چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405

حلقه مفقوده امنیت انرژی در صلح، بحران و جنگ

خبرگزاری اکو نیوز مشاهده در مرجع
حلقه مفقوده امنیت انرژی در صلح، بحران و جنگ

به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران، امنیت انرژی در دنیای امروز تنها با داشتن منابع گاز یا قراردادهای وارداتی معنا پیدا نمی‌کند. آنچه امنیت واقعی کشورها را تضمین می‌کند، توانایی مدیریت نوسان‌های مصرف و شوک‌های ناگهانی است. از همین رو، ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز طبیعی در بسیاری از کشورها از یک امکان فنی، به یک الزام راهبردی تبدیل شده است. تجربه کشورهایی مانند آلمان و ترکیه نشان می‌دهد که بدون مخازن بزرگ و کارآمد، عبور از زمستان‌های سرد، مدیریت بحران‌های ژئوپلیتیک یا حتی مقاومت در دوران جنگ بسیار دشوار خواهد بود.

ذخیره‌سازی گاز این امکان را فراهم می‌کند که کشورها در دوره‌های کم‌مصرف، گاز مازاد را به مخازن تزریق کنند و در دوره‌های پرفشار مصرف یا هنگام اختلال در واردات، از ذخایر خود استفاده کنند. این سازوکار ساده در ظاهر، در عمل نقش یک «بیمه‌نامه ملی» را دارد که نه‌تنها از قطع گاز جلوگیری می‌کند، بلکه قدرت چانه‌زنی کشور را در بازار انرژی افزایش می‌دهد. مدیریت شوک‌های فصلی، جبران اختلال در خطوط انتقال، کنترل قیمت و افزایش انعطاف‌پذیری شبکه، تنها بخشی از مزایای این زیرساخت پنهان است.

تجربه آلمان و ترکیه؛ مخزن به‌عنوان سپر دفاعی انرژی

آلمان که سال‌ها وابستگی بالایی به گاز روسیه داشت، پس از آغاز جنگ اوکراین با یکی از جدی‌ترین تهدیدهای انرژی تاریخ خود مواجه شد. با این حال، برخلاف پیش‌بینی‌ها، شبکه انرژی آلمان دچار فروپاشی نشد. دلیل اصلی، وجود مخازن ذخیره‌سازی بزرگ و آماده‌ای بود که آلمان در سال‌های قبل توسعه داده بود. این مخازن در نخستین زمستان جنگ، نقش «سپر دفاعی انرژی» را ایفا کردند و اجازه دادند آلمان فرصت بخرد؛ فرصت برای ایجاد مسیرهای واردات جدید، افزایش ظرفیت LNG و مدیریت تقاضا بدون آنکه زندگی مردم یا صنعت مختل شود.

ترکیه نیز طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در زمینه ذخیره‌سازی گاز انجام داده است. این کشور با ساخت مخازن زیرزمینی، از جمله حفره‌های نمکی با سرعت تزریق و برداشت بالا، توانسته نوسانات مصرف فصلی را کنترل کرده و آسیب‌پذیری شبکه خود را کاهش دهد. ترکیه حتی فراتر رفته و ذخیره‌سازی را بخش جدایی‌ناپذیر برنامه تبدیل شدن به «هاب گاز منطقه» قرار داده است. هدف ترکیه روشن است: ذخیره در زمان وفور و فروش یا مصرف در دوره کمبود. این مدل، هم امنیت داخلی ایجاد می‌کند و هم قدرت منطقه‌ای.

ذخیره‌سازی در دوران جنگ؛ سلاح خاموش امنیت ملی

جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی، بیش از هر چیز زیرساخت‌های انرژی را تهدید می‌کنند؛ از خطوط لوله و ایستگاه‌های تقویت فشار گرفته تا واحدهای تولید و پالایش. اختلال در این بخش‌ها می‌تواند تنها در چند روز، زندگی مردم و فعالیت‌های اقتصادی را فلج کند. در چنین شرایطی، کشوری که مخازن بزرگ ذخیره‌سازی دارد، چند برابر تاب‌آورتر از کشوری خواهد بود که به جریان لحظه‌ای واردات وابسته است.

ذخایر زیرزمینی در دوران جنگ نقش یک پشتوانه حیاتی را دارند. این ذخایر می‌توانند برای چندین هفته یا حتی ماه‌ها، تأمین گاز خانگی، نیروگاه‌ها، مراکز درمانی و زیرساخت‌های حیاتی را تضمین کنند. کشور مجبور نیست در اوج بحران و التهاب بازار، گاز را با قیمت‌های چندبرابری وارد کند یا با تهدیدات سیاسی عقب‌نشینی کند. ذخیره‌سازی نه‌تنها امنیت انرژی را حفظ می‌کند، بلکه به دولت توان می‌دهد اولویت‌های نظامی و سیاسی خود را بدون فشار فوری تنظیم کند.

احمد رضا میر معینی کارشناس حوزه انرژی در گفت‌وگویی در باره ذخیره‌سازی گاز در دوران جنگ و بحران این کار را «سلاح خاموش امنیت ملی» توصیف کرد و گفت: این حوزه، برخلاف تصور عمومی، تنها یک پروژه فنی یا اقتصادی نیست، بلکه نقش مستقیم در تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی و حفظ ثبات اجتماعی دارد.

وی تأکید کرد: در شرایط آرامش، ذخیره‌سازی گاز شاید یک موضوع تخصصی به نظر برسد، اما در شرایط جنگ یا بحران، به ستون اصلی امنیت انرژی تبدیل می‌شود. زیرساخت‌های گازیاز خطوط انتقال تا ایستگاه‌های تقویت فشار در زمان درگیری‌های نظامی و تهدیدهای امنیتی بیش از هر چیز آسیب‌پذیر هستند. اینجاست که داشتن ذخایر زیرزمینی بزرگ، نقش یک سپر خاموش را ایفا می‌کند.

وی گفت ذخیره‌سازی گاز در دوران جنگ چند کارکرد مهم دارد: اول اینکه در زمان قطع واردات یا تخریب زیرساخت‌ها، امکان تأمین چند هفته یا چند ماه انرژی ضروری حفظ می‌شود. دوم اینکه کشور را از خرید گاز با قیمت‌های چندبرابری در شرایط اضطرار نجات می‌دهد. و سوم اینکه فشار سیاسی یا اقتصادی دشمن را بی‌اثر می‌کند، چون کشور برای تصمیم‌گیری عجولانه تحت فشار قرار نمی‌گیرد.

این کارشناس با اشاره به تجربه اخیر کشورهای مختلف افزود: وقتی بحران اوکراین رخ داد، کشورهایی که مخازن بزرگ ذخیره‌سازی داشتند، از شوک ناگهانی جان سالم به در بردند. آلمان با وجود وابستگی بالا به واردات، به دلیل اینکه مخازن خود را پیش از زمستان پر کرده بود، توانست چند ماه بدون واردات جدی گاز دوام بیاورد. این یعنی ذخیره‌سازی عملاً تبدیل به یک سپر دفاعی انرژی شد.

وی ادامه داد: در دوران جنگ، توانایی حفظ پایداری گازرسانی به خانه‌ها، بیمارستان‌ها، مراکز امدادی، نیروگاه‌ها و صنایع حیاتی، فقط با اتکا به خطوط وارداتی ممکن نیست. خطوط انتقال ممکن است آسیب ببینند، فشار شبکه کاهش یابد یا مراکز پالایشی در معرض حمله قرار گیرند. اما ذخیره‌سازی زیرزمینی، چون به‌صورت پراکنده و امن در زیر زمین قرار دارد، در برابر تهدیدات مستقیم مقاوم‌تر است.

این کارشناس انرژی با اشاره به اینکه ذخیره‌سازی گاز در بسیاری از کشورها بخشی از برنامه دفاع غیرعامل محسوب می‌شود، گفت: وقتی شما مخازن خالی‌شده نفت‌وگاز یا حفره‌های نمکی را با ظرفیت بالا در اختیار دارید، عملاً توانسته‌اید یک پشتوانه استراتژیک غیرقابل تخریب ایجاد کنید. به بیان دیگر، این ذخایر همان‌قدر اهمیت دارند که انبارهای مهمات یا مراکز پشتیبانی لجستیکی.

وی در بخش دیگری از گفت‌وگو توضیح داد که ذخیره‌سازی گاز نه‌تنها در زمان جنگ، بلکه در دوره‌های تنش ژئوپلیتیک نیز نقش تعیین‌کننده دارد. او گفت: کشوری که ذخیره کافی دارد، در مذاکرات انرژی با کشورهای صادرکننده یا در مواجهه با نوسانات شدید بازار، تحت فشار قرار نمی‌گیرد. ذخیره‌سازی در واقع قدرت چانه‌زنی را افزایش می‌دهد و این مزیت در دوران بحران ارزش حیاتی پیدا می‌کند.

این کارشناس افزود: زمانی که یک کشور مجبور شود برای تأمین فوری گاز، قراردادهای کوتاه‌مدت و گران‌قیمت ببندد، عملاً بودجه عمومی و بخش صنعت متحمل خسارت می‌شود. اما وقتی ذخایر قابل‌اتکا در دسترس باشد، تصمیم‌گیری‌ها عقلانی و بدون شتاب‌زدگی انجام می‌شود. همین مسئله باعث می‌شود کشورها بتوانند مدیریت بحران را با آرامش بیشتری پیش ببرند.

او در بخش دیگری از سخنان خود به نقش ذخیره‌سازی در مدیریت مصرف اشاره کرد و گفت: در دوران جنگ، ممکن است مدیریت مصرف اهمیت بیشتری پیدا کند، چون عرضه محدود می‌شود. داشتن ذخایر زیرزمینی کمک می‌کند مصرف خانگی و حیاتی دچار اختلال نشود، حتی اگر مجبور به محدودیت‌های صنعتی یا حمل‌ونقل شویم. این موضوع از بروز نارضایتی اجتماعی و بحران‌های ثانویه جلوگیری می‌کند.

وی تأکید کرد که ذخیره‌سازی تنها زمانی کارآمد است که از نظر ظرفیت، سرعت تزریق و برداشت و امنیت زیرساختی در سطح استانداردهای بین‌المللی باشد. او افزود: «اگر ظرفیت مخازن کم باشد یا سرعت برداشت پایین، در زمان اوج مصرف یا بحران جنگ عملاً به‌کار نمی‌آید. بنابراین توسعه زیرساخت ذخیره‌سازی یک کار تمام‌عیار ملی است و باید با نگاه بلندمدت انجام شود.

در پایان این کارشناس حوزه انرژی جمع‌بندی کرد: ذخیره‌سازی گاز در دوران جنگ مثل یک سپر نامرئی عمل می‌کند. شاید کمتر دیده شود، اما بیشترین اثر را در زمان بحران دارد. هر کشوری که به امنیت انرژی خود اهمیت می‌دهد، باید این حوزه را به‌عنوان یکی از پایه‌های دفاع غیرعامل و تاب‌آوری ملی تقویت کند. ذخیره‌سازی، فقط یک پروژه انرژی نیست؛ بخشی از امنیت ملی است.

در جنگ‌های اخیر نیز روشن شده که انرژی فقط یک کالا نیست؛ ابزاری استراتژیک است. کشوری که برای دوران سخت ذخیره نداشته باشد، حتی با داشتن منابع غنی گاز، در برابر کوچک‌ترین فشار و تهدید آسیب‌پذیر می‌شود. اما کشوری که ذخیره‌سازی مطمئن دارد، می‌تواند با اطمینان بیشتری وارد میدان تصمیم‌گیری شود.

تجربه آلمان و ترکیه نشان می‌دهد که ذخیره‌سازی گاز، حلقه پنهان اما حیاتی امنیت انرژی است؛ حلقه‌ای که در زمستان‌های سرد، بحران‌های ژئوپلیتیک و حتی دوران جنگ، از زندگی مردم و ثبات اقتصادی محافظت می‌کند. توسعه مخازن زیرزمینی گاز، نه هزینه اضافی، بلکه سرمایه‌گذاری راهبردی برای آینده هر کشور است؛ آینده‌ای که امنیت انرژی در آن، بدون ذخیره‌سازی ممکن نیست.