دو قدرت اتمی و مجهز به مدرنترین تسلیحات روز را به شکست کشانده بود. و یا مگر حمله به مراکز بسیج و فحاشی رکیک و شرمآور علیه سپاه و ارتش و پلیس، آتش زدن قرآن، حمله به مساجد، آتش زدن آمبولانس حامل بیمار و... دقیقاً همان خواسته رژیم صهیونیستی نیست؟!... کدامیک از این شعارها درباره معیشت مردم است؟! - پیش از این، دهها سند از حمایتهای آشکار و بیپرده رژیم صهیونیستی از اغتشاشگران را ارائه کردهایم و در این مختصر تنها به دو نمونه دیگر اشاره میکنیم که همین دو روز پیش، در رسانههای رژیم کودککش منتشر شده است. «سیما شاین» مدیر بخش ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی اسرائیل، با اشاره به حمایتهای آشکار موساد و سیا از اغتشاشگران، ابراز نگرانی کرده و به مقامات رژیم هشدار میدهد که: «حمایتهای آشکار ما از شورشیان در ایران و تاکید بر این که موساد و سیا در کنار آنها هستند، طرح و برنامه ما را لو داده و افشاء میکند»! شبکه تلویزیونی فارسیزبان «ایران اینترنشنال» که در جریان جنگ غزه معلوم شد، مقر آن در تلآویو است، با تعجب از مقامات رژیم صهیونیستی پرسیده است: چرا «حرفهایی را که نباید گفته میشد بر زبان آورده و با اعتراف به حمایت از شورشیان، پروژه حضور موساد و ارتباط با سرنخهای اغتشاشات در ایران را فاش کردهاند»؟! - با این حال و با وجود این همه سند غیرقابل انکار که به وضوح نشان میدهد اغتشاشگران هویتی متفاوت و حتی متضاد با معترضان دارند، یک جریان مرموز در داخل کشور اصرار دارد که اغتشاشگران و پادوهای اسرائیل را همسو با مردم و اصناف معترض قلمداد کند. ... دشمنان بارها آزمودهاند که؛ دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست شمشیر دوستان علی در غلاف نیست ****** تمایزات اعتراضات اخیر هم میهن نوشت: اعتراضات پنجشنبه شب در بسیاری از نقاط کشور، که به قطع کامل اینترنت داخلی و بینالمللی منجر شد، عصر جدیدی را در فضای سیاسی ایران گشوده است؛ اعتراضاتی که چند ویژگی مشخص دارد: اول؛ آتش تهیه بینالمللی آن که در دیدار ترامپ و نتانیاهو در فلوریدا آغاز شد و در پی آن، تهدیدات ترامپ بر منع کشتن معترضان بود که به قطع کامل اینترنت داخلی و بینالمللی منجر شد، عصر جدیدی را در فضای سیاسی ایران گشوده است؛ اعتراضاتی که چند ویژگی مشخص دارد: اول؛ آتش تهیه بینالمللی آن که در دیدار ترامپ و نتانیاهو در فلوریدا آغاز شد و در پی آن، تهدیدات ترامپ بر منع کشتن معترضان بود.
دوم؛ زمینههای روانی افزایش قیمت ارز و تورم و اختلال در بازار موجب شد که زمینه مردمی اعتراض نیز شکل بگیرد. سوم؛ تقارن این اتفاقات با اقدامات ایالات متحده در ونزوئلا که فضای سیاست جهانی در جهت این نوع مداخلات همراه کرد.
و بالاخره چهارم؛ این اولین اعتراضاتی است که در کنار سلب و نفی وضعیت موجود، یک ایده ایجابی در قالب بازگشت پهلوی به عنوان شعار محوری مطرح کرده است. در میان این چهار ویژگی، مورد اخیر آن را متمایز از اعتراضات قبلی میکند.
در 1401 هم برخلاف 96 و 98 که کلاً سلبی بود، چنین ایده ایجابی و مطالبه محوری وجود داشت که همان بحث حقوق و پوشش زنان بود. ولی آن ایده در هر صورت در چارچوب کلیت نظام مطرح بود و نه فراتر از آن. از این نظر، این اعتراضات را واجد اهمیت و تفاوت مهمی با موارد پیشین نموده است. گرچه هنوز ارزیابی دقیقی از ابعاد اعتراضات نداریم،