درباره قاسم غنی
تهران - ایرنا - قاسم غنی از جمله سیاستمدارانی به شمار میرود که نامش در تاریخ معاصر ایران بهعنوان مرد علم و فرهنگ ثبت شدهاست. این چهره برجسته با وجود اشتغال بهطبابت و وکالت مجلس، هرگز دست از امور فرهنگی برنداشت و در این زمینه آثار و خدمات ارزندهای نیز از خود برجای گذاشت.
هنوز بیش از یکسال از وبای ویرانگر و خانمانسوزی که سبزوار را به خاک سیاه نشانده بود، نمیگذشت که در 1272 خورشیدی و در یکی از خانههای محله گودانبار این شهر، کودکی چشم به جهان گشود که قرار بود تا نامش در تاریخ معاصر ایران به عنوان مرد علم، فرهنگ و سیاست ثبت شود. این نوزاد را قاسم نام نهادند. شاید در آن زمان، تصور نمی شد که این کودک بعدها یکی از چهرههای درخشان ادب و سیاست خواهد شد.
میرزا قاسم 6 ساله بود که او را به مکتب سپردند و او خواندن و نوشتن را در مکتبخانهها به روش معمول آن روزگار آموخت. نخستین معلم وی بانویی بود که به او مادرآقا میگفتند. شخصیت و اخلاق این زن مکتبدار به اعتراف غنی در روحیه وی بسیار مؤثر واقع شده است. پس از آموختن قرآن و خواندن و نوشتن فارسی، مدتی در محضر شیخ عباس دامغانی و شیخ عبد العظیم اردبیلی به فراگیری علوم پرداخت.
میرزا قاسم خان که دیگر از رفتن مکتب و خواندن ادبیات فارسی فارغ شده بود و فکرش فرصت تامل در مسایل مهمتری را یافته بود، گاه و بی گاه و نه به طور مداوم به محضر بعضی افراد فرهیخته راه مییافت و به قدر استعداد از صحبت آنان فیض میبرد تا اینکه در آغاز استبداد صغیر به همراه دایی خود به تهران رفت و در مدرسه دار الفنون ثبت نام کرد و از این رهگذر با دانشهای نوین آن روزگار آشنا شد و زبان فرانسه را به خوبی یاد گرفت. پس از پنج سال به علت وقوع جنگ جهانی اول، مدرسه فرانسویها از طرف دولت عثمانی بسته شد و دانشجوی سبزواری از تحصیل بازماند تا اینکه پس از یکسال توانست به زحمت زبان انگلیسی را فرابگیرد و در 1915 میلادی در کالج آمریکایی ثبت نام کرد. در 1919 میلادی دوره دانشکده پزشکی را به پایان رسانید. او توانست در این مدت افزون بر تکمیل زبان فرانسه، زبانهای انگلیسی و عربی را به خوبی فرا گیرد. سرانجام قاسم غنی در 1299 خورشیدی به ایران مراجعت کرد و راهی سبزوار شد.
شروع فصل جدید از زندگی قاسم غنی
در آن سالها بیماری اپیدمی آنفلوآنزا در سبزوار شایع شده بود و قاسم غنی تازه از راه رسیده به مداوای بیماران پرداخت. آن موقع هنوز دارو به اندازه کافی در دسترس نبود و برای بیشتر بیماران ماده اولیه داروها تجویز میشد. این دارو، در ذهن ساده مردم بیش از هر چیز به دوغ شبیه بود به همین جهت غنی میان عوام به «حکیم دوغی» معروف شد. غنی با آنکه قصد اقامت در سبزوار را نداشت با مشغولیتی که از جهت بیمارستان و درمان بیماران پیدا کرده بود، مجبور شد، بیش از سه سال در سبزوار بماند تا اینکه شوق فرنگ در سرش افتاد و برای تکمیل معلومات خود به فرانسه رفت. در همین سفر بود که با علامه محمد قزوینی آشنا شد و از همصحبتی او بهره گرفت. قزوینی خود در مقدمه تاریخ عصر حافظ از این آشنایی و جلسات ادبی چند ساعته که در پاریس با غنی داشت، سخن گفته است.
غنی در پاریس، گذشته از تعقیب دانش پزشکی، کلاس مخصوصی در ارتباط با شناخت و انتقاد نقاشی دید و با مطالعات وسیع خود در تاریخ نقاشی و نقد آثار هنرمندان در این رشته صاحب نظر شد. دوستی و صمیمیتی که با کمال الملک نقاش معروف داشت نیز از اینجا سرچشمه میگرفت که کمال الملک هنرمند اما غنی هنرشناس بود.
دگر بار غنی پس از بازگشت به ایران همچنان در سبزوار به درمان بیماران و خدمت به مردم ادامه داد. در سبزوار دست به ترجمه آثار آناتول فرانس زد و آن را منتشر کرد. در واقع او نخستین فردی است که فرانس را به ایرانیان شناساند. وجود غنی در سبزوار منافع جمعی از متنفذان شهر را به خطر انداخته بود، اینان بیکار ننشسته و علیه او توطئه کردند که با کمک دوستانش این توطئه ها خنثی شد. در همین سالها رضا خان به سبزوار میآید و از غنی به علت خدماتی که کرده است به خصوص احداث بیمارستان و بنای باغ ملی تقدیر میکند.
فعالیت های اجتماعی، علمی و سیاسی قاسم غنی
قاسم غنی پس از این جریانها در 1309 خورشیدی از سبزوار به مشهد رفت و به طبابت اشتغال ورزید و مورد استقبال و توجه عموم مردم قرار گرفت، چنانکه در 1312 خورشیدی از مشهد به نمایندگی مجلس ملی انتخاب شد و به تهران رفت و در دورههای 10 و 11 و 12 و 13 قانونگذاری همچنان نماینده بود. در مشهد داستانی دیگر از آثار فرانس به نام عصیان فرشتگان را ترجمه کرد که در 1309 به چاپ رساند. در تهران هم در عین اشتغال به طبابت و وکالت مجلس، دست از کتاب و کتابخانه برنداشت و برای خود کتابخانه مفصل و جامعی ترتیب داد که مورد استفاده دوستانش نیز بود.
قزوینی در مقدمه دیوان حافظ از کتابخانه او با بیان تحسینآمیزی یاد کرده است. در این برهه از زمان غنی به عنوان استادی دانشکده پزشکی منصوب شد و در دانشکده معقول و منقول روانشناسی تدریس میکرد. کتابی که در معرفه النفس نوشته همان موضوع درسش در این دانشکده است.
در 1314 خورشیدی به عضویت فرهنگستان درآمد و رساله ابن سینا را برای خطابه ورودیاش به فرهنگستان تهیه کرد. او این رساله را با بهره گیری مستقیم از کتاب ارنست رنان فرانسوی درباره ابن رشد نوشت. افرادی که متن کامل کتاب عرفانی مسلمان را دیده باشند، تصدیق می کنند که تاریخ تصوف غنی اقتباسی از کتاب نیکلسن است و غنی همان مطالب و شواهد مندرج در کتاب نیکلسن را با مراجعه به متون مورد ارجاع او شرح و بسط داده است. سپس به مطالعه حافظ پرداخت و در شهریور 1318 خورشیدی که علامه قزوینی از پاریس به تهران آمد به کمک او دیوان حافظ را تصحیح و چاپ کرد.
بزرگترین خدمت و فعالیت ادبی غنی همان تحقیق جامع و کاملی محسوب می شود که راجع به حافظ تدوین کرده است. غنی در مطالعه آثار، افکار و احوال حافظ همه جریانهای سیاسی و تاریخی روزگار حافظ را که خواهناخواه شاعر بزرگ شیراز را متأثر میساخته، آگاهانه تشریح کرده است. در جلد دوم که خواسته تاریخ اوضاع و احوال علمی، ادبی و اجتماعی عصر حافظ در فارس را بررسی کند، تنها به بیان و تشریح افکار صوفیانه که بزرگترین موج اجتماعی و جریان فکری در آن روزگار بوده، پرداخته که خود یک کتاب جداگانه تاریخ تصوف شده است. سومین جلد حافظ شناسی به علت مشغله بالای غنی نیمه کاره ماند.
با پیشآمدن وقایع شهریور 1320 خورشیدی، وضع ایران و غنی که از مهرههای مهم سیاست مملکت بود به کلی دگرگون شد. غنی در سالهای 1321 و 1322 خورشیدی وزیر بهداری شد. اشتغال به سیاست مقدار زیادی از ساعات فراغت او را که میبایست به خدمت علم و ادب میپرداخت، گرفت اما شوق و عشقی که به تحقیق و نویسندگی داشت، موجب شد که ادب فارسی در این دوره زندگی هم از آثار قلم سحرکننده او بینصیب نماند. در 1323 خورشیدی یکی دیگر از آثار آناتول فرانس با نام «بریانپزی ملکهی سبا» را که از فرانسه ترجمه کرده بود به چاپ رسانید. 2 بخش مهم از مطالعات حافظ شناسی او نیز در همین سالها به چاپ رسید. غنی در 1323 خورشیدی وزیر فرهنگ شد. اگرچه روش دیپلماسی او بسیار محافظه کارانه بود اما نویسندگان و استادان مورد اعتماد بر پاکی و طهارت وی گواهی دادهاند. علی اکبر فیاض مصحح، استاد ادبیات فارسی و بنیانگذار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درباره او چنین نوشته است: «دکتر غنی در هر حال و در هر مقامی که بود، آدمی بسیار نجیب و شرافتمند بود، در زندگی فردی و اجتماعی درست، پاک و پرهیزکار بود، از سعایت، تفتین، جاسوسی و وقاحت که سرمایه غالب رجال سیاسی این کشور است، بکلی دور بود و حتی از مشاهده این مناظر زشت برآشفته میشد و البته تحمل میکرد...»
محمد علی جمال زاده نیز نوشته است که «دکتر قاسم غنی وجودی نیک بود، علمدوست، باذوق، باشور، بافهم و باوفا بود... مرد درست، وطندوست و کوچکنوازی بود... وجودش برای کشور ما مفید و در خارجه در نزد بیگانگان مایه افتخار و آبرومندی بود.»
غنی پس از آنکه از وزارت فرهنگ استعفا کرد به سفارت به مصر رفت. در 1324 خورشیدی به همراه هیاتی از ایران به سازمان ملل متحد در آمریکا رفت. پس از سفر مصر به عنوان سفیر ترکیه به این کشور رفت. غنی که دست از فعالیت های علمی و لذت های معنوی برنداشته بود در 1324 خورشیدی «تاریخ بیهقی» تألیف خواجه ابو الفضل بیهقی دبیر غزنویان را به کمک علی اکبر فیاض تصحیح و طبع کرد و سپس انجمن ادبی تأسیس کرد که فضلایی مانند علامه دهخدا، علامه قزوینی، حاج سید نصر الله تقوی و... عضو آن بودند. به گفته اکبر فیاض اصل زندگانی در نظر غنی همین لذتهای روحی و معنوی بود و اگر به دیگر جهات زندگی اهتمامی و علاقه ای نشان میداد، مسلما برای وصول به این هدف روحانی بود.
غنی در سالها مطالعه و تحقیق، گذشته از تألیفات سودمند مستقل خود، تعدادی مقالات علمی و ادبی در مجلات خوب آن روزگار مانند ماهنامههای مهر، یادگار، یغما، دواسازی عصر حاضر،... و سالنامه دنیا نوشته است. یادگار ایام اقامت غنی در آمریکا 2 رساله به نام های اتوبیوگرافی دقیقی که به چاپ نرسید و نسخهای ماشین شده ای از آن موجود است و دیگر رساله بحثی در تصوف که آخرین اثر اوست و در 1331 خورشیدی یعنی همزمان با ایام بیماری و مرگ او به چاپ رسید.
مهم ترین اثر فرهنگی غنی، یادداشت های ارزشمند او به ویژه گزارش های مشاهدهای وی از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران از انقلاب مشروطیت تا نهضت ملی کردن صنعت نفت است. در این یادداشت ها، وی داستان حمله دزدان سرگردنه را در میاندشت به چشم می بیند و سپس خود در عصر رضاخان و پسرش در کانون حوادث تاریخ ساز کشور قرار می گیرد. با این همه در میان یادداشت این سیاستمدار بزرگ نیز افراط و تفریط دیده می شود و پژوهشگر تاریخ معاصر باید مضامین یادداشت های غنی را با منابع دیگر مقایسه کند تا بتواند بی حب و بغض به حقیقت امر برسد.
سرانجام قاسم غنی در فروردین 1331 خورشیدی در ایالت کالیفرنیا درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد.
منابع:
1. امین، سیدحسن دکتر قاسم غنی: چهره آشنای فرهنگ و سیاست، یغما، سال 24 ش، سس 599-605
2. مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم
3. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، چاپ دوم
4. صدرحاج سیدجوادی، احمد
*س_برچسبها_س*