پوتین چگونه مقابل ترامپ موفق ظاهر شد؟ | زمان به سود روسیه است | اروپا بر سر دو راهی قرار گرفت

اقتصادنیوز: اکنون که ولادیمیر پوتین دریافته است که طرح اول جاهطلبانه او، یعنی تحمیل توافقی با قلم مسکو بر کییف با همراهی ترامپ ممکن نیست، روی به راهبرد دوم یا به اصطلاح پلن بی آورده است. در این سناریو، کرملین امیدوار است که ترامپ به مرور صبر خود را از دست داده و کمکهای آمریکا به اوکراین را در حد زیادی کاهش دهد.
به گزارش اقتصادنیوز، پس از نشست سه ساعته میان دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در آلاسکا، چشمانداز آینده برای اوکراین چندان امیدوارکننده بهنظر نمیرسید.
تحلیلها پس از دیدار، میان دو تصویر متناقض در نوسان بود: از یکسو دیدگاه «یالتای جدید» که در آن ممکن بود ترامپ با خواستههای کرملین برای تثبیت حوزه نفوذ روسیه بر اوکراین موافقت کند و از سوی دیگر «مونیخ جدید» که بر اساس آن رئیسجمهور آمریکا اوکراین را فدای مصالحه با روسیه کرده و حمایت واشنگتن از توان دفاعی این کشور را پس بگیرد. به بیان دیگر، سطح انتظارات از نتیجه این نشست در اوکراین و میان متحدان کییف، بهشدت پایین بود.
خبر مرتبط درس عبرت جنگ اوکراین برای اروپایی ها | دولت های اروپایی نمیتوانند تا ابد متکی به آمریکا باشنداقتصادنیوز: نیروهای اروپایی باید توان مقابله با بحرانها بدون کمک فوری آمریکا، و همچنین ظرفیت بازدارندگی علیه روسیه را داشته باشند، چرا که روسیه هنوز بارزترین تهدید امنیتی برای اروپا محسوب میشود.
الکساندر گابویف در فارن افرز نوشت: با وجود همه گمانه زنیها، نشست آلاسکا به یک فاجعهی تمامعیار برای اوکراین ختم نشد. ترامپ به جای مذاکره بر سر سرنوشت اوکراین با پوتین، حاضر نشد تا عادیسازی رابطه با روسیه را تا زمان پایان جنگ در اوکراین آغاز کند. پس از آن نیز در هجدهم اوت جاری، دونالد ترامپ میزبان ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین و جمعی از رهبران اروپایی در کاخ سفید بود؛ جایی که توانستند توپ دیپلماتیک را دوباره به زمین پوتین برگردانند. الکساندر استوب رئیسجمهور فنلاند پس از این نشست گفت: امروز آشکارا روز حمایت آمریکا و اروپا از اوکراین بود.
تغییر راهبردی پوتین
اکنون که ولادیمیر پوتین دریافته است که طرح اول جاهطلبانه او، یعنی تحمیل توافقی با قلم مسکو بر کییف با همراهی ترامپ ممکن نیست، روی به راهبرد دوم یا به اصطلاح پلن بی آورده است. در این سناریو، کرملین امیدوار است که ترامپ به مرور صبر خود را از دست داده و کمکهای آمریکا به اوکراین را در حد زیادی کاهش دهد.
در محاسبات مسکو، چنین اتفاقی همچنان به معنای پیروزی است و دقیقاً در چارچوب راهبرد سهلایهای قرار میگیرد که نویسندگان این مقاله پیشتر تشریح کرده بودند: نگهداشتن توجه رئیسجمهور آمریکا، جلوگیری از تحریمهای جدید و دردناک واشنگتن، و تداوم جنگ فرسایشی با اوکراین.
زمان به سود روسیه است
بر اساس نگاه کرملین، گذر زمان در این معادله به نفع روسیه عمل میکند. مسکو در میدان جنگ دست بالاتر را دارد و علیرغم تلفات سنگین، به لحاظ برتری عددی نیروی انسانی و تجهیزات نظامی موفق به فرسوده کردن خطوط مقدم در دونباس شده است.
همچنین مسکو در جنگ پهپادی نیز به سطحی رسیده که برتری پیشین اوکراین را از میان برده است. در نتیجه، روسیه در شرایط کنونی هیچ تمایلی به آتشبس ندارد، مگر آنکه تمامی مطالبات سیاسیاش بهطور کامل پذیرفته شود.
بنابراین، روسیه تلاش میکند تا از ترامپ زمان بخرد. با این حال، دقیقا روشن نیست که پوتین در صورت تداوم مقاومت اوکراین مانند سه سال اخیر، چه برنامهی جایگزین و واقعبینانهای خواهد داشت. برای مثال اگر اتحادیه اروپا روند تحویل مهمات و پهپادها به اوکراین را تسریع کند و با مصادره 250 میلیارد دلار دارایی مسدودشده روسیه در بانکهای اروپایی یک خط نجات مالی در اختیار کییف قرار دهد، دستیابی کرملین به هدف راهبردی «تحت سلطه درآوردن اوکراین» به مخاطره میافتد. به بیان دیگر، حتی با قرار دادن اقتصاد و جامعه روسیه بر مدار جنگ، پوتین برای پیروزی احتمالا به چیزی بیش از صرف زمان نیاز خوهد داشت.
از طرح اول تا طرح دوم
در ابتدای دولت دوم ترامپ، نشانهها برای تحقق طرح اول مسکو امیدوارکننده بود. ترامپ استیو ویتکاف، دوست نزدیک خود را بهعنوان فرستاده ویژه در مذاکرات با روسیه منصوب کرد؛ فردی که چندین بار به مسکو سفر کرد و ساعتها با پوتین به گفتوگو نشست. از ژانویه تا تابستان، دو رئیسجمهور سه تماس تلفنی طولانی داشتند و شواهد آشکار نشان میداد که ترامپ تحتتأثیر روایتهای پوتین قرار گرفته است. این تاثیر بهویژه در رفتار تحقیرآمیز او با زلنسکی در 28 فوریه در کاخ سفید، مشهود بود.
علاوه بر این، مسکو تلاش کرد تا روابط خود با آمریکا را به چند بخش تقسیم کند. در اولین دیدار سطح بالای روسیه با تیم امنیت ملی ترامپ در 18 فوریه، کرملین پیشنهاد داد که مذاکرات صلح در اوکراین با گشایش گستردهتر در روابط دو کشور همراه شود؛ یعنی بازگشایی کنسولگریها (که از 2017 تعطیل شده بودند)، آغاز دوبارهی مذاکرات کنترل تسلیحات، و افزایش تجارت و سرمایهگذاری متقابل میان مسکو و واشنگتن.
خبر مرتبط رؤیای ترامپ برای معامله بزرگ با پوتین | اوکراین باید برای بدترین سناریوها آماده باشداقتصادنیوز: این احتمال وجود دارد که زلنسکی روز دوشنبه با توافقی از پیش تعیین شده توسط ترامپ و پوتین مواجه شود. در این صورت، او ناگزیر به یافتن راهی برای ایستادگی، بدون اینکه بار دیگر خشم ترامپ را برانگیزد، خواهد بود؛ امری که بسیار دشوار است.
اما به مرور مشخص شد که دیپلماسی تهاجمی و فریبنده کرملین در حال شکست است. زلنسکی، با حمایت و مشاوره رهبران اروپایی توانست که از طریق امضای توافقی در بخش معدن، که به ایالات متحده دسترسی ویژه به منابع معدنی اوکراین بهویژه عناصر کمیاب را میداد، رابطه خود با ترامپ را ترمیم کند. در مقابل، کاخ سفید نیز مسیر دسترسی کییف به کمکهای نظامی آمریکا از جمله اطلاعات نظامی و امکان خرید سلاحهای آمریکایی با تأمین مالی اروپا را باز نگه داشت. همچنین دونالد ترامپ در 14 ژوئیه، در کنار دبیرکل ناتو هشدار داد که روسیه در صورت خودداری از آتشبس بی قید و شرط، با تعرفههای بسیار سنگین مواجه خواهد شد.
فشار اقتصادی و شکافهای داخلی
تهدید به اعمال فشار اقتصادی بیشتر اثر خود را گذاشت. با اینکه در سال 2024، روسیه تنها 3 میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر کرد و تعرفههای سهرقمی ترامپ تأثیر مستقیمی بر بودجهی کرملین نگذاشت اما تصمیم ترامپ برای اعمال تعرفهی تنبیهی 25 درصدی بر کالاهای هندی به دلیل خرید نفت از روسیه، بهطور غیرمستقیم باعث افزایش هزینههای مسکو شد. بنابراین فروشندگان روسی ناگزیر به ارائه تخفیفهای بیشتر به خریداران هندی شدند و در نتیجه سودآوری تجارت نفت کاهش پیدا کرد.
کاهش درآمدهای حاصله نفت و گاز بر اقتصاد جنگی روسیه اثر گذاشت، برخی مناطق که پیشتر برای جذب سربازان پاداشهای هنگفتی را میپرداختند، اکنون ناچار شدند این پرداختها را کاهش دهند. نمود آشکارتر این وضعیت در کسری بودجه فزاینده کشور روسیه است. در آغاز سال کرملین برنامهریزی کرده بود که کسری بودجه را به 0.5 درصد تولید ناخالص داخلی محدود کند. اما در ژوئن آن را به 1.8 درصد افزایش داد. ولی حتی این هدف نیز محقق نشد؛ چرا که در هفت ماه نخست سال، کسری بودجه به 2.2 درصد تولید ناخالص داخلی رسید.
معضل کرملین و شتاب در دیپلماسی
تحریمهای بیشتر آمریکا میتواند فشار مضاعفی را بر بدنه اقتصاد روسیه وارد کند. برای مثال، هنوز شرکتهای بزرگ انرژی روسیه، از جمله روسنفت و لوکاویل در فهرست سیاه قرار نگرفتهاند؛ اقدامی که در صورت اجرا، جریان نقدی کرملین را بهشدت تحت فشار میگذارد. همانگونه که الکساندرا پروکوپنکو در ژانویه در نشریه فارن افرز نوشت، شاید اقتصاد روسیه برای 18 تا 24 ماه آینده توان تأمین ماشین جنگی پوتین را داشته باشد، اما روند کلی اقتصاد رو به وخامت است.
این واقعیت کرملین را با یک دوگانگی روبهرو کرده است؛ ادامه مسیر سختگیرانه و بیاعتنایی به تهدیدهای ترامپ، یا تلاش برای دلجویی از رئیس جمهور آمریکا. در نهایت، مسکو راه دوم را برگزید. به این ترتیب که در 7 اوت نماینده ویژه ترامپ، استیو ویتکاف، را به مسکو دعوت شد با و ارائه طرحی ظاهراً قابلقبول از سوی روسیه، پیشنهاد برگزاری دیداری میان ترامپ و پوتین را داده شد. درواقع، نشست آلاسکا به پیشنهاد روسیه بهسرعت و بدون تشریفات مرسوم برگزار شد، تشریفاتی که بهویژه از سوی روسها به شدت اهمیت دارد و تاکنون به عنوان توجیحی برای بیمیلی پوتین برای دیدار با رئیس جمهور اوکراین درنظر گرفته شده است.
سراب توافق
پس از سه ساعت گفتوگو میان پوتین و ترامپ، برنامه صرف ناهار که از پیش برنامهریزیشده بود لغو شد و نشست خبری نیز به بیانیههای جداگانه دو رئیسجمهور تقلیل یافت. این تغییر آشکار نشان میداد که تلاشهای مسکو برای تفکیک جنگ اوکراین از سایر ابعاد روابط با ایالات متحده و حرکت بهسوی عادیسازی در عرصههای دیگر، با شکست روبهرو شده است. با این حال، این تنها ناکامی قابلتوجه تیم پوتین بود.
به طور کلی، پوتین به هدف کلیدی خود رسید، او توانست ترامپ را قانع کند که تمرکز تلاشهای صلحجویانه کاخ سفید باید بر دستیابی به یک توافق جامع برای پایان جنگ باشد، نه بر آتشبس بدون قید و شرط؛ و در این فاصله، تداوم درگیریها بلامانع است. بدینترتیب، علیرغم ادعاهای پیشین ترامپ و فشار رهبران اروپایی و زلنسکی پیش از نشست، کاخ سفید هیچ اقدام تنبیهی علیه روسیه به دلیل سرپیچی از پذیرش آتشبس اعمال نکرد.
پوتین چگونه موفق شد؟
پوتین دیپلماسی نمایشی ترامپ را با مذاکرهای به همان اندازه نمایشی پاسخ داد و در عمل دولت آمریکا را فریب داد تا این تصور را ایجاد کند که روسیه آماده ارائه امتیازات جدی است. بنا بر اظهارات ترامپ و مقامهای آمریکایی همچون ویتکاف، مارکو روبیو (وزیر خارجه)، و جیدی ونس (معاون رئیسجمهور)، پوتین در نشست آلاسکا چنین القا کرد که حاضر است از برخی مطالبات حداکثری خود، که در اصل از همان آغاز غیرواقعبینانه و اغراقآمیز بودند، عقبنشینی کند.
معاملههای ارضی و بنبست اوکراین
یکی از تغییرات پیشنهادی مسکو کنار گذاشتن مطالبه عقبنشینی کامل نیروهای اوکراینی از چهار منطقهی مورد ادعای روسیه بود. کرملین حالا صرفاً خواستار واگذاری دونتسک و لوهانسک است و در خرسون و زاپوریژیا، به وضعیت مرزی کنونی رضایت میدهد. پوتین حتی اشاره کرده که حاضر است بخشهایی از مناطق اشغالی در دنیپروپتروفسک، سومی و خارکیف را در قالب «معاوضه ارضی» به اوکراین واگذار کند.
با این حال، بر اساس این طرح، میزان زمینی که اوکراین باید تسلیم کند تقریباً ده برابر اراضیای است که روسیه حاضر به پس دادن آنهاست. مهمتر از آن، غرب دونباس، شامل شهرهای استراتژیک اسلاویانسک و کراماتورسک، به قلعهای مستحکم برای اوکراین تبدیل شده و رها کردن آن هم از نظر سیاسی و هم نظامی غیرممکن است. نظرسنجیها نشان میدهند که افکار عمومی اوکراین هیچ معاملهای بر سر خاک کشور را نمیپذیرد و از منظر نظامی نیز واگذاری این منطقه به معنای باز کردن دروازههای شمال و مرکز اوکراین به روی روسیه است.
با این حال، ترامپ پس از نشست منطق «معاوضه ارضی» را پذیرفت، هرچند تصمیمگیری نهایی را به زلنسکی واگذار کرد.
تضمینهای امنیتی بدون اثر
موضوع مهم دیگر نشست آلاسکا، تضمینهای امنیتی آمریکا برای اوکراین پس از جنگ برای اوکراین بود. به گفته ویتکاف، «پیشرفتهای شگرفی حاصل شد؛ برای مثال پوتین برای اولینبار قبول کرد که اوکراین در چارچوبی از تضمینهای امنیتی آمریکا قرار بگیرد؛ حتی این ادعا مطرح شد که این تضمینها میتواند از ماده 5 پیمان ناتو قویتر باشد، البته بدون عضویت رسمی کییف در ناتو.
اروپاییها بلافاصله از این فضای مبهم استفاده کردند و طرح اعزام یک «نیروی اطمینانبخش اروپایی» به اوکراین پس از جنگ را ارائه دادند که ده کشور اتحادیه اروپا مشارکت بالقوهای در آن داشتند. ترامپ همچنین وعدهی مبهم «پشتیبانی هوایی» داد. اما دو روز بعد، سرگئی لاوروف آب پاکی را روی این خوشبینی ریخت. از نگاه مسکو، تضمین امنیتی باید بر مبنای توافقی با مشارکت پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، با حق وتوی کرملین، تعریف شود. علاوه بر آن، روسیه خواستار محدودسازی شدید ارتش اوکراین، چه در شمار و چه در تجهیزات و قطع همکاریهای نظامی این کشور با غرب شد.
این مواضع عملاً همان چیزی بود که در مذاکرات استانبول در بهار 2022 مطرح شد و به بنبست رسید. برای پوتین، قطع شراکت امنیتی اوکراین با غرب هدفی حیاتی است؛ در حالی که برای کییف، حفظ توان نظامی و ارتباط با ناتو شرط بقا و استقلال است.
دوراهی اروپا بر انتخاب رویکرد
اگرچه ترامپ خواهان میانجیگری برای دیدار پوتین و زلنسکی و حتی یک نشست سهجانبه بود، دستیابی به صلح واقعی همچنان دور از دسترس است. در همین فاصله، اروپا سرگرم طراحی برنامههای خود است.
طرح اول اروپا عبارت است از اقناع ترامپ به این واقعیت که پوتین مانع اصلی تلاشهای صلح است و تنها فشار میتواند او را به سازش وادارد؛ که در صورت موفقیت این طرح، زمان خریدن کرملین نتیجه معکوس داده و ترامپ ناگزیر به اعمال تحریمهای بیشتری علیه روسیه میشود. اتحادیه اروپا هم متعهد شده است که هزینه تسلیحات آمریکایی برای اوکراین را بپردازد. وزارت دفاع آمریکا هم تنها یک هفته پس از نشست فروش 850 میلیون دلاری تجهیزات، که شامل بیش از 3 هزار موشک هواپرتاب برد بلند میشد را تصویب کرد.
اگر این طرح ناکام بماند، اروپا سراغ طرح دوم خواهد رفت؛ یعنی تداوم کمکهای نظامی به اوکراین در سطح کنونی، تشدید تحریمها (هرچند ابزار تحریمی اتحادیه اروپا محدودتر از واشنگتن است) و حتی واگذاری بخشی از ذخایر تسلیحاتی خود به اوکراین به قیمت کاهش آمادگی نظامی اروپا. همچنین، اتحادیه اروپا میتواند با مصادرهی 250 میلیارد دلاری دارایی دولتی روسیه در بانکهای خود، خط نجات مالی بلندمدتی را برای کییف ایجاد کرد.
ادامهی جنگ فرسایشی
با این همه، بعید است که طرح دوم اروپا مانع تصمیمات روسیه شود. پوتین بارها نشان داده است که توانایی بالایی در تحمل فشار دارد و آماده ادامه دادن به جنگی طولانی است. دولت روسیه در صورت تشدید بحرانهای مالی میتواند هزینههای آموزش، بهداشت و زیرساخت های خود را کاهش دهد و برای جبران کاهش انگیزههای مالی، به اجبار در بسیج نیروهای نظامی روی آورد. در ژوئیه امسال هم کرملین با استفاده از سامانهی احضار دیجیتال، اعزام سرباز به جبهههای نظامی را افزایش داد؛ چراکه به محض ارسال ابلاغیه الکترونیک، مرزها به روی فرد مورد نظر بسته میشود و جریمههای ناشی از عدم خدمت، فعال میشود.
با این حال آنچه کرملین درنظر نگرفته است، تعریف طرحی برای سناریوی شکست است؛ یعنی شرایطی که درنهایت برتری عددی و تجهیزاتی روسیه نتواند به شکاف راهبردی در خطوط دفاعی اوکراین منجر شود، دقیقا همان وضعیتی که از ابتدای جنگ تا به امروز شاهد آن بودهایم.
همچنین بخوانید ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید



