استفاده ابزاری سازمان ملل از 2 ضدانقلاب بدنام برای اجرای نمایشی فرمایشی؛ از علینژاد و باطبی دفاع از حقوق بشر درنمیآید
احمد باطبی و مصی علینژاد که سالها مشغول فعالیتهای ضد ایرانی در راستای پیشبرد پروژههای آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند در نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل به سخنرانی بر علیه ایران پرداختند.
نشست شورای امنیت سازمان ملل درباره تحولات اخیر ایران شب گذشته در مقر سازمان ملل در نیویورک برگزار شد.
در این نشست احمد باطبی و مصی علینژاد، 2 ضد انقلاب تابلودار علیه ایران سخنرانی کردند.
در واکنش به این اتفاق، غلامحسین درزی، سفیر و معاون نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل گفت: 2 نفری که امروز در این نشست صحبت کردند سالها مردم ایران را تشویق به اقدامهای مسلحانه کردهاند، این 2 نفر فقط صدای سیاست خارجی اسرائیل و آمریکا و هر 2 از عوامل اجیر شده موساد هستند و سخنان آنها یکطرفه است و بویی از مدنیت و واقعیت ندارد.
برای درک بهتر سخنان درزی لازم است مروری اشته باشیم بر بخشی از سوابق باطبی و علینژاد در دشمنی با ایرانی و ایرانی.
در آشوبهای سال 78 و ماجرای اتفاقات کوی دانشگاه، فردی به نام احمد باطبی که اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نبود، در راستای اجرای طرح کشتهسازی، با در دست گرفتن یک زیرپیراهن خونی (که بعدها اعتراف کرد در خانه زیرپیراهن را رنگی کرده بوده است) مدعی کشته شدن دوست دانشجوی خود شد.
او که با همین عکس به شهرت جهانی رسیده بود، مدتی بعد از ایران فرار کرد و در آمریکا به فعالیتهای ضدایرانی خود ادامه داد. باطبی در جریان فتنه 88 نقش پررنگی در رسانههای ضدانقلاب ایفا کرد و پس از آن و در سالهای 96، 98 و 1401 نیز با ساخت روایتهای جعلی و فضاسازیهای دروغین از اتفاقات داخل ایران تلاش کرد تا هماهنگ با سرویسهای اطلاعاتی و جریانهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی به دشمنی با مردم ایران ادامه دهد.
مصی علینژاد نیز که پس از کسب جایگاه در رسانههای داخلی ایران با مهاجرت به خارج از کشور تلاش کرد تا خود را تبدیل به یکی از اضلاع اپوزیسیون ضد نظام جمهوری اسلامی تبدیل کند در با راهاندازی کمپینهای ضد حجاب و ترویج دهنده سبک زندگی غربی مسیر تاثیرگذاری بر سبک زندگی فرهنگ نسل جوان ایرانی را انتخاب کرد.
وی در جریان اغتشاشات سال 98 و 1401 با حضوری فعال در شبکههای اجتماعی و رسانههای معاند مردم را به حضور در خیابان و اغتشاش و تلاش برای پیشبرد پروژه کشتهسازی تشویق میکرد.
علینژاد پس از این ناآرامیها با راهاندازی کمپینهای مختلفی به نام خانواده کشته شدگان این حوادث خود را دادخواه این خوانوادهها معرفی با تعریف پروژههایی برای سرویسهای اطلاعاتی دشمن درآمدزایی از این طریق مشغول شد.
پروژهگیری علینژاد بارها به سوژه درگیریهای مجازی میان طرفداران جناحهای مختلف اپوزیسیون تبدیل شد و او را پس از سال 1401 و با شکست اغتشاشاتی که به بهانه فوت مهسا امینی خواستار براندازی نظام شده بود به مهرهای سوخته در میان جریانهای سیاسی ضدایرانی تبدیل کرد.
کاسبی علینژاد با خون جوانانی که آنها را برای پیشبرد پروژههای کارفرمایانش فریب داده بود تنها خیانت او به ایران نبود، علینژاد بارها با درخواست حمله نظامی به ایران ماهیت حقیقی خود در دشمنی با مردم و تمایت ارزی ایران را به نمایش گذاشته است.
حالا استفاده ابزاری از این دو مهره سوخته، وابسطه به دشمن و بدنام در میان افکار عمومی مردم ایران برای روایت آنچه در حال وقوع است ماهیت حقیقی نمایشهای حقوقی بشری سازمان ملل تحت فرماندهی آمریکا و رژیم صهیونیستی را روشن میکند و نشان میدهد که پشت پرده اغتشاش و اقدامات مسلحانه تروریستی در ایران چه پروژهای برای نابودی و تجزیه ایران برنامهریزی شده است.