شنبه 27 دی 1404

تبعات انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی چیست؟/ هزینه پنهان انتقال آب

وب‌گاه دنیای اقتصاد مشاهده در مرجع
تبعات انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی چیست؟/ هزینه پنهان انتقال آب

استاد پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری درباره انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی گفت: این طرح در شرایط فعلی بخصوص که بخش انرژی در کشور با قیمت واقعی نیست و در حقیقت یارانه‌ای است ممکن است توجیه اقتصادی داشته باشند ولی اگر کشور برای اصلاح قیمت حاملهای انرژی تصمیم دیگری بگیرد مطمئناً اولین مسئله پایداری در دراز مدت توجیه اقتصادی برای تأمین هزینه‌های اینگونه طرحها و مشکلات متعاقب آن است.

ایران امروز با بحران آب روبه‌رو شده است؛ جایی که میزان مصرف منابع آبی به طور مستمر از ظرفیت تجدیدپذیری آن‌ها فراتر رفته است. این برهم خوردن تعادل میان عرضه و تقاضا فشار شدیدی بر سدها، چاه‌ها و سفره‌های زیرزمینی وارد کرده است. مدیریت ناکافی منابع و عدم تطابق سیاست‌های مصرف با نیاز واقعی جمعیت، پیچیدگی بحران را افزایش داده است. بدون برنامه‌ریزی بلندمدت و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در صرفه‌جویی و بازچرخانی آب، کاهش پایدار منابع آبی ایران اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

یکی از دلایل اصلی برهم‌خوردن تعادل بین مصرف و تقاضا، ناکارآمدی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی منابع آب کشور است. این سیاست‌گذاری‌ها در ایران همواره شکل ثابتی نداشته و با تغییرات اجتماعی و سیاسی دستخوش تحولات و اصلاحات متعدد شده‌اند.

با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش ایرنا در پرونده‌ای با عنوان «آسیب‌شناسی سیاست‌های آبی در ایران» تلاش می‌کند با ارائه گزارش‌های پژوهشی و گفت‌وگو با کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه آب، به بررسی و تحلیل مشکلات موجود و ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت بهتر منابع آبی بپردازد. «وقتی نخستین زنگ خطر بحران آب به صدا درآمد»، «حکمرانی دولتی، آب را سیاسی کرده است»، «نسخه‌ای که ایران را تشنه‌تر کرد»، «آیا سیاست سدسازی جواب داد؟»، «خودکفایی غذایی یا فاجعه آب؟»، «لابی‌ها و بده‌بستان‌های سیاسی تصمیمات حوزه آب را تحت تاثیر قرار می‌دهند»، «چرا فناوری‌های نوین آب در ایران شکست می‌خورند؟»، «عضو اندیشکده تدبیر آب: توسعه بدون ضابطه، ایران را به تنش آبی رساند»، «انتقال آب دریا به مرکز ایران؛ نجات‌بخش یا فاجعه زیست‌محیطی؟» و «وقتی گفتمان خودکفایی، ایران را تشنه می‌کند» گزارش‌هایی هستند که تاکنون در ارتباط با پرونده بحران آب ایران منتشر شده‌اند. پژوهشگر ایرنا در گزارش پیش رو به گفت‌وگو با «جهانگیر پرهمت» استاد پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری پرداخته است. در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم.

مسیر پرهزینه انتقال آب به فلات مرکزی

 پروژه‌های انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی از کی در برنامه رسمی آب کشور قرار گرفتند و چه مراحل اجرایی را گذرانده‌اند؟

تاریخ دقیق را بایستی از مسئولین مربوط پرسید اما به طور کلی بحث‌های نظری انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی به قبل از انقلاب برمی‌گردد که طرح احداث آبراهه‌ای از آبهای جنوبی کشور به فلات مرکزی ایران مطرح شد. آنچه که امروزه به عنوان پروژه‌های انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی است در دهه 80 مطرح شده است و اولین پروژه انتقال آب از خلیج فارس به مناطقی از کرمان و یزد در دستور کار قرار گرفت و سپس اجرا شد.

 به نظر شما اصولاً چه دلایل زیربنایی باعث شده کشور به سمت این نوع پروژه‌های پرهزینه و بلندمدت برود؟

توسعه صنعتی و شهری بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های منابع آب مهمترین دلیل است. استقرار صنایع بزرگ آب‌بر و تمرکز جمعیت در مناطق مرکزی ایران که بخش عمده‌ای از این تمرکز جمعیت نیز به دنبال استقرار صنایع بزرگ بوده مهمترین دلیل زیربنایی است که موجب شده منابع آب موجود در این مناطق پاسخگوی نیاز آبی نباشد و لذا برای تأمین آن پروژه‌های انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان مطرح شده است. به هر حال در کشور یک برنامه جامع آمایشی که توزیع اشتغال، جمعیت و مراکز تولیدی را یکپارچه مورد توجه قرار دهد تاکنون در کشور اجرا نشده است و لذا برآیند عملکرد به این شرایط ختم شده است.

کرمان یا باید مصرف را مدیریت کند یا به سراغ نمک‌زدایی با چالش پساب برود

وضعیت منابع آب کرمان در مقایسه با استان‌های مرکزی چگونه است و چقدر به انتقال آب دریایی وابسته است؟

استان کرمان هم بخشی از مناطق مرکزی کشور است. کرمان، قم، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، سمنان، یزد، اصفهان و خراسان رضوی استان‌های مناطق مرکزی ایران را تشکیل می‌دهند که بارندگی آنها همگی کمتر از میانگین کشوری است و اگر اقلیم کشور را خشک و نیمه خشک است، همه این استان‌ها دارای اقلیم خشک هستند. در بین متوسط بارندگی دراز مدت این استان‌ها، یزد با کمترین بارندگی و معادل 37 درصد بارندگی کشور و خراسان رضوی با بیشینه بارش معادل 85 درصد قرار دارد.

متوسط دراز مدت بارندگی استان کرمان 58 درصد بارندگی کشوری بوده و تقریباً قریب به متوسط مناطق مرکزی کشور است. دشت‌های در برگیرنده آبخوان‌های استان کرمان خود نیز از جمله دشت‌هایی هستند که امروزه دارای وضعیت مناسبی نبوده و تقریباً در وضعیت برداشت بیش از ظرفیت هستند و بعضاً در حالت فوق‌بحرانی هستند. بنابراین وضعیت این آبخوان‌ها به حالت شکنندگی رسیده‌اند، از طرفی رشد جمعیت و استقرار صنایع در استان کرمان، توسعه کشاورزی از گذشته نیاز آبی بیش از ظرفیت طبیعی استان را دارد. با این وصف یا بایستی در توزیع جمعیت و اشتغال، استقرار صنایع و تخصیص مصارف کشاورزی تجدیدنظر کرد که به این سادگی و در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست و یا بایستی تأمین آب از طرق دیگری صورت گیرد.

 نقش شیرین‌سازی آب دریا (desalination) در این پروژه‌ها چیست و چه چالش‌هایی دارد؟

نمک‌زدایی آب دریا (desalination) موضوعی است که در صورت استفاده از آب دریا و یا هر آب شور و لب‌شور دیگری که قرار است برای مصارف شرب، صنعت و یا کشاورزی استفاده شوند بایستی انجام شود. در نهایت کیفیت آب بایستی به حد قابل قبولی برای مصرف بایستی رسانده شود. از آنجایی که انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی بایستی برای تأمین مصارف شرب و صنعت باشد لذا لاجرم بایستی نمک‌زدایی صورت گیرد.

مهمترین چالش نمک‌زدایی آب دریا پساب حاصل از تصفیه آب شور است که در محیط ساحلی رها می‌شود و بایستی طوری رهاسازی صورت گیرد که حداقل تبعات زیست‌محیطی را دارا باشد. شایان ذکر است که امروزه اغلب قریب به اتفاق کشورهای دارای ساحل با استفاده از همین رویه بخشی از نیاز آبی خود را تأمین می‌کنند. البته انتقال آب دریا به ایران مرکزی چالش‌های دیگری دارد که ربطی به چالش نمک‌زدایی ندارد.

پایداری انتقال آب به مرکز، در گرو قیمت‌گذاری واقعی انرژی است

 آیا انتقال آب دریایی به فلات مرکزی به صورت پایدار و بلندمدت قابل توجیه است؟

این طرح در شرایط فعلی بخصوص که بخش انرژی در کشور با قیمت واقعی نیست و در حقیقت یارانه‌ای است ممکن است توجیه اقتصادی داشته باشند ولی اگر کشور برای اصلاح قیمت حاملهای انرژی تصمیم دیگری بگیرد مطمئناً اولین مسئله پایداری در دراز مدت توجیه اقتصادی برای تأمین هزینه‌های اینگونه طرحها و مشکلات متعاقب آن است. ساز و کار تأمین مالی برای نگهداری با وضعیت و نیاز فعلی در این صورت از مسائل مهم اینگونه طرح‌ها است.

بعلاوه تبعات دیگر شروع این طرحها در مقطع فعلی تمرکز مدیریت نشده جمعیت در این مناطق است که دولت را در مقابل عمل انجام شده قرار می‌دهد، لذا در دراز مدت و بخصوص با تغییرات سیاست قیمت‌گذاری حامل‌های انرژی (منبع اصلی انرژی انتقال آب)، تأمین آب شرب و صنعت برای مناطق ساحلی پایدار است نه برای مناطق دور دستی مثل مناطق مرکزی ایران که فاصله زیادی از ساحل دارد! ایجاد تقاضای جدید برای آب از طریق این منابع، می‌تواند فشار را بر منابع آب داخلی و بومی کاهش ندهد، بلکه مصرف را افزایش داده و ماهیت تخریبی مدیریت آب را تشدید کند.

نگهداری سامانه آبرسانی با این مقیاس نیاز به سازمان کاری دارد که قطعاً در دراز مدت اگر قرار باشد توسط سازمان دولتی انجام شود خود ناکارآمد بوده و با کوچکترین ایراد در خطوط انتقال و یا سامانه‌های پمپاژ جمعیت زیادی به همراه زیرساختهای اقتصادی با مشکل مواجه می‌شوند. به هر حال مسائل امنیتی و آسیب‌پذیری سامانه انتقال خود از دیگر چالش‌های دراز مدت این طرح‌ها می باشد

خطر پایداری پروژه‌های انتقال آب در سایه یارانه‌های انرژی

 تجربه‌های جهانی در انتقال آب بین‌حوضه‌ای چگونه است و چه درس‌هایی می‌توان از آنها گرفت؟

انتقال آب بین حوضه‌ای که عمدتاً در اثر کمبود آب در حوضه‌های مبدأ صورت می‌گیرد کم و بیش در برخی کشورها برای حل مشکل آب بخصوص شرب و صنعت صورت می‌گیرد. لازم به ذکر است که انتقال آب بین حوضه‌ای اصطلاحی عام است که برای شرایط متنوعی بکار می‌رود. به عنوان مثال از سرشاخه‌های رودخانه کارون با یک تونل کوتاه آب به صورت ثقلی و بدون صرف انرژی وارد حوضه زاینده‌رود می‌شود در حالی که انتقال آب از بندرعباس و یا دریای عمان به ایران مرکزی کیلومترها آب بایستی بوسیله پمپاژ منتقل شود. کشورهای مختلفی هم امروز با شرایط متفاوتی انتقال آب بین حوضه‌ای را دارند از جمله استرالیا، هند و ایالات متحده، کانادا، برزیل، کشورهای آفریقایی،... ولی در هر کدام از اینها شرایط متفاوت است. تجربه این کشورها نشان می‌دهد که مسائل زیست‌محیطی، حقابه‌های پایین‌دست حوضه‌های مبدأ از چالش‌های اصلی این طرح‌ها می‌باشد. این موضوع وقتی بارزتر می‌شود که نیاز آینده حوضه‌های مبدأ مد نظر قرار نگیرد.

هزینه پنهان انتقال آب: فراتر از لوله‌کشی، آسیب به اکوسیستم و شعله‌ور شدن تنش‌های منطقه‌ای

 از نظر زیست‌محیطی و اجتماعی، انتقال آب بین‌حوضه‌ای چه پیامدهای منفی می‌تواند داشته باشد (مثلاً بر حوضه‌های مبدا، شن‌زدایی، شورابه، یا زندگی جوامع محلی)

تجارب جهانی نشان داده است که برداشت آب از حوضه مبدأ، حتی با هدف تأمین آب برای مناطقی که دچار تنش آبی شدید هستند، اکوسیستم حوضه مبدأ را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تأثیرات شامل کاهش دبی رودخانه‌ها، تغییر در کیفیت آب و آسیب به زیستگاه‌های آبزیان محلی است. بنابراین قبل از شروع هر پروژه‌ای لازم است کلیه مفاهیم فیزیکی، شیمیایی، هیدرولوژیکی، بیولوژیکی و محیط زیستی برای هر دو حوضه مبدأ و مقصد کاملاً روشن شود تا پیامدهای درازمدت به درستی پیش‌بینی شوند. انتقال آب بین‌حوضه‌ای اغلب منجر به تشدید تنش‌های منطقه‌ای می‌شود، زیرا یک منطقه مبدأ احساس می‌کند که منابع آب آنها به حوضه دیگر منتقل می‌شود. این تنش‌ها بخصوص در فصول کم‌آب و یا در خشکسالی‌ها بیشتر بروز می‌کند. در کشور ما هم تا الان موارد متعددی از این تنش‌ها رخ داده است.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.