رمزگشایی از مثلث دفاعی ریاض - آنکارا - اسلامآباد | پیمان مکه؛ «ناتوی اسلامی» یا حلقه جدید از اقمار ناتو در پیرامون ایران؟ | نقش پنهان ترکیه در اتصال ائتلاف مکه به ناتو
اقتصادنیوز: ماده کلیدی پیمان مکه که در بیانیه وزارت خارجه پاکستان بدان اشاره شده، تصریح دارد که «هرگونه حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد». این عبارت، دقیقاً مشابه ماده 5 پیمان ناتو است که سنگ بنای امنیت جمعی در اروپا و آمریکای شمالی محسوب میشود.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، پیمان مکه را باید یک ائتلاف مستقل اسلامی دانست یا حلقه جدیدی از زنجیره «ناتوی اقمار» که با هدف تکمیل پوشش امنیتی ناتو در کریدور شرق - غرب ایران و ایجاد هماهنگی اطلاعاتی - عملیاتی میان جنوب، غرب و شرق این کشور طراحی شده است؟
در بحبوحه جنگی تمام عیار میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، سه کشور عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پیمان دفاعی مشترکی را در شهر مکه به امضا رساندند که در محافل سیاسی و رسانهای با عناوینی چون «پیمان مکه» یا «ناتوی اسلامی» شناخته شد.
خبر مرتبط امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» توسط عربستان، ترکیه و پاکستان | حمله به یکی، حمله به همه است | تقویت تعهدات برای حفظ صلح و رفاه منطقهای و جهانیاقتصادنیوز: توافق امنیتی سهجانبه ترکیه، عربستان و پاکستان با محور بازدارندگی جمعی و همکاری دفاعی امضا شد؛ توافقی که هرگونه حمله مسلحانه به یکی از اعضا را حمله به همه طرفها میداند.
این پیمان که با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان در کاخ الصفا منعقد شد، بر این محور تاکید دارد که «هرگونه حمله مسلحانه به هر یک از سه دولت، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد».
اما آنچه این پیمان را از یک ائتلاف دفاعی صرفاً منطقهای متمایز میسازد، نقشی است که ترکیه بهعنوان عضو کلیدی ناتو در آن ایفا میکند. ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو، موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد خود در تقاطع اروپا، آسیا و خاورمیانه، و صنعت دفاعی رو به رشد، حلقه اتصال این ائتلاف سهجانبه به ساختار امنیتی غرب محسوب میشود. اما آیا پیمان مکه را باید یک ائتلاف مستقل اسلامی دانست یا حلقه جدیدی از زنجیره «اقمار ناتو» که با هدف تکمیل پوشش امنیتی ناتو در کریدور شرق - غرب ایران و ایجاد هماهنگی اطلاعاتی - عملیاتی میان جنوب، غرب و شرق این کشور طراحی شده است؟
همکاریهای دفاعی ترکیه با کشورهای عربی
برای درک جایگاه کنونی ترکیه در پیمان مکه، باید به پیشینه روابط دفاعی و امنیتی این کشور با جهان عرب نگاهی انداخت. برخلاف تصور رایج که روابط ترکیه با کشورهای عربی را عمدتاً بر اساس رقابت یا تنش تعریف میکند، واقعیت تاریخی نشان میدهد که آنکارا همواره به دنبال ایجاد توازن در روابط خود با همسایگان جنوبی بوده است.
در دوره جنگ سرد، ترکیه که در سال 1952 به ناتو پیوسته بود، عملاً نقش دژ جنوبشرقی این ائتلاف را بر عهده داشت و روابط امنیتی آن با کشورهای عربی عمدتاً در چارچوب هماهنگی با واشنگتن تعریف میشد. با این حال، در دو دهه اخیر، بهویژه با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002، ترکیه به تدریج رویکرد فعالتری در قبال جهان عرب در پیش گرفت و کوشید تا نقش خود را بهعنوان یک قدرت منطقهای مستقل از دستورکار غرب تثبیت کند.
با این وجود، آنچه در سالهای اخیر رخ داده، نشان از تغییر رویکرد آنکارا از «رقابت منطقهای» به «همکاری امنیتی» با کشورهای عربی دارد. این تغییر رویکرد ریشه در تحولات عمیق منطقهای و جهانی دارد. جنگ روسیه و اوکراین، بحران انرژی در اروپا، و بهویژه جنگ ایران و آمریکا، همگی عواملی بودند که کشورهای منطقه را به این نتیجه رساندند که نظم امنیتی سنتی مبتنی بر حضور انحصاری آمریکا دیگر پاسخگوی نیازهای آنها نیست و باید به دنبال ترتیبات امنیتی جدید و متنوعتری باشند.
بحران هرمز و نیاز به بازآرایی امنیتی در خاورمیانه
جنگ ایران و آمریکا، نظم امنیتی خاورمیانه را بهطور بنیادین دگرگون کرده است. یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، اختلال کامل در تردد از تنگه هرمز بود؛ تنگهای که پیش از جنگ، روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد. ایران با مسدود کردن این آبراه حیاتی قصد دارد اعمال عوارض را تا 7 درصد ارزش محموله بر کشتیهای تجاری اعمال کند تا از این رهگذر، عملاً اهرم راهبردی خود را در منطقه تثبیت کرده باشد.
عربستان سعودی نیز که بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، بیش از هر کشور دیگری به عبور امن از تنگه هرمز وابسته است، در نتیجه این بحران، مجبور به استفاده از مسیرهای جایگزین از جمله دریای سرخ و بابالمندب شد. اما این مسیرها نیز به دلیل حملات مکرر حوثیها به کشتیهای سعودی، ناامن اعلام شدند. حوثیها با حملات موشکی به منطقه نجران در خاک عربستان، 11 غیرنظامی را مجروح کردند و پیام روشنی به ریاض فرستادند که امنیت آنها در گرو توازن قوا با ایران و متحدانش است.
همچنین پیمان مکه بر بستر همکاریهای دفاعی پیشین میان این سه کشور استوار شده است. اخیرا عربستان و پاکستان، پیمان دفاعی استراتژیک مشترکی را به امضا رسانده بودند که بر اساس آن، هرگونه حمله به یکی از دو کشور، تجاوز به دیگری تلقی میشد. این پیمان که در واقع نسخهای از ماده 5 پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود، نشان میداد که پاکستان بهعنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای، امنیت عربستان را تضمین میکند و ریاض نیز با سرمایهگذاریهای کلان خود، از توان دفاعی اسلامآباد حمایت مینماید.
از سوی دیگر، روابط نظامی ترکیه و پاکستان نیز از پیشینهای طولانی برخوردار است. ترکیه بهعنوان دومین ارتش بزرگ ناتو و یکی از پیشگامان صنعت پهپادی در جهان، نقش کلیدی در ارتقای توان دفاعی پاکستان ایفا کرده است. گزارشها حاکی از آن است که ترکیه پیش از امضای پیمان مکه، به دنبال پیوستن به پیمان دفاعی پاکستان و عربستان بوده و مذاکرات پیشرفتهای در این زمینه انجام شده بود.
اما آنچه پیمان مکه را از توافقات پیشین متمایز میسازد، نقش جدید ترکیه بهعنوان یک عضو ناتو و توانایی آن در پیوند زدن این ائتلاف سهجانبه با ساختار امنیتی غرب است. ترکیه با ارائه قابلیتهای فنی و نظامی خود، بهویژه در حوزه پهپادها و سامانههای الکترونیکی و همچنین با بهرهگیری از ظرفیتهای اطلاعاتی و هماهنگی عملیاتی ناتو، عملاً این پیمان را از یک توافق دفاعی صرفاً منطقهای به بخشی از معماری امنیتی فراگیر غرب تبدیل کرده است.
نقش راهبردی ترکیه بهعنوان رابط ناتو و جبهه عرب
برای درک جایگاه منحصربهفرد ترکیه در پیمان مکه، باید نخست به موقعیت این کشور درون ناتو نگریست. ترکیه تنها عضو ناتو در میان کشورهای اسلامی خاورمیانه است و این ویژگی، آن را به یک پل طبیعی میان جهان غرب و جهان عرب تبدیل کرده است. از یک سو، ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو و کنترل تنگههای بسفر و داردانل، نقشی حیاتی در امنیت جناح جنوبشرقی این ائتلاف ایفا میکند. از سوی دیگر، با پیشینه تاریخی، فرهنگی و مذهبی خود، توانایی برقراری ارتباط با کشورهای عربی و اسلامی را دارد که برای ناتو بهتنهایی ممکن نیست.
ترکیه در این موقعیت دوگانه، سیاستی مبتنی بر «خودمختاری راهبردی» را دنبال میکند که در آن، عضویت در ناتو بهعنوان چتر امنیتی و بازدارنده عمل میکند و در عین حال، دیپلماسی شرق، ثبات منطقهای، فرصتهای اقتصادی و انعطافپذیری راهبردی را به همراه دارد. به عبارت دیگر، آنکارا نه غرب را بر شرق ترجیح میدهد و نه شرق را بر غرب؛ بلکه در نقطه تلاقی این دو جهان، جایگاهی برای خود تعریف کرده است که در آن، هم از ظرفیتهای امنیتی ناتو و هم از فرصتهای اقتصادی و سیاسی جهان شرق بهرهمند میشود.
این سیاست دوگانه، در سالهای اخیر با چالشهایی نیز مواجه بوده است. روابط ترکیه با برخی اعضای ناتو بهویژه یونان و قبرس در موضوعات مربوط به مدیترانه شرقی، مرزهای دریایی و منابع انرژی دچار تنش شده است. همچنین، خرید سامانه دفاع موشکی اس - 400 از روسیه و روابط پیچیده آنکارا با مسکو، واکنش تند واشنگتن و برخی کشورهای اروپایی را به دنبال داشته است. با این حال، آنچه پیمان مکه را به یک نقطه عطف در روابط ترکیه و ناتو تبدیل میکند، این است که این پیمان نشان میدهد آنکارا چگونه میتواند از موقعیت منحصربهفرد خود در ناتو برای ایجاد ائتلافهای اقماری استفاده کند که ضمن تأمین منافع ملی ترکیه، به اهداف کلی ناتو در منطقه نیز خدمت میکنند.
تحلیل ساختاری پیمان دفاعی مکه
ماده کلیدی پیمان مکه که در بیانیه وزارت خارجه پاکستان بدان اشاره شده، تصریح دارد که «هرگونه حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد». این عبارت، دقیقاً مشابه ماده 5 پیمان ناتو است که سنگ بنای امنیت جمعی در اروپا و آمریکای شمالی محسوب میشود. با این حال، برخلاف ناتو که مکانیسمهای عملیاتی مشخصی برای واکنش به حملات دارد، پیمان مکه جزئیات چندانی در مورد نحوه پاسخدهی یا نوع تعهدات نظامی ارائه نداده است.
برخی تحلیلگران بر این باورند که این ابهام، از یک سو به دلیل تنوع منافع و اولویتهای سه کشور و از سوی دیگر، به دلیل نگرانی از تشدید تنش با ایران است. چه آنکه این پیمان «نشاندهنده تمایل آشکار به تنوعبخشی به ائتلافها فراتر از ایالات متحده است» و «عربستان سعودی به جای چتر واحد آمریکایی، به لایههای متعدد امنیتی نیاز دارد».
از سوی دیگر پیمان مکه، سه کشور را با ظرفیتهای مکمل گرد هم آورده است. از سویی عربستان سعودی بهعنوان قدرت مالی و تأمینکننده منابع انرژی و از سوی دیگر پاکستان بهعنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای با تجربه نظامی قابلتوجه و تواناییهای موشکی و همچنین ترکیه بهعنوان عضو ناتو با دومین ارتش بزرگ این ائتلاف و صنعت دفاعی پیشرفته بهویژه در حوزه پهپادها از جمله اجتماع ظرفیت ها در یک پیمان دفاعی هستند که در خاورمیانه کم سابقه بوده است.
این ترکیب، یک معادله امنیتی منحصربهفرد را ایجاد کرده است که در آن، «پول سعودی، بمب اتمی پاکستان و پهپادهای ترکیه» میتوانند یک چتر بازدارنده مؤثر در برابر تهدیدات منطقهای بهویژه از سوی ایران ایجاد کنند. ترکیب سپر هستهای پاکستان، نفوذ اقتصادی و سیاسی عربستان و تکنولوژی صنایع دفاعی و ارتش قدرتمند ترکیه، ساختاری خواهد ایجاد کرد که به نفع امنیت و ثبات هر سه کشور خواهد بود.
اقمار ناتو؛ چارچوبی نوین برای تحلیل امنیتی
در تحلیلها از پیمان مکه اغلب با عنوان «ناتوی اسلامی» یاد میشود، اما این مفهوم، نه تنها نادرست، بلکه گمراهکننده است. «ناتوی اسلامی» دلالت بر شکلی از اتحاد نظامی مبتنی بر هویت دینی دارد که در تقابل با سایر ادیان یا تمدنها قرار میگیرد. اما پیمان مکه، ماهیتی فرقهای ندارد و حتی مقامات سعودی بر غیرفرقهای بودن آن تأکید کردهاند. رائد کریملی، معاون وزیر امور خارجه سعودی در امور دیپلماسی عمومی، تصریح کرده است که این پیمان «تلاشی برای ایجاد محور نظامی یا بلوک فرقهای نیست» و «تهدیدی برای امنیت هیچ کشوری در منطقه محسوب نمیشود».
در مقابل، مفهوم «اقمار ناتو» برای تحلیل این پیمان کارآمدتر به نظر میرسد. ناتو بهعنوان یک ائتلاف دفاعی فراگیر، با استفاده از اعضای خود که در اینجا ترکیه نقش محوری دارد، شبکههایی از ائتلافهای اقماری را در مناطقی ایجاد میکند که امکان عضویت مستقیم در ناتو برای برخی کشورها وجود ندارد یا به دلایل راهبردی نامطلوب است. این ائتلافهای اقماری، ضمن حفظ استقلال ظاهری، از طریق هماهنگی اطلاعاتی، استانداردسازی تسلیحات و رزمایشهای مشترک با ناتو، در راستای اهداف کلی این ائتلاف حرکت میکنند.
از سوی دیگر ترکیه در این پیمان، نقشی دوگانه و تعیینکننده دارد. از یک سو، بهعنوان یک کشور مسلمان و متحد استراتژیک پاکستان و عربستان، پلی میان این دو کشور و جهان اسلام ایجاد میکند. از سوی دیگر، بهعنوان عضو کلیدی ناتو، حلقه اتصال این ائتلاف سهجانبه به ساختار امنیتی غرب است.
این نقش دوگانه، به ترکیه اجازه میدهد تا ضمن تأمین منافع ملی خود، بهعنوان نماینده ناتو در منطقه، هماهنگی اطلاعاتی و عملیاتی میان جنوب (عربستان)، غرب (ترکیه) و شرق (پاکستان) ایران را تسهیل کند.
این پیکربندی راهبردی، دقیقاً در راستای نیاز ناتو به ایجاد یک «کمربند امنیتی» در اطراف ایران است. با توجه به اینکه ایران با روسیه و چین نیز روابط نزدیکی دارد و ممکن است در آینده به یکی از کانونهای رقابت نظامی - امنیتی تبدیل شود، ناتو نیازمند شبکههایی از متحدان در اطراف آن است که نه تنها اطلاعات را در اختیار داشته باشند، بلکه توان عملیاتی را نیز در صورت نیاز تأمین کنند. ایجاد ائتلافهای اقماری با محوریت ترکیه و با مشارکت کشورهای کلیدی مانند عربستان و پاکستان، دقیقاً در راستای تأمین این هدف راهبردی است.
نگرانیهای هند و بازتابهای بینالمللی
هند که با پاکستان رقابت و تنش راهبردی دارد، از پیمان مکه ابراز نگرانی کرده است. رسانههای هندی این پیمان را «چالشی مستقیم برای امنیت هند» توصیف کردهاند و بر این نکته تأکید دارند که ترکیب «پول سعودی، بمب اتمی پاکستان و پهپادهای ترکیه» میتواند توازن قوا در جنوب آسیا را به نفع پاکستان تغییر دهد.
افزون بر این، ایالات متحده که در حال حاضر درگیر جنگی پرهزینه با ایران است، پیمان مکه را فرصتی برای کاهش بار خود در تأمین امنیت متحدان منطقهای تلقی میکند. سنای آمریکا نیز با تصویب بسته جدید تحریمها علیه روسیه و ایران، نشان داده است که خروج از تعهدات امنیتی در خاورمیانه و سپردن آن به متحدان منطقهای، در دستورکار واشنگتن قرار دارد.
در مجموع، پیمان دفاعی مشترک مکه را باید در چارچوب تحولات عمیق نظم امنیتی خاورمیانه و جهان تحلیل کرد. این پیمان، نه یک «ناتوی اسلامی»، که حلقه جدیدی از «اقمار ناتو» است که با هدف تکمیل پوشش امنیتی ناتو در کریدور شرق - غرب ایران و ایجاد هماهنگی اطلاعاتی - عملیاتی میان جنوب، غرب و شرق ایران طراحی شده است. در این راستا، ترکیه بهعنوان عضو کلیدی ناتو، نقش رابط و هماهنگکننده این ائتلاف با ساختار فرماندهی ناتو را ایفا میکند و پاکستان و عربستان نیز که هرچند عضو ناتو نیستند، اما متحدان راهبردی غرب محسوب میشوند، شبکههایی از هماهنگی امنیتی را ذیل چتر ناتو شکل میدهند.
با این حال، پیمان مکه با چالشهای جدی نیز مواجه است. ابهام در ماده 5 پیمان و عدم شفافیت در مورد ماهیت تعهدات نظامی، یکی از نقاط ضعف آن محسوب میشود. همچنین، تنوع منافع و اولویتهای سه کشور عضو، میتواند در مواقع بحرانی به اختلافات جدی منجر شود. از سوی دیگر، روابط پیچیده ترکیه با برخی اعضای ناتو و همچنین روابط دوگانه آن با روسیه و چین، ممکن است در آینده این ائتلاف را با چالشهای جدیدی مواجه سازد.
در نهایت، پیمان مکه را باید بهعنوان یکی از نشانههای گذار از نظم امنیتی مبتنی بر هژمونی آمریکا به نظمی چندلایه و چندقطبی در خاورمیانه تحلیل کرد. در این نظم جدید، ائتلافهای منطقهای با پشتوانه قدرتهای جهانی، نقش فزایندهای در تأمین امنیت جمعی ایفا خواهند کرد و ناتو، بهعنوان یک ائتلاف فراگیر، با استفاده از اعضای خود، شبکههایی از ائتلافهای اقماری را برای مدیریت بحرانهای منطقهای بهکار خواهد گرفت. پیمان مکه، یکی از اولین و مهمترین مصادیق این راهبرد نوین است که در آن، ترکیه بهعنوان «پل» میان ناتو و جبهه عرب، نقشی حیاتی و تعیینکننده ایفا میکند.
همچنین بخوانید- جزئیات تازه از پیمان مکه / عربستان: دنبال بلوک نظامی و مسابقه تسلیحاتی نیستیم
- امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» توسط عربستان، ترکیه و پاکستان | حمله به یکی، حمله به همه است | تقویت تعهدات برای حفظ صلح و رفاه منطقهای و جهانی
- سفر ناگهانی اردوغان و شهباز شریف به عربستان / در ریاض چه خبر است؟
- بن سلمان و اردوغان درباره برنامه هسته ای ایران بیانیه دادند!