شنبه 17 مرداد 1405

از ادعای کذب تا دعوت به سرنگونی دولت / واکنش‌ها به اظهارات باقر خرازی

وب‌گاه فرارو مشاهده در مرجع
از ادعای کذب تا دعوت به سرنگونی دولت / واکنش‌ها به اظهارات باقر خرازی

محمدباقر خرازی مدعی شده است 40 سال با آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رابطه نزدیک داشته و دولت پزشکیان «سال چهارم را نخواهد دید». او حتی تهدید به فتوای اعدام بی‌حجاب‌ها داده و دولت را مقصر قلمداد کرد.

حواشی ادعای استعفای رئیس‌جمهور که با هدف تخریب و تضعیف دولت بارها مطرح شده اما خریداری در جامعه نداشته، با سخنان خرازی وارد فاز جدیدی شده است.

به گزارش شرق، ماجرا از آنجا آغاز شد که محمدباقر خرازی، مدیر مجموعه‌هایی همچون مدرسه اجتهادیه محسنیه و مدارس امام هادی (ع)، ادعاهایی را درباره نقل قول از رهبر انقلاب مطرح کرد و مدعی شد رئیس‌جمهور 28 بار استعفا داده و اگر بار دیگر مرتکب این عمل شود، استعفای او پذیرفته خواهد شد. این ادعا به‌سرعت با واکنش رسمی روبه‌رو شد.

دفتر رهبر انقلاب در اطلاعیه‌ای این ادعاها را قویا تکذیب و اعلام کرد: «مطلب منتشرشده در فضای مجازی... از اساس کذب و خلاف واقع است».

همچنین تأکید شد هرگونه مطلب خارج از چارچوب اطلاع‌رسانی رسمی دفتر رهبری، فاقد سندیت است.

افزایش تنش و دعوت به «سرنگونی دولت» 

با وجود تکذیبیه صریح، خرازی نه‌تنها عقب‌نشینی نکرد، بلکه در اظهارات تازه فراتر رفت و آشکارا از «سرنگونی دولت» و فراخوان برای تجمع سخن گفت. او در جدیدترین اظهارات مدعی شده است «40 سال» با آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب، رابطه نزدیک داشته و دولت پزشکیان «سال چهارم را نخواهد دید». او حتی تهدید به فتوای اعدام بی‌حجاب‌ها داده و دولت را مقصر قلمداد کرده و به توهین تند علیه دولت و حتی شورای نگهبان هم پرداخته است.

این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که رئیس‌جمهور با رأی مستقیم مردم بر سر کار آمده و نقد او حق شهروندان است، اما دعوت به بسیج خیابانی برای براندازی دولت قانونی، در شرایط حساس کنونی، بازی با امنیت ملی تلقی می‌شود.

از اتهام دروغ تا پیشنهاد شلاق

اظهارات خرازی با واکنش‌های تند چهره‌های سیاسی روبه‌رو شد. مجتبی زارعی، نماینده تهران، در شبکه ایکس نوشت: «شنیدم با اینکه پیام آقا را دیدی اما دوباره گستاخ‌تر شدی. می‌گویم اگر دادستانی تو را و شاهد تو را و باند تو را بازداشت و قانونا به شلاق محکوم کند، حاضرم با وضو و با افتخار آن را اجرا کنم‌». زارعی تأکید کرد نقد ولایت فقیه را می‌پذیرد، اما «تولید بمب تفرقه و بازکردن کوچه برای دشمن در صفوف واحد ملت در وضعیت جنگی» را محکوم می‌کند.

نمره اخلاق، صفر

در سوی دیگر، محمد مهاجری، روزنامه‌نگار اصولگرا، با لحنی تندتر به ابعاد اخلاقی ماجرا پرداخت. او خرازی را «از جمله افرادی که نمره اخلاقش صفر است» توصیف کرد و نوشت: «بر فرض که همه تحلیل‌ها و اظهارنظرهایش درست باشد (که نیست)، چون بی‌ادب و بدزبان و هتاک و دروغگو است، پشیزی نمی‌ارزد». مهاجری هشدار داد رفتار این افراد، «پای دین نوشته می‌شود و به اعتقادات جامعه آسیب می‌زند» و از آن‌ها خواست لباس روحانیت را از تن بیرون کنند تا دین خدا را آلوده نکنند.

از منظر نقد منصفانه، آنچه در سخنان خرازی بیش از هر چیز برجسته است، فاصله او از واقعیت و پافشاری بر ادعاهای تکذیب‌شده است.

دفتر رهبری به‌صراحت اعلام کرده هیچ مطلبی خارج از چارچوب رسمی سندیت ندارد؛ با این حال، خرازی با استناد به ادعاهای بی‌اساس، نه‌تنها به اتحاد ملی ضربه می‌زند، بلکه با فراخوان به «سرنگونی دولت» و پیش‌بینی‌های غیرمستند، عملا در مسیری گام برمی‌دارد که به‌جای نقد سازنده، به دوقطبی‌سازی دامن می‌زند. در شرایط کنونی که کشور با تهدیدهای امنیتی روبه‌رو است، چنین سخنانی نه‌تنها غیرمسئولانه، بلکه خطرناک ارزیابی می‌شود و می‌تواند زمینه‌ساز سوءاستفاده دشمنان شود. سیدمحمدباقر خرازی متولد هفتم تیر 1340 در قم است.

او فرزند آیت‌الله سیدمحسن خرازی، از استادان حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری به شمار می‌رود. برادر او، سیدصادق خرازی، از دیپلمات‌های باسابقه جمهوری اسلامی است و عمویش، کمال خرازی، سال‌ها در رأس دستگاه دیپلماسی ایران قرار داشت. همچنین از طریق پیوندهای خانوادگی، این خاندان با خانواده رهبری نیز نسبت سببی پیدا کرده است.

محمدباقر خرازی اگرچه هیچ‌گاه در زمره سیاست‌مداران صاحب‌منصب جمهوری اسلامی قرار نگرفت، اما در مقاطع مختلف با اظهارنظرهایی متفاوت و گاه جنجالی، نام خود را در صدر اخبار سیاسی قرار داد. بخش درخور توجهی از این مواضع در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 مطرح شد و برخی دیگر نیز به مسائل سیاست خارجی و اداره کشور اختصاص داشت.

یک وبسایت خبری در گزارشی در این باره نوشته است خرازی در نخستین گفت‌وگوهای انتخاباتی خود که در فروردین 1392 منتشر شد، با معرفی شعار «پارس اسلامی» اعلام کرد انگیزه حضورش در انتخابات، تشکیل «دولت متقین» است. خرازی آن زمان علام کرد در صورت پیروزی در انتخابات، ارزش دلار را به حدود هزار تومان خواهد رساند و معتقد بود با اصلاح ساختار اقتصادی و مدیریت صحیح، می‌توان ثبات را به بازار ارز بازگرداند.

این وعده بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت و از جمله شعارهایی بود که بیش از هر چیز نام او را مطرح کرد. یکی دیگر از وعده‌های انتخاباتی خرازی، بازگرداندن سرزمین‌هایی بود که به گفته او در طول تاریخ از ایران جدا شده‌اند.

او مدعی شد بدون توسل به جنگ و صرفا با استفاده از ظرفیت‌های سیاسی، دیپلماتیک و اقتدار جمهوری اسلامی می‌توان این هدف را محقق کرد. این سخنان واکنش‌های فراوانی در فضای سیاسی و رسانه‌ای برانگیخت و به یکی از مشهورترین اظهارات انتخاباتی او تبدیل شد. خرازی حتی در ادامه تبلیغات انتخاباتی خود درباره حوادث سال 1388 نیز موضع گرفت و گفت در صورت پیروزی تلاش خواهد کرد میان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و نظام جمهوری اسلامی آشتی برقرار کند. او این موضوع را بخشی از برنامه خود برای افزایش همبستگی داخلی عنوان کرد؛ اظهارنظری که در فضای سیاسی آن روزها بازتاب زیادی داشت.

او درباره دکترین هسته‌ای هم گفته است: تنها راه‌حل نجات ما، ساخت بمب اتم و شلیک آن است! باید بمب اتم را بسازیم و در اقیانوس اطلس بزنیم و سونامی ایجاد کنیم که موجش به سواحل آمریکا برسد. خرازی با عقاید عجیبش که کمتر دیده و شنیده شده، این روزها حمله به دولت را فرصتی مغتنم شمره که سبب شده نامش حداقل در برخی شبکه‌های اجتماعی بر سر زبان‌ها بیفتد.

آنچه در کارنامه محمدباقر خرازی به چشم می‌خورد، نه یک اشتباه مقطعی، بلکه الگویی تکراری از شعارهای پوپولیستی، وعده‌های محال و اکنون ادبیات براندازانه است. از «دولت متقین» و دلار هزارتومانی تا بازگرداندن سرزمین‌های ازدست‌رفته و آشتی با موسوی و کروبی، هیچ‌یک به سرانجام نرسید و حاصلش فقط حاشیه‌هایی بود که به‌سرعت فراموش شدند. اما امروز او با فراتررفتن از همه آن زیاده‌گویی‌ها، پای خود را به وادی خطرناکی گشوده که نه‌تنها اعتبارش، بلکه امنیت ملی را نشانه رفته است.

در شرایط جنگی امروز، آن‌که کوچه تفرقه را به روی دشمن می‌گشاید، چه لباس روحانیت بر تن داشته باشد و چه نه، عملا در اردوگاه دشمن قرار گرفته است. شاید از خرازی انتظار عقب‌نشینی نرود، اما جامعه و نهادهای مسئول باید نشان دهند دعوت به سرنگونی دولت منتخب مردم، خط قرمزی است که هیچ‌کس اجازه عبور از آن را ندارد.