سه رکن امنیت ملی، مورد هجوم دشمن صهیونی
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی خیابان انقلاب نوشت:
اعتراضات به جهش بیقاعده اما مستمر نرخ ارز در روزهای نخست دیماه 1404 در کمتر از یک هفته در شامگاه پنجشنبه 18 دی ماه به خشونتی تروریستی و وحشیگری افسارگسیختهای منجر شد که تنها با اقدامات ضدمردمی منافقین در سالهای نخست دهه 60 شمسی قابل مقایسه است. از حمله به ماشینهای امدادی و تخریب ایستگاههای اتوبوس و آتش زدن مساجد و حسینیهها گرفته تا حمله مسلحانه به پاسگاهها و مراکز انتظامی و نظامی که منجر به شهادت شماری از مردم و بسیجیان و نیروهای حافظ امنیت و کشته شدن تعدادی از مهاجمان و آشوبگران شد.
چرا چنین آتش گُر گرفتهای به ناگاه برپا شد؟ آیا همه چیز به فراخوان رضا پهلوی بازمیگردد؟ مجله فرانسوی فیگارو دو ماه پیش در یادداشتی تفصیلی به تصریح رضا پهلوی را «متوهمی ناکارآزموده» دانسته بود که به دنبال رهبری یک انقلاب از راه دور است، آن هم به اتکای رباتها و اکانتهای سایبری تغذیه شده از مراکز اسرائیلی که در گزارش روزنامه اسرائیلی هاآرتص افشاء شده بود.
اما در عمل آنچه شامگاه جمعه رخ داد، تجمعات ده نفره در نقاطی پراکنده از چند شهر ایران بود که با گذشت دو ساعت از فراخوان، خشن، هیجانی و تروریستی شد. در همه ده روز گذشته شعارهایی در حمایت از پهلوی در تجمعات اعتراضات شنیده شده. رضا پهلوی در بیانیه دیگری درخواست کرده تجمعات به هم پیوند بخورد و شنبه و یکشنبه نیز ادامه یابد. تلویزیونهای ماهوارهای ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی هم ویژه برنامههایی برای پوشش اخبار و رویدادهای مرتبط با ایران را تدارک دیدهاند تا اوضاع را خاص و ویژه تصویر کنند. در عمل و با قطعی گسترده اینترنت و آشکار شدن نشانههای وحشیگری و آشوبی که پنجشنبه بروز یافت، وضعیت به التهاب نزدیک شده.
اما پرسش این است که واقعاً سازماندهی و نظمی برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران در کار است؟ رئیسجمهور آمریکا تاکنون دو بار از معترضین حمایت کرده و فرماندهی انتظامی نیروهای آمریکا در منطقه، موسوم به سنتکام نیز گفته تحولات را زیر نظر داریم. حتی اگر مایک پمپئو، وزیر سابق خارجه آمریکا، نیز به حضور نیروهای موساد در میدان آشوب در تهران و دیگر شهرها اشاره نداشت؛ حتی اگر حجم درندهخویی و میزان وحشیگری بروز یافته در کودککشی در کرمانشاه و شلیک مستقیم به نیروی امنیتی در مشهد را در نظر نگیریم، آنچه کاتالیزور اعتراض به آشوب شده، فرصت یافتن همان جریانی است که خردادماه 1404 در پی انهدام عناصر قدرت ایران بود.
به شعارها دقت کنید. شعار علیه رهبر انقلاب و نیروهای نظامی و امنیتی و تلاش برای بیشرف خواندن مردمی که همچنان در پی ادامه زندگی عادی خود هستند. بازاریانی که میکوشند هر روز کرکره مغازه را بالا بدهند، فروشندگان آنلاینی که از هر مناسبت تقویمی استفاده میکنند تا دایره فروش خود را گسترده کنند، کارمندانی که سعی دارند با حقوقی که در تعقیب و گریز با تورم و گرانی همیشه جا میماند، سرافرازانه زندگی کنند؛ کارگرانی که صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند، اما اجازه نمیدهند چرخ تولید از کار بیفتد و انبوه کشاورز و معلم و پرستار و مهندس و رانندهای که تعطیلی یا وقفه در کارشان، در گام نخست به زندگی آنها آسیب میزند. آنچه ایران را در جنگ 12 روزه در برابر حملات اسرائیل با فرماندهی و پشتیبانی آمریکا پیروز کرد؛ در آشوب دی ماه 1404 هدف قرار گرفته.
دشمن در پی آن است با هدفگیری امنیت عمومی، ایران را وارد یک دوره بیثباتی و اختلال کند تا حمایت از جمهوری اسلامی ایران هزینه سنگینی پیدا کند. مانند آنچه در دو سال پایانی حکومت بشار اسد در سوریه رخ داد و یک کشور یکپارچه را به تکههایی پرآشوب تبدیل کرد که امکان آبادانی و سازندگی در آن صفر باشد. آشوب، سوار بر اعتراض بهحق مردم، خشونت و شدتی پیدا کرده که ترس و ناامنی جای امنیت و ثبات را بگیرد؛ با هدف سرکوب توانهای اندک و سرمایههای کمی که در یک تجمیع ملی به نیرویِ متراکمِ غلبهکننده بر مشکلات و دشواریهای پیچیدهای که تحریم ساخته، تبدیل میشود. در واقع، سرکوب اساسی، استعدادها و تواناییهایی است که ایران را از نظر علمی، ورزشی و اجتماعی به یک جامعه توانا و نیرومند تبدیل کرده. امنیت که نباشد، تصویر ایران فردا با همه مشکلات اقتصادی، بسیار کمرنگ و دور میشود و موفقیتهای فردی نیز امکان بروز نمییابند.
با این همه، تاریخ ایران و تاریخ جهان، گواههای متضاد این توصیف را نیز عرضه میکنند. ایران دهه 60 هم درگیر جنگ خارجی بود و هم رنجور از آشوب داخلی. کشورهای جبهه متحد پس از جنگ جهانی دوم مانند ژاپن و آلمان که با ویرانی گستردهای روبهرو بودند، نیز امکان توسعه و پیشرفت حیرتانگیزی پیدا کردند که ضرورتاً برآمده از کمک اقتصادی و مالی آمریکا نبود. مسأله دقیقاً اینجاست که برای جامعه بریده از تاریخ نمیتوان هویت تعریف کرد و فقدان هویت، زمینه هر شکل تسلطی را فراهم میکند. سه عنصر مهم هویتی ایران در جنگ 12 روزه، یعنی اولاً رهبری حکیم و مقتدرانه آیت الله خامنهای، ثانیاً انسجام ملی و اتحاد مقدس اجتماعی بیبدیلی که به اتکای خون بیش از هزار ایرانی در هجوم اسرائیل پدیدار شد و ثالثاً قدرت روزافزون نیروهای نظامی در مقاومت علیه غول مهیب صهیونی، در یک رویارویی ناجوانمردانه زمینی با نقاب و سپر خودی هدف قرار گرفته. باید هوشیار بود و به این دشمن ضربه زد، با حمایت از همان سه عنصری که هدف گرفته.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.